X
تبلیغات
ملاثاني نيوز - مفاخر و شخصیت ها
 

 
 
به پایگاه اطلاع رسانی ملاثاني نيوز خوش آمدید       اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا       

ملا عبدالله الگویی برای نسل دیروز و امروز ماست

ماندگاری چهره ها و شخصیت ها مرهون نوع رویکرد و حضور فعال آنان در حوزه امور اجتماعی و ایفای نقش سازنده در راستای تعالی و ترقی جامعه است.عالمان نواندیش و مردم گرا در طول تاریخ طلاییه داران جریان موثر اجتماعی و صلای آنها بیداربخش انسان ها بوده است. در سنت نبوی رفتن عالمان نیک اندیش و نیکخو به ثلمه جبران ناپذیر و غیر قابل باور تعبیر شده است.بجای نهادن میراث ارزشمند فرهنگی نیز  بر این عزت و ماندگاری می افزاید .سال ها پیش دهستان آنروز ملاثانی سه معمم بیشتر نداشت که هر کدام در حوزه ای از جامعه ابتدایی و ساده ما نقشی برجسته ایفا و برای توده های مستضعف منشاء اثر و برکت بوده اند.شیخ یاسر عماره در امور فرهنگی و حل و فصل امور طوایف و قبایل (فریضه)، شیخ جابر ساعدی منش در عرصه گسترش فرهنگ عاشورا و منبر حسینی و شیخ ملاعیدالله علیمی در زمینه امور اجتماعی و آموزشی فعالیت های چشمگیری داشته اند. البته آن سه روحانی فاضل در زمینه منبر خطبای توانمند و بزرگی بودند ولی در هر کدام از این سه عزیز یک ویژگی خاص برجستگی بیشتری داشت.
مرحوم ملاعبدالله علیمی از سرمایه های اجتماعی ملاثانی است که همانند عطار حاذق دوره گرد ، به روستاها و و آبادی های گوناگون سرکشی، دردها و آسیب های اجتماعی را مرهم می نهاد.گرچه این حدیث مولا امیرالمومنین (ع) در توصیف رسول گرامی اسلام (ص)می باشد اما بی شک عالمان عامل که پا بر جای پای پیامبر مهربانی می نهند شایسته توصیف به این تعبیر می باشند.حضرت علی (ع) می فرمایند : « طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ،قَدْ أحْكَمَ مَراهِمَهُ وَ أحْمي مَواسِمَهُ يَضَعُ ذلِكَ حَيْثُ الْحاجَةُ إلَيْهِ ».(رسول خدا -ص) طبيبي است دوره گرد به همراه طبش،براستي مرهمها را محكم كرده و ابزار داغ را سخت گداخته است، آن را هر جايي كه نياز افتد قرار مي‎دهد  و درمان مي‎كند).شیخ عبدالله از سلک چنین مردان روشن ضمیری بود که در مسیر دستگیری همنوعان خود از هیچ چیزی دریغ نمی کرد.

بنیانگذار نهاد نهضت سواد آموزی در ملاثانی

تاسیس نهضت سواد آموزی ملاثانی در سایه تلاش ها و پیگیری های این مرد بزرگ به قدمت عمر این نهاد انقلابی در سطح کشور است.ملاعبدالله از جمله نخستین افرادی بود که ندای امام خمینی (ره) را در زمینه گسترش نهضت آموختن در روستا ها لبیک گفت و تمام توان خود را در این جهت بکاربست .شیخ عبدالله در سپیده دم هر روز بهمراه جمعی از بچه های جهادسازندگی مانند حاج موسی سلامات ،مهندس میرباقری و نیز دانشجویان دانشجویان مجتمع کشاورزی آن روز ملاثانی سوار بر جیپ سبز رنگ معروف اش، راهی روستاهای اطراف ملاثانی از جمله زویر چری، خرامزه، گارگه، کایدیه، ابوهاون، حنیری، حبیشی، تل بومه، ام الحمام، جلیعه، ام غریب و ... می شد وکلاس های نهضت را در خانه های افراد شاخص روستاها برپا می کرد تا چراغ دانش را در میان ساکنان روستاها روشن و پر فروغ نگه دارد . در سال 71 با تلاش های شبانه روزی و کمک گرفتن از خیرین و مدیران نهادها بویژه با حمایت حاج مصطفی مطورزاده (بخشدار وقت باوی و نماینده سابق مردم خرمشهر در مجلس شورای اسلامی) و آقای محمودرضا بهزادی شهردار وقت ملاثانی ،مکانی در خور و ساختمانی مناسب برای استقرار دفتر نهضت سواد آموزی در بخش باوی بنا کرد که بعدها بعلت ادغام نهضت در آموزش و پرورش آن مجموعه به شهرداری ملاثانی واگذار شد که مدتی هم بعنوان دفتر امام جمعه مورد استفاده واقع شد اما شاید هیچک از جوانان امروز ملاثانی ندادند که این ساختمان یادگاری از تلاش ها و فعالیت های مرحوم ملا عبدالله علمی است.ملاعبدالله هم پایه گذار نهضت سواد آموزی هم نخستین رییس آن در شهرستان باوی است.بسیاری از روستاییان مدیون این عالم فاضل هستند.

فعالیت های عام المنفعه

ملاعبدالله از جمله اعضای نخستین شورای اسلامی دهستان ملاثانی در روزهای آغازین شکل گیری جمهوری اسلامی بود که در راستای ارائه خدمات عمومی به مردم منطقه همگام با مرحوم نجف ناصری ،حاج جاسم عامری ،ملاخلف فیاضی،سیدنعیم موسوی،حاج قدیر نبگانی و حاج ملا محبس(محمدرضا)،فعالیت های چشمگیری داشت.بطوریکه راه اندازی اولین تلمبه خانه آب شرب (یا تصفیه ) با همکاری مرحومان کاظم نیلی(دیزل) ،ملاخلف فیاضی ،زایر عیسی دیوان دیلمی (میاحی) و مرحوم نجف ناصری با همکاری دهدار وقت ملاثانی از جمله خدمات ماندگار ایشان است.جالب اینکه ،هنگام طغیان رودخانه کارون بویژه در فصل بهار که باعث تخریب و آسیب جدی به لوله های انتقال آب تلمبه خانه می شد جهت بازسازی تاسیسات و نیز نظارت بر کار کارگران در کنار آنان شب را به صبح می رساند.

حلقه های آموزش احکام و قرآن ملاعبدالله در گعده های خیابانی

انتخاب روش های کارآمد و عامه پسند در جهت تبلیغ مبانی و احکام دین شاید یکی از دشوارهای کار مبلغان است و متاسفانه تعریف فعالیت های تبلیغی دین در قالب نهادهای رسمی و اداری باعث مردم گریزی مردم شده است .در گذشته نه چندان دور شیخ عبدالله علمی بجای حسینیه و مسجد در گعده های عصرانه افراد بزرگسال و جوان ملاثانی در سایه درختان خیابان اصلی (محل فعلی بلوار معلم) حضور می یافت و به گفتن مسائل شرعی و بیان داستان ها و قصه های قرآنی می پرداخت البته سئوالات پیچیده و تمام ناشدنی مرحوم ملاخلف فیاضی و حسین الغضیب به گرمی مباحث می افزود و مباحثه و حتی گاهی مجادلات هر گذری را به حلقه ملا جذب می کرد.البته گاهی این نشست های موثر در شب و به میزبانی مرحوم مان زایر املح و با صرف چای و قهوه منعقد می شد.از جمله پیامدهای این گعده ها پیشگیری از بیماری های اجتماعی همچون غیبت و سخن چینی بود .ملا عدالله آنقدر صبور و اهل پاسخ منطقی و اهل تحمل نقد و نظرات مخالف بود « فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَ لَو کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُّوا مِن حُولِکَ»


مردم داری ملا عبدالله

یکی از ضرورت‌های اخلاق مسلمانی و آداب معاشرت مکتبی،«مردم داری» است.یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن،در خدمت دیگران بودن،شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن.همراهی و همدردی و همگامی و هم‌خونی با دیگران و هر نام دیگری که بتوانی بر آن بگذاری،اما در واقع همه این واژه ها و عبارت یک مفهوم دارد، یعنی خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و پنداشتن .این، رمز و راز حیات اجتماعی یک مسلمان است و برای او « پایگاه مردمی » و برخورداری از رأفت و رحمت و مودّت و حمایت مردم را فراهم می‌آورد. ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی، به حسن سلوک با دیگران.از جمله ویژگی های ملاعیدالله علیمی مردم داری و همگام بودن او با مردم در غم ها و شادی است که تاکنون نام و یاد او را در خاطره ها زنده نگه داشته است.هدف شیخ عبدالله علیه الرحمة خدمت بیشتر به همنوعان بود که نسل امروز باید راه و رسم او در زمینه "مردم داری" را بیاموزند .و در یک کلام می توان گفت ملا عبدالله آیینه تمام نمای مردمداری برای اهل خطه ملاثانی بود.زیرا همین خصلت باعث خدمت بیشتر این شیخ بزرگ به مردم و همدلی با آنان شد.در حدیث آمده است: مُداراةُ الناسِ نِصفُ الايمان و الرِّفقُ بهم نصف العَيش: نرمش  با مردم نیمی از ایمان و رفاقت با آنان نیمی از خوش زیستن  است. (جامع احادیث الشیعه جلد20ص 81 حدیث 27420)امید است با احیای نام این بزرگان و معرفی شخصیت آنان به نسل جوان بتوانیم گامی هر چند کوتاه در راه حفظ میراث فرهنگی مردمان این خطه برداریم.




ارسال توسط جمعی از نویسندگان

ملایه اسعیده یک سند افتخار در کتاب تاریخ خوزستان قلمداد می شود

نام اوبرای همه زنان و مردان شهر ملاثانی و حتی خوزستان آشنا ست .او هیچوقت از تبار و قبیله نام و نشان نیافته است.بلکه روضه ابا عبدالله الحسین (ع) و تلاش در راه ترویج ارزش های کربلا و عاشورا او را زبانزد عام و خاص نموده است.ملایه اسعیده سال ها دار و ندار خود را وقف خدمت به دلدادگان امام حسین(ع) قرار داده ،و منزلش در خیابان 3 گلن آباد(کوی قدس) به یکی از کانون های فرهنگی و مذهبی زنان در تمامی مناسبت های دینی و ملی تبدیل شده است.در ایام محرم و صفر یا 15 شعبان و در خیابان سوم گلن آباد  بعد از مسجد موسی ابن جعفر (ع) ،علم ها و کتل های رنگارنگ و منقوش به «یاحسین» ،« یا ابوالفضل» و «یامهدی» که بر بلندای منزل ملایه نصب شده از دور نگاهت را به انتهای خیابان معطوف و جلب می کند.مجلس روضه خوانی ملایه اولین مجلس زنانه پس از مرحومه ملایه ام اسماعیل و همزمان با مجلس ام هادی (همسر گرامی شیخ علی الصافی) در ملاثانی دایر گردید که از همان آغاز تاکنون از رونق بالایی برخوردار بوده و هست. تجمع صدها تن از زنان بطور شبانه روز طی ایام محرم و صفر در منزل ایشان نشان دهنده عمق ارتباط وی با جامعه زنان دارد.دور از واقعیت نیست که بگوییم در مسائل مذهبی و اجتماعی ملایه اسعیده در قامت یک گروه مرجع فعال اجتماعی عمل می کند . در هر دوره انتخابات مجلس ،ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر بسیاری از شخصیت ها و نامزدها راه منزل ایشان را در پیش می گیرند تا از از رهگذر نفوذ کلام او در میان جامعه زنان بهره جویند.
چند ویژگی برجسته ملایه اسعیده را از دیگر هم قطاران اش متمایز و از او چهره ای منحصر بفرد ساخته است ت که شاید کمتر بتوان آنها را بطور یکجا در بانوان محترم دیگر حتی از نوع تحصیل کرده اش جستجو کرد.
1-مردم داری و احترام به عواطف شهروندان : ملایه اسعیده با مردم ملاثانی دارای یک ارتباط عمیق اجتماعی و عاطفی گسترده است .برای برپایی آیین های فاتحه خوانی ،عزاداری و سوگواری اشخاص مختلف بویژه بزرگان شهر، اول بسراغ ملایه اسعیده می روند. زیرا که این بانو تقریبا از ویژگی ها و شخصیت اکثریت افراد اطلاع و و اشراف دارد ،لذا در تعزیه گردانی و مجالس روضه بخوبی حق مطلب را ادا می کند.
2-میهمانوازی ،تکریم همسایه و مستمندان: ملایه از ویژگی دیگری برخوردار است که فقط می توان آنرا در منش جوانمردان و بزرگان قبایل و شیوخ طوایف دید .ایشان در تکریم میهمان و همسایه و کمک به مستمندان از هیچ چیز دریغ نمی کند .
3-همگامی با نخبگان در عرصه اجتماع : در مجالس اجتماعی مردانه پا به پای مردان حرکت می کند و سخنوری و لحن حزین و نوحه های آتشین  ایشان زبانزد خاص و عام است.
4-عشق و علاقه وافر به امام حسین (ع) و وقف همه مایملک خود برای ترویج فرهنگ عاشورا .ملایه بارها گفته که هرچه دارد از برکت سفره بی پایان امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس(ع) است .بطوریکه در ایام محرم و صفر خانه او به روی همه باوان مشتقاق امام حسین (ع) باز است و در روز نهم و دهم محرم با همکاری دیگر بانوان خیرخواه و پخت و پز گسترده به توزیع نذورات در سطح شهر می پردازد.اصلا نام ملایه با مجالس روضه خوانی و آیین های عزاداری عاشورا گرهخورده است.
اما ملایه السعیده از شاخص های دیگری نیز برخوردار بوده که او در ردیف نخستین های شهر ملاثانی قرار داده و بایداین رکوردها  بنام ایشان ثبت و ضبط گردد.
او نخستین کسی است که مجلس روضه خوانی تشکیلاتی را برای بانوان آنهم بطور علنی در شهر ملاثانی راه اندازی نمود.
او جز اولین زنانی است که شهیدی رشید تقدیم انقلاب اسلامی و خط امام خمینی (ره) نمود و زینب(س) گونه به ترویج ارزش های انقلاب اسلامی پرداخت.
او پیشتاز عرصه آموزش منظم روضه خوانی به دختران و زنان علاقمند بود.در واقع نخستین مدرسه غیر رسمی آموزش مداحی زنان را تاسیس کرد.
او نخسین ملایه بود که در مقابل دوربین های شبکه اول صدا و سیما و در شرایط جنگی در هویزه حضور یافت و اولین نوحه را پس از آهنگران آنهم به زبان عربی جهت شهدای هویزه خواند.
در سال 1364 پس از بازسازی هویزه توسط آستان قدس و بازگشت جمعی از ساکنان ،رژیم بعثی در اقدامی ددمنشانه با انجام حمله هوایی و بمباران توپخانه مجددا هویزه را با خاک یکسان کرد که منجر به شهادت جمعی از هموطنان بویژه بخشدار هویزه وقت گردید.در آن زمان حاج صادق آهنگران اولین مردی بود که برای شهدای مظلوم این شهر نوحه ی پرسوز و گدازی را قرائت کرد که به نوحه «شهدای هویزه » و با مطلع «سرباز سرافراز هویزه کفن ات کو» معروف شد در همان زمان و فکر کنم به دعوت حاج عبدالله حمیدیان پور ، در آن شرایط بحرانی و رعب آور ملایه اسعیده به منطقه عملیاتی هویزه رفت و در آیین تشیع شهدا و در جمع شیرزنان آن خطه در راستای تقویت روحیه مردم و گرامیداشت شهدای هویزه اولین نوحه عربی  را اجرا کرد و در پایان با یک هوسه تاریخی گفت « الحویزه انا و ما نطیها» هویزه قطعه ای مقدس از خاک پاک میهن است و آنرا به دشمن نخواهیم داد.
جوانان امروز ما بدانند! ملایه اسعیده یک سند افتخار در کتاب تاریخ خوزستان قلمداد می شود که با استفاده از منبر حسینی توانست ماندگارترین کارهای فرهنگی را به انجام برساند .او ثابت کرد که زنان خوزستانی می توانند با اراده پولادین و اعتماد به نفس بالا بزرگترین کارها را انجام دهند.او طلسم محرومیت زنان منطقه در عرصه اجتماعی را شکست و تفکر خانه گزینی زنان را برای همیشه به فراموش خانه فرستاد.
در دوره کنونی این شیرزن در ادبیات فرهنگ مکتوب و نیز هشت سال دفاع مقدس، برای نسل جدید بویژه دختران خوزستان ناشناخته است در حالی که جهت الگوسازی و تقویت حضور مفید و موثر بانوان در عرصه های اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی ضروری است تا این الگو ها بشکل شایسته ای معرفی شوند.انتظار می رود نهادهای فرهنگی استان با همکاری صدا و سیما حداقل در بخش عربی با یک مطالعه میدانی ،مستند کوتاهی پیرامون زندگی و فعالیت های ملایه اسعیده تهیه و برای مردم این خطه قهرمان پرور پخش نمایند. همچنین مدیران ارگان های فرهنگی شهر ملاثانی خصوصا شورای اسلامی با برپایی مراسمی از این بانوی بزرگ بعنوان پیشتاز عرصه فعالیت های فرهنگی و اجتماعی تجلیل بعمل آورند یا حداقل خیابانی را به نام ایشان مزین کنند.
البته این قلم در صدد است در شرایط مناسب و در فواصل زمانی مختلف در خصوص نقش ماندگار دیگر بانوان فعال شهر ملاثانی بویژه مرحومه ملایه ام اسماعیل ،ملایه ام هادی (همسر گرامی شیخ علی الصافی)، سرکار خانم دلفی و ام جلیل عتابی در آینده نزدیک مطالب کوتاهی را تحریر و جهت استفاده نسل سوم و نیز یادآوری خاطرات شیرین نسل های گذشته منتشر نماید.البته پیش از این در مورد شخصیت سرکار خانم مرادی و فعالیت های سرکار خانم شوشتری مطلبی را تقدیم نموده ام.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان

یک مدرسه بنام حاج فاخر حیدری زاده مزین شده است.

۱۲ اردیبهشت ۸۹ مدیریت وقت آموزش و پرورش ناحیه ۲ اهواز در راستای تجلیل از باسابقه ترین معلم  منطقه و مردی که بعدها در قامت رییس اداره منشاء خدمات فراوانی جهت مناطق محروم اهواز بویژه غیزانیه ،زرگان ،اسماعلیه ،مشرحات ،زویه ،باهنر ،سپیدار و دهها محله دیگر حاشیه و متن اهواز بود ،یک باب دبستان واقع در محله سپیدار را بنام این مرد تلاشگر تعلیم و تربیت، مزین ساخت .هر وقت  گذرم به بلوار سپیدار می افتد، نخستین منظره ای که نگاهم را جلب به خود می نماید،دبستان حاج فاخر حیدری زاده است.نامی که هنوز صاحبش را در خیابان و مجامع عمومی می بینم و بوسه بر دستان پرمهرش می زنم.

دیدن این منظره از سوی دیگر ، آهی در دلم به جا می گذارد، ما را چه شده است که مردان خدوم خطه خود را فراموش کرده و در غوغای اختلافات و رقابت های ناسالم ، حسادت ها و حتی گاهی اوقات طایفه گری و خویشاوندخواهی برای نامگذاری مدارس و اماکن عمومی خود سراغ فرهنگ لغت ها ،پارک گلها و کتاب های تاریخ می رویم، غافل از این اینکه در همین روزگار معاصر ما مردان محجوب و کم ادعایی وجود دارند که طی سه دهه اخیر طلایه دار بسیاری از تحولات و پیشرفت ها در شهر و روستاهای ما بودند،اما به سادگی از کنار آنها می گذریم و حتی در مناسبت ها نیز از آنان یاد نمی کنیم.آیا سزوار نیست که نام یکی از مدارس شهرستان باوی را بنام حاج محمد حمیدی اصل ،احمد عامری،صالح حمیدزاده ،جاسم اعصامی،سرکارخانم مرادی یا حاج مرتضی حمیدی مزین کنیم.در دو دهه گذشته حاج محمد حمیدی اصل در کسوت اولین مدیر اداره آموزش و پرورش باوی با پشتکار و تلاش های شبانه روزی و پیگیری های مستمر توانست فضای آموزشی را از ۲۰۰ کلاس به هزاران کلاس و دهها مدرسه افزایش دهد، بی آنکه کارهای خود را در قالب کتابچه های رنگین و در نشریات پرتیراژ برای تبلیغ منتشر کند.حمیدی اصل با اینکه از لحاظ منزلت اجتماعی و تعلق به خانواده بزرگ شاهد هیچ کمبودی نداشت ولی تا آخر دوران خدمت مانند یک معلم ساده زیست و بدون هیچ تشریفاتی و حتی برگزاری جشن مختصری ، پس از ۳۰ سال خدمت به درجه بازنشستگی نائل و با آموزش و پرورش خداحافظی کرد.حاج محمد امروز در کرج رحل اقامت گزیده است لیک ما بعنوان شاگردان دیروزش همچنان در حق ایشان و همقطارانش چون استاد احمد عامری ،صالح حمید زاده ،جاسم اعصامی ،غضنفر بهرامی ،خانم مردای ،مفتن ساعدی،ناصر مراونه ،سعید حمیدی و ........... جفا می کنیم.بیاید از اقدام زیبای ناحیه ۲ اهواز درس عبرتی بگیریم و تعدای از مراکز آموزشی و اماکن عمومی را بنام ماندگار این عزیزان مزین کنیم و چون مدال افتخار بر تارک شهر فرهنگ خیز خویش بنهیم.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان

تجلیل از عالمان نواندیش ،احیای ارزش های انقلاب اسلامی است.

شناخت تاریخ معاصر بویژه دوره شکل گیری و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی برای جوانان ما می تواند بسیار سازنده و همچنین نقش ماندگار علمای اعلام در فرایند پیروزی و استمرار این نهضت بزرگ فرهنگی و اجتماعی را برای آیندگان ثبت و روشن نماید.

همواره نام خوزستان با لشکر 92 زرهی اهواز گره خورده و این یگان رزمی در طول تقریبی یک قرن ،تداعی کننده بسیاری از رخدادهای تاریخی برای ساکنان این خطه می باشد.اما جایگاه ویژه و برتر لشکر 92 زرهی اهواز در روزهای آغازین جنگ تحمیلی و همراهی فرماندهان مومن و انقلابی آن با خط امام و روحانیت پیشتاز ،صفحه زرینی در کتاب تاریخ انقلاب را تشکیل می دهد و این مهم جز در سایه تلاش و فعالیت فرهنگی شخصیت های نواندیش در حوزه دین و فرهنگ ،تحقق نیافت.در این راستا حضرت آیةالله شفیعی خصوصا در مرحله حساس شروع جنگ تحمیلی بعنوان نخستین مسئول عقیدتی – سیاسی لشکر 92 زرهی اهواز در کنار سرلشکر شهید مسعود منفرد نیاکی با انجام فعالیت های منسجم فرهنگی و ارتباط عاطفی با فرماندهان ،افسران و درجه داران جوان لشکر و تیپ های وابسته و تهذیب نفوس و تقویت باورهای آنان ، گام های موثری در جهت آمادگی روحی و اعتقادی این یگان مهم و برتر عملیاتی کشور برای پاسداری از آرمان ها و ارزش های والای انقلاب اسلامی و تحقق رهنمودهای امام راحل (ره ) و نیز حضرت آیةالله خامنه ای بعنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع برداشت.متاسفانه در تاریخ نگاری دفاع مقدس این قطعه طلایی همچنان مغفول مانده است.انتظار می رود اداره عقیدتی – سیاسی لشکر 92 زرهی اهواز با هدف احیای ارزش های دفاع مقدس و پاسداشت نقش عالمان کربلای ایران در زمینه تحقق دستاوردهای بزرگ در 8 سال حماسه و ایثار ملت ایران و معرفی الگوهای برتر این عرصه ،آیین تجلیل ویژه ای از حضرت آیة الله شفیعی اولین مسئول عقیدتی این لشکر را با حضور کاروان های راهیان نور در مناطق عملیاتی در روزهای آغاز سال 92 ( بدلیل تشابه با نام لشکر 92 ) برگزار نماید.
تصویر فوق امیر سرلشکر شهید مسعود منفرد نیاکی بهمراه آیت الله سید علی شفیعی نشان می دهد. آیت الله شفیعی در دوران دفاع مقدس اولین مسئول عقیدتی سیاسی لشکر 92 زرهی استان خوزستان بودند.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : چهارشنبه چهارم بهمن 1391

نخستین معلم بومی ملاثانی و پایه گذار آموزش و پرورش علمی در منطقه

اشاره : از دبیران پیشکسوت و گچ خورده استان است. وی که به مدت 35 سال برای دانش آموزان استان زحمت کشیده اکنون نیز پس از بازنشستگی انگیزه خود را در راه خدمت به مناطق محروم از دست نداده و مثل روز اول استخدام با انگیزه است . با وی در خصوص وضعیت فعلی آموزش و پرورش استان گفتگویی انجام دادیم که حاوی نکات بسیار مهمی ست . خواندن چند باره این گفتگو را به مسئولین آموزش و پرورش ، معلمان و دانش آموزان توصیه می کنیم .

 بیو گرافی :در شهریور 1336 در روستای ندافیه از توابع ملاثانی بدنیا آمدم . مقطع ابتدایی و سیكل اول متوسط را در ملاثانی گذراندم و برای سیكل دوم متوسطه به اهواز آمدم. دیپلم طبیعی را از دبیرستان منوچهری (ناحیه 2) در خرداد ماه 1354 گرفتم. 15 آبان 55 به خدمت سربازی (سپاه دانش)‌به گرگان اعزام شدم و سپس در اردیبهشت 56 برای تدریس در كسوت سپاه دانش به شهرستان لار در استان فارس اعزام و 15/8/1357 منقضی خدمت شدم كه همراه انقلاب 57 بود. در ضمن در لارستان بعنوان سپاه دانش  نمونه انتخاب شدم كه مرا به دانشگاه  سپاهیان انقلاب معرفی كردند كه  این دانشگاه را منحل كردند.در 15/8/58 به استخدام آموزش و پرورش ناحیه 2 اهواز درآمدم  و دورترین روستا را انتخاب كردم (زویر چری) یكسال بعد به روستای ابوهاون از توابع شهرستان باوی 10 كیلومتر دورتر از زویرچری رفتم و برای بچه ها، مدرسه‌ایی همراه با حمام  و سرویس‌های بهداشتی ساختم.  همزمان با جنگ كه مدارس تعطیل شد در اردوگاه ندافیه با استفاده  از چادر ، مدرسه‌ای راه انداختم و بچه‌های مهاجرین جنگی، ندافیه و روستاهای اطراف را در آن جمع كردم و مانع از وقفه تحصیلی آنها شدم.در سال 60 بعنوان راهنمای تعلیماتی انتخاب شدم . در این مدت با كمك همكاران  5 مدرسه ساختیم  و 4 مدرسه را بازسازی و توسعه دادیم (یكی از بهترین دوران كاریم بود) . در اثر تصادف  فكم شكست و قادر به موتورسواری نبودم لذا مدیریت مجتمع شهید شیخانی شامل راهنمایی پسرانه، دبیرستان پسرانه و دخترانه  را قبول كردم. 9 سال  مسئولیت این مجتمع را داشته‌ام  ‌به شهادت  اسناد و مدارك در این مدت ، ملاثانی رتبه اول كیفیت آموزشی را در اهواز و ناحیه 2 داشت و این را مدیون همكاران گرانقدرم می‌دانم.

در سال تحصیلی 69- 68 بلاجبار به اهواز منتقل شدم و در مدارس ناحیه 2 مشغول تدریس شدم . سه سال عضو گروه آموزشی ریاضی راهنمایی بودم. در این مدت برای اصلاح  كیفیت آموزشی تلاش زیادی كردیم. از جمله تشكیل كلاسهای آموزشی خانواده با همكاری آقای علی منابی مسئول آموزش راهنمایی وقت ناحیه و سركار خانم بلقیس بیت مشعل و همكار گرانقدرم سركار خانم صبریه سواری توانستیم بین ‌اولیاء  و مدارس رابطه‌ای تنگاتنگ ایجاد كنیم.

در سال 1380 به ناحیه 4 اهواز منتقل شدم و تا بازنشستگی كماكان در ناحیه 4 و در مدارس حاشیه و مناطق محروم مشغول تدریس بودم. 4 سال عضو گروه  ریاضی متوسطه ناحیه 4 بودم که فرصتی بود تا با مشكلات مدارس ناحیه 4 و حمیدیه و الحایی و تصفیه قند و شكر آشنا شوم. یكی از اقدامات خیلی مهم ایجاد كلاس پیش دانشگاهی برای دختران حمیدیه بود كه متأسفانه تا آن موقع تا دوسوم آنها ترك تحصیل می‌كردند و یك سوم بقیه برای ادامه تحصیل به اهواز می‌آمدند. با وجودی كه مدیران كل و ناحیه و مسئولین خود بومی  منطقه بودند  اما نسبت به این امر بی‌تفاوت بودند یكی از كارهای خوبی كه در ناحیه 4 انجام دادیم برگزاری همایش ریاضی برای دانش‌آموزان استان بود كه با استقبال خوب دانش‌آموزان مواجه شدیم. تقریباً 700 دانش‌آموز از سراسر استان در این همایش شركت كردند باضافه یکی از اساتید مطرح دانشكده علوم پایه دانشگاه چمران و یكصد دبیر ریاضی از نواحی 4 گانه ودیگر شهرهای استان .اخیرا وبگاه موجز با استاد عامری مصاحبه مفصلی ترتیب داد ه که عینا" جهت اطلاع خوانندگان بویژه علاقمندان به این معلم دلسوز تقدیم می گردد.

*چرا کسوت معلمی را برگزیدید؟اگر یکبار دیگر حق انتخاب داشتید آیا باز هم معلم می شدید؟ به این كار علاقمندم و به دبیران خودم اقتدا می كردم . محرومیت و عقب ماندگی جامعه‌ام انگیزه‌ام را دوچندان كرده بود با وجود امكان استخدام در صنایع فولاد، حفاری و شركت نفت، ترجیح دادم معلم باشم. مادرم و خانمم در این انتخاب تأثیرداشتند.اگر بار دیگر حق انتخاب شغل داشته باشم باز هم شغل معلمی را انتخاب می‌كنم.

*اگر بخواهید مقابسه ای بین وضعیت تحصیلی در حال و گذشته بکنید ارزیابی شما چگونه خواهد بود ؟در سابق مسئولین به مناطق محروم و حاشیه بیشتر اهمیت می دادند اما اكثر مسئولین فعلی در قبال افرادی كه آنها را انتخاب می‌كنند مسئولیت دارند نه در مقابل مردم. به مناطق مرفه نشین بیشتر می‌رسند تا مناطق محروم. چون هیچگونه سنخیتی با آنها ندارند.اگر در جامعه‌ای مردم در خدمت مسئولین باشند ومسئولین در قبال مردم احساس مسئولیت نكنند انگیزه‌ها از بین می‌رود. 25 سال است كه استان در رده‌های آخر كیفیت آموزشی است چه اقدامی كردند؟  مسئولین همان مسئولین هستند!! فقط جا به جا می‌شوند حتی اگر بازنشست بشوند خود تصمیم می گیرند كه باید چه کسی  رئیس باشد یا نباشد.

*معلمان چطور؟ حس نمی کنید نسبت به سابق کم انگیزه تر شده اند؟ معلمان تابعی از وضعیت جامعه هستند وقتی كه به آنها اجحاف بشود، بی‌حرمتی شود انگیزه آنها نیز از بین می رود.

* به نظر شما انگیزه درس خواندن در دختران نسبت به پسران بیشتر نشده است؟ در جامعه سنتی بیشتر به پسر اهمیت داده می شود و معمولاً اولویت استخدام با پسران است . در این جامعه دختران برای پر كردن خلأ تبعیض و احساس حقارت روی به درس خواندن می آورند و با كسب درجات علمی بالا این نقص را جبران می كنند. همچنین  بیكاری از عوامل بی انگیزه شدن پسران می باشند.

* مهمترین عوامل افت تحصیلی در استان رو در چه می بینید؟ بحث مفصلی دارد.1)  خروج بیش از هشت هزار از كادر آموزش و پرورش در سالهای ابتدای جنگ و عدم بكارگیری و تربیت نیروی جایگزین به موقع ( نیروهای خارج شده از بهترین نیروها بودند)، 2)  عدم ارتباط دانشگاه با آموزش و پرورش ،3)ضعف مدیریت آموزش و پرورش ، وقتی مدیریت ضعیف باشد نیروهای ضعیف و غیر كارآمد را انتخاب می‌كند. 4)  متأسفانه تغییرات در آموزش تابعی از تغییرات سیاسی در استان است در صورتی كه تعلیم و تربیت سیاست را بر نمی‌تابد.5)  دخالت نمایندگان پارلمان بخصوص با انتصاب افراد وابسته به خود كه اكثراً  غیر متخصص و غیر كار آمد بخصوص در مناطق محروم و شهرهای كوچك بخصوص شهرهای جنوب استان و خود اهواز. نمایندگان با این عمل خود شأن و منزلت خود را بعنوان قوه مقننه از دست داده و عملاً هیچ نظارتی بر عملكرد آموزش و پرورش ندارد. 35 سال است هیچگونه نظارتی از نمایندگان بر آموزش و پرورش مشاهده نكردیم. و هیچگونه راه كاری برای اصلاح و بهبود كیفیت از آن‌ها ندیدیم.

*آیا تلاش مسئولین آموزشی استان را در مقابله با پدیده افت تحصیلی کافی می دانید؟ زمانی تلاش نتیجه می دهد كه مدیریت، تمام امكانات استان را بسیج كند. مانند اصفهان، یزد ،تبریز و همدان.متأسفانه همه در تعیین نیروهای مدیریتی دخالت می كنند اما امكانات خود را در بهبود وضعیت بكار نمی‌گیرند، دخالت آنها به انتصاب و تعیین مدیران خلاصه می شود.

*چه نقشی برای معلمان در معالجه افت تحصیلی در نظر می گیرید؟ و آیا معلمان تلاش و انگیزه کافی را دارند؟ زمانی تلاش معلمان نتیجه می دهد كه مردم بخواهند و همراه و همیار معلمان باشند . با بودن مدیریت ضعیف و ناكارآمد انتظار از معلمان نداشته باشید . مدیریتی كه بتواند برنامه ریزی برای افت تحصیلی داشته باشد، مثل یزد.

*نهاد خانواده چه تلاشی باید بکند؟ جامعه ما اكثراً  سنتی بوده و هیچگونه ارتباطی با آموزش و پرورش ندارد. ابتدا باید به آن آموزش لازم را داد و این كار آموزش و پرورش تنها نیست ادارات دیگر مثل ارشاد، فرمانداری، شهرداری،  رادیو و تلویزیون و كل رسانه ها،  دانشگاهها و .... هیچگونه اهتمامی از اینها نمی بینیم. این اواخر رادیو و تلویزیون بخش عربی اقدام به اجرای برنامه‌هایی كرده كه به تنهایی موفق نمی‌شود.بعنوان مثال:‌ به جای اینكه برای زندان ها هزینه كنیم این هزینه را در بخش پبش دبستانها هزینه كنیم تا بچه‌ها ترك تحصیل نكنند و دزد و خلافكار از آب در نیایند. و یا اصول قانون اساسی را در مورد آموزش با زبان مادری در كنار زبان رسمی اجرا كنیم تا بچه‌ها ترك تحصیل نكنند. متاسفانه نه مدیریتی داریم كه بدنبال حل معضل است و نه نمایندگانی كه مردمی باشند و به فكر پی‌گیری و نظارت بر مدیریت‌ها باشند.

*فعالیتهای مردمی و دانش آموزی مانند برگزاری کلاسهای کمک آموزشی و ... چقدر مهم هستند؟ در سالهای بین 72 تا 82 شاهد تشكیل همایش های مختلف علمی بودیم و یك تحركی در بین عده كمی از مسئولین و دبیران دلسوز بوجود آمد كه از طریق ایجاد ارتباط بین آموزش و پرورش و دانشگاهها باعث ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان شد. متأسفانه 9 سال است كه خبری از این همایش ها نیست . باید مرتب این همایش ها برگزار شود. بین دانشگاه‌ و آموزش و پرورش ارتباط تنگاتنگ باشد مثل تبریز، اصفهان و یزد كه انگیزه لازم در معلمان و دانش‌آموزان ایجاد شود. باید دانش‌آموزان  در تورهای علمی و تفریحی شركت كنند تا یاد بگیرند چگونه با مشكلات تعامل داشته باشند . مهارت زندگی را یاد بگیرند . بخصوص در مناطق  حاشیه و شهرهای جنوبی . اصلاً خبری از اینگونه برنامه‌ها نیست.

*اگر خاطره ای از 35 سال تدریس دارید بفرمایید. تمام زندگی من خاطره بود. 35 سال از زندگی خودم را در كنار فرزندانم، دختران و پسران مناطق محروم و حاشیه بودم و هر روز با آنها بودن یك خاطره‌ای بود. یك مورد در سالهای دهه 60 ، زمانی که مدیر دبیرستان دخترانه و پسرانه ملاثانی وهم چنین راهنمایی بودم مرتب دانش آموزان را برای اردوهای علمی و تفریحی می‌بردیم و مهارت های زندگی را به آنها آموزش می‌دادیم. امتحانات را بدون مراقب انجام می‌دادیم.  در خرداد یكسال زمانیكه دانشگاه چمران بین دانشجویان پرده گذاشته بودند و دختران و پسران را از هم جدا كرده بودند،‌ از دختران و پسرانمان با هم و در یك كلاس بدون مراقب امتحان می گرفتم و جالب حتی یك نمونه تخلف مشاهده نشد.  اكنون آن عزیزان اكثراً مدیر اجرایی در آموزش و پرورش و دیگر ادارات هستند.  بنابراین مثل معروفی است «اول چاه بكن، بعد منار بدوز»..( منبع مصاحبه وبگاه موجز )



ارسال توسط جمعی از نویسندگان

نامی که زینت بخش ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد گردید.

علوان الشویع خوانندهٔ اهل اهواز و مبدع سبک آواز عربی علوانیه است که به نام او معروف شد.  سبک علوانیه از مرزهای خوزستان و ایران فراتر رفت  در عراق ،بحرین و کویت نیز رواج یافت.هم اکنون هنرمندان و ترانه سرایان این کشورها این سبک را با نام «علوان اهوازی» می‌شناسند. علوان در این سبک، با نواختن ساز «رباب» که ساز سنتی خوزستان و جنوب عراق است، اشعاری از شاعران نامدار گذشته و حال را می‌خواند و همزمان با اجرا و ادای اشعار نام شاعر را ذکر می‌کرد.

علوان در یکی از روستاهای عرب نشین خوزستان به دنیا آمد. در دوران نوجوانی سخت علاقمند به نوای حزن انگیز می‌شود. علوان در ابتدا با استفاده از یک گالن خالی روغن و چند تار موی اسب، ساز ربابه را بازسازی می‌کند و آوازهای حزن انگیز خود را با موسیقی همراه می‌کند. او در دوران بزرگسالی به همراه همسر و شهلا دخترش به یکی از روستاهای نزدیک اهواز نقل مکان می‌کند.علوان بیشتر در آوازهای خود بیشتر از اشعار حماسی و اخلاقی استفاده می‌کرد. او همچنین در آوازهایش مردم را به شجاعت، کرم، صبر، گذشت، صله رحم، پیکار با ظالم و یاری مظلوم دعوت می‌کرد.

سبک علوانیه :این نوع آواز بعد از مدتی، مورد استقبال عامه مردوم و سایر هنرمندان قرار گرفت و به نام سراینده آن یعنی علوانیه نامگذاری شد. در ادبیات علوانیه، به نام شاعر یا گویندهٔ کلام نیز اشاره می‌شود و خواننده و نوازنده یکی است. امروزه علوانیه به آوازی توام با آهنگ آرام و غمگین اطلاق می‌شود که تنها با ساز موسیقی ربابه نواخته می‌شود. این سبک از هنرهای عامه مردم عرب ایران به حساب می‌آید.

رواج علوانیه :در دوره شیخ خزعل موسیقی عربی خوزستان رونق و رواج فراوان یافت. خزعل افزون بر نوازندگان عرب محلی از گروههای موسیقی کشورهای عربی نظیر عراق، لبنان و مصر  دعوت می‌کرد تا در کاخ‌های وی برنامه اجرا کنند. در دوره پهلوی موسیقی عربی دچار رکود شد. در دهه چهل شمسی «علوان ابوشهلا» در اهواز پدیدار شد که ردیف‌ها و دستگاههای آوازی و انواع شعر مردم عرب خوزستان را می‌شناخت.«علوانیه» با سبک آوازی «امیری» در مازنداران مشابهت دارد. سبک علوانیه از مرزهای خوزستان و ایران فراتر رفت و در عراق ،بحرین و عراق نیز رواج یافت. هم اکنون هنرمندان و ترانه‌سرایان این کشورها این سبک را با نام «علوان اهوازی» می‌شناسند.

سبک آوازی علوانیه در بخش موسیقی «ریفی» قرار می‌گیرد. اکنون نیز در خوزستان، آوازخوانان بسیاری، سبک و شیوه علوان را دنبال می‌کنند. «حسان الگزاز» در بخش «شاوور» شهرستان شوش دانیال یکی از افرادی بود که با این سبک ترانه سرایی می‌کرد. گروههای موسیقی «الخشابه» نیز به ترویج آن در برابر موسیقی مبتذل کمک کردند.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم آبان 1391

محرم امسال ملاثانی صدای سوزناک ملایابر را کم داره !

سال ها نوحه ها و نغمه های سوزناکش آمدن ماه حزن و اندوه و خون قیام را به مردمان شهر ما خبر می داد .روضه ها و مقتل خوانی او صفای خاصی به عزاداری ها می بخشید.روز دهم محرم کهن سالان شیفته اباعبدالله الحسین (ع)از گوشه و کنار ملاثانی صبح زود خود را به مسجد صاحب الزمان (عج) می رسانند تا مقتل خوانی وی را بشنوند.جوانان نیز با پایان مراسم دستجات عزاداری یا همان به اصطلاح محلی " دایره " جوانان هم به مسجد می آیند.

شب هفتم و روضه اباالفضل اش جزء خاطره انگیزترین لیالی دهه نخست محرم ملاثانی می باشد.کیست که این مصراع از اشعار مرحوم " شیخ عبدالامیر فتلاوی "را بشنود و نام او در ذهنش زنده نشود. " شد ابوفاضل و شل الطرادها     و الکتایب ضیعت مشرادها "

" عرس القاسم "  و سینی چرخانی این آیین سنتی در شب هشتم ماه محرم سال ها با این نوحه شیخ عزیز ما عجین شده است " عریس جاسم بالگلب صیوانه " " گوم یاعریس یا جاسم یعمه یا مدلل شاب  گوم خلی العرس یبنی و اجوف دون الطناب "

شب نهم ،روضه اصحاب امام حسین (ع) و حبیب ابن مظاهر ،شب دهم و نوحه شنیدنی " دگت ابدمامها تهجم ترید حملة الکوفه ابعساکر فیلها "  و پایان بخش دهه اول مقتل خوانی این پیر غلام منبر حسینی و روضه خوان سنتی خطه فرهنگ خیز ملاثانی جایگاه خاصی نزد مردمان این دیار بویژه در میان جوانان دهه های ۶۰ و ۷۰ دارد. " وین ساجی الضامیا دلونی   و ین اخوی ایشوف حالی و لونی " ترسیم جنگ آوری حر ابن یزید ریاحی " فنعم الحر ،حر ابن ریاحی   صبور عند مشتبک الرماحی " بیان مظلومیت و شهادت طفل شش ماهه امام حسین (ع) " اوا لهفاه لطفل مات ضامی رماه السهم فی حجر الامامی " و ترجیع بند مقتل و پایان بخش آن " واحسنا السیدا وا حسینا السیدا " ودر کنار اینها همراهی گریه های حاج سید سلمان موسوی ،الله و اکبرهای حاج شریف مروانی و سینه زدن های حاج سیمحمد ، حاج سیدنعیم و حاج عزیز الغلوم    ................. خاطرات ماندگاری از شیخ در دفتر تاریخ این خطه ترسیم نموده که هیچ وقت از یاد نخواهد رفت و در واقع جز مهمی از فرهنگ عمومی آیین های سنتی عزادرای منطقه ملاثانی را تشکیل می دهد.آری او کسی نیست جز حجةالاسلام و المسلمین شیخ جابر ساعدی منش فردی که سال ها زینت بخش منبر بود.

این روز ها و در شب های محرم دیگر صدای سوزناک حجةالاسلام شیخ جابر ساعدی منش از بلندگوهای مساجد ملاثانی به گوش نمی رسد.جوانان دیروز ملاثانی هنگام رفتن به مجالس روضه، گو اینکه چیزی را گم کرده اند! ،از خود می پرسند پس ملایابر کجاست؟ آری! چند روزی است که ملایابر بدلیل بیماری در بیمارستان اروند بستری بود و اینک برای طی کردن دوره نقاهت به توصیه پزشکان در حال استراحت می باشد.بیاید در این شب های استجابت و معنویت به امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس (ع) توسل جوییم و برای خادم راستین آنها دعا کنیم تا شفای عاجل و کامل را بدست آورد تا شاید صدای وی بار دیگر  در مساجد ملاثانی طنین انداز شود و خاطره های دیروز را زنده کند.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : شنبه سیزدهم خرداد 1391

جاسم برداس از شیمیست های برتر استان خوزستان

درسال 1355 در ملاثانی و در خانواده ای مذهبی اما متوسط از جهت سطح زندگی بدنیا آمد.زایر یابر پدر وی راننده شرکت مناطق نفت خیز جنوب بود که بصورت قراردادی برای امرار معاش خانواده پرجمعیت خود در این شرکت مشغول بکار شد.او سال ها به اقتضای نوع شغل خود ،راننده بسیاری از مهندسان و کارشناسان صنعت نفت بود و بر همین اساس روزها و گاهی هفته ها شب و روز را در کنار آنها می گذراند و چیزهای زیادی از آنان فراگرفت ،لذا با اینکه فرد کم سوادی بود اما نیازهای جامعه خود را بدرستی شناخت و دانست که باید چگونه فرزندان نان حلال خورده اش را تربیت و پرورش دهد.گرچه در منطقه محرومی چون ملاثانی می زیست ولی راه و رسم چگونه زیستن را بخوبی پسران و دختران اش آموخت.او فرزندانش را به فراگیری علم تشویق و ترغیب نمود .جاسم از میان برادرانش دارای هوش و ذکاوت خاص علمی بود مطالب ظریف و دقیق علمی را بخوبی فرا می گرفت و با ذوق و کنجکاوی معلمانش را به چالش می کشاند .مدارس آن زمان ملاثانی زیر نظر اداره ناحیه ۲ اهواز فعالیت می کردند و اکثر دبیران دروس تخصصی و پایه از اهواز به منطقه می آمدند لذا برخی دبیران بویژه آقایان حیدرشناس و شاهوری دبیران شیمی و زیست شناسی دبیرستان شهیدشیخانی به استعداد و نبوق جاسم پی بردند و او را برای ادامه تحصیل در مدارس نمونه دولتی که در آن مقطع از رهگذر برگزاری آزمون ویژه تیزهوشان دانش آموزان خود را برمی گزیدند،تشویق نمودند .جاسم نخستین دانش آموز از شهر ملاثانی بود که توانست با کسب رتبه عالی در آزمون مجوز ورود به مرکز نمونه دکترحسابی را بدست آورد.نابغه شهرما با موفقیت و معدل بالا مدرک دیپلم تجربی خود را از این مرکز آموزشی در سال ۷۳ اخذ کرد.آقای مرداسی با پشتکار و زحمت های فراوان و با اتکا به نبوغ ذاتی توانست براحتی انتخاب اول خود را در کنکور که همان تحصیل در رشته شیمی محض (دبیری) دانشگاه شهیدچمران است محقق سازد.بر همین اساس دانشنامه لیسانس خود را در سال ۱۳۷۸ گرفت و در همان سال برای اجرای تعهدات خود به آموزش و پرورش بعنوان دبیر شیمی مدارس بخش شاوور مشغول بکار شد در سال ۷۹ در آزمون کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه شهید چمران قبول و پس از دوسال و در سال ۱۳۸۱ فوق لیسانس خود را در همین رشته از مرکز آموزش عالی مذکور اخذ نمود.ایشان طی این سال ها مقالات متعدی در زمینه مسائل مهم علم شیمی به مجامع دانشگاهی و تخصصی استان و کشور اارئه و در این زمینه تندیس ها و لوح های فراوانی کسب نمود.مهندس جاسم مرداسی هم اکنون بعنوان دبیر دبیرستان های ناحیه ۴ اهواز در رشته شیمی مشغول خدمت و فعالیت می باشد.

سال ۱۳۷۷ اردوی زویری چری (از راست یوسف حمیدی /جاسم مرداسی/حمزه مرداسی)

جاسم مرداسی از جهت اجتماعی و فرهنگی نیز برخوردار از ویژگی ها و صفات منحصر بفردی است که حوصله و سعه صدر ،تواضع و فروتنی ،صفا و صمیمیت ،پاکی ، ساده زیستی و دلبستگی به زادگاه خویش از جمله آنها می باشند.بیاد دارم در مقطع زمانی بین سال های ۷۳ تا ۷۹ مهندس یک پای ثابت جلسات فرهنگی و عقیدتی - سیاسی انجمن اسلامی ملاثانی بود ،که با دقت و ظرافت خاص خود مباحث مربوط به نشست ها را دنبال می کرد.در دوره مدیریت آیةالله شیخ عبدالکریم فرحانی و آقای حاج لفته منصوری در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ،دوستان انجمن اسلامی ملاثانی با محوریت حاج لفته و حاج محمد حمیدی اصل ،طرح فرهنگی شهید بهشتی (ویژه روستاهای استان خوزستان ) را تدوین و به مسئولان استان ارائه نمودند ،برنامه طرح با موافقت آقای فرحانی و پشتیبانی حضرت آیةالله موسوی جزایری و آقای مهندس مقیمی استاندار وقت خوزستان جنبه عملی یافت ،اولین هسته اجرایی طرح شهید بهشتی را جوانان ملاثانی با مدیریت حاج سیدعلی موسوی تشکیل دادند که از جمله آنها مهندس جاسم مرداسی بود.ایشان بطور شبانه روز بدون هیچ توقعی آنهم در فصل تابستان با تحمل گرما و شرجی برای غنی سازی اوقات فراغت نوجوانان و جوانان روستاها و همچنین توزیع اقلام فرهنگی بویژه راه اندازی کتابخانه سیار فعالیت نمود و در این راه زحمات طاقت فرسایی را تحمل کرد.از جذابیت های آقای مهندس مرداسی خنده رویی و تبسم همیشگی است که باعث روحیه مضاعف دوستان می شد.در هر حال امروز مهندس مرداسی از جمله چهره های ماندگار و برتر شهر ما در عرصه تدرس و ابداعات حوزه علم شیمی بویژه در سطح آموزشگاههای تخصصی می باشند که باید بعنوان یک الگوی شایسته و برتر به نوجوانان و جوانان این خطه معرفی نماییم. 

 مقالات ارائه شده در کنفرانسها : جاسم مرداسی

عنوان مقاله

کنفرانس

محل برگزاري

شهر محل برگزاري

تاريخ

نويسندگان

Comparison of photo catalytic activity of Tio_2 with cds

'2th Symposium on Photochemistry

دانشگاه مادرید

مادرید - اسپانیا

1383/01/01

جاسم مرداسی :



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391

تجلیل از خدمات سرکار خانم مرادی،معلم بازنشسته ملاثانی

همزمان با هفته گرامیداشت مقام شامخ معلم طی مراسمی در مدرسه حضرت زینب (س) مدیر آموزش و پرورش شهرستان باوی از زحمات سرکارخانم اشرف مرادی معلم بازنشسته شهرستان باوی تجلیل و تقدیر به عمل آورد.در این مراسم خانم مرادی با بیان خاطراتی شیرین و بیادماندنی از دوران فعالیت و خدمت خویش و اشاره به برخی از محرومیت ها ،کمبودها و محدودیت سال های گذشته ابراز امیدواری کرد که با درایت و مدیریت خوب آقای موسوی زاده این شهرستان بتواند در جایگاه واقعی و شایسته درسطح استان بدرخشد و غبار محرومیت از چهره این شهرستان که دارای دانش آموزانی بسیار مستعد است رخت بربندد .

 

در ادامه سید محسن موسوی زاده نیز با ابراز خرسندی از دیدار خانم مرادی برای ایشان از خدواند متعال طول عمر همراه با سلامتی و عزت مسئلت خواست .سرکار خانم مردای نخستین مدیر زن پس از انقلاب در ملاثانی می باشد که سال ها در سمت مدیر مدارس دخترانه و نیز مراکز آموزشی مشترک خدمات شایانی به حوزه آموزش و پرورش منطقه ارائه نمود،ایشان در سال 1373 به افتخار بازنشستگی نائل شد.این آیین به همت مسئولین و معلمین آموزشگاه حضرت زینب(س) که خود دانش آموزان خانم مرادی بوده اند ترتیب داده شد .امید است مراسم مشابهی برای تجلیل و تکریم دیگر دبیران و معلمان بازنشسته خطه ملاثانی همچون حاج جاسم اعصامی ،حاج محمد حمیدی اصل،استاد احمد عامری،حاج مرتضی حمیدی ،صالح حمیدزاده،حبیب الله خزایی ،حاج حسین جواد جابری،یعقوب نیودی ،مفتن ساعدی ،حاج ناصر مراونه و ...... بشکل مردمی و عمومی برگزار شود.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : یکشنبه چهاردهم اسفند 1390

آیةالله دکتر شیخ محسن حیدری پیشتاز نهضت روشنگری

روحانیت بیدار و آگاه شیعه در طول تاریخ پناهگاه مردم و کانون جوشش و خروش در برابر ستم گران و سرچشمه های معارف و تعالیم ناب بوده و زلال احکام تشیع را به جان های تشنه حقیقت تزریق کرده است. طی دوره های گوناگون سازمان گسترده روحانیت و دستگاه حوزه ،شخصیت های بزرگ ،شجاع ،آگاه به زمان و مدبر را پرورش و در اختیار جامعه نهاده که هر کدام نقش برجسته ای را نسبت به هم قطاران خود در مسیر تحول و دگرگونی باورها و رفتارهای توده ها ایفا نموده اند.در این راستا می توان به شخصیت های مختلفی در میان نسل های سلف و خلف حوزه های ریشه دار و کهن شیعه بعنوان نمونه برشمرد.شیخ مفید،شیخ طوسی ،سیدرضی و مرتضی ،شیخ انصاری ،میزرای شیرازی،آخوند خراسانی،صاحب جواهر، شیخ حسین کاشف الغطاء،آیةالله سیدعبدالحسین شرف الدین،آیةالله بروجردی ،امام خمینی(ره)،علامه طباطبایی،شهیدان مطهری و بهشتی و هزاران نفر دیگر همه این اینان در عصر خود چون ستارگانی درخشان در سپهر فقاهت ،علم و مبارزه با جهل ،ستم و طاغوت به نورافشانی پرداختند و برای قرن های متمادی، اسلام ناب محمدی (ص) را از گزند آسیب ها ،فریب ها و نیرنگ های صاحبان زر و تزویر مصون نگه داشته و چون روحی جانفزا آنرا در کالبد جامعه دمیدند و حیات و سرزندگی را به آن هدیه نمودند.

تاریخ کهن خوزستان و حوزه های علمیه آن همواره شاهد ظهور عالمانی اندیشمند و فقیهانی نواندیش بوده که سال ها با تحقیق و تتبع ،جهاد و اجتهاد مشعل دار جریان های فکری ،فرهنگی و سیاسی در این خطه عالم خیز بوده اند.از جمله این عالمان در عصر معاصر خوزستان حضرت آیةالله دکتر شیخ محسن حیدری است ،فقیهی که با فکر خلاق و تراوش قلم پر ظرافتش از پیشتازان مبارزه با انحرافات عقیدتی و بارورهای غلط و از فعالان نهضت روشنگری دینی است.دکتر حیدری از همان دوران نوجوانی با دلبستن به مکتب فقهی و اصولی امام خمینی (ره) و تلمذ در حوزه اصیل و کهن قم به نوآوری و خلاقیت فکری مشهور گشت ،ریسک پذیری ،روز آمدی و پیروی از اسلوب فقهی جواهری جزءلاینفک حیات علمی این فقیه مبرز می باشد.شاید نسل جدید با کارهای بزرگ این عالم آشنا نباشد که در اینجا لازم است به برخی خدمات علمی و نوآوری های فرهنگی ،فکری و فقهی ایشان اشاره نماییم.در اوایل سال ۷۲ هنگامی که مقام معظم رهبری زنگ خطر تهاجم فرهنگی را بصدا درآورد بسیاری از اشخاص و حتی در نشستگان بر مناصب بالای حکومتی از درک عمق پیام ولی فقیه عاجز بودند اما این شیخ نستوه با اعتقاد کامل به رهنودهای ولی ،تنها راه مقابله با تهاجم فرهنگی را احیای هویت دینی و عرضه اندام پاره فرهنگ ها در قالب فرهنگ ملی دانست و در این راه تلاش های فراوانی از خود برجای نهاد که از جمله آن می توان به برگزاری نخستین اجلاس احیای واقعه جهاد عشایر عرب خوزستان ضد استعمار انگلستان (در سال ۷۲ ) و نگارش اولین کتاب پیرامون ابعاد این واقعه که در نوع خود بی نظیر بود. همچنین این فقیه دلسوز و غیور گام های بلندی برای معرفی مفاخر خوزستان برداشت و با نوشتن مقالات علمی و پژوهشی پایه گذار سه کنگره علمی - تاریخی ابن سکیت دورقی،علی ابن مهزیار اهواز ،دعبل خزاعی در ایران بود که باید این سه رخداد را در دفتر افتخارات این مرد تاریخ ساز با قلم زرین صداقت به ثبت رساند. سال ۶۸ نخستین رگه های اندیشه لیبرالی زیر نقاب قبض و بسط تئوریک شریعت و بعدها پلورالیسم دینی در مجامع و رسانه های خاص ظهور عرضه اندام کرد، نخستین کسی که در خوزستان دست بقلم برد و جزوه نوشت و نهضت روشنگری را در برابر مشرب التقاط آغاز نمود همین فقیه تیزبین بود که با نگارش مقاله ای تحت عنوان (نقدی بر لبیرالیسم) جوانان این خطه را از خطر رسوخ این اندیشه التقاطی برحذر و مردانه در برابر آن ایستاد.کشیدن نقاب از جریان وهابیت و راه اندازی جنبش نرم افزاری در قالب برگزاری نشست ها و جلسات عقیدتی و کلامی و نگارش دهها مقاله برای خنثی سازی آثار این مکتب دست ساز استعمار از اقدامات ماندگار آیةالله حیدری است که وهابیت از اندیشه ها و سخنرانی های اصولی ایشان به واهمه افتاده و بارها برای آسیب رساندن به اندیشمند جهان تشیع برنامه ریزی نمود ولی مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین.در این راستا می توان به نامه سراسر استدالال ایشان به امام جمعه مسجد الحرام اشاره نمود که بعنوان یک سند تاریخی قلمداد می شود.در زمان شکل گیری فتنه سبز نیز این شیخ فرزانه نخستین کسی بود که از واژه بصیرت بهره جست و با سخنرانی های افشاگرانه و بیداربخش خود چهره منافقان و بدخواهان نظام اسلامی را برای همگان هویدا ساخت.در هر حال صدهها کار و گام بزرگ و کوچک می توان در دفتر قطور خدمات ماندگار این علامه یافت و برای نسل جوان بازگو کرد .
آنچه این فقیه را در طول حیات طیبه اش از دیگران متمایز ساخته شجاعت مثال زدنی در اتخاذ تصمیمات بزرگ در بزنگاههای مهم و حساس و همچنین تقوا و روع الهی ایشان است .در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی علیرغم اینکه بعضی بر دوراهی شک و تردید ایستادند و عده ای به تضلیل پرداخته و دیگرانی با سکوت در برابر حقیقت درصدد همرنگ شدن با جماعت بودند،اما حضرت آیةالله حیدری بدون واهمه از اهل زخم زبان اهل سعایت چون مدرس از گفتن حقیقت کوتاه نیامد و با اینکه ماشین تخریب و تکفیر جماعتی تازه به دوران رسیده در این انتخابات به اوج خود رسید،ایشان با اعلام حمایت از نامزدی حجةالاسلام و المسلمین دکترسیداحمد موسوی و اصرار بر این موضع تا پایان لحظات رقابت ها چون مشعلی فروزان مسیر درست رسیدن به انتخاب صائب را در فراروی همگان قرار داد.حفظ سرمایه های انسانی و ملی خوزستان بویژه نیروهای عاشق و پیرو راستین ولایت از دغدغه های همیشگی دکتر بوده و هست و همگان می دانند آیةالله شجاع ما در این راه چه هزینه هایی کرده است.در هر حال ضمن تکریم مقام و منزلت این فقیه مبرز و عالم فاضل و متقی مجددا از مواضع شجاعانه و روشنگرانه ایشان در عرصه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی تقدیر و تشکر می نماییم، باشد که خداوند حضرت ایشان را بعنوان بقیةالسلف برای ما حفظ نماید.     



ارسال توسط جمعی از نویسندگان

دکتر یعقوب منصوری استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز

دکتر یعقوب منصوری در سال1353 در روستای دراویژه از توابع شهر ملاثانی در خانواده ای مذهبی معروف به  مومنین چشم به جهان گشود.پدر ایشان فرزند ملاکاظم اعصامی و افرادمورد وثوق ساکنان روستاست که سال ها از محل کشاورزی و کار آزاد امرار معاش می کرد و از آن طریق مایحتاج خانواده و نان حلال معیشت را تامین می نمود.یقعوب در کنار برادران و سایر همسالان اش در آبادی درآویزه دوره ابتدایی را در مدرسه چند پایه روستا گذراند.علاقه و او به تحصیل و کسب دانش در همان سال ها برای معلمان و هم قطارانش هویدا بود. ایشان نقل می کند :" روزی استاد احمد عامری بعنوان بازرسی اداره ناحیه 2 اهواز  جهت سرکشی و اطلاع از وضعیت مدرسه به روستای دراویزه آمد دید،در همان لحظه نخست ورود به مدرسه متوجه فقدان امکانات از جمله نبود تخته سیاه مناسب برای استفاده معلم و دانش آموزان گردید ،همانجا بدون اندک معطلی با استفاده از تخته های موجود فورا"تخته سیاهی را تهیه و در کلاس نصب کرد و در همانجا به تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و پشتکار علمی نمود و برای اولین بار مرا جهت حل یک مساله درسی به تخته سیاه فراخواند.کلمات آن روز استاد احمد عامری تحول عظیمی در زندگی تحصیلی ام بوجود آورد ".یعقوب پس از طی کردن مرحله دبستان جهت گذراندن دوره راهنمایی به مدرسه شهید شیخانی ملاثانی آمد و بع از پایان دوره سه کلاسه راهنمایی به دبیرستان همان محل قدم گذاشت و توانست با معدل عالی پایه اول عمومی دبیرستان را پشت سر بگذراند ،ایشان برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی فیزیک به همراه دوستان و همکلاسی های صمیمی اش از جمله آقایان حمزه مرداسی،کریم عامری فلیحی ،مهندس پرویز ساعدی نیا،جاسم عموری و مهندس سیدعادل موسوی به دبیرستان شهید مطهری اهواز عزیمت نمود و با تحمل مشقات فراوان و خطرات تردد در جاده باریک و پر از حوادث آن روز ملاثانی – اهواز با بالاترین معدل دوره دبیرستان را طی و در همان سال در رشته ماشین آلات کشاورزی به دانشگاه راه یافت و سپس با گذراندن دوره کارشناسی ارشد و دکتری در دپارتمان علوم کشاورزی کرج در دانشگاه شهید چمران اهواز بعنوان عضو هیات علمی استخدام گردید.ایشان در حال حاضر بعنوان استادیار دانشگاه شهید چمران و عضو گروه  مهندسی مكانیك ماشین‌های كشاورزی و مكانیزاسیون دانشکده کشاورزی به تدریس و تربیت دانشجو مشغول می باشند.از جمله ویژگی ها و مختصات شخصیت آقای منصوری می توان به نکات زیر اشاره نمود:

۱) ایمان و تقید به مبادی و احکام شرعی و دینی بطوریکه باتوجه به تربیت خانوادگی از همان دوران کودکی به عبادات و مناسک مذهبی از جمله نماز و روزه مقید و عامل بود.

۲)ساده زیستی و دوری از تکبر.به شهادت بسیاری از دوستان و هم کلاسی های ایشان ،جناب همیشه با پوشش ساده و منش روستایی و بدور از تجملات و تکلف های بی مورد زندگی کرده و می کند و تا الان با وجود مشغله های علمی و پژوهشی و تدریس در دانشگاه اما همچنان مقید بحضور در روستا و در کنار مادر و برادران خود می باشند.

۳)تتبع و پشتکار علمی و دقت به ظرافت ها و نکات غامض در جستجوگیری ها و تحقیقات علمی .البته در بیان شخصیت ایشان می توان صدهها نکته و زیبایی یافت و با قلم صداقت بر دفتر افتخارات نگاشت اما زمان و محدویت فضای مجازی بدلیل حوصله کم مراجعان چنین فرصت مطولی را به ما نمی دهد.در راستای آشنایی جوانان و نوجوانان منطقه با مشاهیر علمی و دستاوردهای آنان گزیده ای فعالیت ها و اقدامات و سوابق استاد جهت اطلاع منتشر می گردد.

مهمترین مقالات ارائه شده از سوی دکتر یعقوب منصوری

 ۱) تأثیر سطوح مختلف تیمارهای 1-MCP و اتفان بر كیفیت پس از برداشت و عمر انباری میوه گوجه‌فرنگی‌ رقم Verona - ششمین كنگره علوم باغبانی ایران - دانشگاه گیلان - 1388/04/22 

۲)ارزیابی اثر تراكم خاك بر حجم انتقال موثر برای حركت املاح در شرایط نزدیك به اشباع خاك با استفاده از نفوذسنج صفحه ای  - سومین همایش ملی مدیریت شبكه‌های آبیاری و زهكشی - دانشگاه شهید چمران اهواز- 1389/12/10

۳)بررسی آبشویی نیترات در دو شیوه خاكورزی در شمال استان خوزستان - اولین همایش ملی تحقیقات منابع طبیعی ایران - دانشگاه كردستان - 1389/07/28

۴)ارزیابی اثر تراكم خاك بر حجم انتقال موثر بر حركت املاح در شرایط نزدیك به اشباع خاك با استفاده از نفوذسنج صفحه ای - سومین همایش ملی مدیریت شبكه‌های آبیاری و زهكشی - دانشگاه شهید چمران اهواز - 1389/12/10

۵)بررسی آبشویی نیترات در دو شیوه خاكورزی در شمال استان خوزستان - اولین همایش ملی تحقیقات منابع طبیعی ایران - دانشگاه كردستان - 389/07/28

دوره های علمی دکتر منصوری

عنوان دوره

نقش

نوع دوره

موضوع

مؤسسه برگزارکننده

تاریخ شروع

تاریخ خاتمه

آشنايي با مراحل چاپ كتاب و عكاسي ديجيتال

شركت كننده

تئوری - عملی

بین رشته ای

دانشگاه شهید چمران اهواز

13/11/1388

13/11/1388

كارگاه آموزشي يكروزه منابع علمي الكترونيكي و نحوه جستجو در آن

شركت كننده

تئوری - عملی

بین رشته ای

دانشگاه شهید چمران اهواز

23/8/1388

23/8/1388

 کتاب :

جناب آقای دکتر یعقوب منصوری ویراستار ، کتاب « مبانی بررسی و ارزیابی ضایعات مكانیكی  »می باشند.

 پایان نامه های دکتر منصوری

عنوان

موضوع

استاد راهنما اول

نقش

مقطع

 

 

 

 

 

اثر روش‌های كاشت بر هزینه های تولید و عملكرد محصول نخود دیم

كشاورزی

راهنما

كارشناسی ارشد

عوامل مؤثر بر پذیرش دستگاه خاكورز مركب دربین كشاورزان استان فارس

كشاورزی

محمدجواد شیخ داودی

راهنما

كارشناسی ارشد

اثر تراكم بر مسیرهای نفوذ آب در خاك با استفاده از محلول ردیاب رنگی..

كشاورزی

غلامعباس صیاد

مشاور

كارشناسی ارشد

ارزیابی اثر تراكم خاك بر انتقال نیترات و توزیع ماكروپورها در شرایط نزدیك به اشباع خاك با استفاده از نفوذ سنج صفحه¬ای

كشاورزی

غلامعباس صیاد

مشاور

كارشناسی ارشد

اثر تجربه ومیزان تحصیلات كاربران بر هزینه های متغیر تراكتور در شهرستان مرودشت

كشاورزی

یعقوب منصوری

راهنما

كارشناسی ارشد

ارزیابی فنی و اقتصادی واحدهای بسته بندی خرما در استان خوزستان

كشاورزی

یعقوب منصوری

راهنما

كارشناسی ارشد

ارزیابی فنی و اقتصادی تولید گل گلخانه‌ای در استان خوزستان

كشاورزی

یعقوب منصوری

راهنما

كارشناسی ارشد

 منبع اطلاعات : وبسایت دانشگاه شهید چمران اهواز



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : یکشنبه یکم آبان 1390

حاج ملا خلف فیاضی

شاید جوانان امروزی شهرمان با مشاهده شکل و شمایل این پیرمرد باور نکنند که وی همیشه کتاب بدست و بدنبال آموختن و گفتمان دینی باشد.مرحوم حاج ملا خلف از جمله چهره های ماندگار و شایسته تجلیل شهر ملاثانی در گذشته های دور می باشد .شخصیت ایشان به سه ویژگی و خصلت ارزشمند و بیادماندنی زینت یافته بود.اولا" : فردی دین باور ، اهل مطالعه و تتبع در مسائل دینی و تاریخی بود در راست آزمایی این مدعا محفل ها ی صمیمی و گعده های برپا شده در فضای فعلی بلوار معلم با محوریت شیخ عبدالله علیمی (ره) و ایشان با افراد مسن و بزرگسال محله ملاثانی قدیم و گفتن مسائل شرعی و بیان قصه های قرآنی و تاریخی مثال صادقی می باشد.ثانیا":مرحوم ملاخلف فیاضی در کنار مرحوم نجف ناصری و ملاعبدالله در زمینه انجام کارهای عمرانی از جمله راه اندازی تصفیه خانه آب شرب ، تاسیس نخستین حمام عمومی و نیز کمک به ساخت مساجد و مدارس ،اقدامات بسیار موثر و گسترده ای را در جهت سازندگی و عمران منطقه به انجام رساند که تاکنون همگان از برکات صدقات جاریه ایشان بهره می جویند.ثالثا" : صداقت و دیانت ملا خلف برای همه مردان و زنان آنروز که از نزدیک با وی مانوس و همدم و با رفتار و کردار نامبرده آشنایی داشتند،الگویی زیبا و ارزنده و اسلوبی قابل تاسی ای بود.از دورویی ، دروغ و بی مبالاتی نسبت به مبادی و اصول دینی گریزان بود و در این جهت سعی می نمود تا با تعهد رفتاری و گفتار نرم و موثر دیگران را از این ویژگی های ناپسند برحذر دارد.در مجموع می توان گفت،زندگی و منش کریمانه حاج ملا خلف بخش روشنی از تاریخ و گذشته ملاثانی را تشکیل می دهد.ایکاش دست اندرکاران امور اجرایی و اجتماعی شهر با الگو پذیری از سایر مناطق کشور در راستای زنده نگه داشتن نام و یاد افرادی همچون مرحوم نجف ناصری ،ملاخلف فیاضی و ملاحسونی در قالب همایش ها ،نامگذاری اماکن و معابر و انتشار ویژه نامه خدمات و زندگی نامه آنان بتوانند نوجوانان و جوانان این شهر را با چهره های ماندگار شهر ملاثانی مأنوس سازنند.


  

حاج عبدالعلی حمدی (معروف به عبدالعلی ازربوط)

این پیرمرد از جهت برقراری روابط  مستحکم اجتماعی ، شوخ طبعی و تدین صفحه زرینی را در کتاب فرهنگ عمومی شهر ملاثانی برای خود گشود.مرحوم حاج عبدالعلی کشاورزی سخت کوش و مومنی بود که با عرق جبین و کد یمن در کنار همسر بسیار صمیمی و خوش اخلاق اش نان حلال به خانه می آورد تا در سایه همین زحمت ها و تلاش ها ،چگونه زیستن را به جوانان بیاموزد.مرحوم عبدالعلی ازربوط در محدوده ی زمین های کشاورزی اسمر نصرانی بنه ی کوچکی داشت که هرساله با کاشت گندم ،جو،خیار چنبر و غیره از آن امرار معاش می کرد ، عصرها هنگامی که از مزرعه اش سوار بر چهارپای سفید خود برمی گشت در کنار همسر فدارکارش با تعریف داستانها و جوک های مفرح بقول روان شناسان انرژی مثبتی را به رهگذران تزریق می نمود. معمولا" هنگام بازگشت افراد گوناگون از محل کسب و کار می توان بسادگی خستگی و رنج را در سیمای درهم رفته و عبوسشان مشاهده کرد ،اما این پیرمرد با چهره خندان و روحیه پرنشاط خستگی را هم از خود خسته کرده بود.مرحوم حاج عبدالعلی یک پای ثابت روضه های حاج شیخ جابر ساعدی منش در طول چند دهه و در مسجد صاحب الزمان (عج) بود ،ایشان علاقه شدیدی به اهل بیت (ع) داشت بطوریکه هیچوقت فضیلت شرکت در مجالس اباعبدالله (ع) را از دست نمی داد.البته علاوه بر حضور در مسجد ، عصرها دو سه ساعت مانده به اذان مغرب در گعده های عمومی ملاعبدالله علیمی، ملاخلف فیاضی و نجف ناصری ضمن طرح سئوالات شرعی و تاریخی پیچیده و گاهی اوقات بیان طنزهای اجتماعی به جمع دوستان صفا و نشاط خاصی می بخشید.مزید بر ویژگی های فوق الاشاره ،مرحوم حاج عبدالعلی در تربیت و پرورش فرزندان عالم و نیک اندیش برای استان و کشور زحمت های فراوانی را متحمل شد ،وی فرزندی همچون دکتر حسن حمدی را به جامعه علمی و حوزه علوم کشاورزی ایران و جهان تحویل داد.دکتر حسن حمدی بعنوان رییس پژوهشگاه نیشکر ایران و عضو هیات علمی مجامع علمی و تخصصی مشترک ایران و کوبا در زمینه فن آوری های کشاورزی از جمله افتخارات میهن اسلامی در این حوزه می باشند.در مجموع حاج عبدالعلی بعنوان یک چهره اجتماعی و کشاورزی سخت کوش می تواند در این زمینه بمثابه الگویی شایسته و مناسب برای نسل جوان منطقه مطرح و خصلت های زیبای ایشان در منش نسل جدید احیا و تبلور یابد. 


حاج نجم  حمیدی (معروف به نیم بیت سعد)

در بسیاری از محلات و مناطق ، همواره افرادی به تدین و امانتداری مشهور و مورد اعتماد و وثوق عموم بوده و هستند که مردم آنان را در مسائل اجتماعی بعنوان امین سر و شاهد قرار می دهند.مرحوم حاج نجم حمیدی (ابو مزبان) سال ها در محله ملاثانی قدیم به تدین ،تهجد و پایبندی به سنت ها و آداب دینی معروف بود.تقید و اطلاع بالای او به  امور و مسائل شرعی سبب گردید تا مردم کوچه و بازار و برخی مومنین جهت اطلاع از فتاوای برخی مراجع تقلید از جمله حضرت آیةالله خویی به ایشان رجوع کنند.حاج نجم پایه گذار اولین حسینیه در محله ملاثانی قدیم شهر ملاثانی است که سال ها بویژه در صبح روزهای ماه محرم محل برپایی مجالس حسینی توسط حاج شیج جابر ساعدی منش و شیخ عبدالله علیمی بود.از صفات ارزنده مرحوم حاج نجم نظم و انضباط اجتماعی و رعایت بهداشت و نظافت فردی است که زبانزد همه شهروندان بود.ایشان یک ساعت جیبی قدیمی داشت که براساس آن وقت اذان نمازهای سه گانه را تنظیم می نمود.هیچوقت فضیلت اقامه نماز جماعت صبح در مساجد جامع و صاحب الزمان را از دست نمی داد.علاوه بر خصایص فوق تقید به استخراج و پرداخت حقوق شرعی نیز از ایشان یک چهره متعبد و عامل به مبادی شرعی ساخته بود که می توان در موقعیت کنونی با بازخوانی منش و رفتارش او را بعنوان الگویی نیک برای نسل جوان مطرح ساخت.




ارسال توسط جمعی از نویسندگان

حاج عبدالحسین نیسی استاد برجسته حوزه علوم مدیریت کشور

سال 1357 در روستای شعیبه شوشتر و در خانواده ای از طبقات محروم اما دین باور منطقه فرزندی خوش اقبال و روشن ضمیر بدنیا آمد.بدلیل ارادت خالصانه خانواده به سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین (ع) ، نامش را عبدالحسین نهادند .پدر او از طریق دامداری جزئی و کار کشاورزی محدود امرار معاش می کرد ،عبدالحسین دوران ابتدایی و راهنمایی را در همان منطقه اطراف شهرستان شوشتر طی نمود، اما برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه ناچار از مهاجرت به ملاثانی گردید .ایشان در سال ۱۳۷۳ جهت تحصیل در منزل یکی از بستگان خود در ملاثانی بیتوته می کرد.تا اینکه پس از مرگ پدر و همچنین عشق و علاقه برادرانش فرا گیری علم و تحصیل خانواده اش روستا را رها کرده و در شهر ملاثانی سکنی گزید.عبدالحسین در دوره دبیرستان با اینکه یک نوجوان روستایی بود،لیک استعدادی سرشار و ذهنی فعال برخوردار بود و در کنار برخی هم دوره هایش همچون حاج فیصل مرداسی ،حاج سیدعلی موسوی ، حاج سیدعلی حسینی امین (جعاوله سابق) و ابراهیم نعامی سر آمد دانش آموزان رشته علوم انسانی و ادبیات ملاثانی بودند.آقای نیس نوجوانی باهوش، مومن و بسیار محجوب بود و علاوه بر توجه به درس و مشق در فعالیت ها و جلسات فرهنگی و مذهبی انجمن اسلامی و مسجد ابوالفضل (ع) ملاثانی حضوری پر رنگ  و موثر داشت ،تقریبا" از اعضای ثابت جلسات شب شنبه(معارف اسلامی) و نیز نشست های فرهنگی – سیاسی انجمن بویژه در فاصله سال های ۷۳ تا ۸۰ بود .بعدها ایشان در کنار سایر دوستان بویژه آقایان قاسم دلفیه و سلمان ساعدی زاده (متفرقه) واحد فرهنگی مسجد ابوالفضل(ع) را راه اندازی و باعث جذب خیل عظیمی از نوجوانان و جوانان به فعالیت های مذهبی و انقلابی گردید.در آن زمان با همت حاج سیدعلی موسوی برخی از بچه های مساجد جهت کسب آمادگی لازم برای ورود به مراکز آموزش عالی و دانشگاهها، جلسات گروهی درسی را در سطح شهر برپا کردند تا ضمن مرور مطالب کتب درسی مربوطه همدیگر را در زمینه علمی و تحصیلی یاری دهند و در واقع مکمل همدیگر باشند .حاج عبدالحسین نیسی در کنار حاج فیصل ،حاج سیدعلی موسوی ،حاج سیدعلی جعاوله و ابراهیم نعامی یک گروه بانشاط و خوبی را با تشویق و ترغیب آقای منصوری تشکیل و با یک برنامه مطالعاتی  منسجم توانستند نتایج درخشانی زمینه ورود به دانشگاه کسب نمایند.آقای حاج عبدالحسین نیسی توانست با رتبه عالی در رشته مدیریت صنعتی به دانشگاه شهید بهشتی تهران (از جمله دانشگاههای برتر کشور)راه یابد ، همچنین حاج فیصل در مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی ،ابراهیم نعامی و سیدعلی موسوی در رشته مدیریت و سیدعلی جعاوله در رشته ادبیات عرب دانشگاه شهید چمران اهواز پذیرفته شدند. آقای نیسی در سال 1380 با رتبه عالی توانست دانشنامه لیسانس رشته مدیریت صنتعتی را از دانشگاه شهید بهشتی تهران کسب نماید و در سال پایانی تحصیل در دانشگاه شهید بهشتی ،سازمان ها و نهادهای مختلفی پیشنهاد بورسیه جهت دوره کارشناسی ارشد به آقای نیسی ارائه نمودند که از جمله ی آنها اعطای بورسیه تحصیل در دانشگاه کوالالامپور مالزی بود که ایشان بدلیل علاقه شدید عاطفی به خانواده و در نظر گرفتن شرایط روحی مادر بزرگوارش از پذیرش بورس تحصیلی فوق الاشاره خودراری کرد.در هر حال استاد نیسی هیچوقت دچار سستی در عزم و اراده نگردید و با تلاش و پشتکار مجدد توانست به دوره کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه شهید چمران راه یابد و برگ زرین دیگری را بر دفتر قطور افتخارات علمی خود بیافزاید و در پایان با معدل 5/19 دانشنامه کارشناسی ارشد را نیز کسب نمود . استاد در شهریور سال ۱۳۸۲ بعنوان عضو هیات علمی به ستخدام دانشگاه شهید چمران در آمد و در حال حاضر ،ضمن تدریس ، سمت مدیر گروه مدیریت دانشگاه اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه را نیز بعهده دارد و تاکنون استاد راهنمای بسیاری از پایان نامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشجویان رشته مدیریت این دانشگاه بوده و هست .آقای نیسی علاوه بر این، در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر نیز مشغول تدریس در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس می باشند و بحمدالله در این زمینه دانشجویان زیادی را تربیت و به عرصه مدیریت کشو تحویل داده و می دهد . مقالات و دستاوردهای علمی این استاد مومن و فرهیخته بشکل مختصر در نمایه ذیل جهت اطلاع خوانندگان صمیمی وبگاه ملاثانی نیوز آمده است. 

محل خدمت: دانشگاه شهيد چمران اهواز (گروه مدیریت)
سال و محل تولد: 1357- ملاثانی (شعیبیه)
شغل: عضو هيات علمي دانشگاه شهيد چمران - دانشكده اقتصاد
مرتبه علمي:  مربی
1-  مدارك تحصيلي :
كارشناسي: مدیریت صنعتی- دانشگاه شهید بهشتی-  تهران (ایران) - 1380
 كارشناسي ارشد: مدیریت بازرگانی- دانشگاه شهید چمران- اهواز ( ایران)- 1382
2- فعاليت آموزشي :
2-1 - تدريس دروس كارشناسي :
تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها-  (3) واحد
سیستم های اطلاعاتی مدیریت-  (3) واحد
تحقیق در عملیات - (3) واحد
زبان تخصصی- (2) واحد
3- فعاليت پژوهشي :
3-1- مقالات چاپ شده در مجلات علمي :
1-  بررسی عوامل مؤثر بر اندازۀ استفاده از اهرم مالی در شرکتهای سهامی عام.
3-2- مقالات در دست بررسي و آماده چاپ:
بررسی عوامل تعیین کنندة ساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.
3-3- كتابهاي در درست چاپ:
مدیریت سرمایه گذاری در دست اقدام .
4-  فعاليت و سوابق اجرایي:
مدیر گروه مدیریت از سال 1382 تا کنون.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : شنبه هفتم خرداد 1390

حاج ابراهیم چرم زاده

نماد احسن ، احسان ، بخشش و امانت داری

سال ها در راسته بازار قدیم ملاثانی حجره ای ساده و بی آلایش داشت که هنوز بدان تعلق خاطر دارد .لیک ویژگی های منحصر بفردی این مغازه راازدیگر اماکن کسب شهر ما متفاوت می ساخت.صداقت،راستگویی،ایمان ،امانتداری ،احسان و تصدیق در وجود صاحب آن موج می زد.او شوشتری است اما امانت دار و ملجاء تمام مراجعان روستاهای اطراف ملاثانی و شوشتر به بازار بود.نخستین بار که به ملاثانی آمدیم  در خانه ای کنار منزل حاج محمد شیبه و نزدیک مسجد جامع سکنی گزیدیم ، از همان اوایل کودکی حاج ابراهیم چرم زاده را دیدم ،مردم کوچه و بازار و خانواده هایمان از صداقت و امانتداری ایشان سخن می می راندند،در دوره نوجوانی او را در صف اول نماز جماعت حاج آقا معلم در مسجد جامع مشاهده می کردم. با اینکه سنی از او گذشته اما همیشه شاداب و با نشاط بود و با گرمی دستان نوجوانان و جوانان نمازگرار را می فشرد.یک روز (17/4/69)که جمعیت زیادی به نماز جماعت آمده بود ،انبوه نمازگزاران را در صحن و حیات مسجد متراکم کرده ،حاج ابراهیم بین دو نماز بلند شد و با زبان ساده اما زینت یافته به ایمان و صداقت به سخنرانی پرداخت و گفت:"این جمعیت مرا بیاد روزهای اول انقلاب می اندازد.تا حالا مثل امروز خوشحال نبودم این جمعیت جوان حاضر در مسجد نعمت بزرگی است که باید شکر آنرا بجا آورد." حاج ابراهیم ویژگی ها و صفات برجسته ای داشت که او را در جرگه خوبان برگزیده ملاثانی قرار داده بود.1)احسان و کمک به مستمندان و فقرا در سر و علن : بخش معنابهی از درآمد مغازه خود را به امر تصدق اختصاص می داد. سال 1368 زلزله ی مخربی در منجیل و رودبار استان های قزوین و زنجان رخداد که تقریبا" جز دردناک ترین حوادث طبیعی کشور بدر آن دوره بود . با دستور مقام معظم رهبری حضرت آیةالله خامنه ای تمام امکانات کشور در این مسیر و برای نجات و کمک به حادثه دیدگان بسیج شد.دوستان از طرف بسیج و انجمن ستادی برای جمع آوری کمک های مردمی به زلزله زدگان رودبار تشکیل دادند و در این خصوص چادری روبروی بازارچه قدیمی(در محل فعلی تلویزیون شهری) برپا نمودیم ،بنده و حاج سیدعلی جعاوله سابق با نصب بلندگو مشغول تبلیغ و دعوت مردم برای ارائه مساعدات شدیم بطوریکه در آن زمان و  باوجود ضعف بنیه اقتصادی مردم کمک های هنگفتی بشکل نقدی و غیر نقدی جمع آوری شد.مردم تقاضا کردند وسیله  نقلیه سیار در سطح منطقه راه اندازی شود و مردمی که قادر به حمل کمک های خود تا بازار نیستند از آن طریق بتوانند کمک های خود را ارسال کنند.بازهم بنده ،حاج سیدعلی جعاوله و گاهی حاج سیدعلی موسوی زاده با خودروی بسیج به رانندگی حاج عزیز میاحی در خیابان های ملاثانی براه افتادیم ،روز اول به خیابان اصلی بازار قدیم رفتیم یه لحظه حاج ابراهیم چرم زاده را دیدیم که نبش خیابان و با فاصله زیاد از مغازه خود تقریبا" نزدیک منرل مرحوم احرامباف زاده ایستاده و منتظر رسیدن ماشین به آن محل بود.یکدفعه بسته تا خورده از اسکناس های درشت از جیب خود بیرون آورد و یواشکی از سمت درب راننده تحویل حاج عزیز میاحی داد و از محل دور شد.ما در آغاز فکر کردیم خب لابد حاجی هم مثل بقیه 3 الی 4 تومانی در این راه کمک کرده ،بعدها که حاج سیدعلی مبلغ را شمارش نمود ، حدود 100 هزار تومان به ارزش پول آن روز بود ،این در حالی است که کل مبلغ نقدی بدست آمده از سطح شهر در طول جمع آوری اعانات معادل 384 هزار تومان وجه نقد بود.

2)امانت داری: حاج ابراهیم چرم زاده در طول مدت زمان حضور در بازار ملاثانی کانون امانت داری برای مردم خصوصا" روستاییان منطقه بوده است بطوریکه اگر کسی از فردی طلب داشت می گفت که آنرا نزد حاج ابراهیم بگذار تا آنرا روز بعد استیفا کنم.معمولا روستاییان هنگام مراجعه به بازار نیازهای ضروری خود را بصورت هفتگی یکجا تهیه و خرید می کنند،گاهی اوقات نبود وسیله نقلیه یا بارش باران شدید و غیره روستاییان را مجبور می کرد تا کالاهای خریداری شده خود را در ملاثانی بگذارند و محل امانت آنها جایی جز مغازه یا منزل حاج ابراهیم نبود.یا برعکس بعضا" خریدهای سنگین افراد را با کسری مبلغ مواجه می کرد بازهم تامین کننده کسری یا ضامن آنها حاج ابراهیم بود .قدیمی های روستاهای شعیبیه ،عنافجه ،بحایی ،ابوهاون ،بندقیر ،زویر، صلیعه،..... خاطرات خوشی از حاجی در زمینه دارند.

3)علاقه و عشق به انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره): حاج ابراهیم برخلاف بسیاری از افراد قدیمی  های بازار که گرایش به شاه دوستی داشته اند از اوایل نهضت جزء علاقمندان به امام بود و طبق روایت دوستان در جلسات قبل از انقلاب در حسینیه اعظم اهواز مشارکت فعال و مستمری داشت .یکبار هم جز دعوت کنندگان آیةالله خزعلی برای القای سخنرانی در ملاثانی بود. 

4)کمک به فعالیت های فرهنگی و دینی : از اقدامات خیر و مستمر حاج ایراهیم است.ااز جمله نیازهای مجامع و کانون های فرهنگی ملاثانی بخصوص در هنگام برگزاری اردوها ،وسایل پخت و پز و ظروف کرایه بود.حاجی که زمانی تنها عامل ظروف کرایه در ملاثانی بود.این وسایل را رایگان و بدون اخد وجه و ودیعه در اختیار اردوها قرار می داد و برای ایشان کدوم مسجد یا نهاد تفاوتی نداشت و خط کشی نمی کرد.

در مجموع می توان گفت ،حاج ابراهیم چرم زاده جزء خوبان روزگار و اولیاء الهی است که مردم و جوانان ملاثانی خاطرات بسیار شرینی از ایشان در ذهن خود دارند و کسانی که او بیشتر می شناسند عشق و علاقه و تعلق خاطر عمیقی به وی دارند.کسب حلال و ایمان حاجی فرزندان صالحی همچون حاج حبیب را که سالها در خدمت مددجویان امداد ملاثانی و اهواز است را برای ایشان به ارمغان آورد.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390

دانش آموز ملاثانی

کاشف نخستین داروی گیاهی درمان دیابت در ایران

بنا بر گزارش رسیده سرکار خانم پریسا اعصامی دانش آموز دوره پیش دانشگاهی دبیرستان عفاف ملاثانی پس از چهارسال تحقیق ،آزمایش و تلاش علمی نخستین داروی گیاهی درمان دیابت با نام علمی تلخک از هندوانه ابوجهل را در سطح کشور کشف وبه قرص قابل تجویز برای پزشکان تبدیل نماید.خانم اعصامی با راهنمایی و نظارت آقایان مهندس کشاورز استاد دانشگاه علوم کشاورزی  ملاثانی و همچنین آقای امین احرامباف زاده دبیر شیمی منطقه و با همکاری آزمایشگاههای دانشگاههای کشاورزی ملاثانی و علوم پزشکی اهواز و با هزینه های شخصی و کمک و عنایت والدین خود توانست به این مهم دست یابد.کشف خانم اعصامی بعنوان طرح برگزیده در جشنواره خوارزمی از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان خوزستان به مرحله کشوری راه یافته است.لازم بذکر است ُخانم اعصامی به انتخاب خود طی سال تحصیلی ۹۱ - ۹۰ بدون کنکور در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اهواز ادامه تحصیل خواهد داد.ما این موفقیت غرور آفرین را به عموم مردم ملاثانی ،خانواده محترم سرکار خانم اعصامی ،دبیران و معلمان دلسوز ایشان بویژه آقایان مهندس کشاورز و احرامباف زاده ،جامعه دانش آموزی و همچنین ریاست محترم اداره آموزش و پرورش شهرستان تبریک و تهنیت می گوییم و برای خانم اعصامی در همه مراحل زندگی آرزوی موفقیت روزافزون داریم.بزودی مصاحبه مفصلی با ایشان جهت اطلاع خوانندگان وبگاه از این کشف علمی  ترتیب و منتشر می کنیم.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390

نغمه سرایان ملکوت

اذان نغمه روح نواز الهی است که مومنان را به بندگی و ستایش پروردگار هستی فرا می خواند .اذان سرود جمعی مسلمانان و آهنگ حرکت بسوی خودسازی و پالایش درون از گناهان و پلشتی هاست.اذان زیباترین واژگان در حمد و ثنای خداوند متعال است. اذان مقدمه انجام بزرگترین ومهم ترین تکلیف الهی است.اذان صلای دلکشی است  که همگان را به سفر ملکوتی من الخلق بالحق الی الحق دعوت می کند.بدین جهت اذان گویان وصاحبان نغمه های آسمانی جایگاه و منزلت والایی در معارف دینی بویژه تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت (ع) دارند.بطوریکه امام رضا(ع) از پیغمبر (ص) نقل می کنند که فرمود:در قیامت مؤذنان ازهمه مردم سر افراز ترند. مؤذن بهترین یاورانسان است تا او بر فرایض خود تنبه پیدا کند. لازم دیدیم که در این مقطع اشاره کوتاه به اسامی موذنین قدیمی ملاثانی که سالها در این سنگر به ترویج نماز و ذکر الهی پرداختند داشته باشیم و حداقل یاد آنان را گرامی بداریم.

قدیمی ترین موذنین ملاثانی

1)مرحوم علی اکبر عباسیان                                                               10) حاج ملا لفته دیلمی

2)مرحوم زایر قاسم حمیدیان مقدم (ابو الشهید)                                 11) ملامحبس حمیدی

3)مرحوم زایرهاشم ساعدی متفرقه(ابو الشهید)                                12) حاج سلمان عامری

4)مرحوم ملاحسونی عامری                                                              13) حبیب حمید( احویش)

5)مرحوم حاج هادی پسرزاده عطار                                                     14) حاج ناصر عاشوری

6)حاج ملاشرجی امیری                                                                      15) حاج ملا عباس اعصامی (ابو الشهید)

7)حاج محمد شوشتری                                                                      16) سیدجلال دخیل پور موسوی

8) حاج ابراهیم چرم زاده                                                                      17) ملاحسن تمیمی

9) زایرعلی الگطین             



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : چهارشنبه سوم فروردین 1390

قلب نجف خانه انصاف ملاثانی بود

چهار یا پنج سال بیشتر نداشتم ،پیرمردی با صورتی کشیده ،محاسن سفید،خوش سیما ،چوب سیگار برلب ،اما با اراده مشغول کار و فعالیت در روستای ملاثانی را از نزدیک دیده ام که پوشش همیشگی و رسمی او پیراهنی آبی و بلند(آخوندی) کت مشکی که یک ساعت جیبی در سمت راست آن قرار دارد و یک شلوار بختیاری با کلاهی نمدی سیاه رنگ بود. می گفتند نامش "نجف خونه انصافه ،پدر بزرگم هر وقت می خواست مطلب دینی یا موضوع مهمی در عرصه ی  اجتماعی را بگوید از آقا نجف نقل قول می کرد. در سال 60-59زمانی که به مدرسه ابتدایی وارد شدم،عمو نجف نام رییس انجمن اولیا دبستان ما بود و هفته ای حداقل سه مرتبه به مدرسه می آمد و بهمراه آقای بهرامی مدیر وقت دبستان طالقانی (سوم آبان) از وضع کلاس ها بازدید بعمل می آورد.یه بار هم با همکاری مسئولین مجتمع آموزش عالی کشاورزی کلی انواع درخت ،درختچه و کلکسیونی از گل ها را آورد و بهمراه کارگران مجتمع اقدام به کاشت آنها در محوطه مدرسه کرد.به یاد دارم بارها آقای غضنفر بهرامی سر صف می گفت :بچه ها  عمو نجف بانی این مدرسه است ،ایشان با فراخوانی اهالی و جمع آوری اعانات این مدرسه را برای شما بنا کرد ،پس قدر ایشان را بدانید.چند سال گذشت خیلی به عمو نجف خونه انصاف علاقمند شدم ،بارها او را بهمراه مرحوم ملاخلف فیاضی ،شیخ عبدالله علیمی و چند نفر از قدیمی ها در محیط همین بلوار معلم فعلی ملاثانی دیده بودم که گعده ای را تشکیل و به آموزش به مسائل دینی ،قرآن و احکام مشغول می باشد.در مسجد صاحب الزمان(عج) کنار شیخ جابر ساعدی منش روخوانی قرآن را به نوجوانان و جوانان آموزش می داد.شنیدم مشابه همین حلقه ها را نیز در مساجد جامع و موسی ابن جعفر(ع) برپا کرده بود ،در مجموع وی برای آموزش قرآن و صحیح خوانی آن اهمیت بسزایی قائل بود.مرحوم نجف ناصری را از آن جهت خونه انصاف می نامیدند، چون پایه گذار خانه انصاف با هدف انجام کارهای عمرانی و خدماتی در روستای آن روز ملاثانی بود معمولا" در ملاثانی قدیم هرکسی را باعنوان حرفه و یا پیشه اش یا نوع رفتار و خصلت برجسته اش می شناختند.ایشان در کنار مرحومان حاج ملا خلف فیاضی ، کاظم نیلی (دیزل) ، کل حسن و حاج جاسم عامری و ...اولین تلمبه خانه و شبکه آب شرب (تصفیه خانه) را در ملاثانی احداث و راه اندازی و سالها با پول شخصی اداره کردند.یکی از قدیمی های ملاثانی می گوید: معمولا" در بهار و اوایل تابستان بدلیل افزایش دبی آب و نبود سدهای تنظیمی رودخانه کارون طغیان و تاسیسات تصفیه خانه را تهدید می نمود و یا جریان شدید آب آنها از با خودمی برد بدین سبب مرحوم نجف ناصری بهمراه ملاخلف فیاضی و کاظم نیلی (دیزل) چندین شب جهت آسایش اهالی آبادی بی خوالبی می کشیدند تا آب شرب مردم دچار مشکل نشود.

مرحوم نجف ناصری جزء نخستین خیران مدرسه ساز ملاثانی است که با گمنامی و بدون اطلاع دستگاههای رسمی به مردم این خطه خدمت کرد.نجف ناصری اولین مکتب دار آموزش قرآن در این منطقه ایمانی است که صدها جوان درست خوانی و تجوید قرآن را نزد او آموختند و شهیدان راضی حمیدی اصل،حسن متفرقه،سعید حمیدی اصل و غیره از برگزیدگان مکتب قرآنی این انسان مهذب هستند.مرحوم ناصری بقول امروزی ها ،به تنهایی وظایف گسترده ی یک نهاد جامع مدنی( NGO )و تشکل فعال اجتماعی را به انجام می رساند و بسیاری از جوانان و بزرگسالان را در مسیر انجام خدمت دواطلبانه بسیج کرده بود،اصلا مرحوم نجف یک بسیجی واقعی اما غیر تشکیلاتی در راه خدمات رسانی به مردم محروم این خطه بود.

همچنین مرحوم نجف ناصری از جمله شاعران توانمند ملاثانی بزبان فارسی است که اشعار و قصاید اجتماعی - مذهبی بسیار گرانقدری را از خود به یادگار گذاشتند.قبلا" و در جوابیه حاج عبدالامام حمیدی در بیان بخشی از تاریخ مکتوب و مصور ملاثانی جهت اطلاع خوانندگان وبگاه منتشر شد.در مجموع می توان خدمات این مرد بزرگ به ملاثانی را در چند صدقه جاریه و ماندگار خلاصه و به نسل جوان ارائه کرد:

1)ایجاد و شکل دادن به تاسیسات زیربنایی و عمرانی (مانند احداث و راه اندازی نخستین تلمبه خانه آب شرب و احداث کانال سطحی دفع فاضلاب در محله ملاثانی قدیم بطول 2 کیلومتر)

2)تلاش در راستای ساخت  و راه اندازی مدارس و افزایش سرانه فضای آموزشی در ملاثانی مانند تملیک زمین  و احداث دبستان آیةالله طالقانی از رهگذر بسیج و مشارکت مردمی

3)راه اندازی و اداره جلسات آموزش روخوانی و درست خوانی قرآن در مساجد ملاثانی که می توان از آن بعنوان مکتب نجف یاد کرد.

4)تربیت و پرورش فرزندان صالح و مومن در راستای خدمت به اسلام و جامعه.همه فرزندان ذکور و اناث مرحوم نجف ناصری اهل فضل و دارای روحیه خدمت به اجتماع اند.حاج جواد ناصری از اولین اعضای موثر در فرایند انقلاب اسلامی ،تاسیس بسیج،فعالیت های فرهنگی و راه اندازی حزب جمهوری اسلامی در کنار سایر دوستانش همچون حاج مرتضی ،حاج محمد حمیدی اصل،شهید راضی حمیدی اصل و حاج لفته منصوری در ملاثانی و از نخستین گروه معلمان بومی بود.بنده در کلاس اول راهنمایی توفیق شاگردی حاج جواد ناصری در درس عربی یافتم که از آن دوران خاطرات خوبی را بیادا دارم. آقای ناصر ناصری (فرزند سوم آقا نجف)هم اکنون بعنوان معلم ابتدایی از پرکارترین آموزگاران این دوره در سطح شهرستان هستند.نوه های دختری ایشان  همچون حضرت حجةالاسلام و المسلمین شیخ محمدصادق امینی (امام جمعه فرهیخته مسجدسلیمان)،حاج مسعود امینی (مدیرکل تعاون استان) و اخوی شهیدشان در گذشته و حال از طلایه داران حرکت های مذهبی ،اجتماعی ،فرهنگی و انقلابی استان خوزستان بوده و هستند.

 

از راست به چپ:حاج مرتضی حمیدی/جواد ناصری/مرحوم نجف ناصری/محمدعلی ناصری

در هر حال مرحوم نجف ناصری با اقدامات مهم خویش نقش بسزایی در شکل گیری آینده روشن توام با معنویت برای جوانان دیروز و امروز ملاثانی ایفا نمود و چه زیبا خواهد بود که هر کدام از دستگاههای اجرایی موجود و مستقر در ملاثانی برای ادای دین نسبت به این شخصیت تاریخی گامی هرچند کوچک در جهت تجلیل از خدمات آقا نجف و زنده نگه داشتن نام و یاد او برای نسل جوان بردارند. بطور مثال آموزش و پرورش ضمن ثبت نام او بعنوان نخستین خیر مدرسه ساز یکی از مدارس ابتدایی شهر را بنام ایشان مزین کند.بویژه که دوتن از فرزندان ایشان(جواد و ناصر) از فرهنگیان باسابقه این منطقه هستند.شرکت آبفا نیز نام ایشان را بهمراه ملاخلف فیاضی و مرحوم کاظم نیلی(دیزل) در یکی از طرح ها و پروژه های عمرانی خود به ثبت رساند.شورای اسلامی شهر ملاثانی در سالگرد تولد مرحوم نجف ناصری یکی از خیابان های ملاثانی قدیم را بنام ایشان مزین کند.همچنین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری و معاضدت فرزندان و نوه های مرحوم دیوان اشعار ایشان را در شمارگان بالا منتشر و به حوزه فرهنگ و هنر استان خوزستان هدیه کنند.

نعیم حمیدی


بسم الله الرحمن الرحیم
همه ما مدیون مرحوم نجف ناصری هستیم

برای امثال من که مرحوم نجف ناصری را دیدیم و در محضرش قرآن آموختیم و از منش و شخصیت او فیض بردیم ، گزارش خوب آقای نعیم حمیدی آه و حسرت از نهاد ما بر می افروزد که این انسانهای بزرگ چه نقش بزرگی در فرهنگ و عمران این منطقه داشتند ؟ من اطلاع دقیقی از سایر مناطق خوزستان ندارم اما در ملاثانی چگونه است که شخصیتی مانند مرحوم سبط نبی که خاندان معزز و بزرگی را در شوشتر و خوزستان و حتی سایر شهرهای بزرگ ایران دارد وصیت می کند که جنازه مطهرش را در ملاثانی دفن کنند و یا آقای جوادی اوج اخلاصش را در آن پیام حزین می گوید که آرزو دارد دار عقبی خود در ملاثانی باشد . آیا جز اینکه مردم ملاثانی یک فرهنگ عمیق و فاخری دارند ؟ که اینگونه مورد احترام شخصیتها قرار می گیرند !
مرحوم نجف ناصری شخصیت ذوابعادی داشت عرب نبود ولی مدرس قرآن عربها بود ، تحصیلات آکادمیک و فنی نداشت ولی در طرحهای عمرانی حرفهای او برای مهندسان حجت بود ، رئوف و جدی بود ، ساده و پاکیزه بود و چه فرزندانی را تربیت کرد که هرکدام مبادی آداب و ارزشهای اخلاقی و فضایل انسانی هستند .
ایکاش پیشنهادهای آقای حمیدی توسط مسئولان شنیده شود . اگر مسئولان فراموش کردند و یا این انسان ارجمند را نمی شناسند این گزارش بهانه خوبی برای بزرگداشت شخصیت و پاسداشت خدمات چهره هایی چون مرحوم نجف ناصری است . ما نسبت به این بزرگ مردان مسئولیت داریم . من صمیمانه از آقای نعیم حمیدی بخاطر این گزارش خوب و شایسته تشکر می کنم . ضمنا سه نکته را متذکر شوم یکی اینکه اسم امام جمعه محترم مسجدسلیمان شیخ محمد صادق است و ضمنا خانم امینی که قبلا همکار ما در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بود نسبتی با آقایان امینی ندارد و فقط تشابه فامیلی است . ضمنا مرحوم نجف ناصری از چوب سیگار استفاده می کرد نه پیپ.

اهواز - لفته منصوری
7/1/1390



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389

الشاعر البیب  و الفاضل الخطیب

ولد فی قریة الهدام (میاح) فی سنة ۱۳۱۰من عنفوان شبابه تزین و تصف بالایمان و صدق و لولاء .عشق الشعر و مارس الادب العربی و قام بحفظ التراث و من شعر ما کان حکمة و سداد.تربی فی بیت استضاء بنور رسول الله و اهل بیته الاخیار الاطهار (ع) و ترعرع فی مدرسة الحسین (ع) و اتخذ المنبر منهجا" و مکتبا" لنشر ثقافة القرآن و مبادئ الدین القویم.سنة ۱۳۵۶ ه.ش جعل محط رحله فی مدینة ملاثانی و سکن بحی گلن آباد (حی القدس)فیها لاستمرار العیش و الحیاة ،رقی المنبر الحسینی فی مسجد ابی الفضل العباس (ع)طوالی 25 عاما" الی یومنا هذا و حضی بشعبیة و اعتماد کساح من قبل المصلین و ایضا" اهالی هذه البلدة الکریمة.الا و هو سماحة الحاج ملاغالب المیاحی الذی اشتهر بالشجاعة الذاتیة فی الداء الفرائض الدینیة و المهنیة و منها الامر بالمعروف و نهی عن المنکر و ردع الضلال و التضلیل من علی منصة المنبر و مجالس الحسین(ع) و تجلت شجاعته علی اداء الفرائض و سنن الباهرة فی شعره القویم.حضر الکثیر من امسیات الشعر بمدینة ملاثانی و من حولها و لوح فی شعره علی ترسیخ السنن الدینیة و لقیم الانسانیة و کافح المظاهر المضاده لمکتب اهل البیت(ع)و الافکار المندسةو السخیفة.روی عن الحاج ابراهیم چرم حفظله الله(و هو من اهل الایمان و الصدق ) یقول :فی لیلة من الیالی دعوة الله سبحانه و تعالی أن یرانی احد اولیائه و مومنی مدینة ملاثانی الخاصة منهم ،فهنالک عند المنام و فی اطار رویة صادقة تجسم لی شخص الحاج ملا غالب المیاحی و التهمت و فهمت ان هذا الرجل من خاصة المومنین الاصفیاء و من اهل السداد،آنذاک ذهبت الی بیت الحاج ملاغالب و طلبت منه ان اقبل یدیه و حکیت له تلک الرویاء ، لکن شاهدت الرجل فی سمو الحجب و الاستحیاء قام یستغفر و یسبح لله سبحانه و تعالی.نعم ذکرنا هذه القصة کی نتعرف علی منزلة الشاعر الفاضل الذی انشأة حیاته فی مدرسة الامام الحسین (ع) .نظم الشاعر ابیات و قصائد هائلة و تطرق ابواب المختلفه للشعر العربی الثمین و منها الابوذیة ،الموال،قصائد اجتماعیه و حماسیة و ایضا" الغزل و کتب الشاعر الکثیر من قصائده بالغة الفصحی و حتی الان استطاع علی تجمیع اشعاره المختاره فی خمس دوواین بمایلی:

۱)الروضة القالبیة ،۲)بهجة الازهار فی تنوع الاشعار ،۳)فواکه الکلام  فی تحقیق المرام ،۴)لواعج و عذاب ،۵)فرحت القلب و العین     

(نعیم حمیدی)

 لکم ثلة من اشعاره الشعبیة الدارجه

الیک اشعارا" تسر الخاطری                   من لسان ادیب شاعری

فی لهجة  شعبیة الفتها               کی یفهمها المقیم و السائری

ارشاد فیها و فیها مواعظ                      لاللهوائ او لشغل اخری

فارجو السماح من کل ادیب             ان کنت عن الفصاحة قاصری

***********

یهل تنشد علی احبابی تراهم          مشو والعین ماظنها تراهم

شتظن الروح من جفو تراهم            بعدهم و الحزن خیم علیه

*********** 

حلات الرجل بالمعروف یمرا           او علی افاد الخصیم ایصیر یمرا

اخبرک بالعمر ساعات یمرا                    زکها و لاتعیش ابمهظمیه

 ***********

شیب الشوم بعد الشاب شبلای                 شرار و شب شعل بحشای شبلای

الشجی شح شح علیه او شمخ شبلای      شمرنی اوشاف شوفی شح علیه

 ***********

شدگ شسحن شداوی شلهملهم            شجونی اوشاب راسی شلهملهم

شیر ابشور شتظن شلهملهم                  شوفه ابشوفهم یصحه الشوف لیه 



ادامه مطلب...
ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : شنبه چهاردهم اسفند 1389

آشنایی با جوان ترین چهره علمی و ورزشی شهر ملاثانی

سال ۱۳۶۵ در محله قدیم شوشتری های ملاثانی در خانواده ای متوسط و جز ساکنین قدیمی شهرملاثانی و در مجاورت مسجد جامع بدنیا آمد.پدر ایشان بعنوان نخستین رییس درمانگاه ملاثانی (مرحوم محمود احرامباف زاده)و بدلیل ارتباط با پزشکان و افراد تحصیل کرده انگیزه ی بالایی جهت ترغیب فرزندان خود جهت ورود به دانشگاه و کسب تحصیلات و مراتب علمی عالیه یافته بود. لذا از تمام مایملک خویش را وقف پرورش و تحصیل فرزندان خود نمود.ابراهیم احرامباف زاده از همان اوایل دوران نوجوانی همچون سایر برادرانش از هوش و ذکاوت بالایی برخوردار بود و تمام وقت خود را صرف تحصیل کرد و در این راه برادرانش ایمان،امین و مهندس آرمان کمک شایانی به او نمودند.ابراهیم در سال ۱۳۸۶ با مدرک کارشناسی حرفه وفن از مرکز تربیت معلم شهیدرجایی دزفول فارغ التحصیل و جذب آموزش و پرورش گردید.علاقه به رشته شیمی (بعنوان ژنوم اکتیو)باعث می شود که ایشان نیز با پشتکار مضاعف موفق به طی دوره های تخصصی و سپس ارائه دو مقاله علمی در زمینه نانو تکنولوژی شود.وی هم اکنون بعنوان دبیر شیمی و متصدی آزمایشگاه در دبیرستان های ناحیه یک آموزش و پرورش شهرستان اهواز مشغول به فعالیت می باشد.ابراهیم احرامباف زاده علاوه بر بعد علمی در زمینه ورزشی بویژه در رشته شطرنج توانسته افتخارات بزرگی را به پرونده موفقیت های خود در عرصه کشوری و استانی بیافزاید که بخشی از آنها بطور مختصر تقدیم خوانندگان عزیز و همیشگی و بگاه ملاثانی نیوز می گردد.

۱)قهرمان دو دوره مسابقات شطرنج فرهنگیان کشور

۲)دارای گواهینامه بین اللملی مربیگری و داوری رشته شطرنج

۳)مدرس حرفه ای شطرنج آموزشگاههای اهواز

۴)مربی و کارشناس فنی استعدادیاب تیم دانش آموزی استان خوزستان


بسم الله الرحمن الرحیم

ابراهیم احرامباف زاده و ملاثانی

این موضوعی است که برای تمامی افراد موفق در رشته های علمی و هنری و پژوهشی و ورزشی و مدیریتی و اجتماعی مطرح است . حال که این جوان نیک با پشتکار و تلاش خود این موفقیت ها را کسب نموده و همه ما اهالی ملاثانی را خوشحال کرده است ، چکار باید کرد ؟ آیا شایسته است در همین حد چند تبریک در وبلاگ بسنده کنیم . سوال اساسی این است که :
مسئولان ملاثانی بویژه شورای اسلامی شهر و تربیت بدنی نسبت به ایشان و سید مهدی حسینی و محمد امین حمیدی اصل و تیم شاهین و استقلال و تکواندو و دوومیدانی و کارگر ملاثانی چه باید بکنند ؟خود ایشان و دیگر افراد موفق برای دوستان و همشهریان خود چه خواهند کرد ؟مردم و بویژه جوانان و نوجوانان چه نگاهی به افراد موفق دارند ؟
حقیقت امر اینست که پاسخ روشنی در رابطه با هر سه سوال مطرح شده ندارم . همگی ما نیاز به یک احساس مسئولیت جمعی و یک وجدان اخلاقی برای خلق سرمایه اجتماعی داریم . اگر مخاطبان سه سوال فوق بتوانند زیر یک سقف بنشینند و با هم گفتگو کنند که به عنوان مثال ما می خواهیم ظرف دوسال آینده شهر اول شطرنج در شهرستان باوی باشیم و برای پنج سال آینده در سه رده اول شهرستان اهواز و ظرف 8 سال ملاثانی را در 5 رده اول استان خوزستان قرار دهیم ! این مقدار امکانات داریم و ایتقدر نیاز داریم و منابع تامین امکانات اینها هستند ! و بعد یک برنامه ریزی و سازماندهی و نظارت و پیگیری کارآمد ، به نظر شما این بهترین تقدیر از ابراهیم احرامباف و دیگر همشهریان موفقش نخواهد بود ؟

اهواز - لفته منصوری
18/12/1389



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : دوشنبه دوم اسفند 1389

ستاره ای درخشان از سپهر فقاهت نجف اشرف در ملاثانی

سیر تکامل جوامع انسانی متکی به وجود عوامل و عناصر متعدد و گوناگونی است که در چهارچوب پژوهشی ژرف از پیشینه و تاریخ ملل و نحل می توان بخوبی آن عوامل را استخراج و مورد مطالعه و بازشناسی قرار داد .عنصر دین مهمر ترین مولفه پیشرفت و تکامل جامعه دینی ایرانی است که سالها بعنوان یک آلترناتیو موثر توانسته تکاپو و اصلاح ذاتی را در درون جامعه قرار دهد و نوآوری و همسانی با تغییرات و تحولات عصر را برای آن به ارمغان آورد.منطقه ملاثانی بدلیل اعتقاد عمیق دینی ساکنانش به مکتب نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از دیرباز دارای برجستگی ها و جلوه های زیبا و چشم نوازی از دینداری و نقش آفرینی در فرایند تکامل فرهنگی و مذهبی خوزستان داشته است.دین باوری مردم این خطه سالها نگاه علمای تشیع در حوزه علمیه نجف اشرف را بخود معطوف ساخت،بر همین اساس منطقه ملاثانی در یک قرن پیش حضور علمای برجسته ای از دانش آموختگان حوزه نجف و کربلای معلا را بخود دیده است .که جهت تبلیغ شعایر دینی ،تربیت و تزکیه نفوس مردم ، آموزش احکام عملی و اخذ وجوهات شرعی به آن مهاجرت یا سفر نموده اند.برادر عزیزمان جناب حاج لفته منصوری طی دو مقاله مجزا و مفصل چه در خصوص معرفی آیة الله بیگدلی و چه در طرح موضوع «دستگاه دین پرور ملاثانی» اشارات خوبی به ابعاد مختلف این مقوله داشته اند و اسکلت بندی موضوع را برای علاقمندان و دانش پژوهان جوان جهت انجام تحقیقات بعدی ترسیم نمودند.از جمله شخصیت هایی که در پیشینه دینی منطقه ملاثانی نقش برجسته ای را ایفا کرد،حضرت آیةالله حاج شیخ عبدالهادی عکام (حمیداوی)است.شیخ هادی از خانواده های اصیل عکام آل حمید در عراق و. ایران می باشد.ایشان در حدود سال 18۸۵ میلادی در منطقه رفاعی از توابع بغداد چشم به جهان گشود.در دوران نوجوانی بنا به تاکید و سفارش پدر گرامی اش آیةالله شیخ مهدی عکام و براساس سنت موجود در طوایف شیعی آن روز در عراق با هدف تحصیل علوم دینی و سپس تبلیغ و نشر معارف آن و هدایت مردم ،وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد و نزد علمایی چون آیةالله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی ،شیخ محمدحسین کاشف الغطاء و همچنین آیةالله سیدابوالقاسم خویی  رضوان الله تعالی علیهم تلمذ و دروس فقه ،اصول فقه ،اخلاق و عقاید را فراگرفت .شیخ هادی عکام با ورود به دوره خارج حوزه همزمان وکالت مرجعیت شیعه ابتدا سیدابوالحسن اصفهانی(بهبهانی الاصل) و سپس آیةالله العظمی سیدمحسن حکیم در عراق و ایران را بعهده گرفت.وی طی سال های 1941 الی 1963 بشکل متناوب در باهدف انجام رسالت دینی و تبلیغ احکام و اخذ وجوهات شرعی به منطقه ملاثانی و اهواز مهاجرت نمود.در طول سالهای حضور در خوزستان به شهرها وروستاهای مختلفی مسافرت وبا ساکنان آنها به حشرو نشر پرداخت دراین راستا می توان به روستاهایی نظیرابوهاون،زویرخرامزه،زویرچری،صلیعه،حبیشی،جلیعه،بندقیر،عرب حسن،ویس،ملاثانی (کوت یا ندافیه)شهرهای اهواز،آبادان و خرمشهر ،بعنوان محل و کانون فعالیت های دینی شیخ اشاره نمود.در اینجا لازم است براساس تحقیق به نکته بسیار جالب و مهمی اشاره کنم که می تواند از عشق ذاتی قبایل و طوایف عربی ایران و عراق به ولایت خاندان رسول الله (ص)رمز گشایی کند ،نزد بزرگان طوایف عرب شیعی عراق و ایران سنت حسنه ای وجود داشت که براساس آن خانواده ای از میان تیره های موجود ،که متصف به کرامات ،تقوا ،علم و ورع بودند،مامور تحصیل علوم دینی در حوزه نجف و سپس ارتباط با اعضای قبیله در راستای تهذیب و تعلیم احکام شرعی می نمودند تا پیوند افراد با مذهب و شریعت مستحکم و پایدار گردد.این رفتار در واقع برگرفته از آیه شریفه قرآنی است که می فرماید: وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ «و نتوانند مؤمنان که همگی به سفر روند چرا از هر گروهی دسته ای به سفرنروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشداردهند ، باشد که از زشتکاری حذر کنند»۱

آقای مهندس محمد مذکور در کتابش درباره پدر و نسب شیخ هادی می نویسد: لما کانت عشیرة آل حمید من القبائل الموالیة لاهل البیت (علیهم السلام) فأن العشیرة عینت لها سفیرا" فی النجف الاشرف لاستقبال زوار العشیرة و ایوائهم تم اختیار الشاب مهدی بن عبیرة الحمیداوی من الزلزل فسافر للنجف و قام بمهمة وقبلیة خیر قیام و درس اصول الفقه و العقائد عند فقهاء السلف واصبح من العلماء و الفقهاء المعروفین و ذالک بحدود سنة 1260 ه ق و 1844 م و صحب احد العلماء الی الحج و رافقه فی الطریق فسمی "عکام الشیخ" و منذ ذلک الحین و الاسم لصق بالعکام»

خانواده شیخ هادی معروف به زوار ،بشکل خانوادگی و سلسله وار این ماموریت را به ارث برده و بدرستی اجرا کردند. سالها در این راه به جهاد پرداختند.شیخ هادی در راستای جامه عمل پوشاندن به رسالت شرعی با اینکه عالمی فرهیخته و طراز اول بوده اما از هیچ امری برای هدایت و رشد فرهنگی مردم دریغ نمی کرد به نوجوانان قرآن می آموخت ،بزرگان را به تمرین آداب و اعمال و فرایض دینی وا می داشت و در ساعات ظهر مانند یک روستایی ساده در مزرعه ها و خرمنگاه به کمک و مساعدت مردم می شتافت.هنوز نام ایشان در خاطر مسنین این خطه یادآور صفا و صمیمیت تدین و اخلاص و تقوا می باشد.شیخ هادی در سال ۱۹۶۸میلادی و در سن ۸۱ سالگی در بخش رفاعی بغداد جان به جان آفرین تسلیم و بنا بر وصیت در قبرستان دار السلام در جوار مضجع مولا امیر المومنین(ع) آرام گرفت.  از انساب آیةالله شیخ هادی هم اکنون خانواده های زیادی در اهواز و ملاثانی ساکن می باشند که می توان به ملاصالح فرزند ملاجواد (والد دکتر خلیل حمیداوی) و نیز والده آقای عبدالحسین حمیدی (زوجه عموی حاج مرتضی و حاج عبدالامام حمیدی)اشاره کرد. 

 نعیم حمیدی

 *منابع

۱) سوره توبه آیه : 122

۲)تاریخ قبیلة آل حمید کریم محمد المذکور ص 56

با تشکر از مهندس شیخ سامی السعدون از بزرگان آل حمید در عراق که ضمن ارسال عکس و خلاصه ای از تاریخ حیات این عالم بزرگوار ما را در روشن ساختن بخشی از تاریخ این خطه یاری نمودند.



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : یکشنبه پنجم دی 1389

 دکتر غفار زاده ،استادی ناشناخته

ایشان در سال 2004 میلادی تحصیلات خود را در مقطع دکتری و در رشته الکترونیک در دانشگاه پلی تکنیک مونترال- کانادا آغاز نمود و در سال 2008 پایان نامه خود را با عنوان تکنولوژی ساخت آزمایشگاه بیولوژی در یک تراشه ارائه نمود. پس از اتمام دوره دکتری ایشان بیش از چهارجایزه برای ادامه تحقیقات خود با کاربرد در بیولوژی سلولی و ملکولی وبا بهر برداری از میکرو و نانو تکنولوژی دریافت کرده است که مهمترین آنها عبارتند ازدو سال بورس تحصیلی فوق دکتری از انجمن تحقیقات مهندسی و علوم طبیعی دولت فدرال کانادا –– یک سال بورس تحصیلی فوق دکتری از گروه استراتژیک میکروسیستمها- دولت ایالت کبک در کشور کانادا میباشد دکتر غفارزاده پس از یک سال تحقیقات فوق دکتری در دانشگاه مکگیل کانادا به دانشگاه برکلی کالیفرنیا  در کشور آمریکا رفت تا با پیوستن به یکی از مهمترین گروهای  تحقیقاتی بیونانوتکنولوژی دنیا تحقیقات خود را با تمرکر بر بهربرداری از سلولهای پایه درتولید بافت قلب ادامه دهد. . دکتر غفارزاده تا کنون بیش ار 45 مقاله علمی را در مجلات و کنفرانسهای معتبربه زبانهای انگلیسی و فرانسوی به چاپ رسانده است و در کنفرانسهای مختلفی از جمله کنفرانس تکنولوژیهای جدید الکترونیک برای ایراد سخنرانی دعوت شده و تا کنون مقالات علمی بسیاری را برای کنفرانسها و مجلات مختلف از جمله مجله سنسورها داوری نموده است. همچنین ایشان کتابی به زبان انگلیسی تحت عنوان سنسورهای خازنی برای کابردهای بیولوژیکی را تالیف و در انتشارات اسپرینگر در سال 2010 به چاپ رسانده است و کتاب دیگری را با همین ناشر در دست اجرا دارد. موضوعات تحقیقاتی مورد علاقه دکتر غفارزاده عبارتند از استفاده از سیستمهای الکترونیکی برای نمایش و کنترل فرایندهای بیولوژیکی و شیمیایی – بهر برداری از نانو و میکرو تکنولوژی در تشخیص زود هنگام بیماریها و تولید و کنترل بافتهای سلولی با استفاده از سلولهای بنیادی می باشد.به امید ایجاد فضائی که در آن نخبگان کشور بتوانند به انجام کارهای علمی و تحقیقاتی خود بپردازند

موفق و پیروز و سربلند باشید

محمد امین عبداللهی ـ دانشجوی برق ۸۸ دانشگاه شهید چمران اهواز



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389

لوامع من حیاة الخطیب الشهیر و السید الجلیل

العلامة الحاج سیدخلف الموسوی

ولد سماحة الخطیب حجة الاسلام و المسلمین الحاج سید خلف فی عام ۱۳۰۶ ه.ش بمدینة العلم و الثقافة البسیتین الباسلة التابعة لقطر الخفاجیة(دشت آزادگان) علی ضفة نهر الکرخة العذب و ترعرع فی بیت زق بالعلم و الکرم و الایمان حتی امتلأ وجوده حبا" و ولها" للعلم و الفضل و الرقی .عشقه للعلوم الدینة سار به نحومدینة النجف الاشرف فی عنفوانه و صببوته .دخل حوزة النجف العریقة و لم یبلغ الحلم و کان عمره عشرة سنین .بقی فی بلد الفضل و العلم و الولاء ،النجف الاشرف حتی اغترف من بحور العلم و اجترعا منها ما یبرد غلیله الشائق الی الفقه و المعرفة من مکتب اهل البیت علیهم آلاف التحیة و الثناء .دخول السید الجلیل فی القری کان یصادف زعامة الامام السید محسن الحکیم (طاب ثراه) علی جمیع اقطار العالم الشیعی . حذوا" مع دراسة الفقه و العقائد، انتهج بسیرة سلفه و نال فنون المنبر الحسینی و اول من اعانه و اوصاه بذلک هو سماحة المرجع الدینی المعاصر آیةالله العظمی الشیخ الیعقوبی احد رموز حوزة النجف الاشرف و من المراجع البارزین فی ارض الرافدین.من بعد ذلک امتثالا" بهذه الآیة الکریمه : فلولا نفرمن کل فرقه طائفه لـیـتـفـقه فى الدین ولینذر قومهم اذا رجعوا الیهم رجع الی قومه و بین عشیرته و اهله بأن یعظهم و یاخذ بهم نحو الحضارة الدینیة و الی سبیل الرشاد و کافح التضلیل و التخلف.سیدنا الخطیب  جعل من المنبر الحسینی وسیلة و آلیة صارمة فی حیاته للاعلام العقائدی و تزکیة نفوس الناس و ارشاد القلوب الوالهة من حب اهل البیت علیهم السلام. انه ساند المنبر منذ طفولیته حتی شیخوخیته ما یقارب ۷۰ سنة و اصبح فارسا" من فرسان المنبر و فنان فی ساحة الوعظ و القراة الحسینیة و تربی الکثیر علی یدیه و فی محضره من اهل المنبر و الوعظ و منهم نجله الکریم سماحة الحاج سیدعبدالهادی الموسوی.سماحة العلامة  الکبیر و الواعظ الشهیر الحاج سیدخلف عند رجوعه الی محافظةخوزستان ،شارک فی دروس الفقیه الصمدانی و الاصولی الحاذق آیةالله العظمی السید علی البهبهانی طاب ثراه ،ما یحادد ثمانیة سنین و کان من تلامذة السید البهبهانی الذین عاصرهم الحاج سید خلف ،منهم الآیات العظام و حجج الاسلام السید علی الشفیعی ممثل اهالی خوزستان الحالی فی مجلس خبراء القیادة و ایضا"العلامة سیدعبدالمطلب الجرایری ،المرحوم سیدهاشم النزاری و الفقیه الففید الشیح محمد حسین الوائلی. لبعض الظروف و الاسباب هاجر سیدنا الحاج سید الخلف الموسوی  من مدینة البسیتین الی قریة البحایی و عاش زمنا" طویلا" مع ابناء عشیرة البحایی المومنة و جعل من هذه المحطة فرصة جدیدة لتبیین معالم الدین االنبیل و تربیة الشباب و تزکیة المجتمع ،و بعد قلیل اصبح السید ملجا" و مسندا" لابناء منطقه البحایی و من حولها و تراوحت المومنین علی بابه ،هوت قلوبهم نحو بیته و داره البسیطة و لکن المندمجة بولاء اهل البیت (ع) ، بعد ذلک قام السید بتأسیس اول مسجدا" بنی علی تقوی من الله فی قریة البحایی و صار بمثابة موسسة دینیة لارشاد الناس و محلا" لاقامة الشعائر الالهیة و ارتقی المنبر الحسینی بنفسه احیاء" لتراث الاسلامی و دفاعا" عن اسس الدین و مشارعه .بعد ذلک بدعوة من بعض المومنین و اهالی مدینة ملاثانی جعل رحیلیه فی هذا البلد الثقافی و مجتمعه السائر علی نهج الائمة الطاهرین و سکن فی شارع عشیرین الذی کان یضم اقل منازلا" فی مدینة ملاثانی لکن من بعد مجیء السید الجلیل العلامة سیدخلف الموسوی، اصبحت المنطقة تغتص بنفوس کثیرة و تاسیس البیوت جدیدة فی شارع ۲۰ محبتا" لسماحته. سیدنا الخطیب المجاهد استمرارا" بمنهجه الاعلامی، بمساعدة و مساندة بعض المومنین و اهل الخیر ،قام بایجاد موسسات دینیة فی مدینة ملاثانی و منها تاسیس مسجد السیدة فاطمةالزهراء(س) و حسینیة الشهید السید عبدالرسول الموسوی.الحاج سید خلف جعل من بیته محلا" للحل و العقد و مرکزا" لنشاط الاجتماعی و دائرة لمراجعة الفقراء و السائلین و هتم الکثیر بامور الناس و خاصتا" القضایا و الخصومات العشائریة و اقامة السنن الشرعیة.سماحة السید طال ما ناضل و جاهد فی طریق حمایة الثورة الاسلامیة و کان یعشق الامام الخمینی (ره) و منذ تفجیر برکان النهضةالدینیة،قام بتوزیع رسائل و بیانات الامام و کان یوصی الناس و ابناء العشائر بالالتفاف حول مرجعیة الامام الخمینی (ره).و عند بدء الحرب المفروضة حرض الناس و شباب العرب للجهاد و سیر نحو جبهات القتال امتثالا" لاوامر المرجع الدینی و قائد الثورة و الولی الفقیه دفاعا" عن الاسلام و الثورة و فی هذا الطریق ضحی بالنفیس من ما یملک و قدم ابنه الرشید ،الشاب المهذب سید عبدالرسول الموسوی تضحیة لحفظ الثورة و صیانتا" لدین الاسلام .   

الموسسات التی قام بتاسیسها سماحة العلامة الحاج سیدخلف الموسوی

عنوان الموسسة

تأریخ التأسیس

محلها

مسجد قریة البحایی

۱۳۷۰ ه . ش

قریة البحایی

مسجد الزهراء(س)

۱۳۸۱ ه.ش

مدینة ملاثانی شارع 20

حسینیة الشهید عبدالرسول الموسوی

۱۳۸۲ ه . ش

مدینة ملاثانی شارع 20



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : شنبه هشتم آبان 1389

اشاره:مرحوم دکتر امین (جهانگیر)تلوری از جمله فعالان فرهنگی و مذهبی استان خوزستان است که سالها در کسوت معلمی خدمات ارزشمندی را در حوزه فرهنگ و تعلیم و تربیت در شهر ملاثانی به انجام رساند.تربیت و سازماندهی نیروهای انقلابی در قالب تشکل هایی نظیر بسیج ، حرب جمهوری اسلامی و کانون های دانشجویی و دانش آموزی از جمله خدمات ماندگار ایشان بود.اخیرا خانواده محترم ایشان ضمن پیوستن به خیل خوانندگان وبگاه ملاثانی نیوز در خصوص شخصیت و منش اجتماعی و علمی دکتر مطالب ارزشمندی به نقل از نشریات دانشجویی از جمله زندگی نامه مختصر ایشان را برای ما ارسال نمودند که عینا" جهت بهره برداری خوانندگان منتشر می گردد.همچنین لازم است تا کمال تشکر و سپاس خود را تقدیم فرزندان و همه علاقمندان استاد نماییم


شخصیت دکتر تلوری از نگاه دیگران 

ديدگاه حضرت آيت ا... موسوي جزايري نماينده ولي فقيه و امام جمعه اهواز

اينجانب آشنايي کاملي با خانوادة مرحوم دکتر تلوري داشتم و اين خانوادة گرامي را از اوايل انقلاب مي شناختم؛ برادر ايشان که از فعالان فرهنگي مسجد بوده و هست بطور کامل مي شناسم و خود مرحوم دکتر را وقتي که مسئول جهاد اهواز بودند برحسب فعاليتهاي چشمگير و زيادشان کاملاً مي شناختم و با ايشان ارتباط داشتم ايشان فردي سليم النفس و متدين بودند و احساس مي کردم که جناحهاي مختلف با ايده هاي سياسي مختلف از ايشان راضي بودند و اين به لحاظ اخلاص و صفاي نفس ايشان بود.مرحوم دکتر از افرادي بودند که براي پيروزي انقلاب خيلي زحمت کشيدند و زندانها کشيدند و اين افتخار بزرگ ايشان بود و بعد از انقلاب نيز در کارهاي اجرايي بسيار زحمت کشيدند و نتايج زحماتشان عيناً قابل مشاهده است.بنده يک روز بعد از واقعه باخبر شدن و ظيفة انساني و شرعي خو د دانستم که حتماً در مراسم ختم ايشان شرکت نمايم و اين سعادت را نيز پيدا کردم. در پايان اين مصيبت را به خانوادة محترم ايشان تسيلت مي گويم و از خداوند بزرگ و منان برايشان صبر جزيل خواهان و خواستارم. (انشاءا...)


بعد از مراسم کفن و دفن يکي از کارگران مجتمع که در اثر سکته فوت شده بود، دکتر به من گفتند که فلاني شما و دکتر سياهپوش فردا شب قبل از اينکه زمان سپري شود و اين بيچاره ها فراموش شوند به خانه اين مرحوم برويد. شب با هم به آنجا رفتيم، يک ديوار با اتاقي گلي و خرابه مکاني بودو که يتيمان آن نگهبان در آن زندگي مي کردند. دکتر با حالتي متأثر آهسته به من گفت: اين شرايط را مي بيني، اينها مشکل دارند، از همين فردا براي رفع مشکلاتشان شروع بکار کنيد. اولين پيشنهادش بمن اين بود که پسرش را که تربيت معلم خوانده بود در يک منطقه نزديک ملاثاني استخدام کنم ايشان با تحت فشار قرار دادن بخشداري باوي دو کمپرسي آجر تهيه کرد و تا قبل از چهلم خانه را براي آنها آجري کرد.

ميدان مال دانشجوست

اين اواخر در مقابل جبهه گيريهاي عده اي که از او مي خواستند به دانشجو زياد ميدان ندهد و به اصطلاح خودشان دانشجو پررو مي شود مي گفت: اينطور نيست ميدان مال دانشجو است، شما فراموش کرده ايد وقتي دانشجو بوديد دوست داشتيد همه چيز برايتان مهيا باشد. اقتضاي سن جواني همين است. تا دانشجو نباشد شما نيستيد، ما حقوق مي گيريم که خواسته هايشان را عملي کنيم و تا آنجا که توان و امکانات دارم به خواسته هايشان جامة عمل مي پوشانم و مطابق با شأنشان با آنها برخورد مي کنم.

مهندس عبدالله جهانتاب


به نام ايزد منان
اِذَا جَاءَ آًَجَلَهم لا يستَأخِرونَ ساعَهٌ وَ لا يستَقدِمُون ـ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعُون

با عرض تسليت بخاطر فوت نابهنگام و شهادت گونة دوست و برادر عزيزمان جناب آقاي دکتر تلوري خدمت خانوادة محترم ايشان و کلية دانشگاهيان که به حق فقدان ايشان ضايعة اسفبار براي همة ما بوده است، بايد عرض کنم که: حقير، ايشان را از سال 1356 که به عنوان دانشجو وارد اين مجتمع شدند مي شناسم البته مجتمع رامين در آن زمان تحت نام دانشکده دامپروري و عمران روستايي فعاليت مي کرد.ايشان يک دانشجوي منظم و وقت شناس بود و به شعائر مذهبي فوق العاده احترام مي گذاشت و ايـن خصلت بـا توجه بـه جـو قبل از انقلاب، فوق العاده باارزش بود. تدين و متانت ايشان فوق العاده چشمگير بود و من فکر نمي کنم احدالناسي از ايشان خاطرة بدي داشته باشد. علاوه بر اين در زمان دانشجويي ايشان که مبارزه سياسي دانشجويان با نظام طاغوت يکي از برنامه هاي اصلي و گسترده همة اقشار دانشجويي بود ايشان نيز به عنوان يک دانشجوي مسلمان در اين مبارزه فوق العاده فعال بودند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در رابطه با جنگ تحميلي و همچنين جهاد (چه جهاد سازندگي و چه جهاد دانشجويي) فوق العاده مؤثر و شاخص بودند. در مدت کوتاهي که اينجا فعاليت داشتند. بسيار کوشا و مدبرانه با وجود امکانات کمي که داشتند به اوضاع نابسامان اين مجتمع سامان مي بخشيدند و با شناختي که حقير از ممارست و پشتکار ايشان داشتم، فوق العاده به آينده روشن اينجا چشم اميد بسته بودم.در آخر براي بازماندگان آن مرحوم صبر جميل آرزو دارم و استدعا مي کنم که به رضاي حق سبحانه و تعالي تسليم شوند که سرنوشت ايشان در هر کجاي اين کرة ارضي که مي بودند همين بوده است و بس، تقدير الهي را ما خاکيان چاره نتوانيم کرد. چيزي که نبايد فراموش کنيم اين است که همة ما بايد پيگير اهداف آينده ساز ايشان باشيم.

براي شادي آن مرحوم غفران الهي را طلب مي کنيم. روانش شاد باد.

استاد عبدالکريم شايگان


فکر کن کارگرها هم پسرانت هستند، دوستشون داشته باش

يک روز عصباني و ناراحت وارد اتاق دکتر شدم و از اينکه کارگرها به حرفم گوش نمي کنند و کم کاري مي کنند و توقعشان بالاست شکايت کردم. آرام لبخندي زد و با متانت هميشگي گفت: حاجي پسر داري؟ گفتم بله آقا، گفت: براش زن هم گرفتي؟ جواب دادم بله. گفت: خوب، پسرت رو بزرگ کردي، خرجش رو دادي به پاش زحمت کشيدي، بعد هم براش زن گرفتي، بعد هم رفت و پشت سرش رو هم نگاه نکرد، با اينحال همين هم راضيت مي کنه و دوسش داري، اينطور نيست؟ گفتم: چرا آقا. دکتر ادامه داد: ببين حاجي، فکر کن کارگرها هم پسرانت هستند، باهاشون مدارا کن، دوستشون داشته باش، باهاشون رفيق باش، نگذار فکر کنند که براي تو کار مي کنند.زمان مجرديش خانه ما مي آمد و گاهي شبها را هم منزل ما مي خوابيد. هميشه در يک اتاق کوچک و تنها مي خوابيد، هيچوقت اجازه نمي داد برايش تشک پهن کنم، روي پتو مي خوابيد. يک شب بلند شدم و آرام از لاي در اتاق نگاه کردم ديدم دکتر رو به قبله نشسته و گريه ميکند. ياد حرفهايش افتادم که هميشه مي گفت: حاجي دنيا جاي خوابيدن نيست. بعدها آنقدر بخوابيم که از خوابيدن خسته شويم.

مرحوم حاج محمد شيبه


تفقد دکتر از دانشجویان

يک شب زمانيکه دکتر معاون امور مالي دانشکده رامين بود با من تماس گرفتند و از من خواستنتد که با موتورم به سراغشان بروم. هر چه سئوال کردم چرا، جواب ندادند وتأکيد داشتند که خورجين موتور را هم با خودم ببرم. من به شوخي گفتم: «نکنه مي خواي مثـل بچه ها روي موتور بشيني و پاهاتو هم توي خورجين بگذاري.» خنديد و گفت: «شايد». خلاصه بلند شدم و با موتور رفتم سراغش. ديدم مقدار زيادي مرغ و ميوه و حبوبات را در خورجين موتور گذاشت و چند بسته اي را هم که جانشده بود توي دستش گرفت و سوار موتور شد و دستي روي شانه ام زد و گفت: «بريم پيرمرد». گفتم: «مرد حسابي! هر کي تاکسي خبر مي کند، اول بهش ميگه کجا بريم». بـاز هـم خنديـد و گفت بريم تا بگم. از دانشکده بيرون رفتيم و بعد از مدتي وارد يک کوچه شديم. يک دانشجوي تازه ازدواج کردة شهرستاني که فارغ التحصيل شده بود و بيکار هم بود در يک خانه قديمي و کهنه آن کوچه با همسرش زندگي مي کرد. دکتر به من گفت: «من جلوتر ميرم توي خونه، تو اينها رو ببر و خونه رو هم چک کن ببين چي کم داره.» گفتم: «تاکسي سرويس فقط مسافر رو مي رسونه با بقيه اش کار نداره».خلاصه رفت تو و من هم بدنبالش وسايل را به آشپزخانه بردم و منزل را هم يواشکي وارسي کردم. خانه آبگرمکن و بخاري نداشت و به نظر مي رسيد که رخت خواب آنچناني هم نداشته باشند. وقتي وارد اتاق شدم براي يک لحظه ديدم دست دکتر از جيب پسر دانشجو بيرون آمد. بعد از اينکه از منزل خارج شديم به شوخي جلويش را گرفتم و گفتم: «من هم شريکم». گفت: شريک چي؟ جواب دادم: خودت رو به اون راه نزن، خودم همه چي رو ديدم، يا شريکم کن يا لوت ميدم. بعد پرسيدم: چيزي توي جيبش گذاشتي، نه؟ و دکتر خنديد. پرسيدم چرا با ماشين خودت نيامدي. گفت: نمي خواهم کسي بفهمه...و صبح همان روز به حساب خودش يک آبگرمکن و يک بخاري و سه پتو خريد و به همان منزل فرستاد.

مرحوم حاج رضا عباسيان


نگاهی گذار به زندگی و کارنامه

زنده یاد دکتر امین تلوری رییس فقید دانشگاه کشاورزی ملاثانی

سال 1337 در شهر آبادان در ميان نخلهاي سر به فلك كشيده متولد شد . دوران كودكي را در زادگاهش سپري كرد . سال 55 ديپلم گرفت و بهمن ماه همان سال بعنوان دانشجوي رشته كشاورزي عمومي وارد دانشكده كشاورزي ملاثاني شد . امين در اين دوران شروع به سازماندهي و شركت در راهپيمايي هاي مردمي كرد چيزي نگذشت كه امين زنجير ساواك رژيم پهلوي را به جرم رهبري تظاهرات مردمي كوي انقلاب اهواز بر دستان خود لمس كرد و با عشق به امام خميني زندان را بر آزادي ترجيح داد .امين با عضويت در انجم اسلامي دانشگاه نقش موثري در چاپ و انتشار اعلاميه هاي امام داشت . سال 58 بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي عضو شوراي مركزي جهاد اهواز شد . امين به به امور پرورشي پرداخت و شب و روز در مسجد جامع ملاثاني كارهاي فرهنگي جوانان را انجام مي داد و اردوهاي فرهنگي هجرت در ويس و ملاثاني راه انداخت. همان سال امين كه معلم هم بود همزمان با تاسيس جهاد دانشگاهي شروع به فعاليت با اين نهاد كرد ، سال 59 بود كه معلم عزيزمان گام در مسيري بالاتر نهاد ، و آن چيزي نبود جز مبارزه ايدئولوژيكي با جريانات انحرافي و ماركسيستي در جهت تقويت خط فكري امام خميني (ره ) . مرحوم امامي كه سالها امين انتظار ديدارش را داشت ، و به آرزويش رسيد .آري سال 59 امين به آرزويش رسيد و امام خميني خطبه ي عقد او با همسرگراميش را خواند چند صباحي نگذشته بود ، كه امين سلاح بر مي دارد و به جبهه مي رود تا از مرز و بومش از شهرش و از كاشانه اش دفاع كند. برحسب لياقتي كه دارد مسئوليت تداركات سپاه دشت آزادگان به وي سپرده مي شود و بعد هم فرماندهي سپاه پاسداران . سال 61 به دانشگاه بر مي گردد تحصيلاتش را دركنار مسئوليت هاي مختلف ادامه مي دهد و ... مهندس تلوري سال 73 معاونت اداري و مالي دانشكده رامين را مي پذيرد بعد از مدتي كه عملكرد بسيار مثبتي داشت پله هاي ترقي را طي نمود و قائم مقام مدير عامل شركت آب و خاك وزارت كشاورزي شد.مهندسي تلوري سال 75 مشاور مالي شركت توسعه نيشكر مي شود ، شركت توسعه عمران خوزستان نيز از وجود پر بهاي ايشان استفاده مي كند در همين سال است كه مهندس در رشته ي علوم اقتصادي مقطع دكترا قبول مي شود (البته سال 70 امين بورسيه ادامه تحصيل در خارج كشور مي شود كه دليل نياز به خدمات ايشان از رفتن منصرفش مي كنند ) تا حجر نسيبه ، محمد و مهدي (شايان ) سايه پدري تحصيل كرده برخود ببينند، دكتر ضمن تحصيلات تكميلي بعنوان قائم مقام مدير عامل شركت بذر استقلال منصوب مي شود آنجا را سرو سامان مي دهد شركت شيلات و آبزيان را نيازمند مي بيند و فعاليت خود را در سال 78 معطوف به اين شركت مي كند و مدير عامل شركت مي شود بعد از مدتي دكتر مدير عامل تعاوني مسكن جهاد استقلال را مي پذيرد در حالي كه مشاور قائم مقام وزير كشاورزي است . دكتر تلوري گامي فراتر بر مي دارد و در سال 79 با حكم دكتر معين وزير علم تحقيقات و فناوري به عضويت كميته اجرايي فرهنگستان علوم كشور هاي جهان سوم در ميآيد و قائم مقام كميته مي شود و ... سرانجام سرنوشت و تقدير الهي دكتر را به سرزمين خاطراتش برگرداند . روز يكشنبه تاريخ 20/9/79 در يك روز باراني دكتر بعنوان رياست دانشگاه رامين معرفي مي شود . در حالي كه قرار بود بهار امسال بهنترين بهار دانشگاه باشد در يك صبحدم ديگر و باراني باز همان روز يك شنبه كه قرار بود باز هم جلسه ي معارفه باشد دكتر امين تلوري 6 كيلومتر مانده به مقصدش ، (ملاثاني) بر اثر سانحه تصادف چشم از دنيا فرو بست و دار فاني را شهادت گونه وداع گفت و شمع وجود اين قهرمان بزرگ خاموش شد


icu دورغين

ساعت1:30 بعد از ظهر بود بيمارستان امام خميني اهواز را غلغله اي فرا گرفته بود جمعيت همه گريان بودند هركدام از حضار با كوله باري از خاطرات گوشه اي را انتخاب كرده بودند و گريه كنان منتظر آمدن همسر مرحوم دكتر تلوري بودند نمي دانستند كه چه جوري ناگوارترين خبر عمر اين همنفس مرحوم را به او بگويند ، تا اين كه با آمدن سراسيمه همسر مرحوم دكتر همه قلبها شكسته شد هيچكس جرات رويا روي با ايشان را نداشت، همسر دكتر سراسيمه سراغ امينش را گرفت سراغ كسي را گرفت كه عمري پاره تنش بود كسي كه بي او زندگي برايش بي معني بو ديا زهراگويان امين را از آقاي حسين زاده مي خواست مي خواست او را ببيند فكر مي كرد كه تصادف جزئي بوده است 0 به او گفتند كه امين بخش I.C.U است ، نمي شود او را ببيني ، حالش بد نيست ولي بايد صبر كنيد يك لحظه راضي شد اما دلش نمي آمد امين را نبيند آخر از ديشب ناراحت امين بود به امين گفته بود كه مواظب خودش باشد 0 طاقت نمي آورد و گريه كنان ... قرار شد هماهنگي صورت گيرد تا اينكه عزيزترينش را در بخش I.C.U ببيند همه مي دانستند كه تا چند لحظه ديگر با جسد امين عزيز روبرو خواهند شد جز همسر گراميشان 0 ساق پاها سنگين شده بود گام ها به زور از زمين برداشته مي شد و فقط همسر محترم دكتر بود كه متوسل شده بود به امام زمان و مي خواست تا چند لحظه ديگر امين را ببيند ...
در بخش دروغين I.C.U باز مي شود و صداي ناله حضار سكوت را مي شكند ، لحظه اي فرا رسيد كه توصيف آن براي هر بشري سخت است لحظه اي كه هيچوقت فراموش نخواهد شد ، لحظه اي كه خانم محترم دكتر گفتند ، (( امين پاشو )) هنوز باور نمي كرد كجاست ، باور نمي كرد امين صدايش را نمي شنيد ، باور نمي كرد كه امين به خواب ابدي رفته . با انگشتان لرزانش پيشاني دكتر را ماساژ داد و زمزمه هايي مي كرد كه هيچكس نمي دانست چه مي گويد شايد قسمش مي داد كه بيدار شود شايد حال بچه هاشو برايش مي گفت ،‌ الله اعلم و شايد هم وداع آخرش بود و مي گفت امين حلالم كن



ادامه مطلب...
ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : سه شنبه چهارم آبان 1389

برای زنده یاد دکتر امین تلوری

یادداشت سرکار خانم ورامینی از دانشجویان استاد

سلام....
با تشكر از نويسنده محترم وبلاگ...
ما كه واقعا شرمنده ايم از بي تو نفس كشيدن اي بزرگوار.........
داغ دلم تازه شد... بعد از گذشت ده سال هنوز هم چشمانم پر از اشك مي شود...
اينجانب هم از دانشجويان اين مرد بي نظير بودم...
بزرگ بود و از اهالي امروز بود
و باتمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد
و مهربانی را به سمت ما کوچاند
به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد
و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد
همیشه کودکی باد را صدا می کرد
همیشه رشته صحبت را به چفت آب گره می زد
برای ما یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه سطح خک دست کشیدیم
و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم که
با چه قدر سبد
برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت
ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
برای خوردن یک سیب
چه قدر تنها ماندیم
سهراب سپهري
دكتر تلوري نه تنها يك معلم بود بلكه اسوه اخلاق و ايمان بود...
مظهر معنويت و تواضع به تمام معنا...
با تمام وجود به دانشجويانش/ به حرفه اش/ به خانواده و دوستانش عشق مي ورزيد..
روحت شاد و يادت گرامي اي بي تكرارترين



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : جمعه شانزدهم مهر 1389

آموزش مکتبی و مکتب آموزش قرآن ملامحبس

سال ها پیش از نهادها و تشکل های فرهنگی خبری نبود ،نه امورتربیتی و نه روحانیون حوزه رفته در ملاثانی فعالیت داشتند . در آن سال ها  آموزش مذهبی در تعلیم روخوانی و تجوید قرآن کریم خلاصه می شد ،معمولا این برنامه ها متولی دولتی و رسمی یا  حوزوی در منطقه نداشت.ملامحبس پس از نجف ناصری اولین کسی بود که مکتب آموزش قرآن را در منزل شخصی خود راه انداخت و سپس در حسینیه شیخ علی الصافی و مسجد صاحب الزمان گسترش داد.شیوه آموزش تجوید او ابجدی بود(ب کسره سین جزمه م کسری هی بسم )در حلقه او تمام نوجوانان و جوانان علاقمند را می دیدی ،شرط حضور در مکتب ملا خواندن نماز در مسجد ،تلاش و پشتکار و شرکت مستمر بود.از سویی صحیح خوانی ،تلفظ درست و روش رعایت قواعد تجویدی و ترتیل از جمله مشخصات ملامحبس بود.او قرآن را در هیچ حوزه ،مدرسه و دانشگاهی نیاموخت بلکه او هم بشکل سنتی و خانوادگی یا از طریق روحانی های بزرگواری چون آیة الله شیخ هادی عکام یا محمدجعفر بیگدلی قرآن را فراگرفته است .حلقه های آموزشی او بسیار پر رونق و شلوغ بود ،لذا زمانی مجبور شد علاوه بر جلسات عمومی یک جلسه برای قاریان ممتاز و خواص  دایر نماید .در حلقات قرآنی ملامحبس بسیاری از حاملان دیروز و امروز وحی تربیت یافته اند مانند حاج مرتضی حمیدی حاج محمد حمیدی اصل ،شهید راضی حمیدی اصل ،شهید سعید حمیدی اصل ،شهیدسعیدمروانی و عدها ملاجلیل حسینی پور ،کریم حمیدی اصل ،ملاعبدالحسین حمیدی ،سیدعلی جعاوله و بسیاری دیگر از دوستان که شاید نام آنها در خاطرم نباشد.جالب اینکه اعضای مکتب قرآنی ملامحبس یا قاری برجسته قرآن شدند یا به خیل معلمان دینی و معارف اسلامی در مدارس ملاثانی پیوستند.آنچنان عشق به قرآن در تارو پود جسم این مرد  مومن و بزرگوار آمیخته شده است که در سال های اخیر در عین داشتن سن بالا کانون ابناءالقرآن  را بعنوان نخستین تشکل قرآنی مردمی در ملاثانی راه اندازی کرد و در این راستا برای احیای فرهنگ قرآنی و میراث اهل بیت عصمت و طهارت (ع) برنامه های  متنوع و حجیمی را برگزار  نمود و آموزش قرآن را وجه عمومی بخشید. تشکل او در مدت بسیار کوتاهی توانست این خلاء را در منطقه پرکند.از کارهای دیگر این مرد آموزش قرآن به بسیاری از مومنین در روستاها و کهنسالان   است.  در حلقه او بسیاری از امیین خواندن قرآن را فرا گرفتند مانند زایر اغلیم در روستای ابوهاون ،حاج ملا لفته ،ملاعبدالرضا و بسیاری دیگر .لذا می توان به جرآت گفت ملامحبس به تنهایی یک مدرسه قرآن بود.از یاد نبرم که امروز خیلی از آماتورهای منبر و افراد غیر روحانی که روضه ابا عبدالله را برای مردم در روستاها می خوانند تربیت یافته مکتب ملامحبس هستند نقش ملاهای محلی و افرادی نظیر ملامحبس را باید در زمینه تعمیق باورهای دینی  میان مردم مناطقی چون ملاثانی و روستاهای اطراف مورد بازشناسی قرار داد و این نخبگان مردمی را مورد تجلیل و تقدیر قرار داد ،آنان نه از نهادهای دولتی ارتزاق می کردند و نه از حقوق شرعی بهره می جستند بلکه با اتکا به توانایی خدادادی و عشق و علاقه به قرآن و اهل بیت این انقلاب فرهنگی را در منطقه بپا کردند.  

*توضیح :نام شناسنامه ای ملامحبس ،محمدرضا می باشد.

*عکس اول ملامحبس را در کاروان پیاده استقبال از مقام ولایت در سال ۷۶ نشان می دهد.

*عکس دوم منزل حاج ملایاسر عماره سال  ۷۱ دیدار با آیةالله شفیعی



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389

غضنفر همیشه خندان شهر ما

در خانواده ای اصیل از ایل و تبار بختیاری استان چهارمحال و بختیاری زاده شد ،نامش را غضنفر نهادند.«غضنفر» در زبان عربی بمعنی  شیر جوان و پرانرژی می باشد که در شکار بهترین ها موفق تر است ،غضنفر شهر ما نیز چون شیر جوان عرصه فرهنگ و هنر را برگزید و در این مسیر عمر گران خویش را صرف نمود. دوره نوجوانی خویش را در روستای محل تولد در استان چهار محال و بختیاری سپری کرد.در سال 1350در قالب معلم سپاه دانش در هوای خدمت در حوزه تعلیم و تربیت به روستای حمیدانیه (ساعد) اعزام شد ،دو سال تمام را با مردم این روستای کهن گذراند و با فرهنگ و رسوم آنان مأنوس گشت .عشق به عشایر و ساکنان فهیم و صمیمی این خطه غضنفر را در خوزستان ماندگار ساخت ،زیرا خود او نیز فرزند راستین عشایر اصیل بختیاری بود.در سال 1354 به روستای آنزمان ملاثانی منتقل و بعنوان معلم رسمی در مدرسه ابتدایی سوم اسفند مشغول به تدریس می شود،در این مدت صفا و اخلاص و صمیمیت مردم ملاثانی غضنفر بهرامی را  با غربت از خانواده غریب می کند ،بگونه ای که خود را عضوی از شهروندان منطقه می یابد و روز به روز بر عشق اش به مردم ملاثانی افزوده می شود.در سال 1357 نخستین ابلاغ مدیریت برای او جهت تاسیس و اداره مدرسه نوبنیاد آیةالله طالقانی صادر می شود، اینبار حاج غضنفر بهرامی از سرمایه اجتماعی خود بهره می جوید و مردم روستای ملاثانی را برای در افکندن طرحی نو و گذاشتن سنگ بنای مدرسه ای جدید همراه خود می سازد و در طلیعه ی این حرکت ماندگار آقایان مرحوم نجف ناصری ،حسین قشینی و حاج عبدالله بشیری ،حاج عبدالعلی حیات (دشتی) و ملاخلف فیاضی و همسایگان مدرسه مذکور بودند.ابتدا زمین را تهیه می کند و سپس کار احداث را آغاز می نمایند.بعدها این مدرسه به کانون جوشش استعدادهای درخشان در ملاثانی تبدیل می گردد. آقای بهرامی با متد تربیتی خاص خود در فراوری فرهنگ آموزشی منطقه نقش بسزایی را ایفا می کند.بنده در سال های ۶۱ تا ۶۴ بعنوان دانش آموز دوره ابتدایی توفیق شاگردی ایشان را یافتم نظم و انضباط و رعایت آداب اجتماعی در قاموس او حرف اول را می زند.اگر خطا می کردیم علاوه بر زبان خوش ،سیلی های آبدار وی همچون زنگ بیدار باش ،انسان را از خواب غفلت به خود می آورد.سایه تربیت بهرامی نه فقط در مدرسه بلکه در منزل و عمق زندگی خصوصی نیز بر ما سنگینی می کرد.آقای حمید ساعد از معلمان دلسوز و کارآمد منطقه ملاثانی که خود زمانی افتخار شاگردی آقای بهرامی را یافته و فنون معلمی را از او آموخته در این خصوص می گوید: "آقایان غضنفر بهرامی و احمد عامری از مدیران و معلمان زحمتکش ملاثانی هستند که در سال های گذشته در سه مقطع ابتدایی،راهنمایی و متوسطه و حتی بعنوان راهنمای تحصیلی (بازرس) در ملاثانی و روستاهای حومه آن تلاش های زیادی در کنار افراد خیر و دلسوز محلی در راستای تعالی و شکوفایی علمی و تربیتی منطقه به انجام برسانند که با توجه به محرومیت ها ،کمبودها و تنگناهای زمان جنگ در واقع نوعی جهاد بحساب می آیدآنان توانستند مدارس فرسوده را در حدامکان تعمیر و بازسازی نمایند و بستر مناسبی را برای تحصیل منطقه محروم آن روز ملاثانی فراهم کنند.البته در کنار ایشان می توان سایر زحمتکشان حوزه تعلیم و تربیت همچون جاسم اعصامی ،شبیب عامریون ،حاج مرتضی حمیدی ،محمد حمیدی اصل ،حاج لفته منصوری و حاج حسین زرگانی را نام برد و از آنان تجلیل نمود ".القصه جناب آقای بهرامی تا سال 1364 در مدرسه طالقانی بعنوان مدیر دوره ابتدایی خدمت نمود و سپس مدرسه راهنمایی شهید شیخانی و بازرسی تحصیلی روستاها را بر کارنامه خدمات آموزشی خود افزود . در سال های منتهی به بازنشستگی با اصرار حاج محمد حمیدی اصل به بخش اداری آموزش و پرورش منطقه باوی پیوست .آقای بهرامی در عین بازنشستگی هنوز به عشق خدمت در واحد تعاون اداره آموزش و پرورش منطقه باوی در راستای ساماندهی به وضعیت معیشتی معلمان منطقه تلاش می کند.از جمله ویژگی های آقای بهرامی هنرمند بودن ایشان است.او با داشتن خط زیبا و چشم نواز سال هاست که در عرصه خطاطی نیز به فعالیت می پردازد، بسیاری از تابلوهای موجود در شهر اثری از چرخش قلم در دستان هنرمند او می باشد.یادش بخیر روزهای پنجشنبه که بهمراه سیدعلی جعاوله سابق به زیارت قبور شهدا می رفتیم و در بدو ورود به گلستان شهدا زیارت اهل قبور را قرائت می کردیم و قتی به انتهای دعا و نام خطاط می رسیدیم ،سیدعلی می گفت «عساها ابخط بهرامی» چون ذیل آن نوشته شده بود ،بخط بهرامی.با اینکه حدود ۶۰ بهار از عمر پربرکت اش می گذرد ، اما هر وقت به گذرم به در اداره می خورد یا در خیابان با احوال پرسی می کنم همیشه او را با چهره ای بشاش ، خندان ، با نشاط و طراوت می بینم .آقای بهرامی سند زنده ی آموزش و پرورش در شهر ملاثانی است که در سایه خدمات ایشان بسیاری از جوانان دیروز مدارج بالا و قله بلند علمی را طی نمودند و هر کدام در گوشه ای از این کشور و حتی جهان مشغول به خدمت می باشند. بهرامی همواره خود را در بین مردم کوچه و بازار ملاثانی می بیند و با همان روحیه و منش مردمی کار اداری خویش را به انجام می رساند.وقتی که به اتاق کار او در اداره باوی وارد می شوی صفا ،صمیمیت و شرح صدر او تورا منقلب و مجذوب خود می کند .آقای بهرامی امروز پدر بزرگ است اما برای همه دانش آموزان دیروزش چون حق پدری بر گرده همه دارد.

نعیم حمیدی


یادداشتی از حاج لفته منصوری :

بیایید حرمت ها را نگه داریم و سنت تجلیل از خادمان راستین را برپا کنیم.

جناب آقای حمیدی
با سلام و احترام
من به نوبه خودم از اقدام ارزشمند جنابعالی در تقدیر و تجلیل از انسانهای بدون آرم ، از شخصیت های موثر اجتماعی بدون حکم ، از مراجع فکری و فرهنگی بدون ابلاغ ؛ از اهل ایمان و مشورت ، از حافظان اسرار مردم تشکر و سپاسگزاری می کنم . اینها انسانهای والا مقامی هستند که در خدمت به مردم در نظام مقدس جمهوری اسلامی تلاش می کنند و هیچ چشمداشتی ندارند. این یک سنت فرهنگی جدید است که خاستگاه قرآنی و حدیثی دارد ؛ اگراین سنت حسنه پایه گذاری شود و استمرار یابد همه اقشار جامعه احساس حرمت می کنند .ما در جامعه مان کمتر تشویق و تقدیر می کنیم ، بیشتر عیبجویی و کنترل می کنیم ؛ خود این فی نفسه یک آسیب اجتماعی است که باید اصلاح شود . یک کاسب که کم فروشی نمی کند ، به مردم قرض می دهد ، قرض ها را تمهیل می کند و جنس را که مشتری نمی پسندد پس می گیرد ؛یک کشاورز متوکل و زحمتکش ؛ یک راننده با اخلاق که به مسافر احترام می گذارد ، در خودرو سیگار نمی کشد،پرخاش نمی کند ؛ یک کارمند که ارباب رجوع را تکریم می کند ، در برابر او از صندلیش برمی خیزد و ادای احترام می کند ؛ یک مدیر که انتقاد پذیر است و در مقابل ولی نعمتان خویش کرنش می کند . ووو همه اینها الگوهای جامعه هستند . همآنگونه که در مطالب پیشین در باره سید سلمان موسوی و خانم مرادی و دکتر عالمی سعید و جابر عامری و سید عبدالله موسوی  نوشتم در معرفی شخصیتهای اجتماعی توجه به مردم و نیازهای آنها ضروری است . مردم مسلمان و مومن و معتقد هستند و نیاز جدی وجود دارد که ساختارهای اجتماعی فرسوده بازسازی شوند . آقای بهرامی اینچنین شخصیتی هستند خوش اخلاق ، خوش سیما ، هنرمند ، معتقد،سخت کوش و آماده بکار . بهرامی نمادی از یک انسان فرهنگی تمام عیار است . و نگاه  نعیم حمیدی هم الگویی از یکی از اهالی ملاثانی که برای او ایل و تبارش و قومیت و بستگانش به عنوان یک خط کش مطرح نیست ،قابل تقدیر و تجلیل است .او بسان دیگر جوانان صاحب فضل و اخلاق ملاثانی در پی بیان حقیقت است . برای او بهرامی از ایل بزرگ و افتخار آفرین بختیاری که از استانی دیگر آمده و امروز خود صاحب منزل است !و پدر است ! و معلم است ! آن چنان قدر و جایگاه دارد که این گونه صلا می دهد « آقای بهرامی امروز پدر بزرگ است اما برای همه دانش آموزان دیروزش چون حق پدری بر گردن همه دارد. »من هم به این معلم بزرگوار ادای احترام می کنم و از خدای بزرگ توفیق روزافزونش را طلب می کنم .

اهواز – لفته منصوری
30/6/1389
 



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : پنجشنبه هجدهم شهریور 1389

معلمی ،یعنی دین بزبان مردم

شوشتری است اما بزرگ شده نجف اشرف است ، در همانجا تا سال های پیش از پیروزی انقلاب به تحصیل و تدریس علوم دینی پرداخته است.او از شاگردان مبرز حضرت آیت الله مروج بود (آیةالله مروج در طول دوران پربرکت تدریس، علما و فضلایی را تربیت کرد که مسئولیت های بزرگی را بر عهده دارند و مشغول خدمت به علم و ترویج دین هستند. از میان آن ها عده ای نیز به عنوان مدرّس حوزه علمیه قم و مشهد و دیگر حوزه های علمیه ایران به تربیت شاگرد اشتغال دارند. اسامی شماری از آن ها به ترتیب الفبا عبارتند از: حضرات آیات و حجج الاسلام: سید محمد علی آل سید غفور، سید محمد حسن آل سید غفور، شیخ مهدی ایمانی، شیخ فتح الله بهبهانی، سید محمد جزایری، سید طیب جزایری، سید هاشم حسن زاده، سید محمد تقی حکیم، سید علاء الدین سید موسوی، سید نورالدین شریعتمدار جزایری، سید علی شفیعی، شیخ احمد عاملی، سید محمود کاظمی، سید مهدی مروج، سید محمد علی مروج، سید عبدالله معلم، سید علی معلم، سید طیب موسوی، سید محمد علی موسوی جزایری و سید محمود میر سالاری.) ۲۰سال از عمرش را در نجف اشرف و حوزه های دینی عراق گذرانده ،گویش عربی او هم نجفی شده است .آقای معلم در سال ۵۵ و در پی سیاست های ایران ستیزی حزب بعث مجبور به ترک عراق و بازگشت به کشور گردید،مقصد نخست او مشهد بود ،بهمراه خانواده و همانند بسیاری ایرانی های نجفی در یکی از فرعی های خیابان شیرازی رحل اقامت گزید ،او خوزستانی بود، اصالتا" اهل شوشتر ،اما دل در گرو فرهنگ و گویش عرب ها نهاده و نمی توانست از آنها جدا شود.لذا به دعوت جمعی از مومنین مسجد جامع و با اشاره حضرت آیةالله موسوی جزایری به روستای آن زمان ملاثانی آمد و در خانه عالم (در کنار منزل مرحوم حسن عریر) بهمراه خانواده ساکن شد،مسجد جامع ملاثانی به پایگاه تبلیغی خانواده معلم تبدیل گردید،آری او حضرت حجةالاسلام و المسلمین حاج سید عبدالله معلم است.سخنان صمیمی ،ساده و قابل فهم آقای معلم و سخنرانی همزمان او به دو زبان عربی(گویش نجفی) و فارسی (گویش شوشتری)در کمترین زمان ممکن منبر ایشان را از حیز انتفاع رونق بخشید و همه را مجذوب گفتارخود ساخت.از سویی استمرار و همت ایشان در اقامه نماز جماعت در سه نوبت صبح ،ظهر و مغرب باعث جلب خیل عظیمی از جوانان و نوجوانان و بزرگسالان به مسجد جامع گردید ،به یادم دارم یک شب ،حاج ابراهیم چرم زاده که خود از مومنین اهل دل شهر ما بود ،وقتی سیل عظیم جمعیت و گستردگی صفوف را در هنگام اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد دید ،بین دو نماز با آن زبان ساده و بازاری خود شروع به سخنرانی کرد و گفت :این نمازها یادآور مجالس قبل انقلاب روزهای اول پیروزی آن است ،فقط آقای خزعلی چنین جمعیت در نمازاش داشت ،من دست تک تک شما را می بوسم ،این نماز ثابت کرد بین مردم ما عرب و فارس معنا ندارد همه برای خدا یک دل هستیم"آری این نعمت وحدت و یکرنگی از برکت حضور آقای معلم بود.از طرف دیگر فرزندان آقای معلم  (سیداحمد ،مهندس سیدمحمود،سید محمد،سیدعلی ..)هرکدام در زمینه ای به تعلیم و آموزش جوانان و نوجوانان می پرداختند .سیدمحمود در جلسات شب شنبه انجمن اسلامی اخلاق می گفت ،سیدمحمد صوت و تجوید آموزش می داد و.....

 

آقای معلم ۲۷ سال در سنگر منبر و امامت جماعت و گفتن مسائل و احکام به تبلیغ دین و تذهیب نفوس مردم ملاثانی و روستاهای اطراف پرداخت .نماز عید فطر به امامت آقای معلم صفای دیگری داشت خصوصا" آن هنگام که این جمله را با غلظت قرائت می کرد "اللهم اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت".نکته جالبی  نیز در منبر ایشان هست و آن اینکه ،آنقدر با شنونده صمیمی می شد که گاهی اوقات مخاطب هم با جواب دادن یا گفتن جمله ای حتی بزبان طنز در بحث منبر مشارکت می کرد .آقای معلم هم با گفتن تکه کلام همیشگی اش  "اشمالک یحضی" باعث خنده حضار هم می گردید.امروز با اینکه آقای معلم پا به سن کهولت نهاده و صدایش گیرایی قبلی را ندارد، اما مردم ملاثانی همچنان به او محبت می ورزند و پا به پای ایشان از منبری به منبر دیگر و از خانه و مسجد و حسینیه ای حرکت می کنند ،او با اینکه در مشهد رحلت اقامت گزیده ،اما بازهم به عشق ملاثانی و مردم متدین اش محرم و صفر و رمضان را در ملاثانی می گذراند،در سال های اخیر مسجد موسی ابن جعفر (ع) هم بعد از مسجد جامع به پایگاه اصلی ایشان تبدیل شده و مدتی که مسجد موسی ابن جعفر (ع)جهت تجدید بنا و توسعه تخریب و بازسازی شد، منبر خود را در منزل حاج عجیل اعصامی برپا می کند.در هرحال آقای معلم و خانواده ایشان امروز به بخشی از تاریخ مذهبی ملاثانی تبدیل شده اند و عشق و محبت ایشان در قلوب این مردم ماندگار شده است،دیروز خدای متعال توفیق داد بعد از مدتها نماز ظهر و عصر را به امامت ایشان در مسجد جامع اقامه کنم ،بعد از اتمام نماز و هنگام مساله گفتن ایشان یک لحظه این فکر به ذهنم خطور کرد ،این آقای معلم حق بزرگی بر گردن ما ما اهالی ملاثانی دارد، چرا من تا کنون از ایشان غافل شده بودم .لذا جلو رفتم و  و با تلفن همراهم سه تاعکس از ایشان گرفتم ،تا من را دید گفت :کجایی طی الارض می کنی نیستی، گفتم: حاج آقا سه تاعکس از شما گرفتم و می خواهم مطلبی بنویسم. با همان زبان صمیمی و ساده گفت :یه حضی یا تبلیغ ،ده بگیر و لی نبری تلویزیون.اما در پایان برای معرفی آقای معلم یک جمله در قاموس لغات ذهنم یافتم و آن اینست :معلمی ،یعنی تبلیغ دین بزبان مردم .

نعیم حمیدی


حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالله معلمی روحانی وارسته ، پرهیزگار و باسوادی است که هم جوانان ، هم میان سالان و هم بزرگ سالان را جذب کرده و مرید دین کرده است . او به دلیل تسلط کافی به دو زبان عربی و فارسی توانسته منبری مفید و خطابه ای ارزشمند به مخاطبان خود عرضه بدارد . یکی از خصوصیات برجسته حاج آقا معلمی مطالعه مستمر و زیاد ایشان است . شما هر وقت وارد اتاقش بشوی او را غرق در کتابها می یابی ؛ این مطالعه و پرکاری در یادگیری و یاد دهی یکی از ویژگیهای بارز علمای شیعه است که رمز موفقیت آنها نیز می باشد . ایکاش دیگر اقشار نظیر دانشگاهیان و معلمان و مربیان جامعه این خصلت نیکو را از روحانیت یاد بگیرند و همواره خود را برای پاسخگویی به مسائل جدید به روز کنند . انقلاب اسلامی در دهه چهارم حیات خود با فتنه های عجیب و غریبی مواجه شده است از عرفانهای کاذب شرقی گرفته تا ترویج وهابیت ، بهائیت ، مسیحیت ، شیطان پرستی ، الحاد مدرن و خرافه پرستی همه و همه به دلیل این است که انقلاب شکوهمند اسلامی و ولایت فقیه پرچمدار اسلام ناب محمدی است . بنابراین وظیفه همه ما این است که در خدمت روحانیت راستین و انقلابی تلاش کنیم که اسلام و مذهب حقه اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) و انقلاب اسلامی به عنوان جریان پویا و زنده همواره در جامعه مطرح باشد .

اهواز – لفته منصوری



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : سه شنبه دوم شهریور 1389

لقطات من حیاة العارف الفقید ملاحسونی

انا بدوری اشکر جهود الاخ نعیم حمیدی  الناشط الثقافی بمدینة ملاثانی الثقافیة  علی نشر ثلة من ابعاد حیاة المرحوم الوالد ملاحسون علی صفحة الانترنیت بموقع ملاثانی نیوز الکترونی فی المقدمة لابد من الاشارة الی نکتة مهمة و شاهدها الزمن بأن الحقائق التی تذکر لرجال الدین و و صاحبی العقاید الراسخة هی اقل من الحقائق التی توجد فی نفوسهم بعکس طالبی الدنیا و زخرفها و الشهوة و الشهرة و السمعة من غیر محلها.ارید ان اذکر شیء ما من سلوک الاجتماعی و الدینی للوالد الحنون و مالدیه من معلومات من الکتابة و القوال ،کان مصیره السیاسی مبنیا" علی ایمانه بالشریعة و القرآن و سنة رسول الله و اهل بیته الطاهرین.لکن قبل هذه احب ان اخطاب احد مشاهدی الموقع الاخ العزیز مایسمی بالحسینی ( و یمکن ان یکون من الشباب المتحمسین ) الذی مانع برأیه الاخ نعیم حمیدی بما قام به من ذکر خصال و ممیزات الوالد ملاحسون رحمه الله و مثله بالعتیقه.کل امر اذا دخل اطار العرفان و المعرفة الالهیة لازال حدیث و یواکب الزمان بجمیع ادواره و بناء علی هذا ترتبط الافکار السالفة فی بدایة الزمن مع سلخه وفی صمیم حیاة البشریةالحدیثة. تتجلی قیمة کل انسان بفکره و العقیدة التی یحملها و ایمانه الذی فی ضمیره و هذا ما ذکره الله سبحانه و تعالی فی محکم کتابه المجید ماتسمی بالبصیرة النافذة و الخالده التی لاتفنی بمر العصور و الدهور. و لکن الشیء الذی یفنی هی الفکرة المادیة التی تجرد الانسان من معنویاته و ایمانه بالله جل و علا  و دلیلا" علی ذلک اضمحلال النظام السوفیتی الشیوعی و الاتحاد الرأس مالی فی الولایات المتحده الامریکیة و ماعدا ذلک الذی اصبح مهزوما" امام الانسانیة  بناء" علی حسابته الخاطئه و الان یستغیث و یطلب النجاة لوقوعه فی فخ العلمانیة و انقطاعه عن الدین و الایمان بالغیب ،و ادعو اخی الحسینی للفکر قبل الکلام و انصحه بأن اخی العزیز! فلیکون فکرک و حذرک قبل کلامک ان شاءالله.

السلوک العبادی لملاحسون رحمةالله علیه:

کان دائم العبادة و ذکر ،سواء" فی سفره و حضره ،یجنب عینیه لذیذ النوم ولها" بحلاوة مناجاة ربه ،متخذا" التهجد وسیلة لتقرب الی الله سبحانه و تعالی ،اذا قام لصلواة ینهض کأنما قامت القیامة بجنبه، الجسم منه یرتعش و تسیل الدموع علی وجناته حتی تبتل کریمته خوفا" من جبروت البارئ الجلیل ،عند اقامته الصلواة فی البیت یبکی بکاء الثکلاءو یضج ضجیج الطفل المنقطع من ثدی امه حبا" للوصول الی ربه الکریم ،لایمل من العبادة و ان وهن العظم من شیخوخته ما لازمته العلل و الاسقام الجسمیة مع ذلک یجدد نشاطه و قواه علی العبادة و القیام بالواجبات امتثالا" الاوامر خالقه :فی یوم من الایام سئلته عن سبب نشاطه المعجب فی طاعة الله  حین اصابته بالمرض الشدید و حلول الکهولة فی بدنه العلیل: اجاب و قال لی یا بنی اعلم اذا حلت معرفة الله قلبا" جعلت جوارحه و اعضائه نشطة" للعبادة و شدت عزمه علی السیر نحو الکمال و اعلی قلل الایمان و التقوی و السداد.شاهدنا منه الکرامات العدیده و العجیبه و کان یوصینا آن لا نذکرها لاحد فی حیاته و ایضا" شاهدها بعض المومنین و اذاعوها بعد ارتحاله و شنفت اذاننا و الکثیر من اهالی ملاثانی و ضواحیها "عند عروجه الی الرفیق الاعلی و فی ساعة وفاته قام یسلم علی الائمة الطاهرین بحالة تبسم و ابتهاج و العجیب کان فی حیاته اذا ذکر الائمة ثبر و بکی .و رأیت بام عینی تغیرت حالته و فارق الدنیا و هو یبتسم حتی عجببن الممرضات من مارأینه من سکناته العرفانیة .

سلوکه الاجتماعی :

کان یتجنب التشخص فی المجالس العامه و لایهمه الجلوس فی صدر المجلس ام فی ذیله ،تجنبا" من التضیق علی الاخرین ،لایحب ان یمدح او یقدس بین الناس ،لایدعی العلم بما لایعرف مع ما کان یحمل خصال العلماء و یعلم بالکثیر من الاحکام الشرعیة، اذا حضر بین الناس کانت البسمة فی وجهه حبا" لهم و یمتزج معهم ولاکن یبغض للغو فی القول و غیبة الاخرین و  کان خشنا" فی ذات الله سبحانه و تعالی .ملاحسونی لایحمل الند و الغیض و الکره للناس فی قبله حتی بالنسبة لاهل الغی و المتکبرین و بعض الحثالة المستهزئین بالدین و المتدینین و یشهد بموقفه هذا جمیع سکان مدینة ملاثانی القداما .من اوصافه لدیه معلومات دینیه بقضایا الشریعة و احکامها و کان یهتم بدراستها لیلا" و نهارا".حفظ الرسالة العملیة مع الکثیر من فتاوا العلما الجانبیه وایضا" کان قادرا" علی قراءة ای کتاب بالغة العربیة لانه درس فی ایام شبابه کتب مختلفه و منها قطرالنداء ، الالفیة و السیوطی فی النجف الاشرف . اهتم عارفنا الکبیر بملازمة مراجع الدین فی الزمن السابق و منهم آیةالله شیخ محمد حسین کاشف الغطاء و صلی خلفه و قلده فی حیاته و بعد رحیله صار یقلد آیةالله العظمی سیدحسین البروجردی و یرتبط معه فی قم المقدسة و من بعده امتد اتصاله بمراجع  عصره الخالد کسماحة آیةالله الامام محسن الحکیم و زعیم الشیعةالسید الامام الخویی و فی مدینة الاهواز کان ثقة لآیةالله سیدعلی البهبهانی و الشیخین طه الکرمی و ابنه المرجع الفقید آیةالله محمد الکرمی علی الله مقامهم اجمعین .

سلوکه السیاسی الدینی :

ملاحسون و فی عصر التضلیل و الانسداد السیاسی فی زمن الطاغوت کان اول من جاء بنباء قتل الطلاب الحوزة فی قم المقدسة و قذفهم من اعلی سطوح المبانی علی ید اذناب و اجهزة الامنیة لحکومة الشاه المخلوع فی سنة 1342 هجری شمسیة و قام بواجبه الشرعی بتوعیة الناس و بیان الظلم الناتج من دولة البغی و الاستثمار التابعه لشاه الخائن.و فی ذلک الزمن سعیا" لایقاض الناس عن مایجری فی البلاد ،طلب من آیةالله السیدعلی البهبهانی ارسال خطیبا" شجاعا" محبا" للامام الخمینی لاقامة مجلس عزاء علی ارواح شهداء واقعة 15 من خرداد فی مدن قم ،تبریز و طهران و  انذاک عقد مجلس تأبین و عزاء بحضور الفقیه الصمدانی و المورخ الکبیر آیةالشیخ علی دوانی رحمه الله فی مسجد الجامع بمدینة ملاثانی و ساعده علی ذلک الامر الخطیر المرحوم الحاج محمد علی احرامباف او ابنه المرحوم محمدزمان احرامباف بتمهیدهم المسجد لاقامة العزاء .و شری بنفسه المخاطر و خلف اقامة المجلس استدعی من قبل الاجهزة الامنیة الی الساوک و لکن بتدخل من بعض المومنین و اهل التقیه و اعضا بیت النصاف (خانه انصاف) انتصل و ئخلص نفسه من السجن الموبد.الوالد المرحوم کان یبکی بکاء الفاقدین علی الطلاب و نفی الامام الخمینی من ایران و تبعیده الی ترکیه ،قال جملة مهمة فی سنة۱۳۴۲و هی "سقوط بیت البهلوی یکون فی اواخر الخمسینیات"و هذه بحکم العقل احدی کراماته السیاسیة و دلیل علی بصیرته النافذة.کان یمانعنی عن التبلیغ لبنی صدر و فی بدایة الامر کان یقول ان هذا الرجل علمانی و لایصلح لامور المسلمین .ملاحسون کان یحب شباب التعبیه(البسیجین) و یرتبط بشهید علی حمیدی اصل و یسئله عن التقدم فی خطوط الامامیة فی جبهات الحرب و ایضا" کان یدافع بعقلانیة و شدة عن الثورة الاسلامیة و کذلک له حکایات عن اهتمامه بترویج الفکرَ الدینیة و لایسع ذکرها فی هذا المقال الضیق و بقلمی الضعیف و بضاعتی المضجاة لنقل المطالب الی المخاطب الکریم.اشکرکم جمیعا".

یحیی عامری 



ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389

حیاة الشاعر البیب و صاحب الحنجرة الذهبیة و فارس المنبر الحسینی

الحاج سیدعلی الموسوی

ولد سنة ۱۳۱۸ هجری شمسیة بقریة الندافیه التابعة لمدینة ملاثانی فی عائلة امتازت بالعلم و الایمان وحملت وسام الحب لرسول الله (ص) و اهل بیته الطیاب .والده المرحوم سیدنعمه و جده سید خلف الذی اصبح قبره مزارا" و ملجأ للمومنین من اهالی ملاثانی و ضواحیها محبتة" لسلالة الائمة الطهار ذریتهم .بعد تخرجه من الخدمة العسکریة فی الجیش بتوصیةمن ابن عمه الفاضل الحاج سیدغالب الحسینی اختار المنبر و القراءة الحسینیه منهجا" کی یخدم مجتمعه و تزکیة نفوسهم و یسعی للحفاظ علی التراث الدینی من رویة واقعة کربلاء الخالدة و من هذا المنطلق کشف عن استعداده الذاتی من اجل السیر نحو آلاتیة المضیئة و خدمة الدین و قیمه السامیة.عندما ارتقی سلم المنبر استلم الرقی الی قمةالشعر و الادب الحسینی ،جعل ابیاته و قصائه ذریعة لبیان زوایا واقعةالطف الدامیة و مدح مناقب اهل بیت رسول الله (ص)و کان فی قراءته الحسینیة غنیا" عن الاشعار شعبیة من غیره. لسیدنا الشاعرثلاث مواقف کونت له ثلاثة وجوه امتاز بها من سائر الشعراء المعاصرین له.و منها:

کان شاعرنا البیب عندلیب دوحةالامام الخمینی (ره) حین غنی لزهور الثورة (الشهداء) باروع قصائده و ابیاته و جعل قلوبهم معلقة و والهة بعشق الاسلام  و الامام.لو امتزجت ایام الحرب المفروضة مع صوت صادق آهنگران بالغة الفارسیة فی هذا الاطار و من جانب آخر کان عدیل آهنگران عندالخوزستانیین و المجاهدین العراقیین (فی فیلق بدر)الحاج سیدعلی رمزا" من رموز  ایام الدفاع المقدس و کان آنذاک صوته یشجع الشباب و یجند الووف من اجل الذهاب الی میادین الحرب ضد العدو البعثی الغادر البائد.هنا یتجسم لنا الحاج سیدعلی بصفته "شاعر ا مجاهد" یرمی بقوافیه و ابیاته و اهازیجه صدر العدو الفاشل.

لما ننظر الی عقبةالجبهات و عند رجوع جثمان الشهداء الاطهار الی مدنهم و قراهم کان صوته الحسن و حنینیه العازف یترنم فی آذان الشهدا و یعدهم بالحیاة الجدیدة و یشیعهم الی دار القرار.لاتبرد افئدة امهات  الشهداء و قلیلهن المکوی بفقد اولادهن الا عند استماعهن اهازیج و الابوذیة الحنینة من حنجرة السیدالذهبیة و هنا قدیصبح السید "شاعر الشهادة" .

الحاج سیدعلی هو اول شعراء العرب الذی تناول ساحة العلم و الفکر عند تمجیده و تکریمیه لعلماء و المفکرین القائمین بین یدی الامام الخمینی و جعل من شعره وسیلة لنصرة الثورة الاسلامیة فی ایران ، لانها نتجت من بیضة الاسلام و مکتب اهل البیت (ع).کان اول من انشأ و انشد قصیدة بالغة العربیه الشعبیة فی حق المفکر الشهید مرتضی المطهری و نعی رحیل العالم المجاهد آیةالله سیدمحمود الطالقانی .شعر السید کان نموذجا" للوحدة و الوئام  ،لایفرق بین  عربی و لافارسی بل هو فی خدمة الاسلام و جمع شمل المسلمین.سیدنا الشاعر کان اول ادیبا" نظم القصائد و الهوسات و الاهازیج و اهداها الی ساحة العلما و  الشخصیات الفارسیة و منها العلامة الفقید شیخ محمدتقی التستری و سید البهبهانی و غیرهم من الآخرین لانه یعشق العلم و العلما و المراجع  والمضحین بأنفسهم من اجل الدین و التشیع القویم.و هنا یتکون وجها" جدید من شاعرنا الخطیب "شاعرا" وطنی" یخرق حصار العصبیة و القومیة حبا" لدینیه و وطنه و یهتف بالوحدة و الوئام .مزیدا" علی الوصاف المذکوره سابقا" امتلاک السید الحنجرة الذهبیةو الصوت الحسن الذی وهب له من الباریء القدیر خلق منه فارسا" للمنبر الحسینی و شاعرا"  ذا ساحة شعبیة انیقة و عمیقة افتقدها الکثیر من الشعراء و الخطباء و حضوره المترادف فی استودیو الاذاعة و تلویزیون الجمهوریة الاسلامیة (القسم العربی )و استقباله آراء و رسائل الثقل الهائل من الجمهور هو دلیل  علی ما نقول .جدیرا" بذکر ،جمعت بعض اشعار سید بهمتا" من ولده الفاضل سیدمحسن الموسوی فی دیوان عنوانه " دیوان المصائب فی حق آل ابی طالب" حتی الان یکون بقید الطبع بقم المقدسة. اضافة علی ماتحدثنا به لسید مواقف اخری تستلزم منا مجالا" اوسع من هذا  کی نکتبها و نعدها اختصارا" منها :

تقدیمه احد ابنائه معوقا"للدفاع عن الثورة الاسلامیه و امتثالا" لاوامر الامام الخمینی ،حضور السید بمسافة فسیحةمن جبهات القتال استمرارا" مع ایام الحرب المفروضة اصطفافا و تئازرا" للمجاهدین و المقاتلین،تواصله مع الجمهور و طبقة الفقیرة من الناس و فی الاخیر نضاله فی ساحة المنبر الحسینی منذ ۴۵ سنة حتی الان فکل هذه القضایا توجب علی عاتقنا ان نقوم بتشید دور الشاعر الخطیب ثقةالاسلام سماحة الحاج سیدعلی الموسوی و نجعل منه قدوة لشبابنا المحب لشعر و الادب الشعبی کی نحافظ علی التراٍثنا و نصنع الغد لاجیالنا.ها انتم وبما یلی ثلة من ابیات و قصائد السید المجاهد و الخطیب الفاضل :    

بيت ابوذيه في حق الامام علي (ع)

عل ياهو الذي مثلك علاٌها                        او ياهو للعده غيرك علاٌها

بسمك رايت الخضره علاٌها                   رسول الله النبي سيد البريه

بيت ابوذيه في حق الزهراء (ع)

كثروني علي الزهرا ونوحاي                    الناس ابليلها نامت و ناحاي

حضّرت الگبر للزهره و ناحي                      اويا هاريت وافتني المنيه

 بيت ابوذيهٌ في حق الامام الحسن (ع)

الحسن يكرم و فوده الراح وراد           الحسن يشفع لليحب دوم وراد

الحسن حبه ابگلب كل محب ورد              الحسن هيبه او ذخر للجعفريه

بيت ابوذيه في حق الامام الحسين (ع)

عرفنه الوفه من عباس و حسين    او يهلتسمع دجد بالوفه و حسين

او دوم استمر بلطيبات و حسان    علي الطيبات و رضي الله و نبيه



ادامه مطلب...
ارسال توسط جمعی از نویسندگان
 
تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389

دستگاه دین پرور ملاثانی

دستگاه دین ورزی و تبلیغ دین در ملاثانی و روستاهای اطراف بر سه پایه اساسی ملا ، سید و بازاری قرار داشت . قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی و نوزایی دینی در ایران ؛ مردم در شکل سنت گرایی دینی و ایجاد ارتباط با آبشخور شریعت یعنی مراجع عظام تقلید که حجت امام عصر ( عج ) در روی زمین هستند دچار محدویتهای جدی بودند . اکثر روستاها مسجد نداشتند . در نتیجه از فعالیتهای مسجدی نظیر وعظ و خطابه ، نماز جماعت ، آموزش قرآن و ... بی بهره بودند . تنها مسجد جامع و مسجد صاحب الزمان( عج ) در ملاثانی ؛ مسجد امام حسین ( ع ) در ندافیه ؛  مسجد صاحب الزمان( عج ) در جلیعه عَلم دین داری را برفراشته بودند و چهل ، پنجاه روستای دیگر فاقد مسجد بودند . علمای دین ( معممین ، طلاب حوزه های علمیه ) بجز مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید حمزه حسینی در منطقه سکونت نداشتند . مدارس دولتی هیچ مسئولیتی در رابطه با آموزه های دینی نداشتند . وسایل ارتباط جمعی جدید هم که در اختیار رژیم شاهنشاهی بودند و تکلیفی در باره تبلیغ دین نداشتند ؛ مع الوصف برخی از مردم رادیو در اختیار داشته و از طریق فرستنده های کشورهای عربی اخبار و قرآن گوش می دادند . در آن شرایط ترویج دین در ملاثانی مرهون تلاش سه قشر اجتماعی ملا ، سید و بازاری بوده است .
1)   ملا : منبر حسینی قوی ترین رسانه در تبلیغ و ترویج دین می باشد . ملا اعم از قاری حسینی ، مدرس قرآن ، مسئله گو و حتی موذن نقش بی بدیلی در ترویج شریعت محمدی داشته است . سید غالب ، سید لفته ، سید علی ، سید جمال ، ملا عظیم ، ملا سجاد ، ملا جعفر ، ملا محبس ، ملا شرجی ، ملا یابر ، ملا غالب ، ملا لفته و ... از دیر باز خدمات ارزشمندی در حوزه دینداری مردم داشته اند . پاسخ به سوالات شرعی ، جمع آوری حقوق شرعیه ، آموزش قرآن ، وعظ و خطابه ، کفن و دفن و نماز بر اموات ، عقد ازدواج ، همراهی کاروانهای زیارتی به مشهد مقدس و عتبات عالیات ، روضه دهه اول عاشورا ، ماه مبارک رمضان ، نوشتن دعا و احراز ائمه و حضرت فاطمه (س)از شوونات ملاها محسوب می شود.

2)   سید : سادات در بعد اجتماعی نقش برجسته تری داشتند . حضور با برکت آنها در ملاثانی و روستاها باعث آرامش و سکینه اجتماعی بوده است . نقش سادات در حیات اجتماعی مردم در استان خوزستان با هیچ جای کشور قابل مقایسه نیست . حل و فصل دعاوی ، حضور در مراسم خواستگاری ، مرجع داوری ، تعاون اجتماعی  حتی زفاف داماد تا اتاق عروس و ... از نقش و جایگاه سادات و اولاد پیامبر اکرم (ص) حکایت می کند . بیت سید علی که هم اکنون فرزندان ایشان در ندافیه ساکن هستند و بیت سید محمد که سیدسلمان بزرگ این خاندان است و بیت سید راضی (پدر سید جاسم)در ملاثانی سکونت دارند . بیت سید حسن که هم اکنون سید جمال بزرگ این خاندان محسوب می شود و بیت سید زهراو سادات جعاوله و نیز سادات هیالی و هرامشه در ایجاد وفاق اجتماعی نقش موثر و ارزشمندی داشته و دارند .
3)  بازاری : نقش بازاریان مومن در دین پروری بس مهم و پر ارج می باشد . بازار در ایران هم از جهت حمایت مالی از شئونات دین و هم نقش بی واسطه بازاریان در تبلیغ دین و حتی مبارزات سیاسی فصل مهمی در تاریخ ایران دارد . اینکه جمعیت موتلفه اسلامی از دل بازار برای نصرت نهضت امام خمینی (رض) قیام   می کند . اینکه در بازارهای قدیمی ایران نظیر بازار وکیل شیراز و یزد و اصفهان مسجد جامع و حوزه علمیه ساخته می شود به دلیل این خصلت دینی در بازاریان ایران است . در ملاثانی نیز خاندان گلابی ، احرامباف ، حرم باف ، چرم زاده ، عطار ، رکنی ، زرین تاج ، قشنی ، شوشتری ، فیاضی و ... در ارتباط با مراجع تقلید یا نمایندگان مستقیم آنها بوسیله دادن خمس و دیگر حقوق شرعیه نقش مهمی در انتقال آموزه های دینی ایفا می کردند .
بنابر این پیوند فرهنگ دینی ، اقتدار اجتماعی و تمکن اقتصادی سه ضلع دین پروری در ملاثانی را تشکیل می دهد . شایسته و بایسته است که جوانان عزیز و مومن نسبت به تاریخ تلاش دین مدارانه سه قشر ملا و سید و بازاری در ترویج و تبلیغ دین در ملاثانی را نباید کوچک بپندارند . این مثلث با برکت باعث پایایی و مانایی شریعت محمدی (ص) و تشعع سنت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در میان نسل ما شده است . امید است وبلاگ ملاثانی نیوز با همت همه عزیزان پاسدار فرهنگ اسلامی و ملی مردم عزیز ملاثانی باشد .

اهواز – لفته منصوری
26/5/1389



ارسال توسط جمعی از نویسندگان