دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ | 20:44 | جمعی از نویسندگان -
6-2-16-حدیث نفس در روایت ضعیف است. یعنی ما درون مهدی قلی رضایی را نمی شناسیم. از معدود جاهایی که با روحیات و خلق وخوی وی آشنا می شویم از راه نصیحت دیگران است. نصیحت سید صادق ص136 و نصیحت برادر فتحی ص258.
6-2-17-پدر مهدی قلی رضایی در پاییز 1362 از دنیا می رود ، اما راوی از مرگ پدر چیزی نمی گوید و از این حادثه مهم عبور می کند. فقط در صفحه 765 پس از ارتحال امام خمینی (رض) یادی از پدر بصورت گذرا می کند.
6-2-18-شعر و نوحه ی "غواصلار "حاج صمد قاسمپور در کتاب نیامده است. اما رهبر معظم انقلاب در دیدار راوی، نویسنده و دست اندرکاران کتاب لشکر خوبان فرمودند:
«غواصلار حاج صمد...یعنی [برای] کسی که می فهمد این مضمون را واقعاً این ها تکان دهنده است. هم گوینده خیلی خوب گفته، هم این حاج اصغر آقای مداح که ظاهراً این را خیلی خوب می خوانده».
احتمالاً این شعر در چاپ های قبلی آمده و در چاپ نهم حذف شده باشد.
6-2-19-راوی در صفحه 489 می نویسد: « در پنج روزی که در تبریز بودم مطلع شدم اتفاق ناگواری برای یکی از اعضای خانواده ام رخ داده است؛ خبر بدی که اگر در شرایط دیگری آن را می شنیدم.به طور قطع از ادامه راه باز می ماندم». در صفحه 492 می افزاید: « ... تا حدودی حوادث ناگواری را که در شهر برای خانواده ام رخ داده بود، فراموش کرده بودم.». در صفحه 519 ادامه می دهد: «هنوز از بابت مشکل بزرگی که در خانه جریان داشت، در فشار شدید روحی بودم». در صفحه 521 اشاره مجددی می کند: «... ولی به دلیل مشکلی که در خانه داشتیم، لازم بود برگردند». اما هیچگاه این مشکل را توضیح نمی دهد و مخاطب را در تعلیق و انتظار قرار می دهد.
6-2-20=ضمیمه عکس ها در فهرست مطالب درج نشده است . ضمناً عکس ها در این ضمیمه بر اساس تاریخ مرتب نشدند.
6-2-21=خاطره نگار توفیق چندانی در ارائه تصویری جامعه شناختی و روان شناختی از روزهای غیر عملیات نداشته است.«روزهایی که عملیاتی نبود و برای من مهم بود که رزمندگان در چنان روزهایی چه می کردند؟» (سپهری،1392: 10). گاه تواضع و فروتنی راوی موجب شده که مخاطب نتواند نقبی به شخصیت و درون او بزند. گاه مصالح خانودگی باعث شده که مخاطب مثلا متوجه مشکل خانوادگی راوی نشود. و گاه حوادث پرشمار عملیات ها جا را بر فضای غیر عملیاتی تنگ می کند.
نتیجه گیری:لشکر خوبان کتاب پر حادثه ای است؛ آن قدر حادثه دارد که گاهی اوقات حتی مخاطب از همراهی با آن باز می ماند! به ویژه اینکه راوی و خاطره نگار در توصیف جزییات چنان پیش رفتند که پنداری خاطره، تنه به تنه داستان و رمان می زند! آن هم 20 سال پس از پایان دفاع مقدس و از فاصله ای این چنین دور و دراز، روایت از زهدان حادثه بیرون کشیدن؛ شایسته تحسین و تکریم است.
روایت « اول شخص مفرد» و « من راوی» به همان میزان که همزاد پنداری مخاطب را بر می انگیزد و دست او را گرفته و به میدان حادثه می برد! اما لگامی بر توسن اندیشه اش می نهد که روایت را فقط با عینک راوی ببیند و از زاویه دید او حوادث سترگ جنگ را تحلیل و تفسیر کند! و من مخاطب تشنه بر جویبار خاطره – تاریخ می نشینم که: چرا والفجر مقدماتی شکست خورد؟! تا شاید علل مخالفت شهید حسن باقری با این عملیات را در لشکر خوبانی دیگر و خاطره ای دیگر جستجو کنم و این دغدغه را پاسخی درخور یابم. این چنین است که خاطره ها فقط قطعات کوچکی از پازل تاریخ هستند که باید در کنار هم قرار گیرند تا بتوانند بخشی از مواد و مصالح تاریخ را بسازند.ای کاش ضمیمه ای بر کتاب لشکر خوبان به روایت یکی دیگر از رزمندگان این لشکر نوشته شود تا فروکاست روایت راوی در باره قهرمانی های مهدی قلی رضایی را جبران کند که هم دل خاطره نگار را خشنود می سازد که آنچه را دیده و نتوانسته بنویسد را جبران کند و هم من مخاطب را سیراب کند.
لشکر خوبان کتابی است برای زیستن و نه خواندن!
6-2-17-پدر مهدی قلی رضایی در پاییز 1362 از دنیا می رود ، اما راوی از مرگ پدر چیزی نمی گوید و از این حادثه مهم عبور می کند. فقط در صفحه 765 پس از ارتحال امام خمینی (رض) یادی از پدر بصورت گذرا می کند.
6-2-18-شعر و نوحه ی "غواصلار "حاج صمد قاسمپور در کتاب نیامده است. اما رهبر معظم انقلاب در دیدار راوی، نویسنده و دست اندرکاران کتاب لشکر خوبان فرمودند:
«غواصلار حاج صمد...یعنی [برای] کسی که می فهمد این مضمون را واقعاً این ها تکان دهنده است. هم گوینده خیلی خوب گفته، هم این حاج اصغر آقای مداح که ظاهراً این را خیلی خوب می خوانده».
احتمالاً این شعر در چاپ های قبلی آمده و در چاپ نهم حذف شده باشد.
6-2-19-راوی در صفحه 489 می نویسد: « در پنج روزی که در تبریز بودم مطلع شدم اتفاق ناگواری برای یکی از اعضای خانواده ام رخ داده است؛ خبر بدی که اگر در شرایط دیگری آن را می شنیدم.به طور قطع از ادامه راه باز می ماندم». در صفحه 492 می افزاید: « ... تا حدودی حوادث ناگواری را که در شهر برای خانواده ام رخ داده بود، فراموش کرده بودم.». در صفحه 519 ادامه می دهد: «هنوز از بابت مشکل بزرگی که در خانه جریان داشت، در فشار شدید روحی بودم». در صفحه 521 اشاره مجددی می کند: «... ولی به دلیل مشکلی که در خانه داشتیم، لازم بود برگردند». اما هیچگاه این مشکل را توضیح نمی دهد و مخاطب را در تعلیق و انتظار قرار می دهد.
6-2-20=ضمیمه عکس ها در فهرست مطالب درج نشده است . ضمناً عکس ها در این ضمیمه بر اساس تاریخ مرتب نشدند.
6-2-21=خاطره نگار توفیق چندانی در ارائه تصویری جامعه شناختی و روان شناختی از روزهای غیر عملیات نداشته است.«روزهایی که عملیاتی نبود و برای من مهم بود که رزمندگان در چنان روزهایی چه می کردند؟» (سپهری،1392: 10). گاه تواضع و فروتنی راوی موجب شده که مخاطب نتواند نقبی به شخصیت و درون او بزند. گاه مصالح خانودگی باعث شده که مخاطب مثلا متوجه مشکل خانوادگی راوی نشود. و گاه حوادث پرشمار عملیات ها جا را بر فضای غیر عملیاتی تنگ می کند.
نتیجه گیری:
روایت « اول شخص مفرد» و « من راوی» به همان میزان که همزاد پنداری مخاطب را بر می انگیزد و دست او را گرفته و به میدان حادثه می برد! اما لگامی بر توسن اندیشه اش می نهد که روایت را فقط با عینک راوی ببیند و از زاویه دید او حوادث سترگ جنگ را تحلیل و تفسیر کند! و من مخاطب تشنه بر جویبار خاطره – تاریخ می نشینم که: چرا والفجر مقدماتی شکست خورد؟! تا شاید علل مخالفت شهید حسن باقری با این عملیات را در لشکر خوبانی دیگر و خاطره ای دیگر جستجو کنم و این دغدغه را پاسخی درخور یابم. این چنین است که خاطره ها فقط قطعات کوچکی از پازل تاریخ هستند که باید در کنار هم قرار گیرند تا بتوانند بخشی از مواد و مصالح تاریخ را بسازند.ای کاش ضمیمه ای بر کتاب لشکر خوبان به روایت یکی دیگر از رزمندگان این لشکر نوشته شود تا فروکاست روایت راوی در باره قهرمانی های مهدی قلی رضایی را جبران کند که هم دل خاطره نگار را خشنود می سازد که آنچه را دیده و نتوانسته بنویسد را جبران کند و هم من مخاطب را سیراب کند.
لشکر خوبان کتابی است برای زیستن و نه خواندن!
مقدمه:
هرچه
از دوران دفاع مقدس ملت ایران می گذرد، نیاز به ثبت و ضبط خاطرات آن سال
ها بیشتر احساس می شود. خاطراتی که بی تردید بر غنای فرهنگی این مرز و بوم
خواهد افزود و هویت تاریخی این دیار را برجسته تر خواهد کرد. تاکنون صدها
کتاب با مضمون خاطرات دفاع مقدس به چاپ رسیده است و هرساله به طور میانگین
150 کتاب بر حجم آثار قبلی افزوده می شود (بنیاد حفظ آثار،1386: 8).
خاطره نگاری امری ادبی – تاریخی است. ادبی است،چرا که با سود بردن از آرایه های ادبی، ساختمان بیرونی خود را شکل می دهد همچنین امری تاریخی است، چرا که وقایع نگاری است. خاطرات مکتوب بی تردید مدارک تاریخی قابل استناد هستند (رحیمی1386: 60).
کتاب لشکر خوبان حاصل خاطرات مهدی قلی رضایی است که توسط معصومه سپهری باز نویسی بلکه باز آفرینی شده است.
نویسنده در مقدمه کتاب از اهداف و مخاطبان اثر خود سخنی به میان نیاورده امّا درنوشته ای با عنوان "لشکر خوبان و رویاهای من"در وبلاگ شخصی خود با عنوان "پروانگی من در این آبادی" نوشته است:« این کتابها [نورالدین پسر ایران و لشکر خوبان] اگر نتوانند توجه مردم را به هزاران مرد و زن فداکار گمنامی که در اطرافشان هستند جلب کنند، اگر نتوانند تذکری بر روح بیدار شهیدان باشند و امید و آرزوی آنها را فرایادمان نیاورند، اگر اخلاق را در جامعه سیاست زده ما زنده نکنند و روحیه تلاش و اخلاص را انتشار ندهند واقعاً به چه دردی می خورند؟ قهرمان کردن یک نفر(چون خاطراتش خوب نوشته شده و توانسته توجه بزرگان جامعه و مردم را جلب کند؟؟؟؟!!!!)که با یک خطا فرو بریزد؟؟؟آه خدای من !! چقدر غصه خوردم از این سرطان افراط و تفریط که پیکره فرهنگ این مرز و بوم را در خود گرفته است!!! چقدر شرمنده شدم از رزمندگانی که در این مدت تماس گرفته اند که فلانی آنچه بر سر ما آمد والله بیش از چیزی بود که نورالدین تحمل کرده !!! چه تلخ بود یکی را تا اوج، بالا بردن وهزاران تن دیگر را ندیدن !!!! حتی اگر آن یکی، کسی باشد که من سال ها برای زنده کردن گذشته اش با همه وجود کوشیده باشم!».این کتاب یکصد و پنجاهمین کتاب خاطره منتشر شده توسط انتشارات سوره مهر است. این انتشارات یکی از ناشران مهم وتخصصی در عرصه کتابهای دفاع مقدس می باشد.
http://www.parvanegi.blogfa.com.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با مهدی قلی رضایی (راوی) و معصومه سپهری(نویسنده) کتاب لشکر خوبان داشتند فرمودند:
«دو کتابی که شما تألیف کردید تحقیقاً مصداق جهاد فی سبیل الله است». همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از این نیز در حاشیه ی یکی از دیدار های شان فرموده بودند:«این کتاب لشکر خوبان پُر است از اعجاب و عظمت ناگفته ی رزمندگان غواص و اطلاعات عملیات جنگ، در ایامی که این کتاب را می خواندم، بارها و بارها متأثرشدم».
رهبر معظم انقلاب اسلامی تقریظ مهمی برکتاب لشکر خوبان به شرح زیر نگاشتند:
«این نیز بخشی از آن تصویر عظیم و باشکوهی است که ما همواره آن را از دور دیده و تحسین کرده و بزرگ شمرده ایم بی آنکه از ریزه کاری ها و نقش های معجزه آسای تشکیل دهنده ی آن و رنگ آمیزی های بی نظیر جزءجزء آن به درستی خبر داشته باشیم.این کتاب شرح این ریزه کاری های حیرت انگیز در بخشی از این تابلوی ماندگار و تاریخی است.آن چه درباره عملیات بدر و والفجر 8 و کربلای 5 و کربلای 4 و بیت المقدس 2و 3 در این کتاب آمده، از بخش های برجسته آن است.همچنین مجاهدت ها در کوه های غرب،در ماووت و گرده رش و قامیش و دیگر بلندی های سخت، و نیز آن چه به یگان ها و دسته جات اطلاعات و غواص مربوط می شود و نیز بخش های دیگری از آن، در خور است که در شکل فیلم ورمان عرضه شود»."فروردین 92"
اول:انتشار خاطرات سر به مُهر شده نیروهای اطلاعات جنگ می باشد. خاطراتی که نه امکان بیان آنها در دوران جنگ بود و نه اراده ای و مصلحتی در انتشار آنها پس از جنگ! «این خاطرات روایتی صریح و صادقانه از تلاش یک نوجوان تبریزی [جانباز مهدی قلی رضایی] برای اعزام به جبهه و سپس قصد ورودش به واحد اطلاعات لشکر 31 عاشورا و حضور [او] در صحنه های شناسایی و عملیات هایی چون والفجر مقدماتی، بدر،والفجر 8، کربلا 4و5، بیت المقدس 2و3 و مرصاد بود[می باشد]» (سپهری،1392: 8). «خاطرات ایشان به عنوان یک نیروی شناسایی با خاطرات رزمندگان دیگر تفاوت های خاصی داشت. نیرو های واحد اطلاعات در طول جنگ به مثابه چشم رزمندگان بوده اند. روزهای متفاوت و مأموریت های بسیار سخت و عجیبی تجربه کرده اند....خاطرات این مأموریت ها از زبان نیرو های واحد اطلاعات بسیار جذاب و تکان دهنده است» (همان : 12).
دوم: بیوگرافی نویسی که یکی از شیوه های زندگی نامه نویسی است و نویسنده شرح زندگانی و رویدادهای شخصی دیگر را تبیین، تحلیل و تفسیر می کند در لشکر خوبان رخ نمایی می کند. علاوه بر این، آنچه که بر ارزش های این ژانر (گونه) ادبی در این اثر بخصوص افزوده زاویه دید"اول شخص مفرد"یا "من راوی" معصومه سپهری است، که چنان به حوادث و رخدادهای جنگِ ندیده نزدیک گشته، گویی که یکی از قهرمانان خاطره شده است.
« آن روزها من با همه وجود درگیر نوشتن این کار بودم.گویی در آموزش ها، عملیات ها، شوخی ها و خنده ها و حتی در غم غریب شهادت یاران با ایشان شریک بودم» (همان:13).
سوم: در آثاری که ترجمه می شود میزان آگاهی، مهارت و تجربه مترجم در زبان مبداء و مقصد از اصول مهم ترجمه به حساب می آید. نویسنده در گام نخست 36 ساعت نوار مصاحبه ی اولیه فرج قلی زاده (دوست و هم رزم راوی) که به زبان ترکی انجام شده را پیاده نموده و در مراحل بعدی ترجمه و باز آفرینی کرده است (همان: 8).
«نکته قابل تأمل در نگارش خاطرات رزمندگان آذربایجانی – که خاطرات خود را به زبان شیرین ترکی باز گفته اند – نحوه برخورد و انتخاب کلمات مناسب و نزدیک به گویش اصلی راوی است. این مهم، اولین بار در زمان پیاده نویسی اولیه مصاحبه ها و ترجمه مصاحبه ترکی به نوشتار فارسی اتفاق می افتد که سخت تر از پیاده کردن یک مصاحبه فارسی است» (سپهری،1391: 12).
«در این کتاب بیش از 400 رزمنده و شهید لشکر عاشورا با خاطراتشان آمده است و به اذعان بسیاری از رزمندگان لشکر عاشورا که کتاب را مطالعه کرده اند، یکی از کتاب های منبع در مورد این لشکر است» (مصاحبه نویسنده با سایت سوره مهر).
کتاب لشکر خوبان در بخش خاطرات شفاهی دهمین دوره کتاب دفاع مقدس (سال 1385) و جشنواره ربع قرن کتاب دفاع مقدس (سال1388) به عنوان کتاب برتر برگزیده شد
این کتاب با یک مقدمه ی 8 صفحه ای که بر چاپ چهارم آن نگاشته شده و ضمیمه 28 صفحه ای تصاویر پایانی که در فهرست مطالب اول کتاب قرار نگرفته است؛ دارای 27 فصل نوشتاری است. نامگذاری فصول کتاب از درون مایه خاطره های راوی برداشت، و برحسب زمان وقوع، روایت شده است.
فصل هفدهم کتاب با عنوان "عملیات شهادت" شامل 64 صفحه بزرگترین فصل و فصل بیست و ششم کتاب با عنوان "هجرت" با 10 صفحه کوچکترین فصل کتاب محسوبمی شود.
5-1- فصل اول؛ مسافر:
این فصل به حوادث پیش از اولین اعزام راوی به جبهه در تبریز می پردازد. در این فصل ترفندهای راوی از قبیل دستکاری تاریخ تولد شناسنامه برای ثبت نام اعزام جبهه و گرفتن رضایت نامه از پدر و بعد نوشتن وصیت نامه و نهایتاً اعزام در یکی از روزهای آبان ماه 1360 که البته آغاز سرنوشتی سترگ را برای راوی است، ادامه می یابد.دیدن اولین درخت نخل در اهواز و سازماندهی در مسجد چیت ساز و مسجد جزایری و دانشگاه جندی شاپور اهواز همراه با مواجه شدن با فرهنگ جبهه برای راوی شکل می گیرد. نویسنده در صفحه 25 دست به تدوین زده و روایت خطی زمان را قطع می کند و مخاطب خود را به اولین روزهای گرم تابستان 1356 می برد.
5-2- فصل دوم؛ فتح المبین:
رزمنده نوجوان اولین تجربه خود را با عملیات فتح المبین که در روز دوم فروردین ماه سال 1361 در منطقه غرب شوش و دزفول آغاز شده، رقم می زند.
در خواب دیدن امام زمان (عج) توسط رزمندگان، وسوسه برداشتن لباس از تدارکات، ترس از نگهبانی در شب، فراری شدن مرده عراقی، اولین مجروحیت زانو، دومین مجروحیت از ناحیه ی سر؛ خاطراتی که بی هیچ تکلفی صمیمانه برروی کاغذ آمده است. صمیمیت زبان این احساس را به خواننده القاء می کند که نویسنده به آنچه که می نویسد معتقد است و راست می گوید.
5-3- فصل سوم؛ پا به پای "مسلم بن عقیل":
در این فصل راوی به تبریز بر می گردد. مراسم استقبال از رزمنده ی نوجوان و دعوت از او برای بیان خاطراتش از عملیات فتح المبین در مدارس را در اوایل فصل می خوانیم. حادثه ی مهمی که راوی را منقلب می کند. شهادت دو تن از معلمان وی « صمد بخت شکوه» و «منوچهر سمساری» بود. لباس شهر برای این رزمنده تنگ شده و هوای جبهه به سرش می زند.برگشت به مدرسه گلستان اهواز و بعد ایستگاه حسینه در نزدیکی خرمشهر، طی دوره های سخت آموزش و سر انجام اعزام به اسلام آباد و سومار! شرکت در عملیات مسلم بن عقیل که با رمز یا ابوالفضل العباس(ع) در 9مهرماه 1361 آغاز شد؛ فصل نوینی در حیات رزمنده نوجوان محسوب می شود. لحظات نفس گیر و سخت این عملیات که یک هفته طول کشید و طی دو مرحله به اجراء در آمد و منجر به آزادسازی 150 کیلومتر مربع از خاک ایران و همچنین تصرف 30 کیلومتر از خاک عراق شد، سر فصل های مهم این بخش از کتاب محسوب می شود.
5-4- فصل چهارم؛ واحد اطلاعات:
رزمنده لشکر خوبان در عملیات مسلم بن عقیل مجروح می شود و برای مداوا به بیمارستان باختران و بعد بیمارستان سینای تبریز منتقل می شود. پس از مرخصی از بیمارستان در آذر ماه 61 و بعد از دو ماه دوری از جبهه به خوزستان بر می گردد و به واحد اطلاعات در دزفول معرفی می شود.
5-5- فصل پنجم؛ اولین شناسایی:
راوی اولین و دومین شناسایی خود را در منطقه میشداغ دشت رقابیه انجام می دهد. در این فصل اشاره ای به مدعیان زیارت امام زمان (عج) و برخورد با آنها می شود. آشنایی با موانع مهندسی و اصول دشمن از تجارب اولیه نیروی اطلاعاتی لشکر خوبان می شود.
5-6- فصل ششم؛ رمل های خونین:
رمل های خونین سرگذشت عملیات والفجر مقدماتی است که در تاریخ 18/11/61 در منطقه عملیاتی فکه و چذابه آغاز شد. نکته مهم در این عملیات موانع ایذایی، استحکامات، کانال های عمیق و متعدد و وجود میدان های مین فراوان و گوناگون دشمن در دشت های رملی و خشک بود که عراق طی چند ماه آنها را فراهم آورده و چیده بود.
5-7- فصل هفتم؛ واحد شهدای کربلا:
راوی اوایل بهار سال 62 در تبریز هست و عملیات والفجر 1 آغاز می شود . او سراسیمه به جبهه بر می گردد امّا به عملیات نمی رسد و در واحد اطلاعات ماندگار می شود. وی در امتحانات شهریور ماه شرکت کرده و موفق می شود مدرک کلاس اول انسانی را بگیرد. فوت پدر و ادامه آموزش های سخت نظامی از دیگر موضوع های این فصل می باشد.
5- 8- فصل هشتم؛ روزهای زید:
در این فصل به عملیاتی اشاره نشده اما نیرو های اطلاعاتی به شناسایی خود ادامه می دهند. شوخی ها و خنده ها و شلوغی راوی و دوستانش در این فصل بیان می شود. ماست مالی کردن خسرو ملازاده، کتک زدن حرمتی و انداختنش زیر پتو از صبح تا نماز ظهر، دوشیدن شیر گاو های مردم و آویزان کردن پول شیر به شاخ گاو ها، ابتکار در نشانه گیری و قصه بستنی و مخلوط اهواز و دعوی با دژبان، قصه های شیرین بسیجی ها در روزهای زید است.
5-9- فصل نهم؛ هور:
در این فصل استقرار نیروها و زندگی در هور الهویزه بیان می شود. توصیف حال رزمندگان قبل از آغاز عملیات یکی از بخش های زیبای این فصل به شمار می رود.
5-10- فصل دهم؛ کربلای بدر :
شرح عملیات بدر است که در ساعت 23 روز 20/12/1363 آغاز گردید و در همان ساعات اولیه تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد. در منطقه قرارگاه کربلا، لشکر های 8 و 31 عاشورا به سرعت خود را به خط دوم دشمن رسانده و در ساعت دو بامداد پس از پاک سازی این خط که دارای تعدادی مین پراکنده نیز بوده، به سمت دجله حرکت کردند. در این فصل با شیوه فرماندهی سردار شهید مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورا آشنا می شویم، راز و نیاز رزمندگان، راوی اسیر می گیرد، فتح قرارگاه عراقی قواه ابراهیم و اقامه نماز ظهر در دجله از دیگر مطالب این فصل است.نقطه عطف مهم این فصل شهادت فرمانده لشکر 31 عاشورا سردار مهدی باکری است که فضای این لشکر را عاشورایی تر می کند.
5-11- فصل یازدهم؛ گردان امام حسین:
بی تابی رزمنده ی شجاع لشکر خوبان از وضع موجود، تقاضای انتقال به گردان امام حسین (ع) ابتکار مدیریتی امین شریعتی جانشین شهید باکری و مسئولیت آموزش گروه غواصی گروه سیدالشهدا(ع) و سفر به مشهد و زیارت امام رضا (ع) را در این فصل می خوانیم.
5-12- فصل دوازدهم؛ ملکوت دسته یک:
ادامه فعالیت های راوی در گردان امام حسین و برخی شوخی ها و حاشیه های جذاب را در این فصل می خوانیم.
5-13- فصل سیزدهم؛ غواصلار :
راوی به واحد اطلاعات بر می گردد. اما آموزش غواصی و فشار زیادی که از جهت تمرین های مستمر برای بسیجی ها ایجاد می کند. خصوصاً در اروند رود که تفاوت زیادی با کارون دارد. تجربه جدید و مهمی را برای رزمندگان رقم می زند. شهادت حسین محمدیان دوست نزدیک راوی نقطه عطف این فصل محسوب می شود.
5-14- فصل چهاردهم؛ پرندگان اروند:
عملیات در اروندرود، این رودخانه وحشی و پر التهاب در 20 /11/64 آغاز شد. این فصل از کتاب به سختی های کار غواصان می پردازد و صحنه های تکان دهنده ای از ایثار و شهادت رزمندگان را به تصویر می کشد.
5-15- فصل پانزدهم؛ نبرد در کارخانه نمک:
مجروحیت سردار امین شریعتی فرمانده لشکر، اخراج راوی از لشکر 31 عاشورا، اعزام عده ای از نیروهای واحد اطلاعات به مشهد مقدس و عدم اعزام راوی با آنها، شرایط جنگ فرسایشی، شناسایی و بی تجربگی نیروهای تازه نفس را در این فصل می خوانیم.
5-16 - فصل شانزدهم؛ منطقه فریب:
توصیف طبیعت شط علی در هور الهویزه، جمع شدن دسته شلوغ ها، کیفیت غسل جنابت در هوای سرد هور، مفقود شدن البسه کوچک رزمندگان، استقرار در مثلث برمودا و استمرار آموزش غواصی، استقرار در خرمشهر و توصیف جامعه شناختی از این شهر را در این فصل می خوانیم.
5-17- فصل هفدهم؛ عملیات شهادت:
ادامه آموزش های غواصی، بگو مگوی راوی با هم رزمانش، توصیف شناسایی و نزدیک شدن به عراقی ها، انس با خدا در شرایطی که انسان هیچ یار و یاوری ندارد، اجرای مانور با حضور برادر شمخانی، صفحه بستن پشت سر راوی، انتقال به رسول آباد و از سر گرفتن آموزش و تمرین غواصی در بهمن شیر و کارون، آغاز عملیات و توصیف صحنه های شهادت غواصان از مهمترین بحث های این فصل می باشد.
5-18- فصل هجدهم؛ کربلا:
اتفاق ناگواری برای خانواده راوی در تبریز می افتد، راوی به جبهه بر می گردد، شلمچه منطقه عملیاتی است، او به هر شکل در عملیات مشارکت می کند و ناگهان مجروحیت سختی پیدا می کند، توصیف این لحظات از پرشکوه ترین فراز های این فصل است. انتقال به بیمارستان و حوادثی که راوی از سر گذرانده خواندنی است.
5-19- فصل نوزدهم؛ جنگ زخم:
توصیف وضعیت مجروحان در بیمارستان، درد و رنج مجروحیت، تفاوت در نگاه پرستاران به مجروحان جنگی، نحوه انتقال راوی به بیمارستان جم در شمال تهران، برخورد ناشایست و تحقیر آمیز مدیریت و پرستاران بیمارستان با مجروح جنگی، و در نهایت نقش شکوهمند مادر در پرستاری از فرزندش، در این فصل روایت می شود.
5-20- فصل بیستم؛ نصر هفتم:
در دوران نقاهت راوی به جبهه باختران برمی گردد، صحبت بچه ها از شهادت قبل از عملیات، هنوز زخم های راوی بهبود نیافته و کماکان ترجیح می دهد در جبهه بماند، اما دیگر امکان این کار نبود و دوباره راهی بیمارستان می شود، و تکرار درد و رنج زخم ها و دوری از جبهه در این فصل بیان می شود.
5-21- فصل بیست و یکم؛ ماووت:
خداحافظی از پادگان پدافند هوای اهواز، تک زدن به تدارکات گردان های دیگر، مسابقه برای خط شکنی، تغییر اوضاع برخی در جبهه و پشت جبهه، بهانه جویی برای نرفتن به شناسایی، مشاهده جنازه های خشک شده و یخ زده عراقی ها، نزدیک شدن گروه به مواضع عراقی ها، ترفند راوی برای عبور از دژبان خودی با نام رحیم صفوی، در این فصل مرور می شود.
5-22- فصل بیست و دوم؛ بیت المقدس کوهستان:
خاطره نگاری امری ادبی – تاریخی است. ادبی است،چرا که با سود بردن از آرایه های ادبی، ساختمان بیرونی خود را شکل می دهد همچنین امری تاریخی است، چرا که وقایع نگاری است. خاطرات مکتوب بی تردید مدارک تاریخی قابل استناد هستند (رحیمی1386: 60).
کتاب لشکر خوبان حاصل خاطرات مهدی قلی رضایی است که توسط معصومه سپهری باز نویسی بلکه باز آفرینی شده است.
نویسنده در مقدمه کتاب از اهداف و مخاطبان اثر خود سخنی به میان نیاورده امّا درنوشته ای با عنوان "لشکر خوبان و رویاهای من"در وبلاگ شخصی خود با عنوان "پروانگی من در این آبادی" نوشته است:« این کتابها [نورالدین پسر ایران و لشکر خوبان] اگر نتوانند توجه مردم را به هزاران مرد و زن فداکار گمنامی که در اطرافشان هستند جلب کنند، اگر نتوانند تذکری بر روح بیدار شهیدان باشند و امید و آرزوی آنها را فرایادمان نیاورند، اگر اخلاق را در جامعه سیاست زده ما زنده نکنند و روحیه تلاش و اخلاص را انتشار ندهند واقعاً به چه دردی می خورند؟ قهرمان کردن یک نفر(چون خاطراتش خوب نوشته شده و توانسته توجه بزرگان جامعه و مردم را جلب کند؟؟؟؟!!!!)که با یک خطا فرو بریزد؟؟؟آه خدای من !! چقدر غصه خوردم از این سرطان افراط و تفریط که پیکره فرهنگ این مرز و بوم را در خود گرفته است!!! چقدر شرمنده شدم از رزمندگانی که در این مدت تماس گرفته اند که فلانی آنچه بر سر ما آمد والله بیش از چیزی بود که نورالدین تحمل کرده !!! چه تلخ بود یکی را تا اوج، بالا بردن وهزاران تن دیگر را ندیدن !!!! حتی اگر آن یکی، کسی باشد که من سال ها برای زنده کردن گذشته اش با همه وجود کوشیده باشم!».این کتاب یکصد و پنجاهمین کتاب خاطره منتشر شده توسط انتشارات سوره مهر است. این انتشارات یکی از ناشران مهم وتخصصی در عرصه کتابهای دفاع مقدس می باشد.
3)درباره نویسنده:
معصومه
سپهری متولد 1353 دانش آموخته رشته فلسفه دانشگاه تبریز همسر جانباز قطع
نخاع دکتر ایوب نصیر اوغلی؛ نویسنده دو کتاب نورالدین پسر ایران (خاطرات
سید نورالدین عافی) و لشکر خوبان (خاطرات مهدی قلی رضایی) می باشد. وی
یادداشت هایش را در وبلاگ خود با عنوان: پروانگی من در این آبادی...یادداشت
هایی از زندگی کمی متفاوت؛ منتشر می کند که از نشانی زیر قابل دسترسی است:http://www.parvanegi.blogfa.com.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با مهدی قلی رضایی (راوی) و معصومه سپهری(نویسنده) کتاب لشکر خوبان داشتند فرمودند:
«دو کتابی که شما تألیف کردید تحقیقاً مصداق جهاد فی سبیل الله است». همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از این نیز در حاشیه ی یکی از دیدار های شان فرموده بودند:«این کتاب لشکر خوبان پُر است از اعجاب و عظمت ناگفته ی رزمندگان غواص و اطلاعات عملیات جنگ، در ایامی که این کتاب را می خواندم، بارها و بارها متأثرشدم».
رهبر معظم انقلاب اسلامی تقریظ مهمی برکتاب لشکر خوبان به شرح زیر نگاشتند:
«این نیز بخشی از آن تصویر عظیم و باشکوهی است که ما همواره آن را از دور دیده و تحسین کرده و بزرگ شمرده ایم بی آنکه از ریزه کاری ها و نقش های معجزه آسای تشکیل دهنده ی آن و رنگ آمیزی های بی نظیر جزءجزء آن به درستی خبر داشته باشیم.این کتاب شرح این ریزه کاری های حیرت انگیز در بخشی از این تابلوی ماندگار و تاریخی است.آن چه درباره عملیات بدر و والفجر 8 و کربلای 5 و کربلای 4 و بیت المقدس 2و 3 در این کتاب آمده، از بخش های برجسته آن است.همچنین مجاهدت ها در کوه های غرب،در ماووت و گرده رش و قامیش و دیگر بلندی های سخت، و نیز آن چه به یگان ها و دسته جات اطلاعات و غواص مربوط می شود و نیز بخش های دیگری از آن، در خور است که در شکل فیلم ورمان عرضه شود»."فروردین 92"
4) مقایسه اثر با آثار مشابه:
کتاب
لشکر خوبان سه مزیت بر دیگر آثار مشابه در حوزه خاطره نگاری دفاع مقدس
دارد که این مزیت ها بطور نسبی و گاه مطلق این اثر را در جایگاهی نشانده که
آن را کم نظیر بلکه بی نظیر می نماید. اول:انتشار خاطرات سر به مُهر شده نیروهای اطلاعات جنگ می باشد. خاطراتی که نه امکان بیان آنها در دوران جنگ بود و نه اراده ای و مصلحتی در انتشار آنها پس از جنگ! «این خاطرات روایتی صریح و صادقانه از تلاش یک نوجوان تبریزی [جانباز مهدی قلی رضایی] برای اعزام به جبهه و سپس قصد ورودش به واحد اطلاعات لشکر 31 عاشورا و حضور [او] در صحنه های شناسایی و عملیات هایی چون والفجر مقدماتی، بدر،والفجر 8، کربلا 4و5، بیت المقدس 2و3 و مرصاد بود[می باشد]» (سپهری،1392: 8). «خاطرات ایشان به عنوان یک نیروی شناسایی با خاطرات رزمندگان دیگر تفاوت های خاصی داشت. نیرو های واحد اطلاعات در طول جنگ به مثابه چشم رزمندگان بوده اند. روزهای متفاوت و مأموریت های بسیار سخت و عجیبی تجربه کرده اند....خاطرات این مأموریت ها از زبان نیرو های واحد اطلاعات بسیار جذاب و تکان دهنده است» (همان : 12).
دوم: بیوگرافی نویسی که یکی از شیوه های زندگی نامه نویسی است و نویسنده شرح زندگانی و رویدادهای شخصی دیگر را تبیین، تحلیل و تفسیر می کند در لشکر خوبان رخ نمایی می کند. علاوه بر این، آنچه که بر ارزش های این ژانر (گونه) ادبی در این اثر بخصوص افزوده زاویه دید"اول شخص مفرد"یا "من راوی" معصومه سپهری است، که چنان به حوادث و رخدادهای جنگِ ندیده نزدیک گشته، گویی که یکی از قهرمانان خاطره شده است.
« آن روزها من با همه وجود درگیر نوشتن این کار بودم.گویی در آموزش ها، عملیات ها، شوخی ها و خنده ها و حتی در غم غریب شهادت یاران با ایشان شریک بودم» (همان:13).
سوم: در آثاری که ترجمه می شود میزان آگاهی، مهارت و تجربه مترجم در زبان مبداء و مقصد از اصول مهم ترجمه به حساب می آید. نویسنده در گام نخست 36 ساعت نوار مصاحبه ی اولیه فرج قلی زاده (دوست و هم رزم راوی) که به زبان ترکی انجام شده را پیاده نموده و در مراحل بعدی ترجمه و باز آفرینی کرده است (همان: 8).
«نکته قابل تأمل در نگارش خاطرات رزمندگان آذربایجانی – که خاطرات خود را به زبان شیرین ترکی باز گفته اند – نحوه برخورد و انتخاب کلمات مناسب و نزدیک به گویش اصلی راوی است. این مهم، اولین بار در زمان پیاده نویسی اولیه مصاحبه ها و ترجمه مصاحبه ترکی به نوشتار فارسی اتفاق می افتد که سخت تر از پیاده کردن یک مصاحبه فارسی است» (سپهری،1391: 12).
«در این کتاب بیش از 400 رزمنده و شهید لشکر عاشورا با خاطراتشان آمده است و به اذعان بسیاری از رزمندگان لشکر عاشورا که کتاب را مطالعه کرده اند، یکی از کتاب های منبع در مورد این لشکر است» (مصاحبه نویسنده با سایت سوره مهر).
کتاب لشکر خوبان در بخش خاطرات شفاهی دهمین دوره کتاب دفاع مقدس (سال 1385) و جشنواره ربع قرن کتاب دفاع مقدس (سال1388) به عنوان کتاب برتر برگزیده شد
5- معرفی کتاب :
کتاب لشکر خوبان چاپ نهم با 808 صفحه در شمارگان 2500 نسخه با قیمت900 /31 تومان در سال 1392 به کتاب فروشی های کشور عرضه گردید.این کتاب با یک مقدمه ی 8 صفحه ای که بر چاپ چهارم آن نگاشته شده و ضمیمه 28 صفحه ای تصاویر پایانی که در فهرست مطالب اول کتاب قرار نگرفته است؛ دارای 27 فصل نوشتاری است. نامگذاری فصول کتاب از درون مایه خاطره های راوی برداشت، و برحسب زمان وقوع، روایت شده است.
فصل هفدهم کتاب با عنوان "عملیات شهادت" شامل 64 صفحه بزرگترین فصل و فصل بیست و ششم کتاب با عنوان "هجرت" با 10 صفحه کوچکترین فصل کتاب محسوبمی شود.
5-1- فصل اول؛ مسافر:
این فصل به حوادث پیش از اولین اعزام راوی به جبهه در تبریز می پردازد. در این فصل ترفندهای راوی از قبیل دستکاری تاریخ تولد شناسنامه برای ثبت نام اعزام جبهه و گرفتن رضایت نامه از پدر و بعد نوشتن وصیت نامه و نهایتاً اعزام در یکی از روزهای آبان ماه 1360 که البته آغاز سرنوشتی سترگ را برای راوی است، ادامه می یابد.دیدن اولین درخت نخل در اهواز و سازماندهی در مسجد چیت ساز و مسجد جزایری و دانشگاه جندی شاپور اهواز همراه با مواجه شدن با فرهنگ جبهه برای راوی شکل می گیرد. نویسنده در صفحه 25 دست به تدوین زده و روایت خطی زمان را قطع می کند و مخاطب خود را به اولین روزهای گرم تابستان 1356 می برد.
5-2- فصل دوم؛ فتح المبین:
رزمنده نوجوان اولین تجربه خود را با عملیات فتح المبین که در روز دوم فروردین ماه سال 1361 در منطقه غرب شوش و دزفول آغاز شده، رقم می زند.
در خواب دیدن امام زمان (عج) توسط رزمندگان، وسوسه برداشتن لباس از تدارکات، ترس از نگهبانی در شب، فراری شدن مرده عراقی، اولین مجروحیت زانو، دومین مجروحیت از ناحیه ی سر؛ خاطراتی که بی هیچ تکلفی صمیمانه برروی کاغذ آمده است. صمیمیت زبان این احساس را به خواننده القاء می کند که نویسنده به آنچه که می نویسد معتقد است و راست می گوید.
5-3- فصل سوم؛ پا به پای "مسلم بن عقیل":
در این فصل راوی به تبریز بر می گردد. مراسم استقبال از رزمنده ی نوجوان و دعوت از او برای بیان خاطراتش از عملیات فتح المبین در مدارس را در اوایل فصل می خوانیم. حادثه ی مهمی که راوی را منقلب می کند. شهادت دو تن از معلمان وی « صمد بخت شکوه» و «منوچهر سمساری» بود. لباس شهر برای این رزمنده تنگ شده و هوای جبهه به سرش می زند.برگشت به مدرسه گلستان اهواز و بعد ایستگاه حسینه در نزدیکی خرمشهر، طی دوره های سخت آموزش و سر انجام اعزام به اسلام آباد و سومار! شرکت در عملیات مسلم بن عقیل که با رمز یا ابوالفضل العباس(ع) در 9مهرماه 1361 آغاز شد؛ فصل نوینی در حیات رزمنده نوجوان محسوب می شود. لحظات نفس گیر و سخت این عملیات که یک هفته طول کشید و طی دو مرحله به اجراء در آمد و منجر به آزادسازی 150 کیلومتر مربع از خاک ایران و همچنین تصرف 30 کیلومتر از خاک عراق شد، سر فصل های مهم این بخش از کتاب محسوب می شود.
5-4- فصل چهارم؛ واحد اطلاعات:
رزمنده لشکر خوبان در عملیات مسلم بن عقیل مجروح می شود و برای مداوا به بیمارستان باختران و بعد بیمارستان سینای تبریز منتقل می شود. پس از مرخصی از بیمارستان در آذر ماه 61 و بعد از دو ماه دوری از جبهه به خوزستان بر می گردد و به واحد اطلاعات در دزفول معرفی می شود.
5-5- فصل پنجم؛ اولین شناسایی:
راوی اولین و دومین شناسایی خود را در منطقه میشداغ دشت رقابیه انجام می دهد. در این فصل اشاره ای به مدعیان زیارت امام زمان (عج) و برخورد با آنها می شود. آشنایی با موانع مهندسی و اصول دشمن از تجارب اولیه نیروی اطلاعاتی لشکر خوبان می شود.
5-6- فصل ششم؛ رمل های خونین:
رمل های خونین سرگذشت عملیات والفجر مقدماتی است که در تاریخ 18/11/61 در منطقه عملیاتی فکه و چذابه آغاز شد. نکته مهم در این عملیات موانع ایذایی، استحکامات، کانال های عمیق و متعدد و وجود میدان های مین فراوان و گوناگون دشمن در دشت های رملی و خشک بود که عراق طی چند ماه آنها را فراهم آورده و چیده بود.
5-7- فصل هفتم؛ واحد شهدای کربلا:
راوی اوایل بهار سال 62 در تبریز هست و عملیات والفجر 1 آغاز می شود . او سراسیمه به جبهه بر می گردد امّا به عملیات نمی رسد و در واحد اطلاعات ماندگار می شود. وی در امتحانات شهریور ماه شرکت کرده و موفق می شود مدرک کلاس اول انسانی را بگیرد. فوت پدر و ادامه آموزش های سخت نظامی از دیگر موضوع های این فصل می باشد.
5- 8- فصل هشتم؛ روزهای زید:
در این فصل به عملیاتی اشاره نشده اما نیرو های اطلاعاتی به شناسایی خود ادامه می دهند. شوخی ها و خنده ها و شلوغی راوی و دوستانش در این فصل بیان می شود. ماست مالی کردن خسرو ملازاده، کتک زدن حرمتی و انداختنش زیر پتو از صبح تا نماز ظهر، دوشیدن شیر گاو های مردم و آویزان کردن پول شیر به شاخ گاو ها، ابتکار در نشانه گیری و قصه بستنی و مخلوط اهواز و دعوی با دژبان، قصه های شیرین بسیجی ها در روزهای زید است.
5-9- فصل نهم؛ هور:
در این فصل استقرار نیروها و زندگی در هور الهویزه بیان می شود. توصیف حال رزمندگان قبل از آغاز عملیات یکی از بخش های زیبای این فصل به شمار می رود.
5-10- فصل دهم؛ کربلای بدر :
شرح عملیات بدر است که در ساعت 23 روز 20/12/1363 آغاز گردید و در همان ساعات اولیه تمامی خطوط و استحکامات دشمن به سرعت در هم کوبیده شد. در منطقه قرارگاه کربلا، لشکر های 8 و 31 عاشورا به سرعت خود را به خط دوم دشمن رسانده و در ساعت دو بامداد پس از پاک سازی این خط که دارای تعدادی مین پراکنده نیز بوده، به سمت دجله حرکت کردند. در این فصل با شیوه فرماندهی سردار شهید مهدی باکری فرمانده لشکر 31 عاشورا آشنا می شویم، راز و نیاز رزمندگان، راوی اسیر می گیرد، فتح قرارگاه عراقی قواه ابراهیم و اقامه نماز ظهر در دجله از دیگر مطالب این فصل است.نقطه عطف مهم این فصل شهادت فرمانده لشکر 31 عاشورا سردار مهدی باکری است که فضای این لشکر را عاشورایی تر می کند.
5-11- فصل یازدهم؛ گردان امام حسین:
بی تابی رزمنده ی شجاع لشکر خوبان از وضع موجود، تقاضای انتقال به گردان امام حسین (ع) ابتکار مدیریتی امین شریعتی جانشین شهید باکری و مسئولیت آموزش گروه غواصی گروه سیدالشهدا(ع) و سفر به مشهد و زیارت امام رضا (ع) را در این فصل می خوانیم.
5-12- فصل دوازدهم؛ ملکوت دسته یک:
ادامه فعالیت های راوی در گردان امام حسین و برخی شوخی ها و حاشیه های جذاب را در این فصل می خوانیم.
5-13- فصل سیزدهم؛ غواصلار :
راوی به واحد اطلاعات بر می گردد. اما آموزش غواصی و فشار زیادی که از جهت تمرین های مستمر برای بسیجی ها ایجاد می کند. خصوصاً در اروند رود که تفاوت زیادی با کارون دارد. تجربه جدید و مهمی را برای رزمندگان رقم می زند. شهادت حسین محمدیان دوست نزدیک راوی نقطه عطف این فصل محسوب می شود.
5-14- فصل چهاردهم؛ پرندگان اروند:
عملیات در اروندرود، این رودخانه وحشی و پر التهاب در 20 /11/64 آغاز شد. این فصل از کتاب به سختی های کار غواصان می پردازد و صحنه های تکان دهنده ای از ایثار و شهادت رزمندگان را به تصویر می کشد.
5-15- فصل پانزدهم؛ نبرد در کارخانه نمک:
مجروحیت سردار امین شریعتی فرمانده لشکر، اخراج راوی از لشکر 31 عاشورا، اعزام عده ای از نیروهای واحد اطلاعات به مشهد مقدس و عدم اعزام راوی با آنها، شرایط جنگ فرسایشی، شناسایی و بی تجربگی نیروهای تازه نفس را در این فصل می خوانیم.
5-16 - فصل شانزدهم؛ منطقه فریب:
توصیف طبیعت شط علی در هور الهویزه، جمع شدن دسته شلوغ ها، کیفیت غسل جنابت در هوای سرد هور، مفقود شدن البسه کوچک رزمندگان، استقرار در مثلث برمودا و استمرار آموزش غواصی، استقرار در خرمشهر و توصیف جامعه شناختی از این شهر را در این فصل می خوانیم.
5-17- فصل هفدهم؛ عملیات شهادت:
ادامه آموزش های غواصی، بگو مگوی راوی با هم رزمانش، توصیف شناسایی و نزدیک شدن به عراقی ها، انس با خدا در شرایطی که انسان هیچ یار و یاوری ندارد، اجرای مانور با حضور برادر شمخانی، صفحه بستن پشت سر راوی، انتقال به رسول آباد و از سر گرفتن آموزش و تمرین غواصی در بهمن شیر و کارون، آغاز عملیات و توصیف صحنه های شهادت غواصان از مهمترین بحث های این فصل می باشد.
5-18- فصل هجدهم؛ کربلا:
اتفاق ناگواری برای خانواده راوی در تبریز می افتد، راوی به جبهه بر می گردد، شلمچه منطقه عملیاتی است، او به هر شکل در عملیات مشارکت می کند و ناگهان مجروحیت سختی پیدا می کند، توصیف این لحظات از پرشکوه ترین فراز های این فصل است. انتقال به بیمارستان و حوادثی که راوی از سر گذرانده خواندنی است.
5-19- فصل نوزدهم؛ جنگ زخم:
توصیف وضعیت مجروحان در بیمارستان، درد و رنج مجروحیت، تفاوت در نگاه پرستاران به مجروحان جنگی، نحوه انتقال راوی به بیمارستان جم در شمال تهران، برخورد ناشایست و تحقیر آمیز مدیریت و پرستاران بیمارستان با مجروح جنگی، و در نهایت نقش شکوهمند مادر در پرستاری از فرزندش، در این فصل روایت می شود.
5-20- فصل بیستم؛ نصر هفتم:
در دوران نقاهت راوی به جبهه باختران برمی گردد، صحبت بچه ها از شهادت قبل از عملیات، هنوز زخم های راوی بهبود نیافته و کماکان ترجیح می دهد در جبهه بماند، اما دیگر امکان این کار نبود و دوباره راهی بیمارستان می شود، و تکرار درد و رنج زخم ها و دوری از جبهه در این فصل بیان می شود.
5-21- فصل بیست و یکم؛ ماووت:
خداحافظی از پادگان پدافند هوای اهواز، تک زدن به تدارکات گردان های دیگر، مسابقه برای خط شکنی، تغییر اوضاع برخی در جبهه و پشت جبهه، بهانه جویی برای نرفتن به شناسایی، مشاهده جنازه های خشک شده و یخ زده عراقی ها، نزدیک شدن گروه به مواضع عراقی ها، ترفند راوی برای عبور از دژبان خودی با نام رحیم صفوی، در این فصل مرور می شود.
5-22- فصل بیست و دوم؛ بیت المقدس کوهستان:
جنگ
در ارتفاعات ژاژیله و در شرایط سرمای 30 درجه زیر صفر، برف و هوای سرد،
کمبود امکانات، درگیری با دشمن و آزاد سازی بخشی از ارتفاعات مشرف بر شهر
ماووت عراق، صحنه های عظیم و شکوهمندی از ایثار و شهادت در جنگ با شرایط
سخت در این فصل رقم خورده است.
5-23- فصل بیست و سوم؛ چکمه ای:
جذب نیروهای جدید برای واحد اطلاعات، پاسدار شدن راوی، طبیعت قامیش، ادامه شناسایی ها، استفاده از قاطر برای حمل تجهیزات و تدارکات و مشکلات ارتباطی، ترس عراقی ها از خمپاره و ریزش کوه از بخش های مهم این فصل می باشد.
5-24- فصل بیست و چهارم؛ عقب نشینی:
توصیف کوهستان ماووت، تک عراقی ها، ضعف نیروهای خودی، تحلیل علت شکست ها، اسیر شدن پورنجف، الله امانی و اقلیمی توسط تیپ ابوالفضل، حجم آتش دشمن روی گرده رش و قامیش از مهمترین مطالب این فصل است.
5-25- فصل بیست پنجم؛مرصاد:
ولایت و اطاعت از امام، سخنرانی آیت الله جزایری در اهواز و بسیج نیروها برای دفاع، نحوه جنگیدن منافقین در کرمانشاه، اسیر کردن یک دختر منافق و کشیدن ضامن نارنجک، کشتن مردم بی دفاع، پنهان شدن دو زن در تنور. زیارت مزار شهدای دزفول توسط آیت الله خامنه ای در این فصل بیان شده است.
5-26- فصل بیست وششم؛ هجرت:
رنگ باختن ارزش ها، اعلام آتش بس، خبر بستری شدن امام در بیمارستان و ارتحال حضرت امام خمینی (رض) در این فصل بیان شده است.
5-27- فصل بیست وهفتم؛ منطقه ملکوت:
بیماری خاص راوی، تفحص اجساد مطهر شهیدان در مناطق عملیاتی غرب، خرابی ماشین حامل جنازه شهداء و اطراق در منزل کٌرد عراقی، عکس امام روی جیب پیراهن شهیدان و شهدای طلایه که با دست های بسته به شهادت رسیدند، مظلومیت شهیدان عزیز ما را بازگو می کند
5-23- فصل بیست و سوم؛ چکمه ای:
جذب نیروهای جدید برای واحد اطلاعات، پاسدار شدن راوی، طبیعت قامیش، ادامه شناسایی ها، استفاده از قاطر برای حمل تجهیزات و تدارکات و مشکلات ارتباطی، ترس عراقی ها از خمپاره و ریزش کوه از بخش های مهم این فصل می باشد.
5-24- فصل بیست و چهارم؛ عقب نشینی:
توصیف کوهستان ماووت، تک عراقی ها، ضعف نیروهای خودی، تحلیل علت شکست ها، اسیر شدن پورنجف، الله امانی و اقلیمی توسط تیپ ابوالفضل، حجم آتش دشمن روی گرده رش و قامیش از مهمترین مطالب این فصل است.
5-25- فصل بیست پنجم؛مرصاد:
ولایت و اطاعت از امام، سخنرانی آیت الله جزایری در اهواز و بسیج نیروها برای دفاع، نحوه جنگیدن منافقین در کرمانشاه، اسیر کردن یک دختر منافق و کشیدن ضامن نارنجک، کشتن مردم بی دفاع، پنهان شدن دو زن در تنور. زیارت مزار شهدای دزفول توسط آیت الله خامنه ای در این فصل بیان شده است.
5-26- فصل بیست وششم؛ هجرت:
رنگ باختن ارزش ها، اعلام آتش بس، خبر بستری شدن امام در بیمارستان و ارتحال حضرت امام خمینی (رض) در این فصل بیان شده است.
5-27- فصل بیست وهفتم؛ منطقه ملکوت:
بیماری خاص راوی، تفحص اجساد مطهر شهیدان در مناطق عملیاتی غرب، خرابی ماشین حامل جنازه شهداء و اطراق در منزل کٌرد عراقی، عکس امام روی جیب پیراهن شهیدان و شهدای طلایه که با دست های بسته به شهادت رسیدند، مظلومیت شهیدان عزیز ما را بازگو می کند
منابع :
-انصاریان، احمد( 1386). ساختار زبان در ادبیات دفاع و شهادت مولفه های خاطره نویسی دفاع مقدس. در مجموعه مقالات گامی در راه علمی شدن خاطره نویسی دفاع مقدس ( مقالات برگزیده اولین همایش خاطره نویسی). (ص 49-31). بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس . تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس.
- بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ( 1386). گامی در راه علی شدن خاطره نویسی دفاع مقدس ( مقالات برگزیده اولین همایش علمی خاطره نویسی). تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس.
-حری، عباس (1380). "آیین نگارش علمی". چاپ دوم. تهران: دبیرخانه هیات امنای کتابخانه های عمومی کشور.
-خرمشاهی، بهاء الدین (1363). " آیین نقد کتاب" نشر دانش. سال چهارم، شماره سوم، فروردین: ص 19-9.
-رحیمی، مصطفی ( 1386). یادداشت های روزانه. در مجموعه مقالات گامی در راه علمی شدن خاطره نویسی دفاع مقدس ( مقالات برگزیده اولین همایش علمی خاطره نویسی). (ص 81- 51). بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس.
-سپهری، معصومه( 1391). نورالدین پسر ایران ( خاطرات سید نور الدین عافی). چاپ سی و شش. تهران: سوره مهر.
-سپهری، معصومه( 1392). لشکر خوبان ( خاطرات مهدی قلی رضایی). چاپ نهم. تهران: سوره مهر.
-سپهری، معصومه( 1392). لشکر خوبان را بشناسیم. ( گفتگو با : معصومه سپهری؛ نویسنده لشکر خوبان) [پیوسته]. قابل دسترس در: http://www. Tebyan. Net
-سعیدی، مهدی (1385). "رویکردهای عمده ادبیات داستانی جنگ" پژوهش زبان وادبیات فارسی. شماره هفتم، پاییز و زمستان ، 26-21
-نوروزی، علیرضا (1387). نمایه سازی کتاب:راهنمایی برای ناشران، نمایه سازان، کتابداران، نویسندگان و مترجمان. ویرایش دوم، تهران: چاپار
- بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ( 1386). گامی در راه علی شدن خاطره نویسی دفاع مقدس ( مقالات برگزیده اولین همایش علمی خاطره نویسی). تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس.
-حری، عباس (1380). "آیین نگارش علمی". چاپ دوم. تهران: دبیرخانه هیات امنای کتابخانه های عمومی کشور.
-خرمشاهی، بهاء الدین (1363). " آیین نقد کتاب" نشر دانش. سال چهارم، شماره سوم، فروردین: ص 19-9.
-رحیمی، مصطفی ( 1386). یادداشت های روزانه. در مجموعه مقالات گامی در راه علمی شدن خاطره نویسی دفاع مقدس ( مقالات برگزیده اولین همایش علمی خاطره نویسی). (ص 81- 51). بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس. تهران: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس.
-سپهری، معصومه( 1391). نورالدین پسر ایران ( خاطرات سید نور الدین عافی). چاپ سی و شش. تهران: سوره مهر.
-سپهری، معصومه( 1392). لشکر خوبان ( خاطرات مهدی قلی رضایی). چاپ نهم. تهران: سوره مهر.
-سپهری، معصومه( 1392). لشکر خوبان را بشناسیم. ( گفتگو با : معصومه سپهری؛ نویسنده لشکر خوبان) [پیوسته]. قابل دسترس در: http://www. Tebyan. Net
-سعیدی، مهدی (1385). "رویکردهای عمده ادبیات داستانی جنگ" پژوهش زبان وادبیات فارسی. شماره هفتم، پاییز و زمستان ، 26-21
-نوروزی، علیرضا (1387). نمایه سازی کتاب:راهنمایی برای ناشران، نمایه سازان، کتابداران، نویسندگان و مترجمان. ویرایش دوم، تهران: چاپار