اشاره : 30 بهمن سال ۹۰ مصادف با يازدهمين سالگرد درگذشت استاد خوش فکر ، انقلابی و رییس فقید دانشگاه کشاورزی ملاثانی است به همین مناسبت قطعه ی منظوم از طرف فرزند بزرگوار ایشان بدستمان رسیده که ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم دکتر امین (جهانگیر) تلوری مطلب مذکور بهمراه خاطره ای شیرین از زبان آقای حسین مرداسی منتشر می گردد.(البته جا دارد تا از همه خوانندگان بدلیل ذکر اشتباه سالگرد درگذشت مرحوم تلوری در آذرماه پوزش بطلبیم)


چندي گذشت ، داغ دلم کهنه تر شده است
بابا بيا كه زخم دلم تازه تر شده است
اشكي نمانده گوشه ي چشمم تو را قسم
برگرد پيشمان و بگو قصه سر شده است
پرواز تو كمر مادرم شكست
دردت به جان من همه چی تيره تر شده است
تاج سرم بگو كه وداع تو شايعه است
آخر برادرم زغمت پير تر شده است
برگرد نازنين به خدا در فراغ تو
مردن براي دخترت ساده تر شده است
دلتنگي شبانه و كابوس و اشك و آه
يارب دعاي من نكند بي اثر شده است ...
حق با شما بود ،مربی !!
چند روز پیش بهمراه آقای سیدنور جهت عرض تسلیت درگذشت فرزند دلبندش به خانه ی او در خیابان ۷ کوی قدس(گلن آباد) رفتم گرچه غم فقدان نوجوان ۲۲ ساله اش براو سنگینی و دلش شکسته بود ولی در گفتگوی کوتاهی که با او داشتم صحبت از مسئولین و فروتنی آنها در برابر مردم شد،یک لحظه به یاد خاطره ای از دکتر امین تلوری افتاد و برای من تعریف کرد،برایم خیلی جالب و جذاب بود که یک شخصیت علمی و رییس دومین دانشگاه علوم کشاورزی کشور چگونه در برابر یک شهروند عادی،با رعایت تمام اصول اخلاقی فروتنی می کند.

"زمانی تیم شاهین ندافیه در ردیف مدعیان بزرگ فوتبال خوزستان بود،همه جوان ها آرزو می کردند،روزی بتوانند در این تیم توپ بزنند.آن موقع بنده همه کاره ی تیم بودم ،ترکیب و آرنج بازی رو می بستم هم تمرینات بچه ها رو زیر نظر داشتم ..البته مرحوم ودایی در سمت مربی تیم باتوجه بحضور در مجتمع کشاورزی ملاثانی بیشتر کارهای اداری و نیازهای تدارکاتی شاهین رو دنبال می کرد و انصافا" حمایت ها و تشویق های ایشان باعث موفقیت تیم در بسیاری از عرصه ها شد.از طرفی بدلیل ارتباط با دانشجویان مجتمع،گاهی اوقات برخی دانشجویان مستعد رو به ما معرفی تا پس از انجام تمرینات و تست لازم آنها رو در ترکیب تیم به بازی بگیریم .روزی یک جوان قد بلند و خوش استیل را به ما معرفی نمود،اصالتا بچه آبادان و در میدان بازی ریز نقش بود،آقای ودایی ایشان را به من معرفی کرد. من هم از این جوان خوش استیل تست فنی گرفتم در پایان هم به او گفتم :خب، آقای تلوری! اگه میخوای در ترکیب تیم قرار بگیری باید بطور جدی و منظم در تمرینات شرکت کنی و گرنه باید بروی" .اشتغال به تحصیل و فعالیت های اجتماعی و فرهنگی در مجتمع ،دبیرستان ،بسیج و نیز مسجدجامع ملاثانی به ایشان اجازه حضور منظم در برنامه های تیم نمی داد، از سویی بنده هم واسه آمادگی شاهین جهت حضور در لیگ برتر استان خیلی حساس ،پیگیر و سخت گیر بودم.یکبار به اصرار مرحوم ودایی توی یه مسابقه رسمی و در نیمه دوم مرحوم تلوری رو در ترکیب قرار دادم و بعد از ۶ دقیقه تعویض کردم ،دیدم خیلی ناراحت شد و پس از آن دیگه سر تمرینات تیم حاضر نشد.از اون دوره دیگه امین را ندیده بودم .تا اینکه در سال ۷۹ رییس دانشگاه ملاثانی شد .خیلی به بچه های ملاثانی علاقه داشت لذا ضمن بکارگیری نیروهای بومی در دانشگاه، کمک های خوبی به ورزش منطقه کرد و حتی تیمی جهت کارگران تشکیل و اداره آنرا بعهده حاج یاسرنبگانی و جمال نبهانی گذاشت ،خود ایشان هم یه پایه ثابت آرنج بود.دکتر عادت داشت اکثر اوقات نماز مغرب و عشا را به امامت حاج معلم در مسجد جامع اقامه کند.هنگام رفتن به مسجد گاهی اوقات گذرش از مقابل مغازه کوچک خیاطی من می افتاد .یه روز از حاج یاسر و جمال سراغ مرا گرفته و گفته بود ،میخوام مربی ام رو ببینم.یه روز عصر مشغول دوختن بودم یدفعه کسی بالای سرم ایستاد و گفت: سلام مربی! ،سرم رو بلند کردم ،دیدم یه مرد بلند قامت و مهربان در حالی که لبخند ملیحی بر لب داشت و حاج یاسر بهمراهش بود بسمتم آمد و به گرمی مرا در آغوش کشید و با کلی احترام صورتم را بوسید.فهمیدم این همان تلوری جوان و بازیکن اسبق تیم شاهین ندافیه است که امروز در قامت رییس دانشگاه ملاثانی و بعنوان یک استاد دانشگاه مسلم با درجه دکترا اینگونه با تواضع خود فرزند ملاثانی می داند و پیشکسوتان را تکریم می کند.بعد از کلی گفتگو و ذکر خاطرات گذشته و یادآوری قضایای مربوط به مدیریت تیم شاهین خطاب به من گفت: مربی! حق با شما بود شرط مدیریت خوب جدیت و نظم است .
خاطره از: حسین مرداسی (ابوشاهین) دروازبان و پیشکسوت تیم شاهین ملاثانی