چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ | 11:57 | جمعی از نویسندگان -
نخستین معلم بومی ملاثانی و پایه گذار آموزش و پرورش علمی در منطقه
اشاره : از دبیران پیشکسوت و گچ خورده استان است. وی که به مدت 35 سال برای دانش آموزان استان زحمت کشیده اکنون نیز پس از بازنشستگی انگیزه خود را در راه خدمت به مناطق محروم از دست نداده و مثل روز اول استخدام با انگیزه است . با وی در خصوص وضعیت فعلی آموزش و پرورش استان گفتگویی انجام دادیم که حاوی نکات بسیار مهمی ست . خواندن چند باره این گفتگو را به مسئولین آموزش و پرورش ، معلمان و دانش آموزان توصیه می کنیم .

بیو گرافی :در شهریور 1336 در روستای ندافیه از توابع ملاثانی بدنیا آمدم . مقطع ابتدایی و سیكل اول متوسط را در ملاثانی گذراندم و برای سیكل دوم متوسطه به اهواز آمدم. دیپلم طبیعی را از دبیرستان منوچهری (ناحیه 2) در خرداد ماه 1354 گرفتم. 15 آبان 55 به خدمت سربازی (سپاه دانش)به گرگان اعزام شدم و سپس در اردیبهشت 56 برای تدریس در كسوت سپاه دانش به شهرستان لار در استان فارس اعزام و 15/8/1357 منقضی خدمت شدم كه همراه انقلاب 57 بود. در ضمن در لارستان بعنوان سپاه دانش نمونه انتخاب شدم كه مرا به دانشگاه سپاهیان انقلاب معرفی كردند كه این دانشگاه را منحل كردند.در 15/8/58 به استخدام آموزش و پرورش ناحیه 2 اهواز درآمدم و دورترین روستا را انتخاب كردم (زویر چری) یكسال بعد به روستای ابوهاون از توابع شهرستان باوی 10 كیلومتر دورتر از زویرچری رفتم و برای بچه ها، مدرسهایی همراه با حمام و سرویسهای بهداشتی ساختم. همزمان با جنگ كه مدارس تعطیل شد در اردوگاه ندافیه با استفاده از چادر ، مدرسهای راه انداختم و بچههای مهاجرین جنگی، ندافیه و روستاهای اطراف را در آن جمع كردم و مانع از وقفه تحصیلی آنها شدم.در سال 60 بعنوان راهنمای تعلیماتی انتخاب شدم . در این مدت با كمك همكاران 5 مدرسه ساختیم و 4 مدرسه را بازسازی و توسعه دادیم (یكی از بهترین دوران كاریم بود) . در اثر تصادف فكم شكست و قادر به موتورسواری نبودم لذا مدیریت مجتمع شهید شیخانی شامل راهنمایی پسرانه، دبیرستان پسرانه و دخترانه را قبول كردم. 9 سال مسئولیت این مجتمع را داشتهام به شهادت اسناد و مدارك در این مدت ، ملاثانی رتبه اول كیفیت آموزشی را در اهواز و ناحیه 2 داشت و این را مدیون همكاران گرانقدرم میدانم.

در سال تحصیلی 69- 68 بلاجبار به اهواز منتقل شدم و در مدارس ناحیه 2 مشغول تدریس شدم . سه سال عضو گروه آموزشی ریاضی راهنمایی بودم. در این مدت برای اصلاح كیفیت آموزشی تلاش زیادی كردیم. از جمله تشكیل كلاسهای آموزشی خانواده با همكاری آقای علی منابی مسئول آموزش راهنمایی وقت ناحیه و سركار خانم بلقیس بیت مشعل و همكار گرانقدرم سركار خانم صبریه سواری توانستیم بین اولیاء و مدارس رابطهای تنگاتنگ ایجاد كنیم.

در سال 1380 به ناحیه 4 اهواز منتقل شدم و تا بازنشستگی كماكان در ناحیه 4 و در مدارس حاشیه و مناطق محروم مشغول تدریس بودم. 4 سال عضو گروه ریاضی متوسطه ناحیه 4 بودم که فرصتی بود تا با مشكلات مدارس ناحیه 4 و حمیدیه و الحایی و تصفیه قند و شكر آشنا شوم. یكی از اقدامات خیلی مهم ایجاد كلاس پیش دانشگاهی برای دختران حمیدیه بود كه متأسفانه تا آن موقع تا دوسوم آنها ترك تحصیل میكردند و یك سوم بقیه برای ادامه تحصیل به اهواز میآمدند. با وجودی كه مدیران كل و ناحیه و مسئولین خود بومی منطقه بودند اما نسبت به این امر بیتفاوت بودند یكی از كارهای خوبی كه در ناحیه 4 انجام دادیم برگزاری همایش ریاضی برای دانشآموزان استان بود كه با استقبال خوب دانشآموزان مواجه شدیم. تقریباً 700 دانشآموز از سراسر استان در این همایش شركت كردند باضافه یکی از اساتید مطرح دانشكده علوم پایه دانشگاه چمران و یكصد دبیر ریاضی از نواحی 4 گانه ودیگر شهرهای استان .اخیرا وبگاه موجز با استاد عامری مصاحبه مفصلی ترتیب داد ه که عینا" جهت اطلاع خوانندگان بویژه علاقمندان به این معلم دلسوز تقدیم می گردد.
*چرا کسوت معلمی را برگزیدید؟اگر یکبار دیگر حق انتخاب داشتید آیا باز هم معلم می شدید؟ به این كار علاقمندم و به دبیران خودم اقتدا می كردم . محرومیت و عقب ماندگی جامعهام انگیزهام را دوچندان كرده بود با وجود امكان استخدام در صنایع فولاد، حفاری و شركت نفت، ترجیح دادم معلم باشم. مادرم و خانمم در این انتخاب تأثیرداشتند.اگر بار دیگر حق انتخاب شغل داشته باشم باز هم شغل معلمی را انتخاب میكنم.
*اگر بخواهید مقابسه ای بین وضعیت تحصیلی در حال و گذشته بکنید ارزیابی شما چگونه خواهد بود ؟در سابق مسئولین به مناطق محروم و حاشیه بیشتر اهمیت می دادند اما اكثر مسئولین فعلی در قبال افرادی كه آنها را انتخاب میكنند مسئولیت دارند نه در مقابل مردم. به مناطق مرفه نشین بیشتر میرسند تا مناطق محروم. چون هیچگونه سنخیتی با آنها ندارند.اگر در جامعهای مردم در خدمت مسئولین باشند ومسئولین در قبال مردم احساس مسئولیت نكنند انگیزهها از بین میرود. 25 سال است كه استان در ردههای آخر كیفیت آموزشی است چه اقدامی كردند؟ مسئولین همان مسئولین هستند!! فقط جا به جا میشوند حتی اگر بازنشست بشوند خود تصمیم می گیرند كه باید چه کسی رئیس باشد یا نباشد.
*معلمان چطور؟ حس نمی کنید نسبت به سابق کم انگیزه تر شده اند؟ معلمان تابعی از وضعیت جامعه هستند وقتی كه به آنها اجحاف بشود، بیحرمتی شود انگیزه آنها نیز از بین می رود.
* به نظر شما انگیزه درس خواندن در دختران نسبت به پسران بیشتر نشده است؟ در جامعه سنتی بیشتر به پسر اهمیت داده می شود و معمولاً اولویت استخدام با پسران است . در این جامعه دختران برای پر كردن خلأ تبعیض و احساس حقارت روی به درس خواندن می آورند و با كسب درجات علمی بالا این نقص را جبران می كنند. همچنین بیكاری از عوامل بی انگیزه شدن پسران می باشند.
* مهمترین عوامل افت تحصیلی در استان رو در چه می بینید؟ بحث مفصلی دارد.1) خروج بیش از هشت هزار از كادر آموزش و پرورش در سالهای ابتدای جنگ و عدم بكارگیری و تربیت نیروی جایگزین به موقع ( نیروهای خارج شده از بهترین نیروها بودند)، 2) عدم ارتباط دانشگاه با آموزش و پرورش ،3)ضعف مدیریت آموزش و پرورش ، وقتی مدیریت ضعیف باشد نیروهای ضعیف و غیر كارآمد را انتخاب میكند. 4) متأسفانه تغییرات در آموزش تابعی از تغییرات سیاسی در استان است در صورتی كه تعلیم و تربیت سیاست را بر نمیتابد.5) دخالت نمایندگان پارلمان بخصوص با انتصاب افراد وابسته به خود كه اكثراً غیر متخصص و غیر كار آمد بخصوص در مناطق محروم و شهرهای كوچك بخصوص شهرهای جنوب استان و خود اهواز. نمایندگان با این عمل خود شأن و منزلت خود را بعنوان قوه مقننه از دست داده و عملاً هیچ نظارتی بر عملكرد آموزش و پرورش ندارد. 35 سال است هیچگونه نظارتی از نمایندگان بر آموزش و پرورش مشاهده نكردیم. و هیچگونه راه كاری برای اصلاح و بهبود كیفیت از آنها ندیدیم.
*آیا تلاش مسئولین آموزشی استان را در مقابله با پدیده افت تحصیلی کافی می دانید؟ زمانی تلاش نتیجه می دهد كه مدیریت، تمام امكانات استان را بسیج كند. مانند اصفهان، یزد ،تبریز و همدان.متأسفانه همه در تعیین نیروهای مدیریتی دخالت می كنند اما امكانات خود را در بهبود وضعیت بكار نمیگیرند، دخالت آنها به انتصاب و تعیین مدیران خلاصه می شود.
*چه نقشی برای معلمان در معالجه افت تحصیلی در نظر می گیرید؟ و آیا معلمان تلاش و انگیزه کافی را دارند؟ زمانی تلاش معلمان نتیجه می دهد كه مردم بخواهند و همراه و همیار معلمان باشند . با بودن مدیریت ضعیف و ناكارآمد انتظار از معلمان نداشته باشید . مدیریتی كه بتواند برنامه ریزی برای افت تحصیلی داشته باشد، مثل یزد.
*نهاد خانواده چه تلاشی باید بکند؟ جامعه ما اكثراً سنتی بوده و هیچگونه ارتباطی با آموزش و پرورش ندارد. ابتدا باید به آن آموزش لازم را داد و این كار آموزش و پرورش تنها نیست ادارات دیگر مثل ارشاد، فرمانداری، شهرداری، رادیو و تلویزیون و كل رسانه ها، دانشگاهها و .... هیچگونه اهتمامی از اینها نمی بینیم. این اواخر رادیو و تلویزیون بخش عربی اقدام به اجرای برنامههایی كرده كه به تنهایی موفق نمیشود.بعنوان مثال: به جای اینكه برای زندان ها هزینه كنیم این هزینه را در بخش پبش دبستانها هزینه كنیم تا بچهها ترك تحصیل نكنند و دزد و خلافكار از آب در نیایند. و یا اصول قانون اساسی را در مورد آموزش با زبان مادری در كنار زبان رسمی اجرا كنیم تا بچهها ترك تحصیل نكنند. متاسفانه نه مدیریتی داریم كه بدنبال حل معضل است و نه نمایندگانی كه مردمی باشند و به فكر پیگیری و نظارت بر مدیریتها باشند.
*فعالیتهای مردمی و دانش آموزی مانند برگزاری کلاسهای کمک آموزشی و ... چقدر مهم هستند؟ در سالهای بین 72 تا 82 شاهد تشكیل همایش های مختلف علمی بودیم و یك تحركی در بین عده كمی از مسئولین و دبیران دلسوز بوجود آمد كه از طریق ایجاد ارتباط بین آموزش و پرورش و دانشگاهها باعث ایجاد انگیزه در دانشآموزان شد. متأسفانه 9 سال است كه خبری از این همایش ها نیست . باید مرتب این همایش ها برگزار شود. بین دانشگاه و آموزش و پرورش ارتباط تنگاتنگ باشد مثل تبریز، اصفهان و یزد كه انگیزه لازم در معلمان و دانشآموزان ایجاد شود. باید دانشآموزان در تورهای علمی و تفریحی شركت كنند تا یاد بگیرند چگونه با مشكلات تعامل داشته باشند . مهارت زندگی را یاد بگیرند . بخصوص در مناطق حاشیه و شهرهای جنوبی . اصلاً خبری از اینگونه برنامهها نیست.
*اگر خاطره ای از 35 سال تدریس دارید بفرمایید. تمام زندگی من خاطره بود. 35 سال از زندگی خودم را در كنار فرزندانم، دختران و پسران مناطق محروم و حاشیه بودم و هر روز با آنها بودن یك خاطرهای بود. یك مورد در سالهای دهه 60 ، زمانی که مدیر دبیرستان دخترانه و پسرانه ملاثانی وهم چنین راهنمایی بودم مرتب دانش آموزان را برای اردوهای علمی و تفریحی میبردیم و مهارت های زندگی را به آنها آموزش میدادیم. امتحانات را بدون مراقب انجام میدادیم. در خرداد یكسال زمانیكه دانشگاه چمران بین دانشجویان پرده گذاشته بودند و دختران و پسران را از هم جدا كرده بودند، از دختران و پسرانمان با هم و در یك كلاس بدون مراقب امتحان می گرفتم و جالب حتی یك نمونه تخلف مشاهده نشد. اكنون آن عزیزان اكثراً مدیر اجرایی در آموزش و پرورش و دیگر ادارات هستند. بنابراین مثل معروفی است «اول چاه بكن، بعد منار بدوز»..( منبع مصاحبه وبگاه موجز )