یکشنبه سوم دی ۱۳۹۱ | 16:6 | جمعی از نویسندگان -
شهر ملاثانی شهر شهادت ،شهری که کوجه هایش نشان از صفات پسندیده علی حمیدی اصل دارد،گل هایش بوی خوش و بهشتی سعید حمیدی اصل می دهد و مردمانش با دستان مهربان چون سعید مروانی میهمان را به مائده کرامت و سخاوت فرا می خوانند.

فردا 4 دی ماه یادآور عملیات کربلای۴ و سالگشت پرپر شدن سه گل خوشبوی گلستان خمینی(ره) شهیدان سردار علی حمیدی اصل ، سعید حمیدی اصل و سعید مروانی است .دلاور مردانی که به عشق اسلام و با پیروی از فرامین مقتدای نهضت ،حضرت روح الله دل در گرو جهاد و ایثار نهادند تا اینکه نفس نفیس خویش را در طبق اخلاص تقدیم دین و انقلاب نمودند و با شهادت خود مشعل فروزانی را فراروی آیندگان و شیفتگان راه سرخ حسینی برفروختند. و چه زیبا مناسبتی ،سالگرد شهادت این عزیزان با ایام ماه صفر و در آستانه اربعین سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی(ع)مصادف گشته است.امامی که شهیدان انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس او را الگو و نماد خود در راه دفاع از ارزش ها و تعالیم اسلام ناب محمدی (ص) قرار دادند و در نهایت فرجام شهادت نصیب آنان گردید.آری فردا سالروزشهادت این سه شهید و دلاور مرد راستین گردان کربلاست.

















فرازی از وصیت نامه شهید سعید حمیدی اصل

من يخرج من بيته مهاجراً الي الله و رسوله ثم يدرکه الموت فقد وقع اجره علي الله"آن کس که ازمنزل خارج و بسوی خدا و رسولش هجرت نماید و سپس مرگ او را دریابد پاداش او بر خدا و پیامبرش خواهد بود."آن چرا که می خواهم بنویسم ،با اینکه تکرار مکررات است ،ولی دریغ نمی کنم چون: «ان الذکری تنفع المومنین» تا کی می خواهید بخاطر مسائل دنیایی از همدیگر نگذرید ،در حالی که فرزندان شما در جبهه ها از جان خود می گذرند ،تاکی می خواهید در چارچوب حیات خود در گناهان محصور باشید ،تاکی می خواهید بدون رعایت حجاب و با حیایی کامل در خیابان ها راه بیفتید در حالی که رزمندگان در جبهه ها از گناهانی که در خلوت مرتکب شده اند ،نیمه های شب ناله می کنند.مبادا به جبهه ها نیاید و مصداق این آیه شوید:« ما لکم اذا قیل لکم قاتلوا فی سبیل الله و المستضعفین اثقالتم الی الارض..» دل خود را به دنیا خوش نکنید ،که دنیا جای افراد مومن نیست .ای مردم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و امام خود را تنها گذارید.همانگونه که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند.
فرازی از وصیت نامه شهید سعید مروانی
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا" علیه حقا"فی التورات و النجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم
اللهم بلغ بایمانی اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین

با درود بیکران به امام امت و امت شهیدپرور و با سلام به آقا امام زمان (عج) و با سلام به تمامی خانواده های داغ دیده شهدا ،خدایا من ضعیف ناتوان که تحمل درد پاهایم را ندارم ،چگونه عذاب تو را تحمل کنم؟خدایا مرا ببخش!از گناهانم درگذر،بعد از این نوشته ها یک چیز دیگررا بگویم ،موقعی که دو تا دوست از همدیگر جدا می شوند ،دوری همدیگر را نمی توانند تحمل کنند حالا این بنده حقیر فکیف اصبر علی فراقک .چطور دوری تو را تحمل کنم؟خدایا اگر به من بگویی که تو بنده گناهکار بودی! می گویم :تو رحمانی ،رحیمی ،کریمی ،خدایا از گناهانی که در خلوت گاه دنیا انجام دادم خیال می کردم که کسی مرا نمی بیند ،عذر می خواهم .اللهم فقبل عذری ،خدایا عذر مرا بپذیر .خدایا ما با تو پیمان بسته بودیم که تا پایان راه برویم و بر پیمان خویش همچنان استوار مانده ایم ،خدایا های و هوی بهشت را می بینم ،چه غوغایی ،حسین به پیشواز یارانش آمده ،چه صحنه ای فرشتگان ندا دهند که همرزمان ابراهیم ،همرزمان موسی ،همدستان عیسی ،همکیشان محمد (ص) ،همسنگران علی ،همفکران حسین ،همگامان خمینی از سنگر کربلا آمده اند ،چه شکوهی ،خدایا به محمد (ص) بگو پیروانش حماسه آفریدند خیبری به پا کردند و بدری دیگر،والفجری دیگر بپا کردند .خدایا به علی (ع) بگو زمانی که در آن زمان یاور میطلبیدی و کسی نبود که جوابت را بدهد این زمان خونت در رگهای جوانان ایران همچنان می جوشد.آری همه یاران سوی مرگ رفتند در حالیکه نگران فردا نبودند.خدایا دوست دارم چشمهایم را دشمن در اوج دردش از حدقه بیرون آورد دست و پاهایم را قطع کنند و قلبم را در اماج رگبارهایش کنم و سرم را از تن جدا کند تا در کمال فشار و آزار دشمنان مکتبم ببینند که گرچه چشمهایم و دست و پاهایم و قلب و سرم را از من گرفتند اما یک چیز را نتوانستند از من بگیرند و آن ایمان و هدفم است،که عشق به الله و معشوقم به مطلق جهان هستی و عشق به شهادت و عشق به امام و اسلام است.
سردار شهید علی حمیدی اصل را باید دوباره شناخت.
بقلم : حاج محمد حمیدی اصل
در راستای معرفی سردار رشید اسلام شهید علی حمیدی اصل و همچنین جامه عمل پوشاندن به وعده قبلی مبنی بر بیان ویژگی ها و منش شهید سرافراز اینک مطالبی هرچند کوتاه اما پرنکته را تقدیم خوانندگان محترم وبلاگ ملاثانی نیوز می دارم.در نوشته پیشین بیان شد ،شهید علی حمیدی اصل (یکی از اعضای ستادی گردان کربلا) خصوصیاتی داشت که که او را از سایر هم قطاران و دوستانش متمایز می ساخت ،که از جمله آنها می توان به: مهمان نوازی – سخاوت – اصلاح ذات البین – انس و محبت به کودکان و نو جوانان – صله ارحام – متشرع بودن – نظم و انضباط شخصی و کاری و بعد شم عمیق سیاسی و ومنش ایثارگری اشاره نمود.که اینک هرکدام را به اختصار شرح می دهم:

مهمان نوازی : در گذشته وسایط نقلیه بسیار اندک و معدود بود و رفت و شد غالبا" بشکل پیاده روی یا بمدد چارپایان یا و بعضا" دو چرخه انجام می گرفت،در آن دوره زمانی رسم بر این بود ، بسیاری ازمسافران و رهگذران (اعم فروشندگان و عطاران دوره گرد،بغالان،مال خران،کارگران سمپاش مزارع و منازل و....) هنگام ظهر یا شب به هر روستایی که می رسیدند همانجا نیز اتراق و بیتوته می کردند.شهید علی حمیدی اصل از همان دوران کودکی و نوجوانی هر رهگذری را در روستا می دید بلافاصله او را به خانه دعوت می نمود. با تقدیم آب خنک برای شستن دست وصورت و همچنین رفع خستگی ونوشیدن، وارفتگی و تعب مسیر و و رنج ناشی از گرمای طاقت فرسای خوزستان را ازتن آنان بر می کند و جان تازه به آنان می بخشید. البته این مهمانان تکلف آورنبودند ،همین که همراه سرپرست خانواده و فرزندانش دور یک سفره می نشستند، خوشحال می شدند.
سخاوت : سردار شهید علی حمیدی اصل از همان دوران نوجوانی به کسی نه نمی گفت ،هرکاری که از او بخواهند (از قبیل دلو آب از چاههایی با عمق حدود 15 متر عمق ،آماده سازی ملات کاه گل برای اندود مالی خانه ها در پاییز،کمک در جمع آوری محصولات کشاورزی و....)با اشتیاق و از عمق جان ودل انجام میداد. صندوق تعاونی تاسیس نمود که در آن زمان باعث رفع بسیاری از مشکلات و گرفتاری ها شد.

صله ارحام :ایشان اهمیت زیادی به امر سرکشی ازآشنایان دور و نزدیک قایل بود حتی اگر در مدت دو دقیقه و آنهم بصورت سرپایی (شبیه دید و بازدیدهای عید فطرنزد اهالی محترم ملاثانی) داخل حیاط خانه در حد سلام و احوالپرسی. گاهی نیم روزی که به منزل می آمد به چندین خانواده سر میزد.
اصلاح ذات البین :احیانا گاهی اوقات بعضی رفتارها موجب سردی روابط و کدورت خانواده ها یا فامیل می گشت ،ایشان با استفاده از محبوبیت مثال زدنی خود در میان خویشان که ناشی از صله رحم مداوم بود، باعث رفع سوء تفاهم ها و در نتیجه آشتی و اخوت آنها می شد.
انس و محبت به کودکان و نوجوانان : هنگامی که در روزهای تعطیل به روستا می آمد، کودکان و نوجوانان گرداگرد او حلقه می زدند ،با اینکه هم سن سال آنان نبود لیک در بازیهای دسته جمعی مانند دو گل کوچک و ... آنان را همراهی می کرد.( لازم به ذکر است این خصوصیت هنگامی روشنتر می شود که بدانید در فرهنگ آن زمان روستا براساس یک باور غلط، چنین رفتارهایی را دون شان می دانستند و ،همبازی شدن بزرگان با کودکان و نوجوانان را نوعی عقب گرد و عدم رشد عقلی می پنداشتند.)

تقید به احکام شرعی و تاکید بر درآمد و لقمه حلال: مرحوم پدر ما(والد شهید) فاقد سواد خواندن و نوشتن بود ،اما همیشه قلم ودفترچه ای داشت که آنرا درون قاب ساعت شخصی (که از آن برای اعلام زمان اذان و نماز وقت نماز بهره می جست)قرار می داد تا حساب و کتاب درآمد ناچیز مالی سال خمسی خانواده در آن ثبت شود، شهید که در مقطع ابتدایی درس می خواند، ریز محاسبات خمسی را برایش یاد داشت می کرد تا در موقع پایان سال خمسی آنها را جمع و جور کند تا سهم امام و مابقی سهم سادات را پرداخت نماید.شهید علی حمیدی اصل قبل از رسیدن به سن بلوغ (در دوران ابتدایی) نماز می خواند و روزه میگرفت . در دوران نوجوانی توضیح المسائل تهیه و مطالعه می کرد و پاسخ سوالات شرعی مرحوم پدر را از روی رساله برایش می خواند. قرائت درست قرآن کریم:در یکی از شب ها بمناسبت 15 شعبان و میلاد خجسته حضرت بقیه الله الاعظم (عج) آیین مدح و دعا در مقابل حسینیه شیخ علی الصافی تقریبا" روبروی منازل حاج شریف «پدر شهید سعید مروانی »و جانباز حاج حسن حمیدی «همرزم و دایی شهدا» جمعیت انبوهی (اعم از پیر و جوان) جهت پاسداشت این مناسبت گردهم آمده بودند ،و شاعران در مدح و دعا برای ظهور امام زمان(عج)سروده های خود را برای مردم بیان می کردند،در آن مراسم شرکت کنندگان اقدام به قرائت سوره حمد می کردند و حاج ملا سجاد اعصامی اشتباهات آنها را اصلاح کند. در پایان حاج ملاسجاد اعلام داشت:«قرائت علی از همه بهتراست و هیچ غلطی نداشت اما رنگ وبوی فارسی دارد» (مثل اینکه شهید علی قرائت قرآن را از یک روحانی غیر عرب آموخته بود.) .هرگاه در جمع دوستان یا محل کار و... روحانی نبود، امامت نماز جماعت به شهید محول می شد.