جوانان ملاثانی قدرت خاموش اند!
جناب آقای حاج منصوری
سلام علیکم
خبر داده بودم که من چند روزی شرف حضور در مجاورت بضعه ی دوم پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله حضرت علی بن موسی الرضا، ثامن الحجج و حلقه ی وصل ولایت أئمه ی سبعه ی پیش از خود و أئمه ی أربعه ی پس از او صلوات الله علیهم اجمعین را داشتم و از طرف همه ی شما اهل ملاثانی نائب الزیاره بودم خاصه كل من سئلني الدعاء و الزياره طبقاً لوصيته.
حاج آقا منصوری
من همه ی خوشبختی را برای ملاثانی و مردم شایسته ی آن آرزو دارم؛ از این رو دوست دارم ملاثانی را به بزرگی لیاقت مردمش ببینم. مردمی از جنس پدرانی که داستان زندگی آنها مألوف از رنج و محنتی ناشی از استضعاف و استفقار روزگار دورتری اند و افق آسودگی شان، چون سرابی بی کران بر گستره و سرنوشت آنان لمیده بود.نان گندم دیم بر خوان تهی از طبیخی دیگر، تنها نعمت آسمانی آنان بود. اما همین لقمه ی خشک که قوت روز آنان بود را به دهان نرسیده به دوغی، ماستی خیسانده و به کام فرزندان خود نهادند و روانه مدرسه های کذایی کردند تا بلکه آنها به فلاکت قدیم شان فرو نروند. چندرغازی در کف دستی نبود تا کفش و لباس درست و حسابی به تن بچه های معصوم خود کنند. هنوز و هنوز است این سایه ی فقر بر پهنه ی زندگی بسیاری از مردم ما سنگینی می کند و برخی هم استخوانهایشان در حال خرد شدن است اما از سر عزت و مناعت طبع «آه» نمی گویند و «ناله ی ذلت» سر نمی دهند. آنقدر نفس عزت کشیده اند تا جزیی از پاک ترین انسانهای عالم شوند. این را از سر خودخواهی نمی گویم، آمارهای میدانی قطعاً از سلامت این جامعه ی شرافتمند و منزه بودن آنها از ناهنجاری ها و بزه های اجتماعی (آنهم اگر باشد در مقیاسی ناچیز) حکایت داشته و آن را اثبات می کند. و مردمی غالباً أمّی و تهی دستی که قدرت خاموش را در پس اراده ی آهنین جوانان خود انباشته اند. آنان که جوانان دیروز خود را تفنگ بر دوش روانه ی دفاع جانانه از این مرز و بوم کرده، صبورانه بال پیشوازی از شهیدان معرکه ها گستراندند، جانبازان و مجروحان نبرد را به آغوش معرفت و مرام و اصالت خویش غوطه دادند و امروز نسل های دیگر را برای آبادانی و اعتلای خود و کشور ایران اسلامی پرورده اند. جوانانی که اگر باور کنند، می توانند این قدرت خاموش خود را فروزان کرده و توانمندی های بالقوه ی خود را فعلیت بخشند. کمی اعتماد به نفس بیشتر شایستگی حضور در عرصه هایی بزرگتر از آرزوهای خود را نمایان خواهد ساخت.
پس، ای جوانان ارجمند ملاثانی!
یک توکل بر خداوند + یک گام به پیش = فتح آینده روشن و درخشان
مسؤلان محترم کشوری و استان و نیز فرزندان توانمند ملاثانی بدانند که مردم و شهر مان واجد شرایط لازم و کافی برای ایجاد مراکز علمی و اقتصادی و نیز اداره ی آنها را دارند که نمونه هایی از آن به ترتیب زیر است:
1ـ جامعه ی سالم و پاک ـ خونگرم، خوش رفتار و نیک برخورد: (بستر امنیت و آرامش)
2ـ فهم و درک منزلت علم و اهل علم.
3ـ داشتن فرزندانی دانش اندوز، کوشا و با کفایت برای احتضان و مدیریت مراکز علمی و اقتصادی.
4ـ فاصله ی نزدیک و مناسب با مرکز استان.
5ـ برخوداری از جاده ی ارتباطی در حد خوب با مرکز استان.
(فاصله ی نزدیک و جاده ی خوب امکان تردد بی مشقت را برای دانشجویان و کادر آموزشی فراهم می نماید).
6ـ برخورداری از فضای لازم و کافی برای احداث ابنیه دانشگاه و سایر مراکز علمی و اقتصادی.
7ـ قرار گرفتن ملاثانی در در مسیر گذر دو شهرستان مهم استان (شوشتر و مسجد سلیمان) با مرکز استان.
(دامنه ی ارتباطی از مسیر شوشتر به حوزه ی شهرستانهای دزفول و شوش و... امتداد می یابد).
8ـ با توجه به احداث شهر اقماری رامین در مجاورت ملاثانی و سر ریزی جعیت مرکز استان به این مکان، وجود مراکزی از قبیل دانشگاه آزاد را در آینده، ضروری و واجب خواهد کرد.
9ـ خواسته ی مردم ملاثانی در نوع خود یک کمک به شهرستان خود در کاهش فشار تراکم جمعیتی و بار ترافیکی خواهد بود.
چند پیشنهاد دیگر دارم اما چون نامه ام طولانی شد تنها به عناوین آنها اشاره نموده و در صورت لزوم توضیحات مور نیاز را به محضرتان ارسال خواهم کرد.
1ـ احداث و ایجاد هنرستان شبانه روزی یا شبیه آن.
2ـ احداث و ایجاد مرکز آموزش فنی و حرفه ای.
3ـ احداث و ایجاد شهرک صنعتی.
4ـ یا احداث و ایجاد کارگاه های مکمل صنعتی.
5ـ پیگیری اصلاح تقاطع های ترافیکی طول مسیر ملاثانی به اهواز و حذف نقاط حادثه ساز.
6ـ پیگیری چراغانی کردن طول مسیر ملاثانی به اهواز.
7ـ احداث و ایجاد بیمارستان و مرکز امداد پزشکی.
8ـ احداث و ایجاد زایشگاه.
از عدم توانایی خود در رساندن مفهوم کامل مطالب عذر خواهی می نمایم. چشم به راه و منتظر خیرات شما برای نسل فردای ملاثانی هستیم.
عبدالامام حمیدی ـ 04/03/1389 ـ اصفهان