یک پیامک:
( با سلام خانم الهه ارجمند دختر آقای غضنفر ارجمند معلم کلاس اول ابتدایی حضرتعالی مطلب 19/1/1389 شما را در وبگاه ملاثانی نیوز (یادها و خاطره ها) مطالعه و کامنت خصوصی گذاشته و شماره تلفن پدرش را درج کرده و خواهان تماس شما با ایشان شده است؛ حاج نعیم حمیدی.)
اولین اثر این پیامک اضطراب مواجه شدن، استرس همکلام شدن و ترس نزدیک شدن به «اولین معلم» است؛ و تو هرکس و در هر مقامی که هستی باش؛ او معلم است! و من به عمد عنوان این مطلب را «معلم اول» گذاشتم! تا اثبات کنم که تعلیم فقط یک درجه فروتر از خلقت است و غضنفر ارجمند مرا از عدم به وجود آورد!!! دومین اثر این پیامک حال و هوای کودکانه ای است که در این رویاروی رخ داد و احساس غبار گرفته ای که از عمق 6 سالگی، امشب و پس از 41 سال بر دلم آوار شد، تا بدانی که سودای وصال هم چون فراق سترگ و سهمگین است!
برای تماس با او بهانه می خواستم. کارنامه ی کلاس اول ابتدائی دبستان دولتی نوروز روستای جلیعه سال 51-1350 را از چمدان دوران در آورده و پس از سلام و احوال پرسی، چون پاندول بین کودکی دیروز و احساس کودکانه امروز در سماعی گوارا به او گفتم که: «آقا چرا به من معدل 61/14 دادی؟!» و او معلمانه پاسخ داد: «نه عزیزم این معادل 20 است» معلمی که 61 نوروز را تجربه کرده و در تمامی این سالها انسان ساخته است! آن زمان مجرد بود و در «سپاه دانش» و من در کلاس اول و دوم ابتدائی در محضر او پا به وجود گذاشتم! حالا با دانشگاه شیراز همکاری می کند و حاصل ازدواجش سه دختر که دوتای آنها در انگلیس ازدواج کردند و سومین آنها دانشجوی رشته نفت در ایران است. الهه خانم از انگلستان در وبلاگ ملاثانی نیوز کامنت گذاشته است.
امشب برای من نوروز است! به پاس غضنفر ارجمند که هر آنچه که دارم مدیون او است به آستان ربوبی سر می سایم که وجود نازنین این معلم گرامی را عمری طولانی همراه با صحت و سلامت عنایت بفرماید. و از الطاف بی کرانش بر خانواده و فرزندان عزیزش ببارد.
لفته منصوری -مدیر کل کتابخانه های عمومی استان خوزستان
پنجشنبه 28/10/1391 ساعت 23:40