شهید علی حمیدیان پور نمای عرفان و معرفت ناب بود
کوچههايى كه هر كدام به نام شهيدى آذين شده، فراموشى ما را جار مىزند؛ آن گاه كه از مرثيه خون شهيد، تنها آهنگ پروازش را مىشنويم، آن گاه كه در پس گريههاى مادر شهيد، زبانى براى تسلى نداريم؛ جز مشتى واژههاى كليشه؛ جز الفاظى كه نشان بىدردى ماست.شهدا رفتند تا ما ماندن را دريابيم. فلسفه خون شهيد، جز پيام روشن حركت نيست؛ حال آنكه خيابانهاى غبار گرفته در هجوم معصيت، سالهاست وجدان زمان را زير سؤال برده است. بازارهاى مسخ شده در هياهوى نان، ساليانى است حقيقت ايمان را به حراج گذاشته است.

به هوش باشيم كه شهدا، چشم بيدار تاريخند و هر لحظه، در شهود زواياى عمل ما. يادمان باشد، ما ميراث دار حريم مردانى هستيم كه رايحه معاد را در كالبد جهان ما دميدهاند؛ شهدايى كه مصداق بارز حضورند و تجلّى آشكار هدايت.یادمان باشد راه دراز است و مقصد بلند!يادمان باشد اين جاده را چراغ خون شهدا روشن نگاه داشته تا ما به سلامت بگذريم! يادمان باشد كه شهدا، تاوان فراموشى خاك را به قيمت نفسهايشان پرداختند؛ تا امروز من و تو، بر هم نهيب زنيم كه دارد دير مىشود. بايد برخاست و صداى هميشه جارى شهيدان را دريافت كه از مصدر عاشورا، ما را به حضورى پر رونق فرا مىخوانند.
روز نخست بهار به یاد شهید علی حمیدیان پور زینت یافته است
جان های بزرگ با اندیشه های ناب و باورهای عمیق جلا می یابد.آنگاه سرنوشت تاریخ را رقم می زند .با شکل گیری انقلاب اسلامی به رهبری حضرت روح الله (ره) جوانان زیادی چون گل های خوشبو در گلستان مکتب انسان ساز او و مدرسه اسلام تربیت یافتند و هرکدام بعدها خالق حماسه ماندگاری در تاریخ این مرز و بوم شدند. که از جمله آنان می توان به سردار شهید علی حمیدیان پور اشاره کرد.
مي گويند مكتب نرفته كتاب مي خواند،شاگرد شهيد مطهري در دانشگاه مجازي انقلاب اسلامي و در مدرسه بسيج و كلاس مسجد فلسفه اعتقادات را آموخت. به عشق خميني (ره)قله هاي رفيع عرفان و شهود را طي كرد.علي حميديان پور ترجمان عبارت تاريخي و چشم نواز «ان الحياة عقيدة و جهاد» بود.علي نماد تواضع ، حجب و حياء در عين استقامت و استحكام در ايمان و عقيده بود.اگر لحظه اي به عكس او در گوشه چپ مطلب نظري كوتاه بيافكني و اندكي در آن تأمل كني چهره اش حكايت از رازها و ناگفته هاي بسياري دارد از مظلوميت حزب الله و شهيدان سخن مي گويد.براحتي درمي يابي كه اين مرد اهل تظاهر و ريا نبود، هرچه هست اخلاص ،صداقت ،بردباري و استواري در در راه دين و انقلاب است.من او را نديده بودم اما از كوچكي همسايه خانواده مكرم اش در ملاثاني بودم و بارها عكس اين شهيد عزيز را در پذيرايي منزل حاج عبدالله مشاهده كرده ام.معمولا" در ملاثاني براساس سنت حسنه اي كه دوستان انجمن اسلامي و بسيج ملاثاني بنا نهاده بودند،روز عيد فطر بشكل دسته جمعي به زيارت خانواده شهدا مي رفتيم ،نماز عيد قبلا در محوطه دانشگاه ملاثاني برگزار مي شد به همين دليل برنامه بازديد ابتدا از محله ملاثاني قديم(مسجد جامع) شروع و به بلوار معلم منتهي مي گشت ،لذا ديدار با خانواده شهيد حميديان پور هميشه آخرين برنامه ديد و بازديد ما بود، اما بيشتر در ذهن ماندگار مي شد،هم شخصيت حاج عبدالله و كلام ساده و نافذش شنونده را به ژرفاي منش و باورهاي شهيد رهنمون مي ساخت و هم فضاي معنوي جلسه در آن منزل نشان از كوي و بوي شهيد داشت.آري شهيد علي در ميان دوستانش از طراوت و نشاط خاصي برخوردار بود.دلش هميشه بهاري و دستانش پر از كرامت بود.و چه زيباست كه بهار عمرش با بهار شهادت پيوند خورد و در نخستين روز بهار(اول فروردين) در باغ سرخ شهادت گام نهاد و سرسبزي و طراوت را به جامعه اسلامي هديه نمود.ضمن تبريك و تسليت سالگشت شهادت شهيد علي حميديان پور به محضر مادر و خانواده محترم شهيد بويژه برادر ارجمند حاج عبدالله حميديان پور ،اميدواريم خدواند متعال به همه جوانان ما توفيق درك حيات و منزلت اين شهيد بزرگوار را عنايت بفرمايد.
هید علی حمیدیان پور ،مردی از تبار عارفان بود.
خاطرات ماندگاری از برخی همرزمان و دوستان شهیدم از دوران گذشته اما نه چندان دور دارم که درصددم در قالبی روزآمد و بشکل شایسته آنگونه که زیبنده شهدای عزیزمان باشد تقدیم نسل جوان نمایم،امیدوارم با فضای بوجود آمده این آرزو با جسم نحیف ام به خاک سپرده نشود،تا در مقابل شهیدان احساس گناه و شرمندگی نکنم.گرچه در بیان مناسب این خاطرات دستانم عاجز و قلمم قاصر است.شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی اغلب دارای خصوصیات مشترکی بودند که می توان آنها را از لابلای سطور وصیت نامه هایشان (که بازگو کننده و جلوگاه باور ، ایمان و همچنین دغدغه های قلبی آنها است)استخراج و برای علاقمندان برشمرد.

از نگاه بنده ،شهیدان ما در آغاز نفس و قلب خویش را با معارف اسلامی و ایدئولوژی حسینی پرورش دادند آنگاه آماده هر گونه فداکاری و جان فشانی در را دفاع و پاسداری از انقلاب و آرمان های بلند رهبرشان شدند. بعضی مانند ورزشکار ورزیده ای که دوی استقامت ،سرعت و پرش را بشکل متوالی انجام دهد، آهسته ،مداوم و با استقامت شروع کردند و سپس با شتاب مثال زدنی مدارج و قله های کمال را طی و با گذر از موانع، به ملکوت اعلی عروج کردند.شهید علی حمیدیان پور از شهیدان گرانقدر ملاثانی است که از دیرباز با وی بسیار همدم و مانوس بودم و یقین دارم به اندازه حقیر با کس دیگری رابطه نداشت.البته تقدیر ایجاب نمود ،در چند ماه منتهی به شهادت ایشان از یکدیگر (از جهت جسمی) باشیم.(من دوره آموزش خدمت سربازی و طی دوره های عمومی و تخصصی رزم در عجب شیر و تهران بودم و ایشان در منطقه عملیاتی) خدا میداند که دراین مدت زمان کوتاه شهیدعلی چه اندازه از مدارج بزرگی و کمال را طی کرد. شهید علی حمیدیان پور در خانواده ای زحمتکش و متدین پرورش یافت. نسبت به نماز و روزه همچون برادرانش از دوران نوجوانی مقید بود. مدرسه نرفت اما سواد خواندن و نوشتن را از برادرانش فرا گرفت . بسیارمهربان ،با محبت ،صمیمی ،صادق وبا اخلاص بود. روحیه ای ظریف و عارفانه ای داشت. در مباحث جبر و تفویض و علم خدا و اختیار انسان (که هضم اش درآن مقطع برای خیلی از جوانان سخت می نمود) مسلط و صاحب نظر بود. در کتابخانه مسجد صاحب الزمان(عج) و کانون توحیدی ولی عصر(عج) مباحثه می کردیم گاهی اوقات جدل و پرسش و پاسخ ما تا نزدیک اذان صبح بطول می انجامید.این مطالب را درعین نظری بودنش با روحیه لطیف وعارفانه توأم می ساخت و عطش مخاطب اش را به مسائل اعتقادی فرو می نشاند (و جلوه ای زیبا از استاد غیر مستقیم اش ،علامه شهید مرتضی مطهری(ره) که علاقه وافری به آثارش مکتوبش داشت ،را به نمایش می گذاشت)سیر و سلوک او در آن لحظات همنشینانش را به حال هوای معنوی و فکری خاصی سوق می داد.در کنار مطالعه کتابهای شهید مطهری، قران را با صدای زیبا و دلنشین قرائت می کرد. بطوریکه مرحوم نجف ناصری (مدرس قرآن) در باره او می گفت: "علی آقا در آینده از قاریان بزرگ خواهد شد". دعاهای صحیفه سجادیه را با جذابیت و معنویت مخصوصی می خواند و شنونده را بشدت متأثر از زمزمه ها و نغمه های آسمانی امام سجاد (ع) می ساخت .به یاد دارم هنگام حضور در در ستاد فرماندهی سپاه حمیدیه بین دو نماز( که به امامت سردار رشید پاسدارشهید حمید شاهیدبرگزار شد) برای نخستین بار در آن مکان دعای ثغورالمسلمین حضرت زین العابدین (ع) را آنچنان رسا وبا صدای روح افزا خواند ،که نماز گزاران سخت متاثر شدند تا جایی که فرمانده سپاه حمیدیه (شهید حمید شاهید) که خود نیز از اهل فضل و صاحب معلومات دینی و زینت یافته به حله تقوی بود، تحت تأثیر انفاس ملکوتی شهید علی اقدام به شرح و توضیح دعای مذکور نمود.
شهید علی حمیدیان از هر فرصتی که بدست می آمد به مطالعه می پرداخت و یافته هایش از قران، صحیفه سجادیه،مفاتیح الجنان،نهج البلاغه، اصول کافی، کتابهای استاد شهید مطهری و....را با آن بیان ویژه اش برای دیگران بازگو می نمود .او با اینکار از یک طرف اصل موضوع را به مخاطب می رساند واز جهتی دیگر او را شیفته بیان شیرین و لطیف اش می ساخت.او از نردبان براهین فلسفی و استدلال های کلامی ، عجایب و شگفتی های نظام محسوس به اوج سکوی معرفت رسید و پس از طی این مرحله کأنه خدا بدون واسطه و با چشم دل نظاره می کرد و از آن استدلال ها و مبادی فلسفی مستغنی شده بود.«الهی ترددی فی الاثار یوجب بعد المزار- خدایا تفکر و گردش من در آثار تو مرا به دیدارت دور سازد.»....« متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک»...« عمیت عین لا تراک»...«ماذا وجد من فقدک و ما الذی فقد من وجدک»....«یا من اذاق احبائه حلاوة المؤانسة..»...« الهی اطلبنی برحمتک حتی اصل الیک»...خلاصه هر عبارتی ازاین قبیل زمزمه های عارفانه را برزبان جاری می ساخت و با زبانی زیبا که غیر قابل نوشتناست ، و با گفتن کلمه الله الله الله بشکل ممتد، سیر ملکوت می کرد.اگر شهادت را عروج روح به سوی پروردگار عالم معنا کنیم، به تاکید می توان گفت آقا علی بارها در کسوت شهید دیده شد. یعنی بگونه ی سخن می راند که وصلش با خالق برای مخاطبش محسوس بود.«صحبوا الدنیا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلی : با دنیا و اهل دنیا با بدنهایی معاشرت کردند که روحهای آن بدنها به بالترین جاگاهها پبوسته بود.- حکمت 139» «قد اخلص لله فاستخلصه او خود وعمل خود را برای خدا خالص کرده است، خداوند نیز به لطف و عنایت خاص اش او را مخصوص خود قرار داده است»سرانجام در حالتی که کتاب مولایش امام علی(ع) ،نهج البلاغه ،آن قران ناطق در دستانش بود،در روز اول فروردین سال 1362به فیض عظیم شهادت نائل گشت و قطرات خون پاکش بر سطور این گنجینه ی گرانبها چکید. روحش شاد وراهش پر رهروباد.ازشهید و خانواده محترم و دوستانش وسایرعلاقمندان به خاطر قصور و ناتوانیم در انعکاس کامل اطلاعاتم در باره شهید علی حمیدیان پوزش می طلبم.
کرج-حمیدی اصل