حکایت ابو عدنان همچنان باقی ست
دیروز با فرزندم در شهر ملاثانی قدم می زدم تا زندگی شهری را به اوبیاموزم از خط عابر پیاده وپل هوایی برای او گفتم که هیچ کدام در شهرمان نیست (البته پل عابر پیاده وجود دارد اما فقط به درد آموزش دادن می خورد چون بر اثر صانحه ای قبل از روز افتتاح تا کنون در دست تعمیر است فکر کنم در حدوداوایل انتخابات شوراها تا حالا ومنتظر دور بعدی انتخابات هستیم تا انشالله تکمیل شود)
در راه به پیر زنی برخورد کردیم که حدود10دقیقه می خواست از جاده رد شود ونمی توانست من وفرزند برومندم همانند زورو وفقط برای ثواب این کاربه کمک پیر زن شتافتیم وقتی از جاده رد شدیم فهمیدیم که بایدتا صبح کار ثواب انجام بدهیم .فلذا همانند کلاس های دانشگاه ازاد کلاس زندگی شهری را تعطیل وبه وقت آزاد دیگری سپردیم از عجایب روزگار اینکه در جهان متمدن با همه ی پیشرفت ها و قوانین حفظ حقوق بشر در شهری که قرار است شهرستان شود بدون توجه به حقوق بشرهمه ی ماشین ها از وسط شهر می گذرند وتا کنون کمربندی برای این شهر نصب نشده است. (حالااین کمربند چیه وچکار میکنه ما نمی دانیم )بعد از آن من وفرزندم به مزایای جاده ای که از وسط شهر می گذرد فکر کردیم وموارد زیر را برای شما عزیزان فرستادیم شاید که مفید واقع شود ودر شهرها وکلان شهرها به کار آید
1- معرفی جاذب های گردشگری به رانندگان بدون اتلاف وقت انها
2- غنی سازی اوقات فراغت پیر مردهای جدول نشین با دیدن انواع ماشین ها
3- به کار بردن اسفالت اضافه(بر اثر فعالیتهای حفاری توسط ادارهای خود مختار که تحت نظارت هیچ جا وکسی نیستند )برای احداث سرعت گیر واستفاده از گزارش آن به عنوان عملکرد در ایام انتخابات
4- جلوگیر ی از اتلاف هزینه ونیروی شهرداری به علت تمرکز ارائه خدمات در ورودی شهر واطراف جاده (بند 3و4را فرزندم گفته وعواقب آن مربوط به اینجانب نمی باشد)(بچه برویه جا متواری شو )
5- شنیدن انواع بوق خصوصا در اواخر شب وطرز یاد گرفتن انواع اشاره ها وسلامها به وسیله بوق (ودر آینده چه بسا رشته آموزش بوق شناسی در دانشگاه ازاد ملاثانی هم تدریس شود )
6-بنابر توصیه استاد منصوری چون ما اسب وماشین نداریم من وفرزندم دمپایی هایمان برعکس پوشیدیم تا کسی ردمان رانزندوخواهشاَ تااحداث وبلاگ طنز توسط فرزندم ما رادراین وبلاگ تحمل فرمایید
باتشکر ابوعدنان وفرزند برومند
توضیح :
*این ابوعدنان هم سرمان را شیره مالید و الکی الکی اسم مستعارش را جهانی کرد.
*برای اجرایی کردن پیشنهاد حاج لفته منصوری و بستر سازی برای ابوعدنان ها جهت گسترش فرهنگ طنز اجتماعی فایلی با همین نام راه اندازی کردیم تاببینیم این آقای ابوعدنان چند مرده حلاجه!
*آقای ابوعدنان عزیز خواهشا یه جوری بنویس که گردی بر دامن بزرگواری نشینه،من هم حوصله دعوا و پاسخگویی به گزارشات مابعدالطایف را ندارم
نعیم