اشاره:خلق حماسه 24 خرداد و پیروزی دکتر روحانی بعنوان نماد اعتدال و تحقق دولت تدبیر و امید ،روح تازه ای در کالبد فعالان فرهنگی – اجتماعی خوزستان دمید. بطوریکه طی این روزها شاهد برگزاری نشست های تخصصی و شکل گیری گفتمان جدید از سوی مجموعه های مختلف فرهنگی و اجتماعی در راستای توسعه و بهبود شاخص های رشد استان بوده ایم که از برجستگی آنها حضور و مشارکت موثر چهره های ملی و منطقه ای خوزستان است .نتایج این این حضور را ان شاالله در آینده نزدیک با شکل گیری کابینه یازدهم و فعالیت رسمی آن مشاهده خواهیم نمود.از جمله نخبگان استان ما که سال ها در سنگر های مهم بویژه آموزش و پرورش منشاء خدمات و دستاوردهای بزرگ و مهم بوده جناب آقای دکتر عباس حیصمی رییس بیمارستان سوم شعبان شهرستان دماوند و عضو کادر درمانی دانشگاه شهید بهشتی تهران می باشند..در راستای بررسی مسائل استان و چگونگی همگرایی نخبگان و تجدید و بازنگری بافت مدیریت کلان خوزستان ،گفتگویی با ایشان انجام داده ایم که به شرح ذیل از نظر می گذرد.

پاسخ: ضمن تشکر از حسن ظن شما و خواننده گان محترمتان درخواست من به چند دلیل بوده است.اولا؛ هیچ گونه طرح موضوع با اینجانب نشده بود و نظر اینجانب را نخواسته بودند و صرفاً بیانگر حسن نظر و عنایت آن بزرگواران بوده نه نظر اینجانب که من از همه آن بزرگواران تشکر می کنم.
ثانیاً؛ واقعاً اعتقاد دارم که افراد شایسته تر و آماده تر از بنده هستند بویژه برخی از این افراد که قابلیت دارند در حمایت از رئیس جمهور و برنامه های او وقت بیشتری گذاشته اند و در اولویت می باشند بنابراین در حال حاضر ضرورتی متوجه اینجانب نیست و لزومی هم برای تعدد گزینه ها و دشوار کردن تصمیم نمی بینیم و باید اجازه داد رئیس جمهور محترم و وزیر کشور خود به تصمیم برسند.
اما درخواست حذف نام خودم به معنی عدم مسئولیت پذیری و یا هراس از این مأموریت مهم نیست، بلکه اینجانب به حمدا... امتحان خود را در قرار گرفتن در متن رخدادها داده ام و با عنایت به تجربه این ادعا را هم به جرأت می توانم داشته باشم که آمادگی مسئولیت پذیری مأموریتهای خیلی فراتر از استانداری را هم دارم و به اذن و لطف خداوند موفق خواهم بود. ولی در شرایط حاضر این ادعا را غیر اخلاقی میدانم و ترجیح می دهم که کمک و یاور دوستان لایق و شایسته دیگر باشم.
س:سالها است اغلب مدیران و نخبه گان ( بویژه نخبه گان عرب استان از استان بیرون رفته و کمتر نگاه به استان دارند که جناب عالی هم تا حدودی همین طور بوده و ارتباط شما به نظر ضعیف بوده، علت چیست؟
اولاًٰ ، قضاوت در این خصوص در حق دیگران سخت است و باید در مورد هر کسی از خودش پرسید
ثانیاً باید بگویم این دستور قرآنی است که می فرماید سرزمین خدا گسترده است و تکلیف ما انسانها این است که در هر جایی که امکان رشد و تکامل برای آنها وجود نداشته باشد، باید به جائی که امکان بالندگی وجود داشته باشد مهاجرت کرد و این برای خیلی از انبیاء و ائمه اطهار(ع) نیز صادق بوده است. البته این را قبول ندارم که ایستگاه جغرافیایی مانع نگاه به داخل است. لذا ما نیز به همین ترتیب عمل کرده ایم و در عین حالی که در نقطه جغرافیایی دیگر به خدمتگذاری به میهن اسلامی مشغول بوده ایم، ولی نگاه و دل ما همواره به داخل بوده و در ارتباط نزدیک با مردم و نخبه گان استان بوده ایم.
علاوه بر این گاهی اوقات برای حفظ مصالح نظام ، خروج موقت از استان و بازگذاشتن اراده مدیران وقت ضروری است .بویژه اینکه برخی مدیران متأسفانه آنقدر در ضعف قرار دارند که از شنیدن نام مثل این حقیر و یا با خبر شدن از ورود ما به استان نگران می شدند و به زمین و زمان متوسل می شدند که امکان حضور ما در مجموعه ، تحت مدیریت شان فراهم نشود.لذا سعی داشتیم این دسته از مدیریتهای وقت! را نگران نکنم!! تا آنها هم بهانه ای برای توجیه سهل انگاری ها و قصورهای خود نداشته باشند و در قبال مسئولیت پاسخگو باشند.
س:دکتر نظر شما در مورد بنیاد توسعه استان که در حال شکل گیری است چیست؟ و آیا این شکل گیری که صرفاً از میان خوزستانی های تهران نشین می باشد.می تواند برای استان مفید باشد؟
پاسخ: من تنها توفیق حضور در یک جلسه اخیر آن بنیاد را داشته ام و قضاوت در این میزان حضور کار دشواری است .اما با دیدن مدیران و نخبه گان استان واقعاً تأسف خوردم که با وجود این همه نیروهای توانمند ( که در آن جلسه یقیناً تنها بخشی از تمام نیروها بوده اند) چرا از این سرمایه انسانی استان، بدلیل رویکرد غلط و خط مشی اشتباه برخی آقایان است، نمی توان برای توسعه استان بهره جست؟ لذا با توجه به آنچه بعنوان اهداف در جلسه مذکور بیان شد و اگر بتوان از پتانسیل موجود، بدون توجه به دسته بندیهای سیاسی و قومی برای توسعه استان استفاده کرد، باید آن رابه فال نیک گرفت، لذا باید در آینده و با توجه به تصمیمات ملموس قضاوت بهتری کرد. ولی در خصوص ترکیب بنیاد، حتماً باید پیوستگی بین نخبه گان درون استان و مقیم مرکز وجود داشته باشد تا بتوان بهتر توفیق حاصل کرد ولی باید اذعان کرد که استان نیاز به عقبه و پشتیبانی مدیران و متنفذین استانی مقیم در پایتخت و در دسترس مدیران کلان سیاستگذار و تصمیم گیرندگان نظام،دارد.
س: چند روز قبل و به مناسب عید سعید فطر نخبگان عرب استان با امیر دریابان شمخانی در محل حسینیه شهدای شمخانی دیدار داشتند، که البته شما تشریف نداشتنید نظر شما در مورد این دیدار و مسائل مطروح شده در آن چیست؟
پاسخ: در خصوص غیبت بنده ، باید عرض کنم که من دو شب قبل در خدمت ایشان و گروهی دیگر از عزیزان در همان محل حسینیه بودم و از این جلسه خبر داشتم و قصد شرکت و بهره جستن از آن را داشته ام اما در صبح همان روز برخی از دوستان مرتبط با ستادهای جناب آقای دکتر روحانی در تهران و بر خی استانها تماس گرفتند و ما را به جلسه ای در رابطه با رأی زنی با نمایندگان برای جلب رأی اعتماد به کابینه دعوت کردند و ضرورتاً به تهران عزیمت کردم و هر چند که در همان شب مراجعت کردم اما نظر به اینکه دیر وقت به استان برگشتم نعمت دیدار دوستان را از دست دادم.
ولی در خصوص این جلسه و مطالب مطرح شده باید عرض کنم که این تجمع ها از پرتو دولت تدبیر وامید است و نشاط ایجاد شده در کشور یکی از مصادیق گشودن درهای بسته ای است که با کلید تدبیر و امید رئیس جمهور منتخب مردم باز شده است که حتماً برکات بسیار ی را در پی خواهد داشت و بی شک این جلسات یکی از ارکان تقویت امنیت ملی و افزایش علاقمندی و وفاداری جوانان به نظام اسلامی است. ما در استان خیلی قبل از این چنین انتظاری از فرزندان حقیقی انقلاب اسلامی مانند جناب آقای شمخانی داشته ایم که متأسفانه با تأخیر فراوان و شاید بتوان گفت با تأخیر حدود دو دهه در حال شکل گیری است که باز هم جای تشکر و سپاس دارد.
افرادی مانند دریابان شمخانی که از آدمهای خود ساخته از قبل از انقلاب اسلامی است و به اندازه تک تک سلولهای بدنش برای اسلام وانقلاب و جنگ تحمیلی زحمت فراوان کشیده اند و نقش برجسته در مدیریت جنگ و دفاع از نظام و اسلام داشته اند و عزیزترین سرمایه خود ( یعنی علاوه برعمر خود ، برادران شهید خود را )وقف اسلام و امام و رهبری کرده اند، مسئولیت دارند مانند درخت تنومندی جامعه را از سایه و میوه خود متنعم کنند بویژه اینکه ایشان که مصداق واقعی یک عرب ایرانی مسلمان صادق است( که البته مانند ایشان در میان این قوم و سایر اقوام کم نیستند) وظیفه دارندکه بطور جدی برای احیای جایگاه ارزشی این مردم نجیب اقدام کنند و ( به تعبیر خودشان) اجازه ندهند فرزندانی از این جماعت نا خواسته به سربازی برای بدخواهان درآیند( البته اگر واقعی باشد) و آنها را مصداق سردارانی برای اسلام و نظام اسلامی حفظ کنند.
مردمی که برای دفاع از سرحدات خود بیش از 23 هزار شهید تقدیم اسلام و انقلاب کرده اند، وضع کنونی استان شایسته آنها نیست و این از وظایف مهم و مورد انتظار از فرزندان غیور و سرداران سرافرازی مانند ایشان است لذا اکنون که ایشان تصمیم گرفته اند به کمک سایر نخبه گان ایفای نقش در اصلاح رویکردها و تدوین خط مشی ها نمایند به فال نیک می گیریم و از ایشان متشکریم و حمایت جدی خواهیم کرد.
مطالب ایراد شده توسط ایشان هم، که در سایت شما مطالعه کردم ،کاملاً صحیح است و از سر دلسوزی برای نظام و مردم و رهبری بیان کرده اند. به اعتقاد من باید جلوی برخی انحرافات تندروی ها و هزینه هایی که بنام اسلام، نظام و مردم صورت می گیرد را گرفت و مسیر را تصحیح کرد.به اعتقاد من، خوزستان هم به لحاظ ژئوپلوتیک منطقه و هم به حسب منابع زیر بنایی و اساسی که در اختیار دارد، برای نظام اهمیت بسیاری دارد و در حکم نگین میهن اسلامیمان است. و حیف است برخی نگاهشان به این استان صرفاً برای حفظ و تأمین منافع خود است و با تنظیم و ارسال گزارشات غیر واقعی، شرایط را بگونه ای جلوه می دهند که گویا استقرار امنیت در استان منوط به بقای آنهاست و این شده مبنی خیلی از تصمیم سازی های کلان برای استان و حاصل آن واگرایی اجتماعی و راه یافتن انحرافات مختلف سیاسی و دینی در بین مردم و بویژه نسل جوان شده است.
این استان می تواند دروازه ورود به گفتمان مبتنی بر عزت و مصلحت نظام با همسایگان عرب منطقه باشد و ضامن امنیت و اقتدار نظام باشد.ما می توانستیم با اصلاح رویکردهای داخلی و انتخاب مدیران شایسته و موفق برای استان، در طول بیش از سه دهه از عمر با برکت انقلاب اسلامی، استان را از آن چنان جایگاهی در منطقه برخوردار نمائیم. که ارتباط عمده مردم کشورهای منطقه با کشور عزیز ما از طریق این استان باشد و سفر به استان را برای خود را به مصداق آرزوهای قلبی بدانند و از این طریق روابط سیاسی،اقتصادی و فرهنگی کشورهای همسایه با جمهوری اسلامی ایران بهترتنظیم شود.
ما می توانستیم کنسولگری اغلب کشورهای منطقه را در این استان داشته باشیم تا کمک قابل توجهی به رونق استان و حسن هم جواری باشد.
ما می توانستیم دفاتر و انجمن های دوستی ایران و کشورهای منطقه را در همین استان داشته باشیم.این استان می توانست دروازه معرفی تمدن، توسعه و الگوی تمام نمایی از حاکمیت اسلامی و تشییع و رفتار علوی در منطقه باشد و زینت کاملی از نظام جمهوری اسلامی در منطقه باشد.
این استان که مهد شهیدان است متعلق به همه مردم متدین ایران اسلامی است، قابلیت ارائه الگوی موفق مدیریت منابع، و احترام و التزام به قانون و نهادینه کردن رفتارهای معتدلانه و مبتنی بر اصول مترقی اسلام را دارا است و می توان و آن چنان قابلیتهایی را در استان ایجاد کنیم که نه تنها بومیان استان از رفاه نسبی و قابل قبولی برخوردار باشند بلکه مهاجرت به درون استان فراوانتر از مهاجرت به برون باشد و آرزوی همه ایرانیان حضور در این استان و اقامت ایده آل در آن و برخورداری از امکانات منحصر به فرد آن باشد.
اما اکنون استان ما در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا توانسته است منابع ملی و منطقه ای خود را اداره کند و از آنها برای رفاه، امنیت ، آموزش و توسعه استفاده کند و رضایتمندی را برای مردم فراهم نماید؟! ، هر چند تلاشهایی صورت گرفته و کارهایی انجام شده که غیر قابل انکار است اما در مقایسه با حرکت رو به جلوی کشور که در اغلب استانها مشهود استٰ این استان نتوانسته است از ظرفیتهای خود استفاده کند و فاصله بسیار زیادی با استانهای هم رتبه را کم کند؟! حال آنکه مردم انتظار دارند نه تنها نباید از دیگر استانهای هم طراز عقب نباشد،بلکه با عنایت به گستره جغرافیایی و منابع فراوان در اختیار و جایگاه معنوی آن، ( که حضرت امام (ره) فرمودند :خوزستان دین خود را به اسلام ادا کرد)، شایسته است که نسبت به خیلی از استانها تقدم داشته باشد و در طول بیش از دو دهه و نیم از توقف جنگ می بایست در اولویتهای تخصیص اعتبارات و جبران عقب افتادگی ها قرار می گرفت اما اکنون اینگونه نیست..
برای نمونه رتبه آموزش و پرورش استان، در طی دهه اخیر، از میانه جدول به انتهای جدول رسیده ( و در رتبه حد فاصل 29 تا 32 قرار گرفته است) ، اشتغال ،امنیت، بهداشت، کشاورزی، و... همه در شرایطی شبیه به هم است و این سبب شده که شرایط برای همه مردم در این استان دشوار باشدو البته برای برخی قومیتها که مواجه با تبعیض و حرمان بیشتر هستند، این مشکلات ملموستر و اسف بارتر است و نتیجه آن آمار فزاینده نا امنی،بی کاری و مهاجرت به بیرون است.
من علاوه بر آنچه دریابان شمخانی فرمودند، و در همان راستا دو عامل دیگر هم که در عقب ماندن استان موثرند اضافه می کنم1- رویکرد غلط تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان کلان برای استان( که غالباً مبتنی بر تحلیل های جهت دار و غیر واقعی ارسالی از درون استان است) 2- مدیریتهای ضعیف و بی برنامه که فرصت سوزی بسیاری را تا کنون برای استان بدنبال داشته است و بطور جدی در عقب نگه داشتن استان موثر بوده اند
دریابان شمخانی در خصوص عامل داخلی فرموده اند که این گرفتاریها مربوط به آن دسته از اهرمهای قدرت استان است که تعویض نمی شوند ،و من اضافه می کنم علت آن در ضعف تصمیم سازان کلان است که بر مبنای تئوری سوخته این افراد برای استان تصمیم گیری می کنند. زیرا اشخاص در عرصه رقابت دو دسته اند ،1- افرادی که پیشرفت آنها مبتنی بر شاخصهای علمی و توانمندیها و قابلیتهای واقعی و ذاتی آنها است و بدین سان بر دیگران مقدم می شوند که اینان آدمهای توانمند و با ارزشی هستند 2- عناصر ضعیف که با تخریب و اتهام به رقیب و بیرون کردن آنان از صحنه رقابت، بر آنها پیشی می گیرند و متأسفانه آنچه در استان رخ داده بیشتر از این نوع دوم بوده است و این به مثابه ارائه کارت قرمز به بازیکنان در خط حمله و یا دفاع تیم رقیب و موفق جلوه دادن تیم ضعیف در شرایط نابرابر است، که در حال حاضر اظهار نظر این دسته دوم مبنای شناخت و تحلیل آنها از واقعیات درون استان شده که با نهایت تأسف باید بگوییم که خیلی از دوستان و فرزندان انقلاب را هم نا امید کرده و دل از استان و هر گونه احتمال در آن بریده اند!
من بطور جدی معتقدم که استان منابع توسعه را بطور کامل در اختیار دارد، در هیچ کدام از منابع توسعه از جمله منابع انسانی ، زیربنایی، انرژی ، صنایع خرد و کلان، ذخایر زیر زمینی ،آب ، زمین های حاصلخیز بسیار و.... کاستی ندارد. اما (( الناس علی دین ملوکهم)). برون داد استان ،گویای استراتژی و خط مشی های اتخاذی توسط مدیرانش است. پس در نا امنی ، بیکاری، عقب ماندگی آموزش، تأخیر در عمران و آبادانی ، کندی در رشد و حرکت رو به جلو، در فقر، در سیل مهاجرت به بیرون، در مشکل مناطق به اصطلاح آزاد تجاری استان ، در بهداشت، در فرار مغزها و مدیران لایق و... نباید مردم را مقصر دانست و نسبت به آنها بدبین شد و راهکار هم در فرقه فرقه سازی مردم و به جان هم انداختن آنها و تبدیل همگرایی اجتماعی به واگرایی متنافر اجتماعی نیست. بلکه باید آنقدر انصاف داشت و با شهامت تمام فرصت گردش نخبه گان را فراهم نمود و بدین ترتیب و بدون هر گونه جو سازی غیر اخلاقی جای خود را به افراد توانمند و دلسوز فرزندان این استان برای کمک به توسعه استان داد.
لذا به این دلیل است که ما از تصمیم عزیزانی مانند آقای شمخانی، که از چهره های امتحان پس داده و مورد وثوق نظام هستند ، استقبال می کنیم و آنرا بدایه الخیر می دانیم و از او حمایت می کنیم تا ان شاءا... بتوان از این معضل و این فتنه تفرقه افکنانه نسبت به مردم خارج شویم و بیش از اینکه اقوام همدیگر را مقصر بدانند، با هم تکاتف و معاضدت داشته و برای توسعه اهتمام نمایند و گزارشات واقعی و در خور شأن و شایسته این مردم وفادار و رنج جنگ و محرومیت دیده به مرکز ارسال گردد و مبنای تصمیم سازیها تغییر کند ان شاءا...
ما از آقایان دیگری از جمله عزیزانی مانند آقای فروزنده ، که انسانی توانمند و دلسوزهستند ، و نمایندگان اداوری مجلس، که بواسطه اعتماد همین مردم و رأی آنها صاحب شخصیت حقوقی سیاسی شده اند و روحانیت و علمای اعلام که فرزندان اقوام اصیل استان اند، انتظاری ویژه داریم و تنها اظهار علاقمندی را کافی نمی دانیم، بلکه باید اراده جدی کرد و با آقایانی مانند شمخانی و دیگر دوستان هم صدا شوند و با تشکیل یک شورای راهبردی به داد این استان و مردم برسند تا الفتها و رأفت های اسلامی جای خود را به کینه توزیها و عداوت های غیر اصولی و ساختگی ندهند .
ما باید بدانیم که در اسلام عزیز قواعد ثابت و اصولی معینی برای رقابت مقدس و در جهت رشد و توسعه داریم و قرآن به صراحت می فرماید؛ لافضل لعربی علی عجمی الا باالتقوی، از سویی دیگر در قانون و مولفه های اولیه دموکراسی هم راهکارهای روشنی برای زیست مسالمت آمیز و مبتنی بر شایستگی اقوام وجود دارد که در خیلی از کشورها نمونه های آن را سراغ داریم و هیچ دلیلی برای برخوردهای حذفی و دامن زدن به اختلافات قومی وجود ندارد.
بنابراین در مقام موعظه و نصیحت به افرادی که دامن به تخریب قومیتها و حذف آنها ،برای جا سازی خود می زنند، عرض می کنم که یا باید بر اساس دستورات و اصول مسلم دینی و تحت معماری و مهندسی رهبری معظم انقلاب، استان را اداره کرد و یا اگر خدایی نا خواسته افرادی باشند که به اسلام اعتقاد و باوری عمیق و التزام عملی ندارند ، انتظار است که حداقل به قواعد بازی دموکراسی پایبند باشند و تلاش نکنند که مشروعیت و مقبولیت خود را در لوای حذف غیر شرعی و غیر اصولی و فراتر از قانون رقیب حفظ کند. این استان دارای تاریخ زیست مسالمت آمیز و توام با مودت اقوام است و این میزان از تفرق و تمایز غلط قومی که اکنون در آن پیدا شده بی سابقه است و مایه تأسف بسیار است.
س: سئوال آخر اینکه آیا شما برنامه ای برای حضور در استان دارید؟
من مانند گذشته از هر کوششی برای خدمت به مردم شریف کشور اسلامیان و بویژه استان ( همه اقوام عزیز و فخرآفرینش) و علی الخصوص خانواده بزرگ خودم ( یعنی قوم نجیب و شریف و کم توقع عرب مسلمان خوزستان ) دریغ نمی نمایم و آماده ام در کنار سایر دلسوزان مانند خدمتگزاری کوچک آنچه در توان داشته و دارم در طبق اخلاص بگذارم و تقدیم نمایم، اما هیچ گاه این ظرفیت را در اختیار گروهها و دسته بندیهای سیاسی، حزبی و قومی قرار نداده و نمی دهم و جداً اعتقاد دارم که اقوام ما مانند مسافران یکی کشتی بزرگ و غول پیکر هستند که اگر به این کشتی آسیبی برسد، همه اقوام سوار بر آن کشتی متضرر و هلاک خواهند شد. زیبائی استان خوزستان ( و البته کل کشور عزیزمان، ) به تنوع قومی اوست و یکی از هنرهای ویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی ( و حتی سایر مدیریتهای کلان کشور )نیز همین است که این کشور ،با این تنوع قومی را در سایه اسلام و قرآن و عترت نبی مکرم اسلام(ص) و عدالت بدرستی در راه رشد و پیشرفت، رهبری و هدایت فرموده اند و ما باید با تأسی به این خط مشی مقام عظمای ولایت که همه را برای کمک به رشد و توسعه و مساعدت به دولت دعوت فرموده اند ، سعی کنیم فضای آرام و مبتنی بر وحدت اقوام برای پیشرفت استان فراهم نمائیم.
بنابراین وظیفه خود می دانم در هر زمانی و در هر زمینه ای که از من ساخته باشد و دعوت به همکاری شوم حاضر گردم و خدمت رسانی نمایم. بطور حتم وظیفه اخلاقی ام است که اولویت خدمت رسانی را به مردم استان و زادگاهم بدهم.
