
2-عدم حضور آقای دکتر جاسم جادری رییس ستاد دکتر روحانی و غیبت ایشان در چنین جلسات عمومی می تواند در بردارنده پیام ناخوشایندی برای کنشگران عرصه سیاسی استان خصوصا اصلاح طلبان باشد.
3-نبود توزازن و تنوع در افراد دعوت شده و حضور کم تعداد یا عدم مشارکت نمایندگان اقوام موثر در استان بویژه نخبگان و اندیشمندان مومن و ولایتمدار عرب ،نخبگان دزفولی و شوشتری بنوعی موجب نادیده انگاشتن حقوق دیگر طیف های جامعه می گردد و به فضای بی اعتمادی نسبت به اداره کنندگان اینگونه جلسات دامن می بزند.
4-طرح گزینه های ضعیف و یا خارج شده از گردونه رقابت ها بجای تقویت گزینه های بومی به گرایش مدافعان افراد غیربومی مشروعیت خواهد بخشید و تلاش های مسمتر نخبگان و نمایندگان استان را خنثی و بی اثر خواهد ساخت .بطور نمونه آقای عبدالحسین مقتدایی مدتی پیش با انتشار نامه ای عریض و طویل در رسانه ها رسما اعلام نمود که آمادگی تصدی هیچگونه مدیریتی در سطوح ملی و استانی ندارد.بقول جناب فواد کریمی :" آقای مقتدایی امتحان خود را در مدیریت دو استان هزمزگان و خوزستان پس داده لذا طرح مجدد نام ایشان برای استانداری قابل توجیه نیست."
همچنین با تمام احترامی که برای آقای مهندس عماد قائل هستیم ،در موقعیت کنونی باتوجه به وجود دهها نیروی توانمند و چهره ملی همچون دکتر جادری،دکتر عباس حیصمی،دکترموالی زاده و دکتر مطوری ، ایشان گزینه مطلوبی برای استانداری خوزستان نیست .پس طرح علنی نام ایشان جز هدر رفت توان و انرژی نخبگان و نمایندگان نتیجه خاصی در پی نخواهد داشت.
5-لزوم رعایت معادلات سیاسی و نتایج و آنالیز آراء پیروز انتخابات 24 خرداد در معرفی گزینه های مدیریت عالی استان در موقعیت کنونی بسیار لازم و ضروری است .از یاد نبریم آقای دکتر روحانی صرفا در شهرهای جنوبی استان توانست جایگاه نخست را بدست آورد و ایشان در روستاها و شهرهای عرب نشین انتخاب نخست شهروندان بود لذا این مولفه باید همواره مورد توجه سیاسیون استان بویژه در ارائه پیشنهادات مدیریتی مورد توجه و لحاظ گردد.
در مجموع می توان گفت باتوجه به دیدگاه فعالان سیاسی استان نسبت به دکتر جادری و نیز انصراف چند هفته پیش آقای مقتدایی از رقابت بر سر تصدی استانداری خوزستان بنظر می رسد آقای علی عماد بیشترین سود را از برگزاری این نشست خواهد برد و باید در توصیف این جلسه گفت : نشستی برای عماد " بود.