دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ | 15:58 | جمعی از نویسندگان -
آیا از مدیرانی که می خواهند بروند ،پیرامون سرنوشت استعدادهای فرزندان مردم سئوال خواهد شد؟
آموزش
و پرورش خاکریز نخست و بستر فراخ توسعه یافتگی و عامل مهم پیشرفت و ترقی
جوامع انسانی در همه مقاطع می باشد.توسعه متوازن همواره بر دو عنصر
عقلانیت و تدبیر بنا نهاده شده و هر دو نیز به نیروی انسانی
پرورش یافته و دانش آموخته متکی می باشند.آموزش و پرورش در واقع همان کانون مهمی
است که می تواند این بستر را برای توسعه و پیشرفت ملل ایجاد کند.
استان خوزستان علیرغم وجود منابع اقتصادی ارزشمند و نیز نیروی انسانی کارآمد اما همچنان جز استان های کمتر توسعه یافته قلمداد می شود و با گذشت حدود 24 سال از پایان جنگ تحمیلی هنوز می توان آثار مخرب آنرا در ظاهر و باطن زندگی مردمان ساکن در خرمشهر ،آبادان ،اهواز،سوسنگرد،بستان ،هویزه ،رفیع ،شوش و حمیدیه و در یک کلام همه خوزستان مشاهده کرد.

بدون تردید یکی
از عوامل گسست در فرایند توسعه استان شاید در بخش فرهنگی و نظام آموزشی آن
نهفته است که هنوز برخی دیدگاههای غیرعلمی ،جناحی و قومی گرا بر آن حاکم
است و برای سرپوش نهادن بر این ضعف خانمانسوز همچنان پشت شعارهای سیاسی و
مذهبیی خود را پنهان و از نقدپذیری و اعتراف به واقعیت ها گریزان است.برای
درک درست این حقیقت تلخ شاید بیان آمار و ارقام و تمسک به اسناد بالادستی
بهترین شیوه در اقناع مسئولان و مشاوران دولت یازدهم باشد زیرا بیان دردها و
مرثیه سرایی شاید بیش از اینکه به فهم و حل موضوع کمک کند بیشتر باعث جبهه
گیری و سنگرگیری در پشت شعارهای سیاسی شود.
آموزش و پرورش خوزستان جز دو مقطع کوتاه همیشه در بعد مدیریت کلان خود و پیامدهای ناشی از انتصابات غیرعلمی شاهد «رکود» و «سیر قهقرایی» بوده است.بطور نمونه یک مدیر 16 سال بر کرسی ریاست سازمان تکیه می زند بی آنکه بتواند حتی 16 دستاورد مهم و در مسیر تحقق اسناد بالادستی کشور را محقق سازد و تاسفبارتر اینکه سایه همان مدیر نیز باید 34 سال بر مصالح دانش آموزان و فرهنگیان این خطه باقی بماند و چپ و راست برای انتصابات خود ناگزیر از پذیرش مشورت تحمیلی او باشند.
از انصاف بدور است که این واقعیت را بیان نکنیم ،به اعتراف بسیاری از کارشناسان حوزه امور آموزشی دوره مدیریت کوتاه آقایان سیدرسول موسوی ،دکتر عباس حیصمی و غلامحسین درآسیابی بعنوان دوران طلایی آموزش و پرورش خوزستان قلمداد می شود زیرا که شاخص های کلان آموزشی استان به 12 و 15 در سطح کشور رسید این در حالی است که پس از آن دوران بجای ترقی و کسب جایگاه جدید متاسفانه جایگاه خوزستان به 30 و بعضا 32 تنزل یافته است .برای درک موضوع اشاره ای کوتاه به برخی شاخص های توسعه نظام آموزشی و مقایسه آن با معدل کشوری تقدیم می گردد..
در بررسی
عملکرد و برنامه های اچرایی دستگاه تعلیم و تربیت خوزستان با در نظر گرفتن
ظرفیت ساختاری درمی یابیم که ناتوانی آموزش و پرورش کنونی از انجام
مأموریتهای مهم امری روشن و آشکار و غیر قابل کتمان است و با این مدیریت
ناکارآمد و ساختار نمی تواند به درستی مأموریت درونی کردن و به ثمر نشاندن
ارزشهای انقلاب در نسلهای دوم و سوم این خطه محروم را ا انجام دهد و
آنها را تبدیل به یک فرهنگ عملی نماید عمدهترین علت این روند نا رسا را می
توان ناشی از نحیف بودن ساختار آن د انست. ایجاد تغییرات اساسی و تحول
بنیادین در مدیریت آن اولین مصداق این تحول نیز آن است که،دقیقا روشن شود
وظیفهی اصلی آموزش و پرورش چیست؛تربیت انسان برای زندگی، تربیت عبد
صالح،پرورش شهروند خوب با ایجاد مهارتهای شغلی یا تعیین مسیر حرکت
اجتماعی جامعه و سازمانها و نهادهای مسئول،باید تکلیف اصلی آموزش و پرورش
را برای تحقق تحول بنیادینش هرچه سریع تر مشخص کنند و تغییرات را همسو و
در راستای این تحول مدبرانه و با بررسی عمیق و بدون شتابزدگی انجام دهند.
در طول مدیریت فعلی متأسفانه نیروهای نخبه،پر انگیزه،متعهد و اهل برنامه،از آموزش و پرورش خوزستان خارج و یا به دستگاههای دیگر جذب شده اند و برخی نیز خانه نشینی را بعنوان تنها را فرار از پیامدهای آن برگزیده اند تا شاید فرجی در آینده حاصل گردد.نظام آموزشی به علت دافعههای متعدد که از جمله آنان عقب ماندن وضع رفاهی در قیاس با دیگر دستگاه ها،عدم تکریم و توجه به منزلت نیروی انسانی ،عدم هدف گذاری در خروجی محصول، بی توجهی به روش های علمی ،عدم هماهنگی سیستم با عوامل و دستگاه های دیگر فرهنگ پذیر و اجتماعی کننده و تغییر پرشتاب در ارائه طرح ها ،نمیتواند محصولات برتر خود را نگاه دارد.
در این مقاله درصدد هستیم تا از رهگذر مطالعه شاخص های ملی در حوزه توسعه نظام آموزشی باستناد اسناد بالادستی به نقد و بررسی دوره مدیریت 27 ماهه جناب آقای فلاحی بپردازیم تا شاید با همکاری اهل فن و دلسوزان بتوانیم افق جدیدی را در فراروی مدیریت آینده استان بگشاییم.
در دوران 27 ماهه مدیریت حاج رحمان فلاحی بیشترین عزل و نصب ها در طول تاریخ آموزش و پرورش استان صورت گرفته است.دوران 27 ماهه مدیریت کنونی در آموزش و پرورش بهار نهادها و دستگاه های برون سازمانی و زمستان عوامل و دست اندرکاران درون سازمانی بوده است. یعنی آن قدر که تلاش گردید تا رضایت مرکز نشینان فراهم گردد و امکانات در اختیار آنان قرار گرفت و مورد تکریم واقع شدند 10درصد تلاش برای رضایت همکاران فرهنگی صورت نپذیرفت و شاید یکی از علل درخواست متعدد برای بازنشستگی بیش از موعد فرهنگیان را ناشی از این امر باید دانست .

جایگاه خوزستان در مهمترین شاخص های توسعه آموزش و پرورش
*خوزستان با داشتن نزدیك به 900 هزار دانش آموز سومین استان كشور از لحاظ جمعیت دانشآموزی است.اما از لحاظ کیفیت و توسعه شاخص های آموزشی در مرتبه 29 کل کشور قرار دارد.این ناهمگونی را می توان در سایر حوزه های آموزش و پرورش استان مشاهده نمود.
*در زمینه توسعه آموزشهای فنیوحرفهای براساس برنامه پنجم توسعه برای خوزستان رقم رشد 60 تا 70 درصدی پیش بینی شده است که در حال حاضر صرفا 11 درصد این رقم محقق شده است.و خوزستان در مرتبه 26 کشور از لحاظ این شاخص می باشد.
*موفقیت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم و پنجم در درس ریاضیات ،خوزستان در این شاخص رتبه 23 کشوری را دارد زیرا معمولا 36 درصد کل این پایه ها با احتساب میانگین متغیرها موفق به کسب قبولی در خرداد می شوند.
*اعتبار قابلتوجهی برای بحث هوشمندسازی مدارس پیشبینی شد اما این اعتبار تاکنون جذب نشده و آموزش و پرورش خوزستان صرف توانسته یكهزار و 120 مدرسه در قالب 2 هزار و 800 كلاس درس در سطح استان،را مجهز نماید و در مرتبه 31 کشور قرار گیرد
*براساس برنامه پنجم توسعه و سند تحول آموزش و پرورش تاسیس و راه اندازی هنرستان های نمونه دولتی یکی از طرح های توسعه مهارتی در نظر گرفته شده است که متاسفانه آموزش و پرورش از راه اندازی حتی یک واحد هم عاجز بوده است و هم اکنون در جایگاه 32 کشور قرار داریم و مدیریت کل وعده داده است تا در سال 92 حدود 3 واحد را راه اندازی کند که این شعار محقق نگشت.جالب است در اینجا حکایتی جدید از حال و هوای تنها هنرستان بخش غیزانیه را بخوانید:هنرستاني در نزديكي شهر اهواز، يك شبه تبديل به دامداري مي شود و آب از آب هم تكان نمي خورد و ظاهرا مسئولين هم يا بي اطلاعند يا اراده ای براي جلوگيري از اين وضعيت ندارند.

هنرستان فنی حرفه ای بخش غیزانیه که فعلا بشکل دامپروری درآمده است.ماجرا
از اين قرار است كه سال ها پيش يك مركز فني و حرفه اي در بخش غيزانيه (از
روستاهاي شهر اهواز) ساخته و نگهبانی هم براي اين مركز استخدام مي شود. بعد
از مدتي كه نگهبان پيگير حقوق خود مي شود به در بسته مي خورد و كسي حاضر
به پرداخت حقوق ماهيانه او نيست.اين نگهبان هم پس از پيگيري هاي فراوان
زماني كه مي بيند بايد رايگان كار كند تصميمي عجيب و غريب مي گيرد و براي
اينكه به حق و حقوق خود برسد، مركز فني و حرفه اي را به تصرف خود درآورده و
گوسفندان را به درون آن برده و به پرورش دام مشغول مي شود!
مدت ها از اين موضوع مي گذرد و اين نگهبان مشغول دامداري است و مسئولين هم فقط نظاره گرند.
در همين خصوص رييس شوراي بخش غيزانيه میگوید :متاسفانه بجاي اينكه اين مركز فني و حرفه اي محلي براي آموزش و حرفه آموزي جوانان باشد به دامداري تبديل شده است.عبدالرحمن سنجري می افزاید:جوانان زيادي در روستا داريم كه بيكارند و اگر اين مركز فعال بود مي توانستند شغل هاي زيادي مانند برق كاري، تراشكاري، صنايع دستي و ... را ياد بگيرند و هم به روستا خدمت كنند.وي گفت: بخش غيزانيه 95 روستا دارد و جالب اينجاست بسياري از تاسيسات نفتي هم در اين منطقه قرار دارند.
*عدم توزیع و توسعه مناسب مجتمع های شبانه روزی،استان ما در حال حاضر حدود 340 واحد نیاز دارد تا بتواند به استاندار مورد نظر برنامه ایران 1404 برسد متاسفانه در حال حاضر تقریبا 58 واحد شبانهروزی در استان وجود دارد که برنامه ریزی مناسبی جهت توسعه کمی و کیفی این مراکز صورت نپذیرفته است.
*عدم تحقق اهداف سند تحول در زمینه ایجاد مجتمتع های آموزشی روستایی،در حال حاضر آموزش و پرورش استان بدون مطالعه درست و دقیق تنها سه هزار و 800 مدرسه روستایی را به 680 مجتمع آموزشی تبدیل نماید تا در زمینه تحقق این شاخص در مرتبه 21 کشور قرار گیرد.
*در برنامه پنجم توسعه و سند تحول تاکید شده است،طی5 سال باید کلیه مدارس روستایی به آزمایشگاه و سایت کامپیوتری مجهز شوند.متاسفانه آموزش و پرورش خوزستان در این زمینه توانسته صرفا 305 مدرسه آنهم با ایجاد آزمایشگاه و سایت سیار (بشکل چرخشی میان مدارس و بدون برنامه ) را مجهز نماید که فعلا مرتبه 30 کشور را دارا است.

*عقب
ماندگی استان در زمینه تاسیس مدارس عشایری .بنا به گزارش مدیرکل فعلی جناب آقای رحمان فلاحی در حال حاضر صرفا 48 مدرسه
عشایری در خوزستان وجود دارد که متاسفانه خوزستان در این عرصه در جایگاهی پایین تر از کهگلیویه و بویر احمد
قرار دارد و سازمان نتوانسته به شاخص برنامه پنجم توسعه و سند دست یابد.
*وجود 3400 مدرسه دو نوبته در استان خوزستان باتوجه به افزایش جمعیت دانش آموزی ،دلیل روشنی بر عدم هماهنگی توسعه فضاهای آموزشی با نرخ جمعیت دانش آموزی می باشد.متاسفانه مدیریت خوزستان نتوانسته در راستای کاهش مدارس دونوبته بویژه برای دختران موفقیتی کسب نماید و فعلا به جایگاه 31 کشور رضایت داده است .
*از جهت گسترش رفتارهای مخاطره آمیز و عدم توجه به نظام تربیتی و پرورشی و عقب ماندگی آموزش و پرورش خوزستان در عرصه فرهنگی مدارس خوزستان جز 5 استان اول دارنده رفتارهای مخاطره آمیز می باشد براساس طرح معاونت سلامت وزارت آموزش و پرورش از مهر امسال استان های سیستان و بلوچستان،خوزستان، تهران، کرمانشاه و کرمان زیر پوشش دانشگاههای علوم پزشکی از 7 رفتار مخاطرهآمیز آگاه و آسیب شناسی می شوند.
*تعداد مدارس استثنایی استان خوزستان طی حدود 3 سال مدیریت کنونی علاوه براینکه متناسب با میزان جمعیت معلولان افزایش نیافته بلکه تعدادی نیز دوشیفته و برخی نیز علیرغم وجود متقاضی تعطیل شده اند.خوزستان در این حوزه با یک نیاز 70درصدی نسبت به برنامه پنجم توسعه و سند چشم انداز مواجه می باشد.در همین زمینه سعیده سلطانی زاده دبير سرپرستي كانون ناشنوايان خوزستان گفت: افراد ناشنوا اگر در مدارس استثنايي تحصيل كنند، با مشكلات كمتري مواجه هستند، تعداد مدارس آموزش استثنايي كافي نيست و ناشنوايان ساكن در روستاهاي دور از شهر به اين مركز دسترسي ندارند.
در همین زمینه چند روز پیش خبرگزاری مهر خبری را بر خروجی خود قرار داد که دل هر انسان فرهیخته ای را بد آورد .حدود شش سال پیش که مدرسه استثنایی نیکان در آبادان به بهانه تعمیرات تعطیل شد هیچ کس فکر نمی کرد که این موضوع تا به امروز همچنان ادامه داشته باشد به نحوی که نه تنها مدرسه تعمیر نشد بلکه هیچگاه آغوشش را به روی کودکان استثنایی باز نکرد.می توان دهها حکایت تلخ همچون هنرستان غیزانیه و مدرسه استثنایی نیکان آبادان را در نقشه خوزستان یافت اما چه کنیم که در برخی مدیران حمیت خوزستانی یافت نمی شود و جماعتی فقط برای اینکه چند صباحی بر کرسی ریاست تکیه زنند سرنوشت فرزندان این مرزو بوم را فدای امیال سیاسی خود می کنند.الم تعلم بان الله یری .......
اکنون این پرسش باقی خواهند ماند ،آیا مدیرانی که امروز می خواهند کرسی ریاست را به دیگران تحویل دهند درباره آنچه که کردند مورد سئوال قرار خواهند گرفت؟آیا نمایندگان محترمی که تا دیروز سینه چاک و حامی سرسخت چنین مدیرانی بوده اند امروز در برابر شهروندان حاضر به پاسخگویی خواهند بود؟ح

استان خوزستان علیرغم وجود منابع اقتصادی ارزشمند و نیز نیروی انسانی کارآمد اما همچنان جز استان های کمتر توسعه یافته قلمداد می شود و با گذشت حدود 24 سال از پایان جنگ تحمیلی هنوز می توان آثار مخرب آنرا در ظاهر و باطن زندگی مردمان ساکن در خرمشهر ،آبادان ،اهواز،سوسنگرد،بستان ،هویزه ،رفیع ،شوش و حمیدیه و در یک کلام همه خوزستان مشاهده کرد.

آموزش و پرورش خوزستان جز دو مقطع کوتاه همیشه در بعد مدیریت کلان خود و پیامدهای ناشی از انتصابات غیرعلمی شاهد «رکود» و «سیر قهقرایی» بوده است.بطور نمونه یک مدیر 16 سال بر کرسی ریاست سازمان تکیه می زند بی آنکه بتواند حتی 16 دستاورد مهم و در مسیر تحقق اسناد بالادستی کشور را محقق سازد و تاسفبارتر اینکه سایه همان مدیر نیز باید 34 سال بر مصالح دانش آموزان و فرهنگیان این خطه باقی بماند و چپ و راست برای انتصابات خود ناگزیر از پذیرش مشورت تحمیلی او باشند.
از انصاف بدور است که این واقعیت را بیان نکنیم ،به اعتراف بسیاری از کارشناسان حوزه امور آموزشی دوره مدیریت کوتاه آقایان سیدرسول موسوی ،دکتر عباس حیصمی و غلامحسین درآسیابی بعنوان دوران طلایی آموزش و پرورش خوزستان قلمداد می شود زیرا که شاخص های کلان آموزشی استان به 12 و 15 در سطح کشور رسید این در حالی است که پس از آن دوران بجای ترقی و کسب جایگاه جدید متاسفانه جایگاه خوزستان به 30 و بعضا 32 تنزل یافته است .برای درک موضوع اشاره ای کوتاه به برخی شاخص های توسعه نظام آموزشی و مقایسه آن با معدل کشوری تقدیم می گردد..

در طول مدیریت فعلی متأسفانه نیروهای نخبه،پر انگیزه،متعهد و اهل برنامه،از آموزش و پرورش خوزستان خارج و یا به دستگاههای دیگر جذب شده اند و برخی نیز خانه نشینی را بعنوان تنها را فرار از پیامدهای آن برگزیده اند تا شاید فرجی در آینده حاصل گردد.نظام آموزشی به علت دافعههای متعدد که از جمله آنان عقب ماندن وضع رفاهی در قیاس با دیگر دستگاه ها،عدم تکریم و توجه به منزلت نیروی انسانی ،عدم هدف گذاری در خروجی محصول، بی توجهی به روش های علمی ،عدم هماهنگی سیستم با عوامل و دستگاه های دیگر فرهنگ پذیر و اجتماعی کننده و تغییر پرشتاب در ارائه طرح ها ،نمیتواند محصولات برتر خود را نگاه دارد.
در این مقاله درصدد هستیم تا از رهگذر مطالعه شاخص های ملی در حوزه توسعه نظام آموزشی باستناد اسناد بالادستی به نقد و بررسی دوره مدیریت 27 ماهه جناب آقای فلاحی بپردازیم تا شاید با همکاری اهل فن و دلسوزان بتوانیم افق جدیدی را در فراروی مدیریت آینده استان بگشاییم.
در دوران 27 ماهه مدیریت حاج رحمان فلاحی بیشترین عزل و نصب ها در طول تاریخ آموزش و پرورش استان صورت گرفته است.دوران 27 ماهه مدیریت کنونی در آموزش و پرورش بهار نهادها و دستگاه های برون سازمانی و زمستان عوامل و دست اندرکاران درون سازمانی بوده است. یعنی آن قدر که تلاش گردید تا رضایت مرکز نشینان فراهم گردد و امکانات در اختیار آنان قرار گرفت و مورد تکریم واقع شدند 10درصد تلاش برای رضایت همکاران فرهنگی صورت نپذیرفت و شاید یکی از علل درخواست متعدد برای بازنشستگی بیش از موعد فرهنگیان را ناشی از این امر باید دانست .

جایگاه خوزستان در مهمترین شاخص های توسعه آموزش و پرورش
*خوزستان با داشتن نزدیك به 900 هزار دانش آموز سومین استان كشور از لحاظ جمعیت دانشآموزی است.اما از لحاظ کیفیت و توسعه شاخص های آموزشی در مرتبه 29 کل کشور قرار دارد.این ناهمگونی را می توان در سایر حوزه های آموزش و پرورش استان مشاهده نمود.
*در زمینه توسعه آموزشهای فنیوحرفهای براساس برنامه پنجم توسعه برای خوزستان رقم رشد 60 تا 70 درصدی پیش بینی شده است که در حال حاضر صرفا 11 درصد این رقم محقق شده است.و خوزستان در مرتبه 26 کشور از لحاظ این شاخص می باشد.
*موفقیت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم و پنجم در درس ریاضیات ،خوزستان در این شاخص رتبه 23 کشوری را دارد زیرا معمولا 36 درصد کل این پایه ها با احتساب میانگین متغیرها موفق به کسب قبولی در خرداد می شوند.
*اعتبار قابلتوجهی برای بحث هوشمندسازی مدارس پیشبینی شد اما این اعتبار تاکنون جذب نشده و آموزش و پرورش خوزستان صرف توانسته یكهزار و 120 مدرسه در قالب 2 هزار و 800 كلاس درس در سطح استان،را مجهز نماید و در مرتبه 31 کشور قرار گیرد
*براساس برنامه پنجم توسعه و سند تحول آموزش و پرورش تاسیس و راه اندازی هنرستان های نمونه دولتی یکی از طرح های توسعه مهارتی در نظر گرفته شده است که متاسفانه آموزش و پرورش از راه اندازی حتی یک واحد هم عاجز بوده است و هم اکنون در جایگاه 32 کشور قرار داریم و مدیریت کل وعده داده است تا در سال 92 حدود 3 واحد را راه اندازی کند که این شعار محقق نگشت.جالب است در اینجا حکایتی جدید از حال و هوای تنها هنرستان بخش غیزانیه را بخوانید:هنرستاني در نزديكي شهر اهواز، يك شبه تبديل به دامداري مي شود و آب از آب هم تكان نمي خورد و ظاهرا مسئولين هم يا بي اطلاعند يا اراده ای براي جلوگيري از اين وضعيت ندارند.

هنرستان فنی حرفه ای بخش غیزانیه که فعلا بشکل دامپروری درآمده است.
مدت ها از اين موضوع مي گذرد و اين نگهبان مشغول دامداري است و مسئولين هم فقط نظاره گرند.
در همين خصوص رييس شوراي بخش غيزانيه میگوید :متاسفانه بجاي اينكه اين مركز فني و حرفه اي محلي براي آموزش و حرفه آموزي جوانان باشد به دامداري تبديل شده است.عبدالرحمن سنجري می افزاید:جوانان زيادي در روستا داريم كه بيكارند و اگر اين مركز فعال بود مي توانستند شغل هاي زيادي مانند برق كاري، تراشكاري، صنايع دستي و ... را ياد بگيرند و هم به روستا خدمت كنند.وي گفت: بخش غيزانيه 95 روستا دارد و جالب اينجاست بسياري از تاسيسات نفتي هم در اين منطقه قرار دارند.
*عدم توزیع و توسعه مناسب مجتمع های شبانه روزی،استان ما در حال حاضر حدود 340 واحد نیاز دارد تا بتواند به استاندار مورد نظر برنامه ایران 1404 برسد متاسفانه در حال حاضر تقریبا 58 واحد شبانهروزی در استان وجود دارد که برنامه ریزی مناسبی جهت توسعه کمی و کیفی این مراکز صورت نپذیرفته است.
*عدم تحقق اهداف سند تحول در زمینه ایجاد مجتمتع های آموزشی روستایی،در حال حاضر آموزش و پرورش استان بدون مطالعه درست و دقیق تنها سه هزار و 800 مدرسه روستایی را به 680 مجتمع آموزشی تبدیل نماید تا در زمینه تحقق این شاخص در مرتبه 21 کشور قرار گیرد.
*در برنامه پنجم توسعه و سند تحول تاکید شده است،طی5 سال باید کلیه مدارس روستایی به آزمایشگاه و سایت کامپیوتری مجهز شوند.متاسفانه آموزش و پرورش خوزستان در این زمینه توانسته صرفا 305 مدرسه آنهم با ایجاد آزمایشگاه و سایت سیار (بشکل چرخشی میان مدارس و بدون برنامه ) را مجهز نماید که فعلا مرتبه 30 کشور را دارا است.

دبیر زیست شناسی یکی از دبیرستان های مناطق مرفه آهواز
با خرید مغز گاو از قصابی محل آماده می شود تا در کلاس آنرا درس برای دانش آموزان تشریح کند.
با خرید مغز گاو از قصابی محل آماده می شود تا در کلاس آنرا درس برای دانش آموزان تشریح کند.
*وجود 3400 مدرسه دو نوبته در استان خوزستان باتوجه به افزایش جمعیت دانش آموزی ،دلیل روشنی بر عدم هماهنگی توسعه فضاهای آموزشی با نرخ جمعیت دانش آموزی می باشد.متاسفانه مدیریت خوزستان نتوانسته در راستای کاهش مدارس دونوبته بویژه برای دختران موفقیتی کسب نماید و فعلا به جایگاه 31 کشور رضایت داده است .
*از جهت گسترش رفتارهای مخاطره آمیز و عدم توجه به نظام تربیتی و پرورشی و عقب ماندگی آموزش و پرورش خوزستان در عرصه فرهنگی مدارس خوزستان جز 5 استان اول دارنده رفتارهای مخاطره آمیز می باشد براساس طرح معاونت سلامت وزارت آموزش و پرورش از مهر امسال استان های سیستان و بلوچستان،خوزستان، تهران، کرمانشاه و کرمان زیر پوشش دانشگاههای علوم پزشکی از 7 رفتار مخاطرهآمیز آگاه و آسیب شناسی می شوند.
*تعداد مدارس استثنایی استان خوزستان طی حدود 3 سال مدیریت کنونی علاوه براینکه متناسب با میزان جمعیت معلولان افزایش نیافته بلکه تعدادی نیز دوشیفته و برخی نیز علیرغم وجود متقاضی تعطیل شده اند.خوزستان در این حوزه با یک نیاز 70درصدی نسبت به برنامه پنجم توسعه و سند چشم انداز مواجه می باشد.در همین زمینه سعیده سلطانی زاده دبير سرپرستي كانون ناشنوايان خوزستان گفت: افراد ناشنوا اگر در مدارس استثنايي تحصيل كنند، با مشكلات كمتري مواجه هستند، تعداد مدارس آموزش استثنايي كافي نيست و ناشنوايان ساكن در روستاهاي دور از شهر به اين مركز دسترسي ندارند.
در همین زمینه چند روز پیش خبرگزاری مهر خبری را بر خروجی خود قرار داد که دل هر انسان فرهیخته ای را بد آورد .حدود شش سال پیش که مدرسه استثنایی نیکان در آبادان به بهانه تعمیرات تعطیل شد هیچ کس فکر نمی کرد که این موضوع تا به امروز همچنان ادامه داشته باشد به نحوی که نه تنها مدرسه تعمیر نشد بلکه هیچگاه آغوشش را به روی کودکان استثنایی باز نکرد.می توان دهها حکایت تلخ همچون هنرستان غیزانیه و مدرسه استثنایی نیکان آبادان را در نقشه خوزستان یافت اما چه کنیم که در برخی مدیران حمیت خوزستانی یافت نمی شود و جماعتی فقط برای اینکه چند صباحی بر کرسی ریاست تکیه زنند سرنوشت فرزندان این مرزو بوم را فدای امیال سیاسی خود می کنند.الم تعلم بان الله یری .......
اکنون این پرسش باقی خواهند ماند ،آیا مدیرانی که امروز می خواهند کرسی ریاست را به دیگران تحویل دهند درباره آنچه که کردند مورد سئوال قرار خواهند گرفت؟آیا نمایندگان محترمی که تا دیروز سینه چاک و حامی سرسخت چنین مدیرانی بوده اند امروز در برابر شهروندان حاضر به پاسخگویی خواهند بود؟ح
