چهارشنبه ششم آذر ۱۳۹۲ | 16:52 | جمعی از نویسندگان -
لذا برای نیل به حماسه
اقتصادی واقعی ،ابتدا باید چارچوب و مفاهیم اقتصاد مقاومتی به خوبی تبیین و تعریف شود،و سپس بعنوان
پایه و اساس توسعه مورد توجه جدی قرار بگیرد.مراکز تصمیم ساز و نهادهای قانون گذار(همچون مجلس شورای اسلامی،مجمع تشخیص مصلت نظام و مرکز پژوهش های مجلس) هم همگام با دولت نسبت به تدوین قوانین مورد نیاز کشور اقدام کنند.البته این فرصت تاکنون،بدلیل گرفتاری های کشور و اولویت یافتن برخی امور دیگر،فراهم نشده بود ولی اکنون و در این فضای جدید بعد از روی کار آمدن دولت تدبیر و
امید و آرامش نسبی داخلی و خارجی که در سایه این رویکرد جدید بوجود آمده
است ،بستر مناسبی برای پرداختن به این مهم است.به همین سببب معتقدیم،تفاهم نامه اخیر ایران با مجموعه کشورهای 1+5 می تواند پیش زمینه تحقق حماسه اقتصادی به حساب بیاید.
حماسه اقتصادی بر مبنای ورود پول به داخل جیب مردم و به هر قیمتی ممکن میسر نمی شود.حماسه اقتصادی با هزینه منابع سرمایه ای بدون جایگزین تعیین آلترناتیو مناسب بدون تردید تحقق نمی یابد،حماسه اقتصادی درجامعه ای که روز به روز تورم در آن افزایش و محدوده فقر گسترش و توسعه می یابد،می تواند صرفا یک افسانه دست نایافتنی باشد.
هزینه کردن منابع،بدون برنامه ریزی برای جایگزینی و بدون تقویت ارزش پولی کشور و توسعه مصرف و رفاه غیر ریشه ای، هنر دولتمردی نیست،بلکه هنر در توسعه تولید و منابع درآمدی غیر وابسته به اراده دیگران است ، هنر در خروج کشور از تک منبعی است،در معکوس کردن معادله وابستگی است.هنر در این است که در اقتصاد جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم،راههای نفوذ پذیری و سو استفاده ازقوانین بسته شود،قانون در خدمت تولید کننده و مصرف کننده واقعی قرار بگیرد.بنابر این رفاه و مصرف بایدمنطقی شود و به کسی پول بی مزد داده نشود و.....،در آنصورت است که می توان انتظار اتفاق بزرگی و یا به عبارتی حماسه اقتصادی داشت . و برای نیل به همین اهداف و برنامه ها، نیازمند آرامش سیاسی داخلی و خارجی و ایجاد فرصت مناسب برای پرداختن به این بازسازی اقتصادی است .
کشور ما در منابع انسانی و سرمایه ای دیگری مانند ؛منابع زیر زمینی، نفت و گاز وفلزات گرانبها ، آب ، کشاورزی، صنایع و...،خودکفاا ست و از تخصصهای مختلف و در زمینه های متفاوتی برخوردار و غنی است اما به جهت اینکه در قبل از انقلاب اسلامی برای استقلال اقتصادی هدفگذاری نشده است و در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم به دلیل گرفتاریها و مشغله های مختلف دفاعی، سیاسی و فرهنگی ، هنوز فرصت پرداختن به ساماندهی کامل اقتصادی پیدا نکرده است. شکوفائی اقتصادی هنوز رخ نداده است . بنابراین اکنون دولت تدبیر می تواند با تعقل و فرصت سازی و امید به آینده روشن ،زمینه حماسه اقتصادی را مهیا کند .زیرا نباید فراموش کرد که امکان تکرار این تهدیدها و محدودیتها وجود دارد. پس نباید این فرصت را با پرداختن به منازعات و تزاحمات بی حاصل سیاسی و تکراری از دست داد
اما نکته دیگری که ممکن است در اذهان باشد این است که زمینه های این تفاهم چه بوده است؟ چه اتفاقی در جهان و منطقه رخ داده است که موجب کشیده شدن جدی این کشورها به پای میز مذاکره با ایران شده است ؟.و اصولا کدام طرف بیشتر طالب رسیدن به این تفاهم نامه بود ؟آیا واقعاً فشارهای اقتصادی کشورمان موجب قبول مفاد تفاهم نامه از ناحیه ایران شده است؟و سئوالاتی از این قبیل .
در پاسخ به این سئوالات ، و صرفنظر از مبنای مذاکرات که ((برد برد ))بوده است و این به معنی این است که هر دو طرف مذاکره کننده نیاز مند انجام آن و رفع فضای مناقشه و تنش موجود و ایجاد اعتماد متقابل هستند ، اما سخن و بینه های فراوانی است که می توان در این رابطه ارائه کرد و ثابت کرد که این کشورهای بلوک غرب اند که بیش از ایران به این تفاهم نامه نیاز مند بوده اند ، و این ایران است که پیروز واقعی این عرصه رقابت بوده است و بیشترین شانس برای بهترین بهره برداری را دارد. اما نمی توان همه دلایل را در این مطالب کوتاه بیان کرد .لذا در این رابطه و به اختصار باید گفت ؛که اگر در حوادث سه دهه اخیر جهان و منطقه تامل کنیم، خواهیم دید که ،امپریالیسم غرب همه تلاشهای خود را برای حذف جمهوری اسلامی ایران ،که مردم جهان را نسبت به ماهیت حقیقی آنها آگاه کرده است و به تدریج هیمنه آنها را در چشم ملتها از بین برده است ،را بکار گرفت اما در تمامی سناریوها و طراحی های خودشکست خورد و هر روز ضعیف تر شد. این تلاشها که در دهه اول تاریخ انقلاب اسلامی از ناحیه شرق و غرب ، و متحدا دنبال می شد،در نهایت وبا فرو پاشی بلوک شرق ، بلوک غرب تنها میدان دار داین مواجه شد و اوهم در تالابهایی که برای خو د ساخته بود گرفتارآمد،و به رأی العین مشاهده کرد که نقش جمهوری اسلامی ایران در صدور فرهنگ مقاومت پر رنگ تر از تصور و مطالعات اولیه اوست، او در حوادث مختلفی مانند افغانستان ، عراق ،لبنان و... دید که تنها با محوریت ایران است که می توان منطقه را آرام و مدیریت کرد. غرب به تدریج امید خود به پیشبرد نقشه های فرزند غیر مشروع خود، یعنی صهیونیسم غاصب، را از دست داد. و متوجه شد که دیگر به صرفه و صلاح او نیست که بیش از این سرنوشت خود و منافع مردمش را به این غده سرطانی گره بزند، از سویی دیگر هیچ کشوری غیر از ایران را در منطقه ، تواناتر ومنطقی تر و دارای پایگاه قوی مردمی، که بتواند آرامش و ثبات منطقه را تأمین کند، وجود ندارد و جایگزینی برای آن نیافت و هزینه جایگزینی کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و... برای غرب بسیار بالاتر سنگین تر و غیر قابل اطمینان تر است. زیرا همه آنها را در طول این سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آزموده شدند و حاصل خوبی نداشته است.
از سویی دیگر برای آنان ثابت شد که حوادث تروریستی که در گوشه و کنار جهان در دهه های اخیر بروز کرده است ، غالباً با فرهنگ و مذهب حاکم برمردم ایران، بیگانه است. وبیشتر از ناحیه کشورهای دیگر ی است که اتفاقا درمنطقه مدعی رهبری بوده اند. کشورهائی که غرب امید داشت بر دیوار آنها یادگاری بنویسد .لذا غرب اطمینان حاصل کرد که این کشورها دارای پایگاه متزلزل مردمی اند و در سالهای اخیر و در جریان بیداری اسلامی فرو پاشی در همین کشورها رخ داده،و برخی هم در آستانه فروپاشی قرار دارند و غالبا بعد از فروپاشی امور به دست گروهای تند و افراطی و غیر قابل اعتماد افتاده که بی استقراری در منطقه را بیشتر کرده وهنوز نتوانستند خود را بیابند و مستقر شوند .
بنابراین غرب مصالح خود را بطور جدی در مخاطره می بیند، و درست هم فهمیده است .لذا به خاطر مصالح خود به نقطه منطقی تری رسید ندو کنارآمدن با ایران را برای خود یک ضرورت می دانند و فی الواقع غرب به دنبال حل مشکل خود است. از طرفی دیگر آنها همه سناریوهای ممکن را در حق ایران آزموده اند و اتفاقا با قصاوت قلبی تمام هم امتحان کردند،به گونه ای که حتی به دارو و درمان. و جان مردم در مسافرتهای هوائی و ... رحم نکردندوبه مخاطره انداختند ، ولی هیچ اثر گذاریی ندیدند.بنابر این هیچ راهکار و چاره ای برای آنها در برابر ایران نمانده است و به اعتراف وزیر خارجه انگلیس،ناچار از قبول این روش اخیر وامضای این تفاهم نامه با ایران مقتدر بوده اند.
البته این بدین معنی نیست که ما در صدد تکرار ادعاهای بی اساس عده ای از طیف ها و افراد غیر واقع بین باشیم که تحریم ها را کاغذ پاره ای بیش نمی دانستند و ساده لوحانه ادعا می کردند تحریم های بین المللی برای مردم ما هیچ مشکل و چالشی را به دنبال ندشته است!! نیستیم بلکه بر این باوریم که باید از تحریم ها به پرده ای از جنگ و رو در روئی جدی تعبیر کرد و آنرا نوعی جنگ اقتصادی و سیاسی بشمار بیاوریم ،بالطبع برای هر جنگی ابزار دفاع وجود دارد و ما هم ابزار دفاع را مهیا کردیم ،و البته که جنگ بی خسارت نیست ،اما سخن در این است که این مردم ما نبودند که از حق خود کوتاه آمده اند، بلکه مردم ما به جنگ خود ادامه میداده، و مشغول استحکام سنگرهای دفاعی خود و ایستادگی بخاطر آرمانگرائی است ،هر چند که در این جنگ خساراتی هم متوجه آن شده است لیک قواعد جنگ را هم می شناسدو رعایت می کند ، و صلح و آتش بس یکی از قواعد قرین با جنگ واز در فرهنگ جنگ است، و تفاهم نامه صلح هم از بدیهیات در روند جنگ است. پس ما جنگ را مدیریت کرده ایم و اکنون هم اگر زمان صلح یا توقف باشد ،قطعاً اگر در راستای تحقق اهداف ما باشد ،آن را هم مدیریت می کنیم ،اما شما دقت بفر مائید که شتاب زدگی برای انجام این توافق اخیر بیشتر از ناحیه کدام طرف است؟ شتاب زدگی وزرای خارجه و کارشناسان کشورهای 1+5 که در محل اجلاس بودند، را دیدید که چقدر با پتانسیل زیاد و استثنائی بود و چقدر از اینکه بالاخره ایران را در جمع خود می دیدند اظهار شادی و خوشوقتی می کردند،و به قول رئیس جمهور محبوب ما و به نقل از یکی از مقامات بریتانیا،برای دیدار با رئیس جمهور کشورمان در اجلاس سازمان ملل متحد رقابت می کردند،وچقدر جان کری وزیر خارجه کشور مدعی ابر قدرتی جهان ،در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد درکمین امکان هم صحبتی با وزیر خارجه کشورمان نشست، وچقدر برای فراهم کردن ملاقات دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا، تلاش کردند وموفق نشدند،و در نهایت سعی کردند حد اقل ارتباط تلفنی برقرکنند، وچگونه رئیس جمهور آمریکا فتوای مقام معظم رهبری را که در تحریم سلاح هسته ای از مدتها قبل بیان فرموده بودند و تازگی نداشت و به کرات برای آنها نقل شده بود ،را در اجلاس ملل متحد بعنوان یک نقطه ثقل تفاهم یاد کردند و گوئی که قبلا نشنیده بودند! اینها همه گویای این حقیقت است که اردوگاه غرب از صبر و مقاومت و ایستادگی مردم ما بیشتر متضرر شده است و این ایستادگی را متصور نبوده است و از سوئی دیگر شدیدا در مشکلات منطقه گیر افتاده اند و به دنبال برون رفت از آنند و به ایفای نقش ایران نیاز جدی و انکار ناپذیر دارند،و به لحاظ اقتصادی هم متضرر شده اند و از ناحیه شرکت ها و بنگاههای اقتصادی که بازار ایران را با بی تدبیری مسئولینشان از دست داده اند،شدیدا تحت فشارند.لذا بدنبال حربه ای برای بلند کردن پرچم سفید بوده اند و این حرص واصرار آنها برای رسیدن به یک توافق ((هر چند حداقلی)) بسیار زیاد بوده است که حتی به نارضایتی هم پیمانان سنتی حو در منطقه،از جمله رژیم نامشروع صهیونیستی اعتنا نکردند و با علاقه فراوان به پای میز مذاکره آمده و تفاهم نامه را امضا کردند!!.
اینها همه گویای این واقعیت است که طرف مقابل بیش از این طرف خسارت دیده و خسته شده است.هر چند که برای ما هم بی خسارت نبوده است. اما ما باید به شاخصها توجه کنیم تا پیروز و اقعی در این میدان نبرد را فهمید.
اولا":چه کسی سعی کرد بعد از امضای تفاهم نامه و زودتر از همه در انظار عمومی ظاهر شود و اظهار خرسندی کند؟! آیا این شخص جز رئیس جمهور آمریکا بود !اگر طرف مقابل در فشار نبود و در انتظار این فرصت نبوده و برای او یکسان بوده،نباید اینقدر در انتظار بله ایران می بود !
ثانیا؛آنگونه که در بالا گفته شد،چه کسی برای این اتفاق شتاب داشت که زمان مذاکرات را هم درژنو 2وهم در ژنو 3 برای2 الی سه روزه تمدید می کرد و همه وزرای خارجه کشورهای 1+5را سراسیمه به آنجا می کشاند تا کار را یکسره کند؟! آیا این بجز کشورهای میزبان ( یعنی همان 1+5و طرف دوم )بودند؟ ، پس آنها بودند که از این مقابله و مرز بندی و ایستادگی مردم ما خسته شده و متضرر شده اند، و این زمینه مهم و اساسی است که گروه مقابل را متقاعد کرد که پای میز مذاکره بنشیند و فرصت سوزی نکند..
ثالثا؛ بعد از تفاهم نامه چه کس یا کسانی فقان و زاری کردند و شدیدا عصبانی شده اند ؟!و چه کسانی خرسند شدند.؟!،هر چند برخی سعی کردند با زیرکی این عصبانیت را پنهان کنند و با صدای جهانی هم آوا شوند اما سردمداران رژیم غاصب صهیونیستی،از شدت عصبانیت ،حتی نتوانستند خشم خود را پنهان و در ظاهر عیان نکنند و دچار سر گیجه شدند.اما این طرف ، یعنی مردم ما ،شادکام و خرسند شدند و اتفاقا پیام های شادباش کشورهای مختلف هم متوجه ایران است!!اینها شاخص های خوبی برای قضاوت در مورد پیروز میدان است. باید این پیروزی را به ملت فهیم و دولت تدبیر و امید و از همه مهمتر به رهبر ی معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة الله خامنه ای تبریک صمیمانه گفت.
حماسه اقتصادی بر مبنای ورود پول به داخل جیب مردم و به هر قیمتی ممکن میسر نمی شود.حماسه اقتصادی با هزینه منابع سرمایه ای بدون جایگزین تعیین آلترناتیو مناسب بدون تردید تحقق نمی یابد،حماسه اقتصادی درجامعه ای که روز به روز تورم در آن افزایش و محدوده فقر گسترش و توسعه می یابد،می تواند صرفا یک افسانه دست نایافتنی باشد.
هزینه کردن منابع،بدون برنامه ریزی برای جایگزینی و بدون تقویت ارزش پولی کشور و توسعه مصرف و رفاه غیر ریشه ای، هنر دولتمردی نیست،بلکه هنر در توسعه تولید و منابع درآمدی غیر وابسته به اراده دیگران است ، هنر در خروج کشور از تک منبعی است،در معکوس کردن معادله وابستگی است.هنر در این است که در اقتصاد جهانی حرفی برای گفتن داشته باشیم،راههای نفوذ پذیری و سو استفاده ازقوانین بسته شود،قانون در خدمت تولید کننده و مصرف کننده واقعی قرار بگیرد.بنابر این رفاه و مصرف بایدمنطقی شود و به کسی پول بی مزد داده نشود و.....،در آنصورت است که می توان انتظار اتفاق بزرگی و یا به عبارتی حماسه اقتصادی داشت . و برای نیل به همین اهداف و برنامه ها، نیازمند آرامش سیاسی داخلی و خارجی و ایجاد فرصت مناسب برای پرداختن به این بازسازی اقتصادی است .
کشور ما در منابع انسانی و سرمایه ای دیگری مانند ؛منابع زیر زمینی، نفت و گاز وفلزات گرانبها ، آب ، کشاورزی، صنایع و...،خودکفاا ست و از تخصصهای مختلف و در زمینه های متفاوتی برخوردار و غنی است اما به جهت اینکه در قبل از انقلاب اسلامی برای استقلال اقتصادی هدفگذاری نشده است و در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم به دلیل گرفتاریها و مشغله های مختلف دفاعی، سیاسی و فرهنگی ، هنوز فرصت پرداختن به ساماندهی کامل اقتصادی پیدا نکرده است. شکوفائی اقتصادی هنوز رخ نداده است . بنابراین اکنون دولت تدبیر می تواند با تعقل و فرصت سازی و امید به آینده روشن ،زمینه حماسه اقتصادی را مهیا کند .زیرا نباید فراموش کرد که امکان تکرار این تهدیدها و محدودیتها وجود دارد. پس نباید این فرصت را با پرداختن به منازعات و تزاحمات بی حاصل سیاسی و تکراری از دست داد
اما نکته دیگری که ممکن است در اذهان باشد این است که زمینه های این تفاهم چه بوده است؟ چه اتفاقی در جهان و منطقه رخ داده است که موجب کشیده شدن جدی این کشورها به پای میز مذاکره با ایران شده است ؟.و اصولا کدام طرف بیشتر طالب رسیدن به این تفاهم نامه بود ؟آیا واقعاً فشارهای اقتصادی کشورمان موجب قبول مفاد تفاهم نامه از ناحیه ایران شده است؟و سئوالاتی از این قبیل .
در پاسخ به این سئوالات ، و صرفنظر از مبنای مذاکرات که ((برد برد ))بوده است و این به معنی این است که هر دو طرف مذاکره کننده نیاز مند انجام آن و رفع فضای مناقشه و تنش موجود و ایجاد اعتماد متقابل هستند ، اما سخن و بینه های فراوانی است که می توان در این رابطه ارائه کرد و ثابت کرد که این کشورهای بلوک غرب اند که بیش از ایران به این تفاهم نامه نیاز مند بوده اند ، و این ایران است که پیروز واقعی این عرصه رقابت بوده است و بیشترین شانس برای بهترین بهره برداری را دارد. اما نمی توان همه دلایل را در این مطالب کوتاه بیان کرد .لذا در این رابطه و به اختصار باید گفت ؛که اگر در حوادث سه دهه اخیر جهان و منطقه تامل کنیم، خواهیم دید که ،امپریالیسم غرب همه تلاشهای خود را برای حذف جمهوری اسلامی ایران ،که مردم جهان را نسبت به ماهیت حقیقی آنها آگاه کرده است و به تدریج هیمنه آنها را در چشم ملتها از بین برده است ،را بکار گرفت اما در تمامی سناریوها و طراحی های خودشکست خورد و هر روز ضعیف تر شد. این تلاشها که در دهه اول تاریخ انقلاب اسلامی از ناحیه شرق و غرب ، و متحدا دنبال می شد،در نهایت وبا فرو پاشی بلوک شرق ، بلوک غرب تنها میدان دار داین مواجه شد و اوهم در تالابهایی که برای خو د ساخته بود گرفتارآمد،و به رأی العین مشاهده کرد که نقش جمهوری اسلامی ایران در صدور فرهنگ مقاومت پر رنگ تر از تصور و مطالعات اولیه اوست، او در حوادث مختلفی مانند افغانستان ، عراق ،لبنان و... دید که تنها با محوریت ایران است که می توان منطقه را آرام و مدیریت کرد. غرب به تدریج امید خود به پیشبرد نقشه های فرزند غیر مشروع خود، یعنی صهیونیسم غاصب، را از دست داد. و متوجه شد که دیگر به صرفه و صلاح او نیست که بیش از این سرنوشت خود و منافع مردمش را به این غده سرطانی گره بزند، از سویی دیگر هیچ کشوری غیر از ایران را در منطقه ، تواناتر ومنطقی تر و دارای پایگاه قوی مردمی، که بتواند آرامش و ثبات منطقه را تأمین کند، وجود ندارد و جایگزینی برای آن نیافت و هزینه جایگزینی کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و... برای غرب بسیار بالاتر سنگین تر و غیر قابل اطمینان تر است. زیرا همه آنها را در طول این سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی آزموده شدند و حاصل خوبی نداشته است.
از سویی دیگر برای آنان ثابت شد که حوادث تروریستی که در گوشه و کنار جهان در دهه های اخیر بروز کرده است ، غالباً با فرهنگ و مذهب حاکم برمردم ایران، بیگانه است. وبیشتر از ناحیه کشورهای دیگر ی است که اتفاقا درمنطقه مدعی رهبری بوده اند. کشورهائی که غرب امید داشت بر دیوار آنها یادگاری بنویسد .لذا غرب اطمینان حاصل کرد که این کشورها دارای پایگاه متزلزل مردمی اند و در سالهای اخیر و در جریان بیداری اسلامی فرو پاشی در همین کشورها رخ داده،و برخی هم در آستانه فروپاشی قرار دارند و غالبا بعد از فروپاشی امور به دست گروهای تند و افراطی و غیر قابل اعتماد افتاده که بی استقراری در منطقه را بیشتر کرده وهنوز نتوانستند خود را بیابند و مستقر شوند .
بنابراین غرب مصالح خود را بطور جدی در مخاطره می بیند، و درست هم فهمیده است .لذا به خاطر مصالح خود به نقطه منطقی تری رسید ندو کنارآمدن با ایران را برای خود یک ضرورت می دانند و فی الواقع غرب به دنبال حل مشکل خود است. از طرفی دیگر آنها همه سناریوهای ممکن را در حق ایران آزموده اند و اتفاقا با قصاوت قلبی تمام هم امتحان کردند،به گونه ای که حتی به دارو و درمان. و جان مردم در مسافرتهای هوائی و ... رحم نکردندوبه مخاطره انداختند ، ولی هیچ اثر گذاریی ندیدند.بنابر این هیچ راهکار و چاره ای برای آنها در برابر ایران نمانده است و به اعتراف وزیر خارجه انگلیس،ناچار از قبول این روش اخیر وامضای این تفاهم نامه با ایران مقتدر بوده اند.
البته این بدین معنی نیست که ما در صدد تکرار ادعاهای بی اساس عده ای از طیف ها و افراد غیر واقع بین باشیم که تحریم ها را کاغذ پاره ای بیش نمی دانستند و ساده لوحانه ادعا می کردند تحریم های بین المللی برای مردم ما هیچ مشکل و چالشی را به دنبال ندشته است!! نیستیم بلکه بر این باوریم که باید از تحریم ها به پرده ای از جنگ و رو در روئی جدی تعبیر کرد و آنرا نوعی جنگ اقتصادی و سیاسی بشمار بیاوریم ،بالطبع برای هر جنگی ابزار دفاع وجود دارد و ما هم ابزار دفاع را مهیا کردیم ،و البته که جنگ بی خسارت نیست ،اما سخن در این است که این مردم ما نبودند که از حق خود کوتاه آمده اند، بلکه مردم ما به جنگ خود ادامه میداده، و مشغول استحکام سنگرهای دفاعی خود و ایستادگی بخاطر آرمانگرائی است ،هر چند که در این جنگ خساراتی هم متوجه آن شده است لیک قواعد جنگ را هم می شناسدو رعایت می کند ، و صلح و آتش بس یکی از قواعد قرین با جنگ واز در فرهنگ جنگ است، و تفاهم نامه صلح هم از بدیهیات در روند جنگ است. پس ما جنگ را مدیریت کرده ایم و اکنون هم اگر زمان صلح یا توقف باشد ،قطعاً اگر در راستای تحقق اهداف ما باشد ،آن را هم مدیریت می کنیم ،اما شما دقت بفر مائید که شتاب زدگی برای انجام این توافق اخیر بیشتر از ناحیه کدام طرف است؟ شتاب زدگی وزرای خارجه و کارشناسان کشورهای 1+5 که در محل اجلاس بودند، را دیدید که چقدر با پتانسیل زیاد و استثنائی بود و چقدر از اینکه بالاخره ایران را در جمع خود می دیدند اظهار شادی و خوشوقتی می کردند،و به قول رئیس جمهور محبوب ما و به نقل از یکی از مقامات بریتانیا،برای دیدار با رئیس جمهور کشورمان در اجلاس سازمان ملل متحد رقابت می کردند،وچقدر جان کری وزیر خارجه کشور مدعی ابر قدرتی جهان ،در حاشیه اجلاس سازمان ملل متحد درکمین امکان هم صحبتی با وزیر خارجه کشورمان نشست، وچقدر برای فراهم کردن ملاقات دو رئیس جمهوری ایران و آمریکا، تلاش کردند وموفق نشدند،و در نهایت سعی کردند حد اقل ارتباط تلفنی برقرکنند، وچگونه رئیس جمهور آمریکا فتوای مقام معظم رهبری را که در تحریم سلاح هسته ای از مدتها قبل بیان فرموده بودند و تازگی نداشت و به کرات برای آنها نقل شده بود ،را در اجلاس ملل متحد بعنوان یک نقطه ثقل تفاهم یاد کردند و گوئی که قبلا نشنیده بودند! اینها همه گویای این حقیقت است که اردوگاه غرب از صبر و مقاومت و ایستادگی مردم ما بیشتر متضرر شده است و این ایستادگی را متصور نبوده است و از سوئی دیگر شدیدا در مشکلات منطقه گیر افتاده اند و به دنبال برون رفت از آنند و به ایفای نقش ایران نیاز جدی و انکار ناپذیر دارند،و به لحاظ اقتصادی هم متضرر شده اند و از ناحیه شرکت ها و بنگاههای اقتصادی که بازار ایران را با بی تدبیری مسئولینشان از دست داده اند،شدیدا تحت فشارند.لذا بدنبال حربه ای برای بلند کردن پرچم سفید بوده اند و این حرص واصرار آنها برای رسیدن به یک توافق ((هر چند حداقلی)) بسیار زیاد بوده است که حتی به نارضایتی هم پیمانان سنتی حو در منطقه،از جمله رژیم نامشروع صهیونیستی اعتنا نکردند و با علاقه فراوان به پای میز مذاکره آمده و تفاهم نامه را امضا کردند!!.
اینها همه گویای این واقعیت است که طرف مقابل بیش از این طرف خسارت دیده و خسته شده است.هر چند که برای ما هم بی خسارت نبوده است. اما ما باید به شاخصها توجه کنیم تا پیروز و اقعی در این میدان نبرد را فهمید.
اولا":چه کسی سعی کرد بعد از امضای تفاهم نامه و زودتر از همه در انظار عمومی ظاهر شود و اظهار خرسندی کند؟! آیا این شخص جز رئیس جمهور آمریکا بود !اگر طرف مقابل در فشار نبود و در انتظار این فرصت نبوده و برای او یکسان بوده،نباید اینقدر در انتظار بله ایران می بود !
ثانیا؛آنگونه که در بالا گفته شد،چه کسی برای این اتفاق شتاب داشت که زمان مذاکرات را هم درژنو 2وهم در ژنو 3 برای2 الی سه روزه تمدید می کرد و همه وزرای خارجه کشورهای 1+5را سراسیمه به آنجا می کشاند تا کار را یکسره کند؟! آیا این بجز کشورهای میزبان ( یعنی همان 1+5و طرف دوم )بودند؟ ، پس آنها بودند که از این مقابله و مرز بندی و ایستادگی مردم ما خسته شده و متضرر شده اند، و این زمینه مهم و اساسی است که گروه مقابل را متقاعد کرد که پای میز مذاکره بنشیند و فرصت سوزی نکند..
ثالثا؛ بعد از تفاهم نامه چه کس یا کسانی فقان و زاری کردند و شدیدا عصبانی شده اند ؟!و چه کسانی خرسند شدند.؟!،هر چند برخی سعی کردند با زیرکی این عصبانیت را پنهان کنند و با صدای جهانی هم آوا شوند اما سردمداران رژیم غاصب صهیونیستی،از شدت عصبانیت ،حتی نتوانستند خشم خود را پنهان و در ظاهر عیان نکنند و دچار سر گیجه شدند.اما این طرف ، یعنی مردم ما ،شادکام و خرسند شدند و اتفاقا پیام های شادباش کشورهای مختلف هم متوجه ایران است!!اینها شاخص های خوبی برای قضاوت در مورد پیروز میدان است. باید این پیروزی را به ملت فهیم و دولت تدبیر و امید و از همه مهمتر به رهبر ی معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة الله خامنه ای تبریک صمیمانه گفت.
به امید موفقیت های روزافزون دولت تدبیر و امید--عباس حیصمی آ ذر 92