در مسیر تحقق رهنودهای مقام معظم رهبری است.
انتخابات در عصر ما ترجمان واقعی مردم سالاری دینی و آیینه تمام نمای مطالبات شهروندان و محک محکم و معیار روشنی برای مطالعه رفتار سیاسی مردم می باشد.در این راستا و با پایان رقابت های انتخاباتی،معمولا" جامعه شناسان ،احزاب و گروههای پیروز و نیز شکست خورده ،برای حضور قدرتمند در عرصه سیاسی به مطالعه و کنکاش درنتایج و رفتار سیاسی شهروندان در انتخابات با هدف شناخت دقیق علت ها و ترسیم دورنمای فعالیت خود در عرصه اجتماعی و سیاسی می پردازند.

رفتار
انتخاباتي اعضای يک
جامعه برآيندي از خواست ها و نحوه انديشيدن آن مردم است.اگر بتوان نحوه
انتخاب مردم را رمز گشايي کرد،سه فايده بسيار مهم حاصل می شود. اول:مي توان
رفتارهاي مردم را در دوره های آتی انتخابات پيش بيني کرد.دوم:بر اساس درک
درست از ساختار ذهني مردم ،امکان تاثیر گذاری بر
رفتار شهروندان نیز بوجود خواهد آمد.نسوم :حاکمان و تصمیم
سازان،رفتارها و برنامه ریزی های خود براساس مطالبات اکثریت انتخاب کنندگان
تنظیم و جهت اجرا در آینده تدوین می کنند.
ملت ایران در انتخابات
رياست جمهوري به شدت سياسي رأي مي دهند، شهروندان ما در خرداد 92 که
به دليل حجم تحريم ها و همچنین بیش از آن ضعف مديريتي دولت دهم تحت شديد
ترين فشارهاي اقتصادي قرار داشتند؛اما با آگاهي از اينکه علت اصلي مشکلات
اقتصادي ريشه در مسائل سياسي دارد،به فردی راي دادند که از همه کانديداها
سياسي تر بود و از سياست تغيير سخن به میان آورد.پس در موقعیت کنونی دولت
برای نیل به افق روشن و تحقق شعارهای خود ناگزیر از بررسی و مطالعه رفتار
سیاسی شهروندان در قالب نتایج انتخابات است که می توان دلایل آنرا در نکات
زیر خلاصه نمود:
1-برای حفظ و گسترش پایگاه اجتماعی-سیاسی خود در آینده؛
2-ایجاد انگیزه در راستای تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه.
3-احساس مؤثر بودن برای شهروندان در مسائل جامعه و ایجاد رضایت درونی در آنها؛
انتخابات ریاست جمهوری خرداد سال 92 که رهبر معظم انقلاب اسلامی از آن بعنوان «حماسه سیاسی»
تعبیر فرمودند و آنرا مقدمه حماسه اقتصادی قلمداد کردند در واقع آیینه ی
تمام نمای مطالبات شهروندان ایرانی است و درس های فراوانی برای سیاسیون
بویژه مدیران و مشاوران دولت تدبیر و امید دارد.
در طول مدت پس
از
انتخابات خرداد ماه ، شوربختانه برخی مشاوران دولت یازدهم در حوزه انتخابیه
خوزستان بدون توجه به دستاوردها و نتایج آرا پیروز حماسه 24 خرداد، در
زمینه چینش مهره های اجرایی و سیاسی خطاهای فاحشی را مرتکب شدند که استمرار
این
رویکرد در آینده نزدیک بویژه در آستانه انتخابات مجلس دهم می تواند نتایج
غیر منتظره ای جهت «جریان اعتدال» داشته باشد،خصوصا اگر بدانیم «جریان احمدی نژادیسم»
در حال حاضر با مهره چینی های حساب شده و با اتکا به شاخص های قومی و
سیاسی در استان ها مصمم به تسخیر کرسی های مجلس دهم خصوصا در حوزه انتخابیه
خوزستان می باشد.
نمایه آرای شهرهای عرب نشین جنوب و جنوب غرب خوزستان
(که روحانی در همه آنها مقام نخست را داشته است)

برخی دوستان « یک دنده » در حال حاضر شاید از شدت « رفیق بازی » مشغول تقسیم غنایم و مست پیروزی ،در اندیشه تسخیر و تصاحب مناصب بدون توجه به واقعیت ها و مطالبات مردم خوزستان بویژه مردم ولایتمدار و انقلابی عرب خوزستان هستند و با سرعت غیرقابل وصفی در صدد تکمیل پازل مدیریت های کلان استان بسود بافت اجتماعی خاص و از میان «اعضای پس از انتخابات ستاد روحانی»هستند.در راستای روشنگری افکار عمومی ونواختن زنگ خطر برای تصمیم گیرندگان دولت یازدهم در استان و در مرکز،نمایه آرای «دکتر حسن روحانی» در شهرهای جنوبی و غربی (عرب نشین) خوزستان همراه با مقایسه آرای دکتر محسن رضایی در شهرهای شمالی و شرقی استان تقدیم تا روند تصمیم گیری باتوجه به واقعیت ها تعدیل و اصلاح گردد.از مطالعه و آنالیز نتایج آراء آقایان دکتر حسن روحانی و دکتر محسن رضایی در خوزستان نکات قابل توجه ذیل استنتاج و حاصل شده است:
*اختلاف آرای آقایان رضایی و روحانی در شهرهایی که محسن رضایی جایگاه نخست را کسب نموده (شهرهای شمالی و شرقی استان)،بسیار فاحش بوده بطوریکه آراء دکتر روحانی دچار افت قابل ملاحظه ای شده است.اما در شهرهای جنوبی آرا دو نامزد مذکور با شیب ملایمی با هم رقابت می کنند.
*عرب های ولایتمدار خوزستان طی طول 34 سال از حیات پر برکت جمهوری اسلامی ضمن حضور گسترده در پای صندوق ها و رقم زدن شاخصی بالاتر از معدل کشوری،رفتار سیاسی مترقی و متمدنانه از خود بروز داده و در قالب مطالبات ملی دست به یک انتخاب تاریخی زده اند .جالب اینکه تعصبات قومی در کنش سیاسی آنها کمترین تاثیر را داشته است.در راستای درک این واقعیت خوب بدانیم،در انتخابات ریاست جمهوری دوره هشتم در سال 1380 با اینکه امیر دریابان علی شمخانی فرزند راستین این قوم،بعنوان رقیب سیدمحمد خاتمی در ماراتن انتخابات حضور یافت،رای مردم عرب خوزستان بدور از تعلقات و تعصبات قومی دقیقا مشابه رای ساکنان پایتخت بود و خاتمی توانست حدود 70% آرای مردم مناطق عرب نشین خوزستان را به خود اختصاص دهد.در سوسنگرد علی شمخانی توانست 27% آرا را کسب و همچنین در شهر ملاثانی که بیشترین نسبت رای مردم خوزستان را داشت دقیقا حدود 45% کل آراء مأخوذه را بخود اختصاص داد .در حالی که طی انتخابات اخیر(دوره یازدهم) محسن رضایی توانست 75% آرای شهرستان مسجدسلیمان را کسب کند و رقیب او (حسن روحانی) فقط 13% درصد کل آرا بدست آورد و این نسبت در سایر شهرهای شمالی و شرقی خوزستان حفظ شد و نشان می دهد،تعصب قومی و محلی بر رفتار سیاسی ساکنان شهرهای با انتخاب اول محسن رضایی تاثیر شگرفی داشته است.

مردم عرب از لحاظ تعصب به هویت و اصالت خویش در ردیف نخستین ها هستند،اما هیچگاه این تعلقات را در رفتار سیاسی خود بروز نمی دهند ،در مقابل بشکل غیرمنصفانه ای از طرف کسانی که خود غرق در تعلقات قومی اند همواره به قومیت گرایی متهم شده اند.انتخابات 92 آیینه ی تمام نمایی است که ثابت نمود مردم عرب ولایتمدار و انقلابی خوزستان با پیروی از رهنمودهای مقام معظم رهبری همواره رفتارهای سیاسی خود را بر عقلانیت و اعتدال بنا نهاده اند.لذا انتظار می رود این انتخابات آغازی برای تجدید نظر برخی گروهها و افراد در نگاهشان به این قوم اصیل و مسلمان و دلداده راستین انقلاب اسلامی و ولایت مطلقه فقیه باشد.
*نتایج انتخابات در برخی شهرها و بخش ها نشان از عدم محوریت ستادها در سازمان بخشی به آراء دکتر روحانی دارد.بطور نمونه در بخش گلگیر مسجدسلیمان دکتر روحانی صرفا توانسته 55 رای در برابر 3115 رای محسن رضایی کسب نماید،اما در عوض امروز مطالبات اعضای ستادها و سهم خواهی آنها بیش از حوزه تاثیرگذاری شان در نتایج آرا می باشد،این مدعا را می توان از رهگذر سخنرانی ها و نوشته های موجود در رسانه های مکتوب و مجازی و نیز در طیف شرکت کنندگان در آیین استقبال از مقامات استانی و کشوری دولت یازدهم به اثبات رساند.

*اگر
نگاهی
گذرا به فراوانی آراء کاندیداهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری بیافکنیم،
این تفاوت رفتار سیاسی را در مناطق گوناگون اهواز مشاهده خواهیم کرد.بطور
نمونه در محلاتی همچون کوی علوی (شلینگ
آباد) ،کوی مشعلی،خشایار،ملاشیه، عین 2،زویه،آسیه آباد،عامری،کیان
آباد،آخر آسفالت و کوت عبدالله......آقای دکتر حسن روحانی با فاصله قابل توجهی نسبت به دکتر رضایی در جایگاه اول بوده است،اما در مناطقی نظیر شهرک نفت،کوی نفت و زیتون کارمندی رای نخست به دکتر محسن رضایی تعلق داشت.همه
نیک می دانیم نقاط جمعیتی همچون شهرک نفت،کوی نفت ،شهرک آغاجاری و ملی
حفاری محل سکونت نخبگان برخی طیف های اجتماعی و نماد طبقه متوسط اهواز می
باشند و در هر دوره مانند طبقه متوسط سراسر کشور رفتار سیاسی خود را بروز
می دهند ولی در این انتخابات برخلاف دوره های گذشته ،طبقه متوسط این محلات
شاخص تعلقات قومی را بر کنش سیاسی همگرا با مطالبات مردم برای تغییر ،گرایش قومی را در تصمیم گیری سیاسی ترجیح داده اند.
*به
جرأت می توان گفت در خوزستان ،انتخاب روحانی مطالبه قشر محروم و مستضعف
بوده است که بیشتر بدنبال عنصر عدالت و نفی تبعیض بوده است.لذا هرگونه
تصمیم بویژه گزینش مدیران کل و جزء باید متناسب با این معیار و نتیجه
سنجیده و محک بخورد و تصمیمات کلان استان براساس یک روش مردم سالارانه
اتخاذ گردد.
*عده ای برای فرار از پاسخگویی در برابر این پرسش تاریخی ،می گویند:در انتصاب ها بدنبال شایسته سالاری هستند نه شاخص قومی !! . بدون تردید در مبانی و اصول مدیریت اسلامی عامل قومیت و زبان، شاخص اساسی در گزینش مدیران نیست و این امر همانطور که برای منتقدین مردود بوده ،یقینا اعمال آن از سوی کسانی که بر اریکه مسئولیت ها تکیه زده اند ناخوشایند و مذمو تر است و آنان اولی به رعایت این سفارش می باشند.اما کسانی که برای توجیه، به اصل شایسته سالاری تمسک می جویند و در عمل رفتار دیگری را از خود بروز می دهند،بطور غیر مستقیم در حق نخبگان و فرهیختگان این بخش مهم از بافت اجتماعی مردمان این خطه خونرنگ از ایران اسلامی بی انصافی روا می دارند.زیرا در سایه انقلاب اسلامی و به برکت رهنودهای حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنه ای،امروز هزاران تن از فرزندان ما با تحصیل در دانشگاههای نامدار ایران و جهان مدارج علمی بسیار بالایی را کسب و هر کدام با اتکا به دانش و تجربیات ارزنده می توانند در گوشه ای از این استان زرخیر منشاء خدمات چشمگیر و در نتیجه باعث پیشبرد فرایند توسعه خوزستان باشند.

«...در دوران قبل از انقلاب اسلامى، يعنى شايد هفتاد،هشتاد سال قبل از اين،باز مردم مؤمن و علماى خوزستان،در مقابل تجاوز انگليسي ها ايستادگى كردند.آن هم يك تجربه ديگر است.مردم اين استان،در چنين كارهاى بسيار باعظمت و پرشكوهى،سابقه دارند.البته همچنان كه همه مىدانند، آحاد ملت ايران به بركت اسلام توانستند در طول جنگ تحميلى،در همه شهرها و استانها شگفتى بيافرينند. مردم اين استان،در درجه اول در مقابل دشمن اين ايستادگى را كردند.بعد از دوران جنگ تحميلى هم باز در اين استان،تلاش و كار سازندگى، جزو بهترين نمونه هاى سازندگى در سرتاسر كشور بوده است.»(بيانات در اجتماع بزرگ مردم اهواز، 18اسفند1375)
"...آن روز هم مردان ما، زنان ما،قوميت هاى مختلف ما، عرب ما، فارس ما، ترك ما، كُرد ما، لُر ما، بلوچ ما، در سرتاسر كشور روى دفاع از شرف و هويت و استقلال كشور و مقابله با استكبار و ايادى او در داخل متمركز شدند و در اين راه توفيق بهدست آوردند.امروز هم همين است. عرب، فارس، ترك، بلوچ، كُرد، لُر و همه قوميتهاى ايرانى، متمسك به حبل اسلام و با وحدت كلمه، همين راه مبارك را ادامه دهند.» (بيانات در ديدار جمعی از جوانان اهواز، 8مرداد1382)
«...جوانان خوزستان و اهواز از جمله مجموعه هاى كم نظيرى هستند كه تأثير خود را در حراست از استقلال كشور،انقلاب اسلامى و عزت ملى نشان دادهاند؛اين را ما در اهواز و مناطق اطراف آن و در سرتاسر خوزستان شاهد بوده ايم.هنوز هم در ميان چهره هاى بسيار درخشانى كه من از طول دوران دفاع مقدس در ياد دارم،چند چهره برجسته اهوازى وجود دارند كه ياد آنها را هرگز فراموش نمىكنم.»(بيانات در ديدار جمعی از جوانان اهواز،8مرداد1382)