جمعه پانزدهم آذر ۱۳۹۲ | 0:29 | جمعی از نویسندگان -
متاسفانه جریانات سیاسی اغلب مطالبات و منافع سیاسی خود را در آموزش و پرورش دنبال می کنند.
استاندار باید در انتخاب مدیر آموزش و پرورش استان واقع بینانه عمل کند و نباید با نگاه سیاسی صرف و متاثر از رانتهای سیاسی یا گروهی و قومی ویا با مشورت های غلط با افراد نا آشنا و غیر مانوس با بافت اقلیمی، سیاسی، قومی و جمعیتی استان ،اجازه دهد سناریوهای دولت نهم و دهم برای انتخاب مدیر آموزش و پرورش تکرار شود.از سویی وزارت آموزش و پرورش و استاندار و مدیرکل مربوطه،در مرتبه اول،و نماینده گان مجلس شورای اسلامی،بدلیل جایگاه قانونگذازی و نظارت بر اجرای صحیح قوانین،در مرتبه دوم،مسئول و باید پاسخگوی افت و خیز آموزش و پرورش استان باشند. این گزیده ای از مصاحبه دکتر عباس حیصمی مدیر کل اسبق آموزش و پرورش استان خوزستان پیرامون تاثیر مدیریت عالی استان بر افت و خیز شاخص های توسعه فرهنگی و آموزشی در این بخش بود.اکنون مشروح این گفتگو را در سطور زیر می خوانید.
****

ج: ابتدا باید عرض کنم که رتبه مانند یک آمپر و درجه سنجش کیفیت و آلارمی است که گویای اتفاقاتی است که در درون فرایند رخ داده است ،به عبارتی دیگر رتبه یکی از شاخص هایی است که وضعیت عملکرد مجموعه عوامل دخیل در فرآیند آموزش و پرورش را بازگو می کند،تازه این شاخص تنها یک شاخص کمی است و بطور عمده در رابطه با آموزش (تعلیم)است،و برای ترسیم تمام نمای وضعیت آموزش و پرورش استان باید به شاخص های دیگر از جمله تربیت ( پرورش ) هم توجه کرد،اما علت اینکه من این شاخص را بیان کردم بدلیل ادعاهای بی اساس و اشتباهی بود که از رتبه استان و به زبان رسمی عالیترین مقام استان ( یعنی استاندار وقت) بیان شده بود و سعی کردم که در کنار شاخص رتبه ،برخی شاخص های آماری دیگر،مانند فضاهای تیپ آموزشی و نیروی انسانی متخصص و حتی ساختار و تشکیلات ( مانند تعداد ادارات آموزش و پرورش و...) را بیان کنم تا خواننده بطور طبیعی خودش به عوامل دخیل در سقوط جایگاه آموزش و پرورش استان از میانه جدول به انتهای جدول و عملکرد ضعیف آن در دهه اخیر و تأثیر مستقیم آن بر توسعه استان را بشناسد، بخصوص چون خطابم به مدیران کلان استان (مانند استاندار و نماینده گان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی بود ) امید وافر داشته و دارم که موثر واقع شود تا شاید دردی اساسی از درد مردم استان مورد توجه قرار گیرد .هدف من در آن نامه ایراد به یک مدیر دستگاهی ( هر چند بیشترین تقصیر متوجه اوست ) نبود،زیرا مشکل آموزش و پرورش استان پیش از آنکه مشکل یک مدیر باشد،مشکل مدیریت استانی و نوع نگرش و تفکر مدیریت عالی استان در حق آموزش و پرورش بوده که موجب شاخص گذاریها و هدفگذاری های اشتباه شده است و این شاخص گذاریها و هدف گذاریها چون مبنای تصمیم گیریهای بعدی،مانند معیار انتخاب مدیر،تخصیص اعتبار،تعامل دستگاهی و.... می شده، این دستگاه عظیم و بنیادی را به چنین روزی انداخته است که حتی توان رقابت با ضعیف ترین استان کشور را ندارد و مانند رودخانه کارون در حال خشک شدن است.اما چرا اینکه تا کنون بیان نشده بیشتر به ظرف زمانی بستگی دارد، هر سخنی را نمی شود در هر زمانی و در هر مکانی بیان کرد.ضمن اینکه باید قابلیت شنونده را هم سنجید،اکنون و به برکت فضای تدبیر و امید ما هم امید وار به اثر گذاری این مطالب در این زمان شدیم.
عوامل دخیل فراوانند اما من در این مطلب مختص دوست دارم بیشتر به عوامل و ارده های انسانی اشاره کنم که زیر ساخت سایر عوامل است و از اهمیت بسیاری برخوردار است.بر این باورم وزارت آموزش و پرورش و استاندار و مدیرکل مربوطه ،در مرتبه اول ،و نماینده گان مجلس شورای اسلامی بدلیل جایگاه قانونگذازی و نظارت بر اجرای صحیح قوانین ،در مرتبه دوم،مسئول و باید پاسخگوی افت و خیز آموزش و پرورش باشند.شما می دانید که وقتی ما از خروج نیروهای متخصص از آموزش و پرورش سخن می گوئیم،یکی از دلایل هجرت به خارج استان ،سطح خدمات رفاهی استان است که در رأس آنها نگرانی از سرنوشت تحصیل فرزندان ،در شرایط غیر برخورداراستان، سطح معیشتی،امنیت اجتماعی،سطح خدمات بهداشتی،بی عدالتی در توزیع منابع ثروت و قدرت و اطلاعات، و....است.که برای حل این مشکلات به اراده ای فراتری از مدیر دستگاهی نیاز است.استان به جهت منابع مختلف تولید پول و سرمایه،مانند نفت ،گاز ،صنایع ،آب و کشاورزی و....از استانهای برخوردار بشمار می آید و نظام هم یک نظام دینی و مبتنی بر عدالت در تمامی فرایندهای توسعه و برای همه استانها و آحاد ملت است ،پس عقب افتادن استان از استانهای هم طراز خود،بیش از آنکه ریشه در سیاست های کلان کشور داشته باشد، به قابلیتها و ضعف توانمندی مدیریتهای کلان استانی مرتبط است و دلیل آن هم این است که استانداران مختلف آمدند و رفتند،اما تاکنون نتوانستند سهم استان خوزستان را از این منابع بخوبی نقد کنند.لذا نیروهای متخصصی که این برخورداری را در استانی دیگر مشاهده و خود را محروم از آن می بینند،بطور طبیعی ،وعلی رغم همه تعلقات قلبی به استان خودشان،اما به سمت دیگری ،یعنی خروج از استان ،گرایش پیدا کرده اند.این یکی از عوامل مهم تاثیرگذار در افت تحصیلی است که مدیر دستگاهی نمی تواند برای حل آن کاری کند.
بارها اعتقاد قلبی ام را گفته ام که،خوزستان استان ثروتمند فقیر است ! و متأسفانه گویا هنوز گوشهای حقیقت شنو و چشمان واقع بین کم اند و همچنان با ارائه آمار گمراه کننده ( مانند قبولی یک یا دو دانش آموز مستعد و تلاشگر در آموزش و پرورش ،که تلاش فردی آنها سبب شده در کنکور رتبه دار باشند، و تعمیم آن به کلیت عملکرد دستگاه)،سعی می شود وضعیت شایان توجه جدی استان لاپوشانی شود! و بدین سان هم خود وهم مردم را بی خودی امیدوار نگه می دارند و اراده ای برای حل مشکل دیده نمی شود.
من آموزش و پرورش استان را واقعاً در نقطه لازم التوجه و بلکه اسفبار می بینم زیرا با شتاب بسیار ی و در عرض کمتر از یک دهه ،جایگاه آن از میانه جدول به انتهایی ترین نقطه جدول ( یعنی 32) رسیده است و برای اصلاح آن هم یک اراده ملی ،استانی و جمعی می طلبد و صد البته که در راس آن یک مدیر عالم،دلسوز، صاحب برنامه و قابل قبول جامعه فرهنگیان و توانا برای آموزش و پرورش است،کسی که با رانت سیاسی این جایگاه را اشغال نکرده باشد و آموزش و پرورش را با تمام وجود بفهمد و برای آن ایثار کند.در این راستا هم استاندار باید در انتخاب مدیر آموزش و پرورش استان واقع بینانه عمل کند و نباید با نگاه سیاسی صرف و متاثر از رانت های سیاسی یا گروهی و قومی و یا با مشورت های غلط با افراد ناآشنا و غیر مانوس با بافت اقلیمی،سیاسی،قومی و جمعیتی استان،اجازه دهد سناریوهای انتخاب مدیر برای آموزش و پرورش،در دولت نهم و دهم تکرار شود.
در ارائه آمار در نامه مذکور که با استناد به کتاب رسمی آمار وزارتی بود،قصدم این نبود که این اطلاعات دستمایه کوبیدن یک مدیر قرار بگیرد،هر چند که نقش اول متوجه مدیریت مستقیم آموزش و پرورش استان است،اما نگاه من فراتر از این بود و من در انتهای نامه هدف خودم را ذکر کردم که به نظرم هنوز کسی به آن توجه جدی نکرده است! هدف من تلنگری به آنانی بود که بدنبال مسئولیت پذیری استان بوده اند،هدف من نمایندگان محترم مردم در مجلس شورای اسلامی بود هدف من مسئولین وزارتخانه و مدیران ملی بود که سهم استان را بهتر ببینند،که البته در تماس هائی که در این خصوص داشته ام بشارت هائی هم داده اند.
هر چند خطابم استاندار وقت بود،اما هدفم فقط معطوف به گذشته نبود بلکه دغدغه ای برای آینده نیز بوده است ،برای مدیران استانی آینده و نمایندگان مردم است،استاندار جدیدی،که در آن زمان مشخص نبود و متوقع آمدنشان بودیم ،و نمایندگان که هستند و بار مسئولیت توجه جدی به این امور را بر دوش دارند می دانستم که ؛
1-مدیران استانی در آمارهای ارائه شده دستگاها دقت کافی نمایند،و آمار موثق و صحیح و واقعی را مبنای برنامه ریزی و تصمیم گیری قرار دهند.
2-ارزیابی مرتبی از مدیران زیر مجموعه خود داشته باشند تا با آمار خلاف واقع بی جهت دلخوش نباشند.
3-مهمتر از همه نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی،باید با نظارت بر دستگا ههای اجرایی استان، بگونه ای تصمیم سازی کنند که استان در همه شاخص ها از جایگاه قابل قبولی برخوردارباشد .
واقعا شایسته نیست که استان زرخیزی که ولی نعمت اقتصادی کشور است ،و به لحاظ معنوی مهد شهدا است،حتی از ضعیف ترین استانهای کشور هم عقب تر باشد.از نظر تعداد مدارس و فضاعای تیپ آموزشی کمتر از یک چهارم استانهای مابعد از خود باشد ، از لحاظ توسعه اداری و تعداد ادارات ،در حد دوسوم استانهای ما بعد خود باشد، که در نامه مذکور من آمار مستند را ارائه کردم ،در صد قابل توجهی از دانش آموزان در مدارس دو نوبته درس می خوانند و....،خوب اعتبار مورد نیازاحداث مدارس ،از مدیر کل به تنهائی ساخته نیست ،هر چند که او می بایست این را برای مسئولین ذی ربط قابل درک می کرده و گزارش می داده و پی گیری می کرده است،اما تخصیص در دست استاندار است و نمایندگان در این زمینه می توانند نقش حمایتی جدی ایفا کنند.اما سهم ملی ( یعنی وزارت آموزش و پرورش ) در ارتقا آموزش و پرورش استان ،هم در انتخاب فرد شایسته برای مدیریت استان ،و تکریم فرهنگیان ،که این روزها در آستانه آن قرار داریم ،وهم در تخصیص اعتبارات ،و ....سهم بسزائی دارد.
شما ملاحظه میفرمائید که تعداد فضاهای تیپ در اختیار آموزش و پرورش استانی حدوایک چهارم فضاهای در اختیار استانهای است که به لحاظ جمعیت دانش آموزی بعد از خوزستان قرار دارند( یعنی فارس و اصفهان) است و اگر بطور متوسط از هر کلاس درس دراین استان 68 دانش آموز در واحد زمان استفاده می کنند، در استانهای یاد شده این رقم حدود 15-10 نفر است!! و این به معنای دو نوبته بودن تعداد قابل توجهی از کلاسهای درسی در این استان است!
سهم اند ک فضا در آموزش و پرورش گویای این واقعیت است که استان خوزستان که حدود یک دهه درگیر جنگ بوده،و نه تنها در توسعه فضاها توقف داشته، بلکه فضاهای در اختیار نیز یا تخریب شده اند و یا عمر مفید خود را از دست داده اندو نا ایمن شده اند،بطور طبیعی با اعتباراتی که نوسازی مدارس،بر اساس شاخص های همسان با دیگر استان هائی که درگیر جنگ نبوده اند،تعیین و اختصاص به استان می یابد،جلو نمی افتد و این فاصله عقب ماندگی و تخریب را نمی تواند جبران کند.این میزان اعتبار تنها توانسته جبران بخشی از این فضاهای تخریب شده و یا فرسوده شده را بنماید و هنوز جایگاه خودش را برای رقابت با استانهای دیگر،حتی استانهای بعد از خودش را، پیدا نکرده است.با این تفاسیر وظیفه تغیر این شاخصها و اختصاص امتیاز ویژه و جبرانی برای استان متوجه کیست؟بی شک بخشی متوجه مدیران استانی دلسوز و مسئولیت پذیر و با انگیزه است،و بخشی متوجه نمایندگان مردم ،و اما وظیفه اساسی متوجه وزارت متبوع و هدف گذاریها و جهت دهی های عادلانه مورد انتظار از آنها است.که در تخصیص بنیادی و مفید اعتبارات موثرند.
البته نمایندگان محترم در گرفتن سهم ویژه ای برای عمران و توسعه آموزش و پرورش استان و توجیه مسئولین ذی ربط ،چه از اعتبارات ملی و چه استانی،و یا از بنگاههای اقتصادی مولد پول و سرمایه موجود در استان ،که تولیدات خود را از استان دارند اما تمامی عایدی آنرا به خارج ازاستان منتقل می شود و کمترین سهمی برای استان ندارند.نقش ویژه و انکار ناپذیر دارند.
بیاد دارم ،زمانی که مدیر کل استان بودم تنها نماینده یکی از شهرستان های شمال شرق استان بود که توانست سهم قابل توجهی از شرکت نفت برای احداث مدارس در حوزه انتخابیه خود بگیرد و مدرسه احداث کند اما دیگر من مانند آن را سراغ ندارم .پس ایراد ما بر ارائه آمار غلط و گمراه کننده به استاندار و نماینده گان محترم و از ناحیه به اصطلاح مدیران دستگاهی است ...به دلیل به اشتباه انداختن تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان و ایجاد خاطری آسوده و بی اساس نزد آنها است.زیرا دیگر دلیلی برای نگرانی وپی گیری باقی نمی گذارد و این دقیقا گلایه ما به مدیران دستگاهی است.
نقش دیگر مورد انتظار از تصمیم سازان سطح ملی،اتخاذ شیوه ای اساسی برای عزل و نصبها و حفظ کرامت انسانی فرهنگیان است که گاه در عزل و نصب ها مورد بی مهری قرار می گیرد .انتصاب فردی که از قابلیتها و شایستگی های لازم بر خوردار نیست قرار دادن آن در راس آموزش و پرورش،صرفنظر از تضرر علمی استان و سقوط آموزش و پرورش از جایگاه مورد انتظار،وهن به کرامت و جایگاه رفیع فرهنگیان است و موجب دلخوری و فقدان امید وضعف در انگیزه حرفه ای می شود.
متاسفانه در آموزش و پرورش افراد و جریانات سیاسی اغلب مطالبات و منافع سیاسی خود را در آموزش و پرورش دنبال می کنند،اینکه مدیر آموزش و پرورش از چه طیفی و از دوستان و مرتبطین به چه کسی باشند ،بیشترین اهتمام در توجه به آموزش و پرورش بوده و هست،و این خیانت بزرگی است که در حق آموزش و پرورش و مردم روا داشته می شود ،که متأسفانه به یک سنت غلط و مقبول تبدیل شده است که گاه دیده می شود رسما این مطالبات مطرح و دنبال می شود!ویکی از دلایل دیگرخروج نیروی انسانی متخصص از استان، هم همین توقعات و همین بی توجهی به استعدادها و توانمند یهای افراد و بی حرمتی و اجحاف در حق آنها است.
من بخوبی به یاد دارم در زمانی که در استان مسئول بودم برخی از دوستان و هم فکری های سیاسی خودم را که خیلی هم برای آنها احترام قائل بوده و هستم، بدلیل آنکه آنها را موفق در ادای وظیفه در آن جایگاه نمی دیدم ،و یا برای حفظ کرامت فرهنگیان ناچار از جابجائی آنها بودم وبرای سلامت اهداف تعلیم و تربیت ،اجتناب ناپذبر می دیدم و اقدام به جابجائی آنها می کردم،آن دوستان از من دلخور می شدند و در توجیه من می دیدم ادعا می شد که ،با این اقدام،جایگاه سیاسی جناح و نیروهای طرفدار دولت راتضعیف کرده ام!! حال آنکه ایراد این دوستان در عد م دلسوزی آنها برای نظام نبوده است ،بی شک از دوستان و دلسوزان نظام و دولت بوده اند، اما تفاوت من با این عزیزان در این بود که من آموزش و پرورش را یک فرایند می دید م ومن واقعا اعتقاد داشته و دارم که باموفقیت فرایند آموزش و پرورش است که می توان به دولت و نظام کمک کرد،نه با بود و نبود افراد به تنهائی و این صرفا یک اختلاف در تعریف نیست ،بلکه یک جهت گیری جدی است و این جهت گیری به من خیلی کمک کرد. یکی در ارتقاء دو درجه ای رتبه استان در آن سالها و دیگری در نحوه مواجه خوب با بحران اعتراضات عمومی فرهنگیان در آن ایام بود،که اگر این رویکرد نبود و اقبال فرهنگیان به اقدامات مبتنی بر دفاع از کرامت آنها نبود، بی شک در آن سالها ، استان ما هم به خوبی مدیریت نمی شد و مانند برخی استانهای دیگر،بدون دستگیری و بی حادثه سپری نمی شد.در حالی که با درک آنها از حمایت عملی ما از کرامت آنان و احترام به رای و نظر آنها ، بخوبی به رای و نظر ما احترام گذاشتند و همکاری صمیمانه ای کردند و در استان ما هیچ حادثه ای بروز نکرد.
بنابر این حفظ کرامت فرهنگیان ،بزرگترین سرمایه معنوی آنها است که باید مورد توجه جدی قرار گیرد.و متاسفانه بدلیل نبود مکانیسم جامع و مانع در عزل و نصبها،بیشترین زمانی که کرامت انسانی فرهنگیان مورد بی توجهی و بی مهری قرار می گیرد، زمان عزل و نصبها است!! این یکی ازوظایف اساسی مورد انتظار از وزارت متبوع است که باید برای آن چاره اندیشی کند.
این موضوع در دولت اصلاحات وتوسط مدیران وقت پیشنهاداتی شد و به خوبی پی گیری شد وکار به جایی رسید که قرار بود انتخاب مدیران در آموزش و پرورش بصورت رأی گیری از ناحیه معلمان و دبیران هر منطقه وبصورت یک مکانیسم قانونی تبین و تعریف شود و مورد تصویب قرار گیرد تا راهی برای خروج از این بن بست وسنت غلط و توقعات سیاسی رایج،باشد.زیرا این توقعات سیاسی،از ناحیه هر طیف وجناح و سلیقه سیاسی که باشد، آموزش و پرورش را تباه می کند ،متأسفانه در آن زمان فرصت عملی شدن نیافت .امیدواریم که در این زمان مورد توجه جدی قرار گیرد و به نقشه راه مناسبی برسند .انشاالله