برای سازماندهی سیاسی فضا اصول و مبانی ای لازم است . در این مقاله با هم این اصول را مورد بررسی قرار داده و بر مصوبه جدید تطبیق می دهیم ؛ به تعبیر دیگری دنبال پاسخ به این سوال هستیم که آیا این اصول در تقسیمات جدید رعایت شده است ؟
1) اصل تسهیل خدمات رسانی و تأمین نیازهای سکنه مقیم در ناحیه سیاسی – جغرافیایی .
2) اصل دسترسی سریع و کم هزینه به مراکز خدمات یا کانون ناحیه ی سیاسی در مقیاس مورد نظر .
3) اصل رضایتمندی سکنه فضای جغرافیایی از الگوی قالب گیری سیاسی – فضایی .
4) اصل مشارکت مردمی در تصمیم گیری های ملی و منطقه ای ( انتخابات سطوح ملی ، منطقه ای و محلی ) .
5) اصل واگذاری امور محلی به مردم و نهادهای محلی و توسعه اقتدار آنها در هر دو بُعد نهادهای مردمی و دولتی .
6) اصل وحدت ، وفاق و وفاداری ملی و یکپارچگی سیاسی – فضایی .
7) اصل یکپارچگی و وحدت سازمانی و اداری در تعامل بخش دولتی و مردمی در یک نظام ذومراتب از سطح ملی تا سطح محلی .
8) اصل پویایی و نقش آفرینی نواحی و مناطق در الگوی کارکردهای سطح ملی و در چهارچوب رقابت سازنده میان مناطق .
9) اصل تعامل سازنده میان نواحی و مناطق و مکمل بودن آنها برای یکدیگر .
10) اصل توزیع منطقی قدرت سیاسی و اجرایی در فضای کشور .
11) اصل تناظر و تشابه نهادهای حکومتی و اداری در نمامی سطوح سلسله مراتب سیاسی فضا .
12) اصل پیوستگی ، انسجام و انطباق سطوح متناظر در ابعاد چهارگانه : الف = کانونهای سیاسی ؛ ب = نظام فرمانروایی و سیاستگذاری ؛ ج = نواحی سیاسی در مقیاس های فضایی ؛ د = نظام سازمانی و مدیریت امور عمومی که همگی اجزاء و عناصر تفکیک ناپذیر ساختار سیاسی فضا هستند .
نتیجه گیری :
الف) با توجه به اینکه کانونهای شهری ملاثانی ، ویس و شیبان دارای وزن ژئوپلتیک نسبتا مشابه و در مجاورت هم قرار دارند ضروری است که اصول 9 و 10 و 11 با برنامه ریزی دقیق اجرا شوند واقتدار و امکانات بصورت عادلانه بین قطبهای شهری توزیع گردد .
ب) تدوین الگوی معیار کانون یابی و قطب یابی نواحی متجانس به وسیله مجموعه ای از شاخص های جمعیتی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، کالبدی ، خدماتی ، فضایی و ... تا توزیع امکانات بین سکنه کل شهرستان عادلانه صورت گیرد .
ج) ایجاد وحدت نظر بین کلیه نیروهای مومن و دلسوز شهرستان باوی اعم از کسانی که ساکن شیبان ، شبیشه ، شهرک طالقانی ، میلحه ، ویس ، ملاثانی و دهستانها و روستاهای تابعه به منظور استقرار نهادهای دولتی و مردمی و پرهیز از سخنان عجولانه و بعضا غیر مسئولانه نظیر انتخاب فرماندار و مدیران ادارات شهرستان که موجب تنش بین مناطق می شود .
د) آمایش فضای جغرافیایی به دلیل افزایش نوع و حجم فعالیتهای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و عناصر کالبدی نواحی و مناطق جغرافیایی شهرستان باوی .
ه) تصحیح محدوده های شهری به منظور جانمایی نهادهای دولتی توسط شهرداران شهرهای شهرستان باوی .
و) بررسی امکان تجدید نظر در تصمیم انتزاع زرگان گرانه از شهرستان باوی و الحاق آن به دهستان مشرحات .
اگر نقشه جدید شهرستان باوی منهای زبانه آن سوی رودخانه را با فتوشاپ از نقشه شهرستان اهواز جدا کنید شبیه شیری که سرش را به بالا گرفته است می ماند !
گرچه تصویب ارتقاء بخش باوی به شهرستان نشان دهنده اهتمام دولت عدالت محور به توزیع عادلانه امکانات و نتیجه پیگیری کلیه دلسوزان منطقه از گذشته تا به حال بوده است ، اما همه باید بدانیم بسیاری از مناطق که نظیر بخش باوی ارتقاء یافتند به علت عدم همدلی ، وفاق و پیگیری نیروهای تأثیرگذارآنها تنها فرقی که با گذشته پیدا کردند تغییر تابلوی ورودی شهر و استقرار فرماندار در محل بخشداری و دیگر هیچ ! نمونه این نوع ارتقاء ها دراستان خوزستان موجود است . بنابراین پیشنهاد می شود مسئولان محلی برای استقرار هر اداره و نهادی و جذب اعتبارات توسعه شهرستان ، کمیته ای مرکب از افراد مرتبط و علاقمند به آن اداره و سازمان تشکیل دهند و یک برنامه ریزی جدی و پیگیر با کمک نمایندگان محترم اهواز در مجلس شورای اسلامی ، ائمه محترم جمعه ویس و ملاثانی ، شوراهای اسلامی شهر ها و روستاهای شهرستان باوی ، مدیران ادارات و نهادهای مستقر ، سازمان های مردم نهاد ، نخبگان ، مطبوعات و اهل قلم تشکیل و کار تولد واقعی شهرستان را قابلگی نمایند والا موجود ناقص الخلقه به دنیا می آید ! در آن صورت همه آرزو می کردیم : " طفل نازادن بِه از شش ماهه افکندن جنین "
اهواز – لفته منصوری
4/4/1389