دیدگاه آقای محمد ریاضتی
پیرامون موضوع انتقاد سازنده
به طور معمول وقتي افراد با انتقادي مواجه ميشوند فرصتي براي تشخيص سازنده بودن يا نبودن آن نميدهند و خيلي سريع درصدد جواب دادن به فرد منتقد برمي آيند
معمولاً اولين عكسالعملي هم كه نشان ميدهند، دفاع ازخودشان است. اما چه خوب خواهد شد اگر بتوانيم روحيه انتقادپذيري را در خود افزايش دهيم و با روي باز انتقاد ديگران را پذيرفته يا دستكم بشنويم
هميشه و در هر جا ممكن است نسبت به اعمال مختلف ما انتقاد شود و اين ما هستيم كه بايد با شيوههاي گوناگون به آن انتقاد پاسخ دهيم. البته به ياد داشته باشيم كه شيوه پاسخگويي ما نشان دهنده شخصيت ما خواهد بود
پس وقتي فردي از ما انتقاد ميكند خوب است ابتدا بكوشيم كامل به حرفهاي او گوش كنيم و همواره عكسالعمل خود را به تعويق بيندازيم. معمولاً عكسالعملهايي كه بدون فكر صورت ميگيرند، زياد مناسب نيستند. براي فكر كردن و كمي زمان گذاشتن براي آن، نفس عميقي بكشيد و اندكي در مورد موضوع فكر كنيد. مثلاً اگر اين انتقاد به صورت ايميل به دست شما رسيده است، يك ساعت اين ايميل را به حال خود رها كنيد و پس از يك ساعت با ذهن باز و راحت سراغ آن برويد و در صورت لزوم به آن جواب بدهيد.
وقتي فردي انتقادي را بيان ميكند از او تشكر كنيد. با اين كار(تشكر كردن) ميتوانيد از حالت تهاجمي او نيز كم كنيد. همچنين به خود نيز يادآوري ميكنيد كه در اين انتقاد تلخ، نكته مثبت قابل سپاسي نيز نهفته است.
در ضمن پس از تشكر كردن و تلاش براي يافتن نكته مثبت انتقاد، به روال عادي به كارهاي روزمره باز نگرديد، اندكي درنگ كنيد و بكوشيد از همان لحظه، بهبود در كارها را آغاز كنيد. البته اين رفتار براي بسياري از افراد سخت و مشكل است، چرا كه آنها فكر ميكنند از هر نظر كامل هستند. به خاطر داشته باشيد كه هيچكس هميشه بر حق نيست. ممكن است زماني شما هم اشتباه كنيد و آن انتقاد، كاملاً درست و بجا باشد. پس دنبال موردي باشيد كه ميتوانيد تغيير دهيد و اين تغيير را آغاز كنيد.
دليل اصلي عدم انتقادپذيري افراد اين است كه در بيشتر مواقع، ما انتقاد را يك توهين شخصي و بياحترامي نسبت به شخصيت خودمان ميپنداريم؛ اما در واقع اين طور نيست. بيشتر انتقادها، بخصوص انتقادهايي كه بجا و مناسب مطرح ميشوند، نسبت به يك عمل يا رفتار خاص ما و با نيت بهبود و رشد ما هستند.
محمد ریاضتی
نشانه جامعه سالم انتقاد سازنده است
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود :« مَن لا یهتم بأمر المسلمین فَلَیسَ مِنهم و مَن لم یُصبح و یٌمسِ ناصحاً لله وللرسول و لکتابه و الولی و لعّامه المسلمین فَلَیسَ منهم » (1)« هر که به امر مسلمانان اهتمام نورزد از آنان نیست و هر که در حال نصیحت و خیر خواهی نسبت به خدا و رسول و کتاب و پیشوایش و عموم مسلمانان صبح و شام نکند از آنان نیست . »
بنابراین ، نجات و سعادت افراد جامعه در گرو آن است که رابطه زمامداران و مردم بر اساس نصیحت و انتقاد متقابل استوار شود ، زیرا در آن صورت است که ناراستی ها ، نابسامانی ها و ناتوانی ها آشکار می شود و راستی ها ، درستی ها و توانمندی ها میدان رشد می یابد و در این حالت است که می توان از انحراف ها جلوگیری کرد و بر نقاط قوت افزود و با باز کردن راه انتقاد سازنده است که عرصه نیک خواهان گشوده و برای متملقان بسته می شود . برادران عزیز و سروران گرامی ام آقایان سید مصطفی باوی محمد پور و مهندس علی سلامات و علی محسن زاده در خصوص دو مطلب پیشین ضرورت انتقاد سازنده و ویژگیهای انتقاد سازنده تعلیقی نگاشتند ؛ اینجانب مطالب آنها را به دقت مطالعه کردم . احساس عمیق من این است که جوانان فرهیخته و پرشور و با شعور ما درک درستی از اوضاع و احوال دارند ، به عبارت دیگر تحلیل آنها از وضع موجود کاملا درست است ، امّا برای عزیمت به نقطه مطلوب نقشه ندارند . ساختار امر به معروف و نهی از منکر همان استراتژی و نقشه حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است . شکی در آن ندارم همین مشارکت و اهتمام به جذب جوانان با معرفت ، خوش فکر و با مروّت که نمونه آنها این سه بزرگوار و دیگر عزیزانی که از ابتدای شکل گیری این حرکت فرهنگی توسط برادر عزیزم جناب آقای نعیم حمیدی با ابراز نظرات و انتقادات خود سهم عمده ای در شکل گیری سرنوشت سیاسی – اجتماعی – فرهنگی خود مطالبه کردند ؛ این حرکت خود امر به معروف و ساختن آینده است . اطمینان داشته باشید در میان مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی افراد پاک ضمیر و روشن اندیشی وجود دارند که مطالب شما را خواهند خواند و اگر امروز بر آنها صحه نگذارند در آینده ای نه چندان دور به صداقت شما پی می برند . فراموش نکنیم نشانه یک جامعه سالم نصیحت پذیری و انتقاد سالم است .
لفته منصوری
21/4/89
پاورقی
1) کنز العمال ، ج9 ، ص40
ضرورت انتفاد سازنده
نقد و انتقاد به معنی ارزیابی علنی و بی طرف از افکار و اعمال انسانی تلقی می شود که براین اساس از انتقاد کننده انتظار دیدن دو رویه سکه هست . به بیانی دیگر در مقوله ی نقد و انتقاد باید به نقاط برجسته یا مثبت و نقاط ضعف پدیده ی مورد انتقاد نظر دوخت .
1)جامعه نیازمند تعادل و پویایی است و ضامن این پویایی و تعادل ، انتقاد پذیری در جامعه است .
2)نظام اجتماعی و افرادش در یک تعامل اجتماعی بسر می برند .
3)نظام اجتماعی یک سیستم است .
4)طرح موضوع امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از فروع دین در اهمیت انتقاد پذیری در جامعه اسلامی جای تردید باقی نمی گذارد .
5)منابع و متون اسلامی امر انتقاد پذیری را صراحت یخشیده اند .
6)نصیحت به عنوان یکی از ابزارهای کارا به مثابه ی تحقق اصل انتقاد پذیری در دستور کار اسلام قرار دارد .
7)سیره عملی معصومین (ع) بر اصل انتقاد پذیری تاکید دارد .
8)امام خمینی (رض) ، رهبر معظم انقلاب اسلامی ، مراجع و علمای بزرگ اسلامی بر لزوم انتقاد پذیری در جامعه اسلامی تأکید کرده اند .
9)نقد و انتقاد به عنوان یک ضرورت توسعه ای مطرح است .
10)نقد و انتقاد زمینه ساز اصل مردم سالاری دینی است .
11)اصل ضرورت عقلی به عنوان یکی از زمینه های انتقاد در جامعه قابل تکیه است .
12)نقد و انتقاد به عنوان نظارت گر عملکرد مسئولان در جامعه اهمیت دارد .
اهواز – لفته منصوری
20/4/1389
ویژگیهای انتقاد سازنده
استاد شهید مطهری شرط اصلی و مهم انتقاد را رشد ، آگاهی و بصیرت افراد جامعه می داند . (1) بنابراین ایجاد روحیه انتقاد و انتقاد پذیری در میان مسئولان ، اهل قلم و صاحبنظران ملاثانی مستلزم وجود فضا و بستر مناسب است . تحقق دو شرط اصلی اجتماعی پیش نیاز ایجاد محیط انتقادی است :
1)برابری حقوق مردم در جامعه .
2)مشروع بودن نقد و انتقاد در جامعه .
امٌا ویژگیهای انتقاد کننده ، انتقاد و انتقاد شونده با اختصار در جدول زیرآمده است :
|
خصوصیات انتقاد کننده |
خصوصیات انتقاد |
خصوصیات انتقاد شونده |
|
*صداقت . *علم و آگاهی . *منطقی و مستدل بودن . *توانایی انتقال مطلب. *در نظر گرفتن کلیه جوانب *تمایز بین تحلیل گفتار یا کردار و تحلیل شخصیت . |
*اصلاحی و سازنده بودن . *سازمان یافتگی و سنجیده بودن . *رعایت قانون . |
*پرهیز از پیشداوری سو یافته و سوء ظن . *ازخود گذشتگی و پرهیز از استبداد رأی . *سعه صدر در برابر انتقادها . |
امام سجاد (ع) می فرماید : حق کسی که با وی مشورت می کنی این است که وقتی بر خلاف اعتقاد تو نظر می دهد او را متهم نسازی . (2)
اهواز – لفته منصوری
20/4/1389
پاورقی :
کتاب انقلاب اسلامی صفحه 120
کتاب تحف العقول صفحه 269
دیدگاه جناب مهندس علی بدوی
پیرامون انتقاد سازنده
جناب آقای منصوری - استاد محترم و گرامی
احتراما ضمن تشکر از شما به دلیل ارائه مقالات آموزنده , اینجانب در خصوص یکی از مطالب پیشنهادی داشتم که امیدوارم توسط شما تکمیل گردد. در تاریخ 21/4/89 مقاله ای تحت عنوان " نشانه جامعه سالم انتقاد سازنده است " ارائه گردید که بسیار آموزنده بود. لیکن در سطر یازدهم موضوعی بیان شد که برای اینجانب قابل توجیه نبود. در آنجا عنوان فرمودید که " ساختار امر به معروف و نهی از منکر همان استراتژی و نقشه حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است" ، قبل از پرداختن به موضوع ، بهتر است تعاریفی را با هم مرور کنیم و شاید بتوانیم نقطه ابهام را رفع نماییم. آنچه اینجانب در خصوص استراتژی و امر به معروف و نهی از منکر تا کنون درک نموده ام به شرح ذیل است :
بطورکلی استراتژی یعنی چگونگی تخصیص مطلوب منابع کمیاب جهت رسیدن به اهداف تعریف شده .
استراتژی حاصل بررسی محیط برای دستیابی به اهداف تعیین شده است . در طول زمان با تغییر محیط پیرامون , استراتژی ها نیز تغییر می کنند. مثل تغییر استراتزی استفاده از ایمیل بجای نامه کاغذی بدلیل تغییر محیط تکنولوژی . از طرفی یک سری مفاهیم بنیادین و ارزشی وجود دارند که در طول زمان نه تنها تغییر نمی کنند ، بلکه بعنوان چراغ راهنمای مسیر حرکت به سمت چشم انداز خواهند بود و ما را کنترل می کنند که به چپ و راست منحرف نشده و مسیر خود را پیدا کنیم . در میان ما مسلمانان تحت عنوان اصول و فروع دین شناخته و چراغ راهنمای ما در جهت رستگاری خواهند بود. پس نمی توانند تغییر کنند. لذا استراتژی نمی باشند. بنظر من ، آنچه که تا کنون نقد می شد عمدتا در چگونگی اجرای برنامه ها بوده است. در حالی که مهمترین موضوع سند چشم انداز توسعه شهرستان ملاثانی است . آیا تهیه شده است ؟ اگر شده ، چرا تا کنون به ذینفعان اصلی که همان مردم خونگرم ملاثانی است ، اعلام نشده است؟ اگر بنایی در شهر ملاثانی احداث می گردد و یا تسهیلاتی در شهر ارائه می شود ، مشخص است در راستای تحقق کدام استراتژی است ؟ شاید اگر این موضوعات توسط مسئولین محترم به روشنی تعیین می شد ، نقد وبررسی نیز هم جهت با استراتژی ها می شد. و کمتر وارد مسائل حاشیه ای می شدیم.
علی بدوی
در دین اسلام
امر به معروف و نهی از منکر تضمین تغییر از هست به باید !
جناب آقای مهندس علی بدوی پیرامون جمله « ساختار امر به معروف و نهی از منکر همان استراتژی و نقشه حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است » در مطلب قبلی اینجانب با عنوان « نشانه ی جامعه سالم انتقاد سازنده است » انتقاد پارادوکسیکال وارد کرده است او به زبان ساده می گوید : چگونه بین یک موضوع ثابت و لایتغیر امربه معروف و نهی از منکر و یک امر متغیر استراتژی هم نشینی ایجاد کرده ام ؟! ایشان در توضیح نقد خود اضافه می کند : « استراتژی حاصل بررسی محیط برای دستیابی به اهداف تعیین شده است [ بنابراین ] در طول زمان با تغییر محیط پیرامون , استراتژی ها نیز تغییر می کنند ؛ از طرفی یک سری مفاهیم بنیادین و ارزشی وجود دارند که در طول زمان نه تنها تغییر نمی کنند ... در میان ما مسلمانان تحت عنوان اصول و فروع دین شناخته و چراغ راهنمای ما در جهت رستگاری خواهند بود. پس نمی توانند تغییر کنند. »
اینجانب ضمن تشکر و سپاس فراوان از آقای مهندس علی بدوی به دلیل دقت نظر و تیزبینی که همواره این ودیعه الهی را در وجود خود داشته و دارد ، مرا به دوران تدریس در دبیرستان شهید شیخانی بُرد که دانش آموزی نکته سنج و باریک بین و ژرف اندیش با سوالات پی در پی معلم خود را از صرف یک استکان چای در زنگ تفریح محروم می کرد و آن کسی نبود جز علی بدوی که همواره برای آنچه که باید بداند آرام نداشت !
اما در پاسخ نقد خوب این جوان اندیشمند و عزیزم مطالبی را به استحضار ایشان و خوانندگان روشن ضمیر وبلاگ عرضه می دارم :
الف ) استراتژی در لغت : واژه «استراتژي» (Strategy) كه اكنون در زبان فارسي از آن به «راهبرد» تعبير مي شود مفهومي است كه از عرصه نظامي نشأت گرفته و بعداً در ساير عرصه ها از جمله اقتصاد، تجارت و به ويژه عرصه سياست و مملكت داري از كاربرد زيادي برخوردار شده است . استراتژي را به اعتبار معني كلمه مي توان «سوق دادن ، گسيل داشتن ، فرستادن ، بردن و پاييدن» بيان كرد . گمان مي رود كه اين كلمه عطف به دانش و هنر يك ژنرال قديمي يوناني به نام « استراتگوس » (Strategos) به كار برده شده است . در بعضي از منابع لاتين هم استراتژي از مفهوم « استريتوم » (Stratum) و به معناي راه ، مسير و يا بستر رودخانه بيان شده است .ريشه واژه «استراتژي» واژه يوناني «استراتژيا» (Strategia) به معناي «فرماندهي و رهبري» است. اكنون معناي ساده استراتژي عبارت است از يك طرح عملياتي به منظور هماهنگي و سازماندهي اقدامات براي دستيابي به هدف.
ب ) استراتژی در اصطلاح : اما تعریف های مختلفی از استراتژی توسط اندیشمندان صورت گرفته است .« آ.د. چندلر» (A.D.Chandler) استراتژي را به عنوان تعيين آماج و هدفهاي درازمدت در مؤسسه و براي تحقق پذيري اين آماج تخصيص دادن منابع موردنياز و آماده كردن برنامه هاي فعاليتي مناسب تعريف مي كند .«آنتوني» (Anthony) تعريف مشابهي را ارائه كرده است . تصميم گيري در مورد سياستهاي مربوط به اهداف مؤسسه و تغييرات در آن اهداف ، منابع مورد استفاده در آنها ، تعيين ويژگيهاي اين منابع و توزيع و كاربرد آنها . يك تعريف كوتاه تر در همان معنا و محتوي را «تايلس» (Tilles) ارائه كرده است . استراتژي مجموعه كاملي از سياست و اهداف معين و مشخص يك مؤسسه است. بنابه نظر «اندروز» (Andrews) استراتژي : نامي است كه به آماج ، هدف و تمامي وظايف و براي تحقق بخشيدن به اينها به روشهاي لازم داده مي شود مبني براينكه مؤسسه كدام كار را انجام مي دهد يا مي خواهد انجام دهد ، چه نوع مؤسسه اي است يا مي خواهد باشد را تعريف كند .«هافر» (Hofer) و «شندل» (Schendel) هم استراتژي را به عنوان فعاليتهاي تأمين كننده هماهنگي بين منابع داخلي و قابليتهاي مؤسسه با فرصت و تهديدهاي محيط بيروني تعبير مي كنند .بطور خلاصه استراتژیها در واقع عبارت است از ارائه تصویری از آنچه شهرستان می خواهد با استفاده از نظام هدفها و خط مشی های عمده ، به آن برسد . به این ترتیب ، در« استراتژیها » دقیقا مشخص نمی شود که شهرستان چگونه می خواهد به هدفهایش دست یابد ، زیرا چگونگی دست یابی به هدفها در طرحهای متعدد کلی و جزئی در نظر گرفته می شود . اما ، استراتژیها چارچوبهایی را برای هدایت اندیشه و عمل به دست می دهند . فایده آنها در عمل و اهمیت آنها در هدایت برنامه ریزی است ؛ تأکید بر استراتژیها به عنوان یک نوع برنامه جهت تجزیه و تحلیل وضع موجود و نشان دادن وضع مطلوب اهمیت دارد . به همین دلیل هیچ تزاحمی بین ساختار امر به معروف و نهی از منکر و استراتژی وجود ندارد . امربه معروف و نهی از منکر به مثابه اجتهاد موتور محرک اسلام در طول تاریخ و عرض جغرافیا بوده است . اگر بخواهیم از سنت پیامبر (ص ) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ازتغییر و حرکت سراغ بگیریم یک راست نشانی امر به معروف و نهی از منکر را به ما می دهند . امر به معروف و نهی از منکر سازواره ای است که هم اسلام و هم مسلمین را به روز می کند ؛ دین را عصری نمی کند ، بلکه عصر را دینی کرده و این به مثابه استراتژی است که خلاء بین اهداف و تاکتیکها را پُرمی کند . بنابراین امر به معروف و نهی از منکر نه یک امر ثابت و لایتغیراست و نه چراغ راه و راهنمای ایستا و بی حرکت بلکه نشانگاه و فلش حرکت از وضع هست به باید می باشد .
ارادتمند همه جوانان خوش فکر شهرستان باوی
اهواز – لفته منصوری
22/4/1389