انسان وسرنوشت
بررسي اينكه انسان در زندگي چقدر داراي اختيار است يا در يك دور جبري متولد مي شود، زندگي مي كند و مي ميرد يك موضوع بسيار قديمي است كه بسياري از انديشمندان ،فيلسوفان،مذهبيون و ... درباره آن نقد و بررسي كرده اند و نظر داده اند. آنچه كه مسلم است ظاهراً اين بررسيها در ميان عامه مردم بصورت مستقيم مورد توجه قرار نمي گيرد و جامعه فارغ از هياهوي علمي دانشمندان راه خود را مي پيمايد. اگر از مردم درباره نظريات دانشمندان درباره جبر و اختيار سئوال شود شايد نتوان آن دسته بندي كه در ميان دانشمندان وجود دارد در ميان نظرات مردم پيدا كرد ليكن ميانگين فكري جامعه در هر عصري تابع يك جريان فكري در اين باره است و هر چقدر اين جريان فكري رشد يافته و غني باشد در تكامل حركت جامعه اثر مستقيم دارد. مهم است جامعه و به ويژه روشنفكران آن درباره نقش انسان در زندگي چه تفكري دارند. اثرات اجتماعي جريان فكري غالب در طولاني مدت و در فراز و نشيب جامعه تعيين كننده است. اگرچه شايد بتوان ادعا كرد كه در هيچ برهه اي جوامع بشر بصورت اجماع به اين نقطه نظر نرسيده اند كه انسان فاقد هرگونه اختيار و حق انتخابي است و تمام اعمال بشر تابع جبر مطلق است. هرچند ممكن است در برهه هايي انديشمندان آن جامعه يا حتي حاكمان آن به دلايل علمي یا سیاسی موضوع جبري گرايی را ترويج داده باشند. البته اين موضوع شدت وضعف دارد. براساس ديدگاههاي دانشمندان اسلامي تابع مكتب حقه اهل بيت عصمت وطهارت، انسان موجود برجسته اي است كه خداوند امتياز بزرگ اختيار كه او را ازساير موجودات با فاصله زيادي متمايز مي سازد را به او هبه كرده است تا از ميان طيف دو حقيقت امكان پذير \" خدايي شدن و یا پست تر از حيوان شدن \" يكي را يا ميانه اي را انتخاب نمايد وحاصل اين انتخاب را در دوجهان بيابد. براين اساس نكات ذيل قابل برداشت است: 1)خداوند متعال مقدر كرده است كه تمام حوادث و رخدادها و حتي اراده خود را از مجراي اصل عليت عمومي تحقق بخشد و هرحادثي ضرورت وقطعيت وجود خود را و همچنين شكل وخصوصيت زماني ومكاني و ساير خصوصيات وجودي خود را از علل متقدمه خود كسب كند و يك پيوند ناگسستني ميان گذشته و حال وآينده هر موجودي وعلل متقدمه او باشد. 2)انسان توانايي اين را دارد كه سرنوشت خود را رقم بزند. اين موهبتي است كه خداوند متعال به او هديه كرده است وبراين اساس عالم انساني براساس سلسله مراتب قضا وقدر الهي مي تواند در نظام علوي وعلمي آن اثر بگذارد وسبب تغييراتي شود.خداوند به حكم قضا وقدر علم قابل تغيير دارد . خداوند به حكم قضا وقدر حكم قابل نقض هم دارد . داني مي تواند در عالي اثر بگذارد . نظام سفلي ومخصوصاً اراده وخواست انسان بلكه اختصاصاً اراده وخواست وعمل انسان مي تواند عالم علوي را تكان بدهد و سبب تغييراتي در آن بشود و اين عالي ترين شكل تسلط انسان برسرنوشت است. سوره رعد /39 \"يمحوا الله مايشاء ويثبت وعنده ام الكتاب \" خداوند هرچه را بخواهد (كه قبلاً ثبت شده است) محو مي كند وهرچه را بخواهد (كه قبلاً ثبت نشده است) ثبت مي كند و كتاب مادر (اصل ومادر همه كتابها ونوشته ها) منحصراً نزد اوست . 3)سنن الهي كه لایتخلف ولایتغير هستند بر نظام جهان حاكم هستند وبه حكم قضا وقدر كليه حوادث براساس این سنن شكل مي گيرند.اينكه هر فرد يا جامعه اي سخت كوش باشد در ابعاد سخت كوشي خود موفقيت را بدست مي آرود.اينكه آينده جهان بدست مومنان وموحدان خواهد بود و ... از جمله اين سنن حاكم بر جهان هستند. 4) آيا اين سنن الهي در برابر حركت انسانها با هرمرام،مكتب وايده و نيتي يكسان عمل مي كنند يا خير؟از نظر الهي جهان نسبت به امور بي طرف نيست وطرفدار اهل حق و درستي وعدالت است . معتقد به تقدير الهي، به حكمت ورحمت وعدالت نيز معتقد است. اگر كسي رضاي خدا را تحصيل كند ، يعني از سنت تشريعي الهي پيروي كند در كنف آنها محفوظ خواهد ماند.اين گونه اعتقاد به تقدير وتدبير الهي است كه نتيجه اش توكل واعتماد به خداست و ترس از مرگ ونابودي وهمچنين ترس از فقر وبي چيزي را از ميان مي برد و بزرگترين نقطه ضعف آدمي را كه ترس از نيستي يا هستي شقاوت آلود است را اصلاح مي كند. اعتقاد به وجود اين گونه حسابها در كار عالم بود كه مسلمان صدر اسلام را آن اندازه فعال وكوشا وشجاع و دلير بار آورد كه درجهان مانند ندارد. قرآن كريم در وصف حال، آنها را اين طور ذكر مي كند: آل عمران /173و174 \"آنان كه مردم به آنها گفتند جمعيتي انبوه براي نابودي شما گرد آمده اند،پس بترسيد از آنها ،اما اين تهديد جز بر ايمان آنها نيفزود وگفتند حمايت خدا ما رابس است واو خوب كارگزاري است پس در حالی بازگشتند که بر آنان هیچ الم و رنجی پیش نیامد و پیرو رضای خدا شدند و خدا صاحب فضل و رحمتی بزرگ است.\"
انتخاب و ارسال : فیصل مرداسی
*بر گرفته شده از کتاب انسان و سرنوشت استاد شهید مرتضی مطهری