کتاب جغرافیای تاریخی شهرهای جاده ابرایشم
فصل دوم: خوزستان
از بصره تا ارّجان در مرز فارس
خوزستان: کلمه خوزستان به معنای سرزمین «خوزها» است و خوز را به صورت های «هوز» و «حوز» نیز می نوشتند و جمع هوز در زبان عربی اهواز است که نام کرسی ایالت خوزستان است؛(91) البته ابن خردادبه (متوفای حدود 300 ق) خوزستان را با همان اهواز یکی می داند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر می شمارد.(92) گویا به سبب وجود همین هفت کوره در این سرزمین، عضدالدوله دیلمی، آنجا را اقلیم «هفت حوزه» نام گذارده تا آنجا که مقدسی در قرن چهارم هجری، از رواج این نام خبر داده و پیروی خود را از آن، اعلام می دارد. همچنین وی یادآور می شود که برخی از این حوزه ها از میان رفته است.(93)این کوره های هفت گانه عبارت بودند از: «اهواز»، «عسکر مکرم»، «تستر»، «جندی شاپور»، «شوش»، «رامهرمز»، و «سرّق».(94)درباره حدود خوزستان، همین قدر می توان دانست که در مشرق آن، فارس و اصفهان واقع اند. جنوب آن دریاست، و مغرب آن عراق است و شمالش ناحیت جبال.(95)راههای خوزستان: در خوزستان تمام رودها و نهرها قابل قایق رانی بود و حمل و نقل میان بیشتر این ایالت از طریق رودها و نهرهای مزبور صورت می گرفت؛ و اهواز در مرکز این راهها قرار داشت.(96)اصطخری و مقدسی در قرن چهارم هجری، راههای میان شهرهای خوزستان را به تفصیل بیان کرده اند.(97) از تفصیل ایشان به روشنی به دست می آید که گاه برای طیّ یک مسیر، می بایست ترکیبی از راههای آبی و خشکی پیموده می شد. در اینجا، به منظور شناسایی راه «بصره ـ ارّجان» که در عنوان فصل مطرح شد، ابتدا راه بصره به اهواز و سپس راه اهواز به ارّجان بازشناخته می شود. آنگاه در تکمیل سخن، دیگر راههای خوزستان معرفی خواهد شد:
1ـ راه بصره به اهواز: مسافری که از بصره به اهواز می آمد یا از راه نهر عضدی سفر می کرد یا از خشکی از راه زمینهای باتلاقی از عسکر ابو جعفر روبه روی ابلّه به حصن مهدی و از آنجا به سوق الاربعاء و سرانجام به اهواز می رفت.(98)گفتنی است که نهر عضدی را عضدالدوله دیلمی میان دو نهر اهواز و دجله به درازای چهار فرسنگ بکند، و بدین سان راه آبی را بر مسافران آسان کرد. پیش از آن، مسافران از دجله به دریا رفته، از دریا به نهر اهواز بازمی گشتند و به اهواز می رسیدند.(99)
2ـ راه اهواز به ارّجان: راه اهواز به سمت خاور، ابتدا به رامهرمز می رسید. همچنین راه شمالی تری نیز که از عسکر مکرم می آمد به رامهرمز می پیوست. سپس این هر دو راه در رامهرمز یکی شده به طرف خاور امتداد می یافت، و در حوالی رودخانه «طاب» پشت ارّجان به مرز فارس منتهی می شد.
قدامه و نویسندگان دیگر این مسیر را قسمتی از شاهراه بصره به شیراز به شمار آورده اند. همچنین اصطخری راه دیگری ذکر کرده که بیشتر آن از طریق آب است و از حصن مهدی آغاز شده، از ماسیان در ساحل گذشته به دورق می رفت و از آنجا به آسک، و سرانجام به ارّجان منتهی می شد.(100)
3ـ دیگر راههای خوزستان: برای مسافرت از خوزستان به عراق، این امکان نیز فراهم بود که مسافر، شهر «واسط» را مقصد قرار دهد و از مسیر واسط وارد عراق شود.(101)بدین منظور، مسافر، نخست از ارّجان به رامهرمز می آمد، در آنجا دو مسیر در پیش روی او بود: یکی اینکه راهی اهواز گردد و در جهت مغرب به نهر تیرا و سپس به سمت واسط رهسپار شود. دیگر آنکه از رامهرمز عازم عسکر مکرم شود و سپس با عبور از شوشتر، جندی شاپور، شوش و طیب، سرانجام به واسط، واصل گردد.(102)تا بدین جا، محورهای «شرقی ـ غربی» در راههای خوزستان (که موضوع اصلی سخن نیز بوده است)، معرفی شد؛ اما اینک درباره محورهای «شمالی ـ جنوبی»، به اجمال باید دانست که از جندی شاپور در شمال خوزستان، به سمت شمال راهی بود که از لور (کوههای لُر) می گذشت و سپس با عبور از دز، رایگان، و گلپایگان تا کرج ابودلف امتداد می یافت.(103)همچنین راه دیگری وجود داشت که از عسکر مکرم به ایذج رفته، سپس به سمت شمال، به ایالت جبال و پس از آن به اصفهان منتهی می شد.(104) خوزستان دارای نهرها و رودهای فراوانی بوده است که آبِ آنها همگی در حصن مهدی گرد آمده و رودی بزرگ را تشکیل می داد و سپس به دریای فارس (خلیج فارس) منتهی می گشت.(105) همچنین بیشتر آبهای اراضی باتلاقی جنوب خوزستان در نقطه باسیان به خلیج فارس می ریخت.(106)نزدیک باسیان جزیره دورقستان واقع بوده است و کشتیهایی که از طرف هندوستان می آمدند، در آنجا لنگر می انداختند.(107) رود دجیل نیز در محل سلیمانان به خلیج فارس می ریخت و این نقطه محل خطرناکی برای کشتی رانی بود. از این رو اگر کشتیها برای رسیدن به اهواز از باسیان می گذشتند، راه آنها سالم تر و بی خطرتر بود.(108)
شهرهای مهم خوزستان
1ـ اهواز: اهواز، کرسی استان خوزستان، در اصل «هرمز شهر» نام داشته است،(109) و نام «اهواز» را عرب ها بر این شهر نهادند.(110) شهر اهواز مشتمل بود بر دو محله در دو کرانه رودخانه دجیل (کارون): محله ای در سوی فارس (محله خاوری) که عمده بود و مسجد جامع و بیشتر بازارها در آنجا بود، و محله ای در سوی عراق که همانند جزیره ای بود. میان این دو محله را پل «هندوان» پیوند می داد.بستر رودخانه از پشت جزیره به یک شادروان (سدی که از سنگ ساخته شده بود) بر می خورد و بازگشته، در سه جویبار به آبادیها امتداد می یافت و کشتزارها را سیراب می کرد. این شادروان، درهایی داشت که هنگام افزایش آب، آنها را باز می کردند و گرنه اهواز را آب فرا می گرفت.(111)از گزارش مقدسی در قرن چهارم هجری، آشکار می شود که اهواز، شهری خوشنام و میهمان نواز نبوده است، اما با وجود این، از نظر بازرگانی، در جهان پرآوازه بوده است. مقدسی، اهواز را انبار بصره و بارانداز فارس و اصفهان می شمارد که مرکز گردآمدنِ خز و دیبا و سایر کالاها بوده است.(112)گفتنی است که در قرن سوم، بر اثر فتنه زنگیان، به اهواز آسیب بسیار وارد شد، اما یک قرن بعد، عضدالدوله دیلمی به بازسازی آنجا پرداخت.(113)
2ـ شوشتر: کرسی دوم خوزستان که اعراب آن را تستر و پارسیان شوشتر می گفتند، بر خلاف اهواز شهری خوشنام بود. این شهر، به خط مستقیم در شصت میلی شمال اهواز واقع است.(114)مقدسی، شوشتر را خوش ترین و مهم ترین شهر خوزستان به شمار می آورد که نهر به دور آن می چرخد و باغها آن را فرا گرفته است، شهرتی جهانی دارد، و مرکزی است برای بافندگی پنبه و دیبا، با بازارهایی معمور. بنا به تعبیر همین جغرافیدان قرن چهارم، از خاور و باختر به دیدار شوشتر می آیند، و آن جا بهشت خوزستان است.(115)در زیر شوشتر، سد عظیم شادروان ـ به درازای تقریبا یک میل ـ واقع بود که از عجائب ابنیه جهان بود، و آن را شاپور ساسانی، «ذوالاکتاف» بنا نهاد تا ارتفاع آب تا سطح شهر بالا بیاید.(116) البته بنا به نقلی نیز، شاپور پس از غلبه بر قیصر روم (والرین) و به اسارت گرفتن او، وی را مجبور به بنای آن سد عظیم نمود.(117)
3ـ عسکر مکرم: در بیست و پنج مایلی جنوب شوشتر، آثار شهری واقع است که عسکر مکرم نام داشت و نهر مسرقان، اراضی آن را مشروب می ساخت. نیشکر در آنجا فراوان بود، و بهترین نیشکر خوزستان در آنجا به عمل می آمد.(118) این شهر با انتساب به سردار عرب، «مکرم» نام، عسکر مکرم خوانده شد. آنجا بر دو سوی نهر واقع بوده است که جانب باختری (سمت عراق) آبادتر بوده و مسجد جامع و بیشتر بازارها در آن قرار داشته است.مقدسی در قرن چهارم عسکر مکرم را برخوردار از تجارتخانه های بزرگ می داند.(119) حتی در قرن هشتم هجری، بنا به گزارش حمداللّه مستوفی، آنجا شهری بزرگ بوده است که خوش ترین هوای خوزستان را داشته است.(120)
نزهه المشتاق شریف ادریسی۰(تاریخ جغرافیایی اهواز قبل از هجوم مغول)
جغرافیای تاریخی اهواز قبل از هجوم مغول...[2] در نوار شرقی دجله و دریای عبّادان سرزمین خوزستان[3] واقع است، از جمله اهواز و شهر اهواز که هرموز شهر نیز گفته می شود. اهواز[4] منطقه وسیع و شهری آباد و ناحیه زیبا که سایر کوره ها به آن منسوب ترکیبی دارای بازارها و مغازه ها و ساختمانهای بهم پیوسته و ارزاق فراوان و نعمت های متنوع است(مقدسی314). در اهواز از قبایل فارس و اعراب شهرنشین و توانگر که دارای اموال و کالای فراوان و کارگاههای درآمد زا و زندگی فراهم و پررونق دارند.اهواز[5] مرکز خوزستان است، سرزمین خوزستان[6] دشتی پست و کم ارتفاع، نیکو با ثروت های فراوان و هوای سالم که همواره آب فراوان دارد. شهرهای اهواز، عسکر مکرم، تستر، جندی سابور، سوس، رامهرمز، مسرقان، دورق، أیذج، بیان، جبی[7]، بصنا، سوق سنبیل و مناذر الکبری و مناذر الصغری و قرقوب{392} و طیب و کلیوان و نهرتیری و متوث و برذون و کرخه[8] و أزم و سوق الاربعاء و حصن مهدی در ساحل دریا و الباسیان و سلیمانان ازجمله هستند.در سرزمین خوزستان آبهای جاری و دره های سرسبز و رودهای پرآب وجود دارد رود تستر بزرگترین رود خوزستان، دجیل الاهواز[9] نام دارد، رودی عجیب است، سرچشمه های آن کوههای ناحیه لر می باشد، پل شاذروان که به دستور سابور شاه بنا گردیده از عجایب مشهور است که در بالای تستر و طرفین رود بسیار مستحکم و مرتفع ساخته شده و سری محکم با سنگهای عظیم و ستونهای حجازی هم سطح طرفین خشکی ساحل رودخانه ساخته شده بگونه ای که آب در پشت سد به هم سطحی شهر تستر قرار گرفته است. این رودخانه از پشت عسکر مکرم گذشته از اهواز عبور کرده و به رود سدره[10] منتهی شده در محل حصن مهدی به دریا می ریزد.از رودخانه تستر رودی بنام رود مسرقان[11] جدا می شود، مسرقان به سمت مغرب سرازیر شده به شهر عسکر مکرم منتهی می گردد، در عسکر مکرم بر آن پل بزرگی به تعداد بیست کشتی قرار دارد و کشتی های بزرگ در آن رفت و آمد می کنند و به اهواز متصل است، فاصله عسکر مکرم[12] و اهواز سی میل از طریق رودخانه است که در وقت مد که حداکثر آن در اول هر ماه است، کشتی ها رفت و آمد می کنند و در وضعیت جزر ارتفاع آب کاهش یافته و کشتی ها متوقف می مانند. آب رود مسرقان به هدر نمی رود بلکه تمام آب در آبیاری مزارع نیشکر و حبوبات و نخیلات و باغات و سایر کشتزارها{393} بهره برداری می شود.