پیام سپاس جناب آقای مهندس بهزادی
برادر عزیز و گرامی جناب آقای لفته منصوری , با سلام و دعا , با تشکر از لطف و عنایت حضرت عالی انشا الله توانسته باشم در طی مدت خدمتگذاری به مردم خوب و شریف ملاثانی سفارش مولا امیرالمومنین (ع) را مبنی بر حکومت بر قلوب مردم را بجا آورده باشم , دست یکایک مردم مهربان و مهماندوست ملاثانی را میبوسم , خداوند وجود با کفایت جنابعالی را برای خدمت به اهالی محترم ملاثانی حفظ نماید.
برادر کوچک شما بهزادی.
شعور عمومی
چگونه است که مردم یک غریبه را ترجیح می دهند ؟ داعیه بومی گرایی و انتصاب مسئولان همزبان و همشهری و همفکر و ... در چه شرایطی به کنار می رود ؟ چرا گفته می شود برخی از شهرها و استانها در مقابل انتصاب مسئولان غیر بومی مقاومت می کنند ؟ آیا این مقاومت ریشه قومی یا ریشه مذهبی یا سیاسی - فرهنگی دارد ؟ براستی این سوالها و دهها سوال دیگر در این زمینه چه پاسخ مقدری دریافت می کنند ؟
اصولا طرفداران انتصاب مسئولان بومی روی این نکته تاکید بسیار دارند که مسئولان بومی با فرهنگ جامعه خود آشناتر هستند ؛ مردم چون آنها را می شناسند از طرح مسائل و مشکلات خود ابا نمی کنند و به قول امیر المومنین علی (ع) در نهج البلاغه با زبان متعتع با رئیس و مدیر و مسئول مواجه نمی شوند . آنها ناگفته های مردم را می فهمند و به اسرار دل آنها آگاهند و این مزیت مهم یک بومی بر غیر بومی است . اما محمود بهزادی همه این قواعد را به هم زد ! او چنان همدلانه با مردم بود و در بین مردم زیست و با ضربان آنها قیام و قعود می کرد که باور نمی کردی این مدیر ، غیر بومی است . وقتی وارد مجلسی می شد مردم برای او جا را فراخ می کردند و گویی که سالهاست با او آشنایی دارند ، آن هم از جنس تعلق خاطر و محبت ؛ نه از جنس نیاز به یک مسئول برای بیمه امروز یا فردای خویش . او را در مجالس شادی و سرور خویش دعوت می کردند و همان گونه که در مطلب زیبای آقای حمیدی آمده بی ریا حضورمی یافت و کادو می داد و در مجالس فاتحه شرکت می کرد و گاهی اوقات مانند بستگان نزدیک متوفی در طول مراسم چند بار سر می زد .اینجاست که شعور عمومی مردم او را می پذیرند ؛ شوشتری و عرب و بختیاری و ترک قشقائی و اصفهانی ساکن ملاثانی به او عشق می ورزند و هم او و هم مردمی که آن روز در سالن اجتماعات دانشگاه ملاثانی برای تودیعش گرد هم آمدند با همدیگر برای فراق اشک ریختند ! شاید کسانی که در آن لحظات گریه می کردند برای بهزادی نبود بلکه برای اخلاق عمومی اشک ریختند ! شاید نگران رخت بربستن منشی بودند که با او خو گرفتند ! و من حیرانم که چرا اینگونه مدیریت در ارزیابی ها نمره ندارد ؟! چرا این مدیران مورد اعتنا و توجه قرار نمی گیرند ؟! و چرا این کوکبه رخشان و آیه نورانی " فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لنفضوا من حولک " شاخصه ارزشیابی مدیران قرار نمی گیرد ؟!برای آقای محمود بهزادی که جوانی خود را در خدمت به مردم ملاثانی سپری کرد و محبت کاشت و عشق درو کرد و برای اهالی خوب و دوست داشتنی ملاثانی که قدر شناسند و گوهر یاب آرزوی توفیق و اعمال صالح و عاقبت به خیری دارم .
اهواز – لفته منصوری
16/9/1389