با این حال و مبتنی بر خلاقیت های فردی و گروهی هنرمندان دغدغه مند ایرانی، فیلمبرداری عالی، بازی های قابل قبول و روان به ویژه در خصوص شخصیت های تاریخی و کلیدی، دکوپاژ فوق العاده همراه با ریتم و طرح داستان در فصل های مختلف در کنار دیالوگ های خوش تراش و به جا، تصویری از این سریال ساخته است که مقایسه این مجموعه با سایر مجموعه های سیما، شدیدا تفاوت سطح این مجموعه را نشان می دهد. اما همه این ها در حالی به ثمر می نشیند که شکل عرضه نیز متناسب با آن، از سطح قابل توجهی برخوردار باشد.در واقع وقتی سریالی با این عظمت در محتوا ـ به نوعی سیر رویاروئی اهل بیت اسلام با کفر، اثرات آن و نتایج مطلوبی که سال ها بر جا گذاشته و می گذارد ـ و نیز تهیه و تولید که اهلش به خوبی می دانند کاری با این گستردگی در امکانات مورد نیاز، بازیگران و .... تا چه حد کاری طاقت فرسا و بعضا با گیر و گرفت هایی که در پرداخت بودجه با آن مواجه شده اند، به نوعی گذشتن از میدان مین است، و همه صرف هزینه های مادی و معنوی وقتی که به خوبی عرضه نشود، گویی هدر رفته است.البته این موضوع، یعنی داشتن برنامه برای عرضه هر چه موثرتر و مهندسی شده، مشکلی است که اغلب آثار تلویزیون در گونه های مختلف با آن مواجه هستند. ولی به هر حال، با کاری که چند سال زحمت صرفش شده نباید چنان برخوررد کرد که نتایج مورد نظر در کمترین حد ممکن عاید شود.به عنوان مثال وقفه های پیاپی در روند پخش این سریال، به هر دلیل، باعث می شود مخاطب به تدریج دیدن آن را از برنامه هایش خارج کند و یا حتی پخش سریال در زمانی که به دلیل تعطیلات پایان هفته، خیلی محتمل نیست که پای تلویزیون بنشینند و این اثر را ببینند. باید تاکید کرد که این موضوع از ابعاد مختلف تاثیرگذار است و همه کسانی را که در گیر محتوای کار بوده اند به حظ لازم می رساند.

به عبارتی وقتی شیوه ارایه ی اثر به مخاطب مبتنی بر روش های مخاطب شناسانه باشد علاوه بر این که بخش عمده ای از مردم کار را می بینند، هنرمندان موثر در خلق این اثر فاخر نیز مبتنی بر بازخوردهایی که از آن منتج می شود، نه تنها نواقص را بر طرف می کنند، بلکه با شوقی بیشتر به این نوع آثار روی می آورند و چرخه مربوطه با رونق همه جانبه ای به سمتی مطلوب رهسپار می شود.و اما سریالی با موضوعی مشابه ولی مضمونی کاملا متفاوت و دارای ابعادی انتقادی و قابل تأمل با یک قدم تأخیرنقد من به عنوان يك خبرنگار آماتور به كارگردان ،نوع ايفاي نقش بازيگران و شخصيت هاي سريال نيست بلكه كيفيت نوع پيام آن است با توجه به تعهد نسبت به الغاي يك نگرش از زندگینامه پيامبر خدا به نگاهي موشكافانه يك ايراني با عرق مذهبي و سنتي و دوستدار ائمه و اهل بيت است.ساخت فضاي آزادي بيان و انتقادي از يك كار هنري و غيره در حوزه ي صدا و سيما به خوبي فرهنگ سازي شده است و هيشه انتقادي سازنده و سالم مد نظر بوده است.ماندگاري در بستر خشك و يكنواخت فيلم ها و سريال هاي مذهبي در سالهاي اخير در بطن خانواده ملي سينما و تلويزيون عينا مشهود و ملموس جلوه مي كند بطوري كه غالبا مضمون سريال هاي ساخته شده ي عديدي كه به معرض ديد عموم از طريق تلويزيون ارائه شده با پيامي معنوي و اعتقادي متناسب با رويدادهاي شكل گرفته در چند قرن اخير با توجه به موضوع انها بوده است ولي اين بار متفاوت با سنت قبلي طرح ديدگاه از منظر يك رسانه ي ملي چون تلويزيون در باره سريال يوسف پيامبر (ع) است.در هر صورت اطلاع رساني در اين زمينه ها از جمله اقدامات اصولي و راهبردي صدا و سيماست كه فرهنگ آشنائي با زندگي پيامبران و وقايع رخ داده چندين هزار ساله در زمان آنها را در اذهان عمومي ترويج و تجديد مي كند.اتفاقات زندگي حضرت يوسف (ع) در روايات قرآني بيسار شيوا و دلنشين بيان شده است .در چند سطر چنان خوب نگارش شده كه بيانگر لحظه هائي خاص و گويا از زندگينامه ي وي است.امروزه آنچه در اذهان عموم مردم از يوسف پيامبر(ع) حك شده اين است كه زيبائي يوسف (ع) زليخا همسر عزيز مصر را شيفته ي خود كرده بود و اين قضيه زبانزد خاص و عام مردم آن زمان و عصر امروزي شده است كه در حال حاضر سريالي بنام يوسف پيامبر(ع) با كارشناسي و كار شبانه روزي كارگردان عزيز سريال جناب آقاي سلحشور و همكاران وي به روي پرده تلويزيون رفته است.و اما یک مسئله عامه پسند و رایج جامعه ایرانی اینکه شخصیت هر کسی طبعا و ذاتا واسه ی خود آدم بسیار عزیز و محترم خواهد بود.قضاوت جمعی راجع به آن و اتخاذ تدبیر در مورد افشای آن کاری بس دشوار است.بعنوان یک مثال بیائیم راجع به زندگی نامه یک شخصیت بزرگ مذهبی و یا ملی کشورمان سریالی را تهیه کنیم که موضوعات شخصی و خانوادگی و تربیتی مشابه سریال یوسف(ع) را داشته باشد سپس تقدیم به یک قطب بزرگ فرهنگی همچون رسانه ملی و در نهایت در معرض دید عمومی ملت از طریق تلویزیون کنیم.
آیا می توانیم تمام خصوصیات رفتاری و شخصیتی وی را با درایت و مدیریتی پای بند به ارزش های اخلاقی و فرهنگی در قالب یک رسانه ملی به نمایش بگذاریم؟تا چه میزان قادر خواهیم بود که رضایت آن شخصیت مذهبی را که سریال قالبی از زندگی نامه او خواهد بود، را نسبت به ارائه آن به مخاطبی ایرانی و منتقد جلب کنیم.چنان اتخاذی اصولی در جلب اعتماد وی می کنیم که خدائی نکرده به شخصیت وی لطمه ای وارد نشود و در منظر دید عموم بد جلوه ندهد.با هزینه های بسیار و صرف زمان زیاد با تکیه به روایات و داستان های مستند قرآنی سریالی را کارگردانی کرداه اند و کسب اجازه از سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در پخش آن از یک رسانه ملی گرفته اند که نمادی از یعنی زندگی نامه یک پیامبر خداست.اگر موشكافانه و با نگاهي انتقادي به موضوع سريال دقت كنيم ،مي بينيم تنها پيامي كه از آن مي توان دريافت جزنمادي از يك قصه ي يوسف و زليخا بيش نيست و قالبي عاشقانه ،عارفانه به خود گرفته است و اين امر خارج از عرف مذهبي در قبال تشريح رويكرد اتفاقي تاريخي در زندگي يك پيامبر خداست..اتفاقي كه سراسر مضمون سريال را حاكم شده و تير كارگردان آن را بطور جامعه و كامل نشانه رفته و اين كار تقريبا محدود به موضوع اتفاقت داخل قصر و صرفا علاقه ي زليخا به حضرت يوسف(ع) شده است.البته ناگفته نماند كه نبايد يك طرفه پيش قاضي رفت و در بعضي پلان ها نيز تأثير رفتار معنوي و معصوميت پيامبر خدا روي زندانيان و خدمه ي قصر و حتي خود عزيز مصر به نمايش كشيده شد.باید به عنوان یک بیننده و نه یک منتقد ساده و یک خبرنگار دست و پا شکسته می گویم: که مگر در عصمت و پاکی آن حضرت شکی بود؟مگر کم از وی و زندگی ایشان در کتاب ها و روایات حک شده؟مگر در روایات قرآنی به پاکی وی در برابر خواسته ی زلیخا شکی بود؟ درسته که این روزا واسه ی کسب درآمد در عرصه ی سینما فیلم کردن هر کسی با هر شخصیتی و در هر لباسی دیگه زیاد مهم نیست.
یوسف پیامبر که خود پیامبر خدا بود،واقعا لازم بود سریال یوسف پیامبر(ع) را با چنان ظرافت و دقتی در بیان واقعیت روی داده چندین هزار سال قبل در رسانه ای ملی به نمایش گذاشته شود؟تا چه اندازه در کپی برداری از ظاهر و شخصیت و نحوه کلام و بیان وی کارشناسی شده بود؟در کدام آیه از قرآن اشاره شده که یوسف پیامبر چنین لحنی در بیان و یا چنان قد و ظاهری دارد؟سریال های قبلی از پیامبران همانند امام رضا(ع) که پخش شد صورت بازیگر را به احترام آن امام را مشخص نکرده بودند،نمی دانم شاید با پیشرفت سینمای ایران ،کارگردان سریال چنین برداشت کرده که می تواند صورت یوسف(ع) را این چنین جلوه دهد و بگوید این قیافه ی احتمالی آن پیامبر بزرگ خدا بوده.......اینها همه سوالاتی است که در ذهن یک ملت ایرانی با عرقی انتقادی در برابر چنین سریالی که از یک پیامبر خدا نمایش داده شده ،وجود دارد. برگردیم به همان شخصیت مذهبی یا ملی که مثال زده بودیم ...آیا چنین اجازه ای را میدهد که خللی در بیان شخصیت حقیقی وی در یک رسانه بزرگ ملی پیش بیاید.سریال یوسف پیامبر(ع) بطور جامع و کلی معطوف به این قضه شده که زلیخا عاشق وی بوده ،شاید بهتر بود نام سریال را همان یوسف و زلیخا تعیین می کردند تا مقداری از سنگینی انتقادات این چنینی کم شود.چنان با ظرافت و بینشی عشق زلیخا را به یوسف به تصویر کشیده اندکه بیننده حین تماشای سریال از توجه به عصمت و طهارت پیامبر خدا در قالب این سریال رها شده و فقط و فقط به مضمون جاری سریال در قالب سعی زلیخا به تسلیم در برابر خواسته های .... توجه کند.پلان هائی که با نمایش آن ذهن مخاطب اخلاقا به انحراف کشیده می شود، تلاش يوسف(ع) برای گذر از هفت باب و دویدن زلیخا به دنبال وی.تمام هم و قم کارگردان در این چند پلان مذکور بوده که بتواند بیننده بیشتری را جذب سریال کند ولی چرا؟دیالوگ های زلیخا در یک پلان چنان خارج از عرف یک رسانه ی ملی اسلامی بیان می شود که مسیر و هدف اصلی سریال را در ذهن بیننده مخدوش می کند.(((ای یوسف تو چون بنده ی من هستی باید نسبت به خواسته های من مطیع باشی.من خودم را برای تو آماده کرده ام))). و زمانی که یوسف پیامبر وسیله ای می شود برای اثبات بی گناهی زلیخا در جمع بانوان خوش سیمای مصر. این ها تنها گوشه ای از ایرادات این سریال صادر شده به کشورهای همسایه در سال اخیر است.چشمی باز کنیم و بهتر ببینیم واقعیات روزمره ی جاری جامعه را...درشت ننویسیم تا همه ببینند، درست بنویسیم تا همه بدانند،تلویزیون هم بخش اعظمی از یک رسانه ملی را شامل می شود. آیا مدنظر کارگردان این بوده که نشان دهد تا چه حد یوسف(ع) پیامبر خدا معصوم و پاک بوده آیا وی حس می کرد این وظیفه ی بزرگ معنوی بعهده اش بوده...و یا اینکه صدا و سیما این مأموریت را گردن گرفته بود؟نمی دانم شاید سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و کارشناسان مذهبی آن بهتر از بنده نسبت به این قضیه اشراف داشتند و لازم و ضروری بود که گفته شود یوسف(ع) پیامبر خدا معصوم و پاک بود.چرا نیائیم به مسائلی که جامعه فرهنگی کشور مان شدیدا گریبان گیر آنست نگاهی مجدانه بیندازیم و خوب اطلاع رسانی کنیم،برای جامعه مفید باشیم .اعتماد یک ملت را به یک رسانه ملی هر روز بهتر و بهتر کنیم. چرا منشور اخلاقی به خانه ی صمیمی سینما راه داده نمی شود. به بازار فروش پوسترهای بازیگران خوش عکس به خصوص خانم ها لطمه وارد می شود؟ مهندس ضرغامی شاید با این رواج بی حجابی در سینمای ایران قصد بازار گرمی رسانه ی ملی را در مقابل شبکه های ماهواره ای دارد و بییندگان بیشتری را پای شبکه های ملی و پرده های سینما بنشاند. ولی با این کار داریم آب توی آسیاب دشمن می ریزیم. می دونم خبر دارن ولی خیر ندارن.ملت ایران نیاز به پیام های بزرگ تر و شیواتر از اینها دارد و انتظاری بس زیبا از یک رسانه ملی .
و اما اشاره ای کوتاه و بدون شرح:مجموعه بزنگاه که در ایام ماه مبارک رمضان پخش می شد و و و ....آیا پیام هائی در قالب روزه و ماه مبارک رمضان داشت و یا اینکه ترویج فرهنگ سیگار و اعتیاد را بصورت طنز رونمائی میکرد؟و یا شاید نتیجه ی بهتری هم داشت که دو نفر همدیگه رو دوست داشتن و به هم رسیدن...سالن های سینما ها که خدا رو شکر با وجود ماهواره ها و اینترنت، شدن خوابگاه سربازان پادگان ها و................آیا سریال مارمولک نمونه ای از این چنین ......... در سینمای ایران اسلامی نبود؟ که جمع کردن ترکش های آن بسیار سخت شد. صلاح کار خویش خسروان دانند.
علی سرخی
جمعه صبح ساعت 3:20 دقیقه
60 میلیون نفر هر روز جمعه در انتظار یوسف پیامبر هستند، غافل از اینکه 1174 سال است که یوسف زهرا در انتظار 313 نفر است.