از معتادان یاد بگیریم
در سنت هفتم انجمن معتادان گمنام گفته شده : « هر گروه NA می بایست کاملا متکی به خود باشد و کمکی از خارج دریافت نکند . » شما تصور بکنید اگر همین یک سنت معتادان را بخواهیم روی افراد سالم مثلا ؛ جوانان لیسانس ملاثانی که تصمیم گرفتند وارد دانشگاه شده و فوق لیسانس بگیرند ؛ اجرا کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟آیا ما درک درستی از همخوانی یا تبادل تجربه داریم یا خیر ؟ می خواهم مخاطب فهیم وبلاگ را به این دو نکته اساسی متفطن کنم که یک ؛ برای هر حرکت اصلاحی توقف در مرحله تأمین امکانات و ساز و کار همان و شکست حرکت در آن مرحله همان خواهد بود و دوم اینکه ؛ عدم اعتماد به نفس و بالاتر از آن بی اعتمادی به جمع و گروه یکی از عوامل اساسی عدم موفقیت است.
در جلسات بهبودی معتادان گمنام نه داروئی توزیع می شود . نه قول اشتغال به معتادانمی دهند . نه از شخصیت ها و رسانه ها در جلسات خود دعوت می کنند. نه مشکلات خانوادگی آنها را حل می کنند ، نه پذیرائی از آنها می کنند و نه حتی جای خوبی برای تشکیل جلسه دارند [ سنت یازدهم : خط مشی روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبلیغ ، ما لازم است همیشه گمنامی شخصی خود را در سطح مطبوعات ، رادیو و فیلم حفظ کنیم . ] با این وجود شاهد ترک اعتیاد بسیاری از جوانان خوب این منطقه و استان هستیم .
یکی دیگر از کارهای جالب آنها اینست که همه اعضای گروه خود را بر هدف متمرکز کرده و از حواشی پرهیز می کند [ سنت پنجم : هر گروه فقط یک هدف اصلی دارد ، رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است .] آیا گروههای مختلف جوانان ملاثانی نمی توانند اهداف مشخص و واضحی برای پیشرفت و تکامل خود و جامعه طراحی کنند . به عنوان مثال گروهی که تمایل دارند قرآن را حفظ کنند یا مسجد محله خود را فعال کنند یا وارد دانشگاه بشوند یا قهرمان رشته های ورزشی شوند یا اشتغال مناسب خود را پیدا کنند یا سرانه فضای سبز محیط سکونت خود را افزایش دهند یا مدیر آینده شهرشان شوند و ... گردهم جمع بشوند و پس از طراحی هدف ، برنامه های خود را بدون هیچ پراکندگی فقط و فقط برای وصول به هدف طراحی کنند . بطور قطع و یقین موفقیت و پیروزی وعده الهی خواهد بود که محقق می شود .
اگر بیکاران ملاثانی بخواهند بر اساس همین سنت ها حرکت بکنند و در یک ساختار ارتباطی سرمایه اجتماعی ( اعتماد اجتماعی ، مشارکت اجتماعی و انسجام اجتماعی ) تولید کنند با وضعیتی که الان دارند و تک تک به ادارات و سازمان ها مراجعه می کنند و کاریابی می کنند و یا در خانه نشسته و دست روی دست گذاشتند ؛ تفاوت نخواهد داشت ؟
سرمایه اجتماعی مانند همه سرمایه های دیگر یک سرمایه است ، شما پول را به اشکال مختلف خرج می کنید در راههای مثبت و منفی ، دانایی برای انسان همین خاصیت را دارد . بنابراین می توان از سرمایه اجتماعی برای وضعیتهای مختلف بهر ه برداری کرد ؛ در شرایطی که این سرمایه معتاد را می تواند نجات بدهد آیا نمی تواند انسان سالم را متحول سازد ؟ آیا ما نمی توانیم با سرمایه اجتماعی آسیب های اجتماعی خودمان را درمان کنیم ؟! یا برای حفظ و ارتقاء محیط زیست و زندگی مان برنامه ریزی بکنیم همین آقایان علی سرخی و ملوحی و عبدالرحمن اعصامی که دهیاران فعالی هستند اگر تصمیم بگیرند که توسط دانش آموزان مدارس روستایشان و به تعداد آنها درخت بکارند و در یک محیط تعاملی با شهرداری و جهاد کشاورزی و آموزش و پرورش این طرح را عملی کنند آیا بیت ملوح و صلیعه و جلیعه به زیباترین روستاهای شهرستان باوی تبدیل نخواهند شد ؟
ما برای اصلاح خود و جامعه نیاز به شناخت و توکل برای ذات باریتعالی داریم بقیه کارها از قبیل عزم و انگیزه و ... محقق خواهد شد .
اهواز – لفته منصوری
4/11/1389