اختلافات بستر رشد مدیران ناکارآمد
آسیب شناسی مدیریت بویژه در نهادهای اجتماعی و شهری از جمله مباحث مهم و زیربنایی جامعه امروزی است که تاکنون در راستای تبیین آفت ها و عوامل ناکارآمدی آن در حوزه نظری هزاران مقاله و کتاب نگاشته و منتشر گردیده است. مساله مدیریت در جوامع خرد خصوصا" با بافت های سنتی موضوع ویژه ای ست که مولفه های آن نیز با مباحث کلی حوزه مدیریت متفاوت می باشد.شاید بارها در ذهن من و شما خطور کرده باشد،چگونه باوجود استعداد های سرشار بومی و خیل عظیم دانش آموختگان جوان و عناصر زبده و کار آزموده لیک در راس هرم برخی مدیریت ها ی اجرایی استان و شهر مان افراد غیر بومی آنهم از نوع ناکارآمدش قرار دارند ؟معمولا" در این زمینه خصوصا" در آستانه انتخابات مجلس و یا شوراهای محلی بسیاری از انتخاب شوندگان برای جلب آراء شهروندان شعار مذکور را بشکل استفهامی علم می کنند.اما با گذشت اندک مدتی از فضای تبلیغاتی همان افراد نیز برای دستیابی به منافع زودگذر فردی و گروهی بدنبال نیروهای غیربومی می روند.بنظر می رسد در فضای فعلی حاکم می توان تا اندازه ای این شعار و ایده را مورد واکاوی و تحلیل و بررسی هرچند مختصر قرار داد .بویژه در این مقطع زمانی شوراهای شهر اهواز ، آبادان و ملاثانی و دیگر شهرها غیره دچار مشکلات فراوانی شدند و هم مردم هزینه های گزافی را بابت این ایده تحمل و پرداخت نمودند.
سئوال نخست:اصولا" مدیریت بومی و غیربومی مقوله ای علمی است یا صرفا" مساله ای روانی و ذهنی که در جامعه ما بشکل جدی بروز کرده است ؟چگونه می توان خوب یا بد بودن مدیریت غیربومی را استنتاج نمود؟
در بررسی اجمالی بخش های مختلف مباحث حوزه مدیریت این نتیجه حاصل شده است که :مبحث مدیریت بومی و غیر بومی نخستین بار در تاریخ مدیریت جهان در ایران و در مناطقی با بافت های قومی و طایفه ای مطرح و به عرصه مدیریت کلان کشور راه یافت.در تمام دنیا مهمترین مدیریت را علم ،تجربه،خلاقیت ،موقعیت شناسی ،شجاعت در تصمیم گیری ،داشتن منش کار جمعی و احترام به ارباب رجوع می دانند.در جهان کنونی مدیر باید قابل ارزشیبابی حجمی و رفتاری باشد .اصولا"هیچ مدیری را از لحاظ امور خصوصی ،اعتقادی و باورها و گرایش های سیاسی مورد سنجش قرار نمی دهند.

در مناطق دارای بافت اجتماعی قومی بویژه در 15 سال اخیر مساله بهره گیری از مدیریت بومی به شدت در ادبیات سیاسی کشور رواج یافت که مهمترین دلایل و عوامل آن تبعیض موجود در فرایند توزیع قدرت و ثروت می باشد که بارها از سوی مقام معظم رهبری مورد واقع شده و خواهان مبارزه دولت ها با مقوله تبعیض و فقر در تمام ابعاد آن شده اند.لذا مدیریت غیربومی فی نفسه مذموم و پدیده ای نامانوس نیست بلکه بسیاری از مردم بر این باورند با وجود عناصر کارآمد و شایسته و تحصیل کرده دیگر نیازی به سپردن مدیریت دستگاههای اجرایی مناطق مختلف به مدیران غیربومی نیست.البته نباید فراموش کرد که بسیاری از نهادها راسا" قادر به بکارگرفتن نیروهای جدید نیستند و به همین خاطر مجبور به گردش مدیران خود در مناطق مختلف کشور و استان ها می باشند.پس آنچه مذموم بوده و هست بکارگیری مدیران ناکارآمد و ضعیف اعم از بومی و غیربومی است.
اما چرا مدیران ضعیف آنهم از نوع غیربومی در مناطق کوچک و در عرصه اداره نهادها و دستگاههای دولتی رشد پیدا می کنند؟علل این پدیده را می توان در مقوله دیگری جست و آن چیزی جز اختلافات بیهوده ،سطحی و باندی افراد و گروههای منطقه ای نیست.وجود اختلافات غیر ریشه ای و مبتنی بر سلیقه های گوناگون اعم از فرهنگی ،طایفه ای ،باندی ،سیاسی و غیره فردمحوری را جایگزین شایسته سالاری و مدیریت جمعی نموده است.بطور نمونه در مناطقی همچون ملاثانی هنگامیکه فردی بومی کارآمد و توانمند برای تصدی مسئولیتی پیشنهاد می شود،در اندک زمانی انواع و اقسام انگ ها و معایب برای وی تراشیده و در قالب گزارش حال چه بی نام یا با نام تهیه و در سنخ زیاد تقدیم مدیران بالاتر می کنند جالب تر اینکه مثلا" اگر جد طرف مشکلی داشته همان خصلت را فرد موصوف نسبت داده و بستر تخریب شخصیت او را فراهم می کنند.از سویی وقتی که ان قلت و علامت سئوالی در مقابل شخصیت کسی قرار گیردبرخی مدیران سطوح کلان بدلیل عدم شناخت مناطق ،بی اطلاعی از سوابق افراد و نداشتن شجاعت تصمیم گیری و همچنین برای جلب رضایت نمایندگان مجلس ،اعضای ستادهای انتخاباتی آنان ،اعضای شوراها و غیرهم از فرد با کفایت پیشنهادی صرف نظر و بدنبال گزینه مدیر توافقی می رود.حال ویژگی های مدیر توافقی چیست؟
۱)با اعطای حق السهم به گروههای مختلف سعی در جلب رضایت همه می نماید ولو بلغ مابلغ
۲)نگاه یکسان به دیدگاهها و نظرات همه افراد منطقه محل خدمت اعم از دلسوز و کارشناس یا متملق
۳) بهرگیری از سیاست تفرقه بیفکن و حکومت کن در راستای پوشش ضعف و ناکارآمدی خود .
۴) سود بردن از افراد بله قربانگو،متملق و کم سواد و خبرچین برای اطلاع از نقاط ضعف منتقدین با هدف دور نگه داشتن آنها از صحنه تصمیم گیری. ....
از سویی برخی مدیران ستادی هنگام نصب زیردستان بسبب فقدان بانک اطلاعاتی جامع مدیران شایسته اعم از بومی و غیربومی صرفا" حلقه خواص و دوستان خود را می بیند ،لذا برای رهایی از امر پاسخگویی به گروهها و افراد ا معمولا" فردی از مقربان را گرچه ناکارامد را راهی مناطق و شهرهای کوچک می نمایند،همین امر در مورد انتخاب شهرداران از سوی اعضای شوراهای اسلامی شهرهای اقماری نیز صدق می کند.البته گاهی مجموعه یا فردی خود از معضل ناکارآمدی رنج می برند و بشکل طبیعی بدنبال انتصابات شخص همتراز می روند زیرا انتخاب مدیران توانمند و عالم تر را بدلیل استقلال رای و شجاعت در امر تصمیم گیری برنمی تابند.پس می توان به این نتیجه رسید مهمترین علل ظهور و بروز مدیران ناکارآمد در عرصه مدیریت شهرهای کوچک و اقماری اختلافات سطحی می باشد. در هنگام مطالعه نظرات خوانندگان عزیز در مورد یکی از اخبار منتشره وبگاه به دیدگاه جالبی از آقای حسین کعبی برخوردم که بدرستی علت بروز مشکل مذکور را اختلافات و نگاههای تنگ و بدون مطالعه برخی شهروندان در مقاطع مهمی همچون انتخابات شورای شهر و مجلس می داند که بزعم بنده این دیدگاه صائب و درست می باشد.ان شاءالله در فرصت مناسب بتوانم این مبحث را بیشتر بشکافم و نکات جدیدتری را تقدیم خوانندگان محترم بکنم.