به عشق همه معلمان مي نگارم
چگونه سپاس گويم مهرباني و لطفي كه سرشار از عشق و يقين است؟،چگونه قدر بدانم آثار ماندگار علم آموزي ات را كه چراغ فروزان هدايت در كلبه محقر وجودم روشن ساخت،آري در برابر اين همه عظمت و شكوه تو سپاس نتوان كرد .تنها پروانه جانم برگرد شمع وجودت مي سرايد:
معلم كيمياي جسم و جان است
معلم رهنماي گمرهان است
شده حك بر فراز قله ي عشق
معلم وارث پيغمبران است
اي معلم من !تو باغبان مهربان نهال هاي نوشكفته امروز و سروهاي سرافراز و تنومند فردايي . دست بخشنده و قلب آكنده از مهرت را از روح وجسم دانش آموزان ،اين ساقه هاي نورسيده و شكوفه هاي جوان دريغ مدار تا عطر فردايشان يادگار بذرافشاني توباشد و بويندگان گل هاي خوش مشام بوستان معلم بر باغبان كاردان آن آفرين گويند.
معلمي هنر است ، هنرآموختن هرآنچه سالها با كوشش و تلاش مضاعف اندوخته است.معلمي عشق آسماني است كه كه دادار و آفريدگار محبت و مهر به بشر عطا كرد تا با همت بلند خويش روشني بخش شب هاي ديجور و تاريك جهالت باشد.معلمي مهري است كه از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات گمراهي به نور دانايي رهنمون شوند.
راستي كه معلمي شغل نيست ،عشق است.
نامت اي ميراث دار انبياء ،جاودانه و روزت مبارك و خجسته باد.
ملاثاني – مريم حمیدی