زمستان سال ۱۳۷۴ تنور تبلیغات انتخاباتی شهرستان اهواز و مناطق حومه همچون مسیرهای ملاثانی ،حمیدیه ،کوت عبدالله و .....بدلیل شور و شعور مردم و همچنین تنوع نامزدها از طیف های گوناگون خیلی داغ شده بود و رنگین کمان گوناگونی افکار و سلایق سیاسی به رقابت ها جلوه خاصی بخشیده بود.در آن دوران انتخاب و گزینش اصلح برای جوانان و نیروهای انقلاب و حزب الله مساله بسیار مهمی قلمداد می شد،اما جهت رسیدن به این مهم صرف توصیه و سفارش بزرگان برای جوانان ملاثانی کافی نبود.لذا در فاصله زمانی یک ماه پیش از آغاز رقابت ها ،جوانان انجمن اسلامی تمامی کاندیداهای حاضر در رقابت ها اعم چپ ،راست و مستقل را به جلسات چالشی فرامی خواندند.
جوانان دانش آموخته منطقه با برگزاری جلسات پرسش و پاسخ و نقد صریح ،نامزدها و شعارهایشان را به چالش جدی می کشاندند.نشست های مذکور فرصت خوبی است تا بدور از پیش فرض ها ،اغوای تبلیغاتی ،سفارش ها و احساسات نامزدهای شایسته و لایق را شناخت و در روز رای گیری آسوده و با خیال راحت به آنها رای داد.خلاصه براساس فرایند فوق الاشاره جوانان انجمن اسلامی از بین ۴۲ نامزد انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی حوزه انتخابیه اهواز در خصوص آقایان حجةالاسلام دکتر سیداحمد موسوی ،دکتر محمدعلی پور موسوی و دکتر محمدرضا موالی زاده به اجماع قاطع رسیدند.از جمله موانع تبلیغات مشترک این بود که هر کاندیدایی بطور مستقل وارده عرصه انتخابات شده و هزینه تبلیغات را شخصا" پرداخت می کند ،از سویی مجموعه انجمن باتوجه جمع بندی حاصل شده لزوما"باید تبلیغات مشترک را بر سه نفر متمرکز کند،لذا ضرورت ایجاب می کرد از اقلام تبلیغاتی یک نفر برای کارهای مشترک استفاده بیشتری بشود، پس دوستان پیرامون موضوع مطروحه مجبور به استفسار از کاندیداهای مورد حمایت شدند.تنها فردی که با آغوش باز از این اقدام استقبال و آنرا مورد تحسین قرار داد،دکتر سیداحمد موسوی بود که گفت: من حاضرم هزینه وحدت و اقدام مشترک در راستای همگرایی نیروهایی خط ولایت را پرداخت کنم و از این جهت هیچ مشکلی نیست.هفته گذشته و ۱۶ سال پس از آن خاطره دکتر حاج سیداحمد را در یک جمع دوستانه دیدم ،اما اینبار سیداحمدی متفاوت با کوله باری از تجارب و مدیریت های سیاسی و اجرایی در سطوح ملی و بین اللملی همچون معاونت حقوقی و پارلمانی رییس جمهور ،سفارت سوریه ،مشاورت رییس جمهور ،ریاست مرکز حمایت از انتفاضه فلسطین و مقاومت اسلامی .

از ایشان درباره وحدت و همگرایی پرسیدم بازهم همان آقای موسوی پیرو راستین ولایت سال ۷۴ بود ولی با نگاهی وسیع ،سعه صدر،آغوشی گشاده و صمیمی تر برای استقبال از فرزندان انقلاب و پیروان ولایت و اندیشه ای فراخ و جهانی در پاسخ به پرسش ساده بنده گفت:درشرایط کنونی تجمع نیروهای وفادار به ولایت و انقلاب اسلامی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.بیایید دور هم جمع شویم و برای چالش های فراروی توسعه استان در تمام ابعاد چاره بیاندیشیم.اینگونه می توانیم در استان خودمان تاثیر گذار باشیم.متاسفانه تفکرات نادرست و اندیشه های تنگ فضای خدمت را برای دلسوزان محدود ساخته است.پس در این موقعیت باید به جنگ خط کشی های قومی و تبعیض رفت .باید دکان های سیاسی که به قیمت تخریب و حذف نیروهای راستین وفادار به انقلاب ،امام و ولایت بر پا شده را بست و طرحی نو درانداخت.آنقدر از مسائل ریز و درشت استان ، محله ها و مناطق گوناگون آن سخن بر زبان راند، لحظاتی مرا به تأمل فرو برد ،کاش آن دوستان بی انصاف که این روزها ماشین تخریب شان با شتاب بالا علیه سید به راه افتاده ،حداقل به اندازه ذره ای از اطلاعات و داشته های دکتر موسوی پیرامون مسائل و امور جاری استان خوزستان داشته باشند.برای هر تصمیمی درباره خوزستان در هیأت دولت ،حتی پیش از بالاترین مقام اجرایی استان ،مورد مشاوره رییس جمهور و وزراء قرار می گرفت ،حتی زمانی که در سوریه و فرسنگ ها در آن سوی مرز های ایران اسلامی بود.پس باید اعتراف کرد ،سیداحمد فرزند راستین خوزستان و سنگ صبور وفاداران انقلاب ،امام و ولایت است.